نسخه Pdf

فاصله ادعاهای واشنگتن تا واقعیت مذاکرات

فضای مه‌آلود مذاکرات

گروه سیاسی
در هفته‌های اخیر، موج گسترده‌ای از گزارش‌ها، نشانه‌ها و ادعاها درباره احتمال دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا فضای رسانه‌ای را فرا گرفته است. دونالد ترامپ در شبکه‌های اجتماعی خود مدعی شد که توافقی «تا حد زیادی مذاکره شده» میان ایالات متحده، جمهوری اسلامی ایران و سایر کشورها شکل گرفته و به‌زودی اعلام خواهد شد. با این حال، واقعیت‌های میدانی و دیپلماتیک تصویری به‌مراتب پیچیده‌تر و نگران‌کننده‌تر از این ادعاها ترسیم می‌کنند.
سخنگوی تیم مذاکره‌کننده ایران با اشاره به وضعیت مبهم مذاکرات گفت: «توافق با آمریکا هم خیلی دور است، هم خیلی نزدیک.» او تأکید کرد جمهوری اسلامی برای همه گزینه‌ها از جمله ادامه مذاکرات، توقف یا ادامه جنگ آمادگی کامل دارد. اعضای تیم مذاکره‌کننده ایران همچنین با صراحت اعلام کرده‌اند که هیچ اعتمادی به آمریکا ندارند و این بی‌اعتمادی در بدترین شرایط ممکن قرار دارد. این موضع‌گیری صریح نشان می‌دهد که تهران با چشمانی باز و رویکردی کاملاً واقع‌بینانه وارد میز مذاکره شده؛ اما تحلیلگران تأکید دارند که حجم بالای اخبار و روایت‌سازی رسانه‌ای نباید جایگزین واقعیت‌های صحنه شود.
 مسیر طولانی از مذاکره تا جنگ
برای درک درست وضعیت کنونی، باید مسیر پیچیده‌ای را که طرفین طی کرده‌اند به یاد آورد. مذاکرات ایران و آمریکا از آوریل ۲۰۲۵ با هدف دستیابی به یک توافق هسته‌ای آغاز شد؛ مذاکراتی که پس از ارسال نامه‌ای از سوی ترامپ به رهبر ایران شکل گرفت و چندین دور با میانجیگری عمان و پاکستان برگزار شد.
این مذاکرات بر برنامه هسته‌ای ایران و سطوح غنی‌سازی اورانیوم تمرکز داشت. آمریکا در پی کاهش سطح غنی‌سازی بود، در حالی که ایران خواهان رفع تحریم‌ها و فرصتی برای ادامه مذاکرات بود. با این حال، این گفتگوها در نهایت شکست خورد و دور ششم پس از حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران لغو شد. این حملات غافلگیرکننده درست در جریان مذاکرات صورت گرفت. ایران با حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل، پایگاه‌های آمریکایی و کشورهای عربی متحد آمریکا در غرب آسیا واکنش نشان داد و با بستن تنگه هرمز، موجب اختلال گسترده در تجارت جهانی شد.
 آتش‌بس شکننده و مذاکرات ناتمام اسلام‌آباد
در آوریل ۲۰۲۶، ایران و آمریکا پس از آنکه ایران طرح پیشنهادی دولت پاکستان موسوم به «توافق اسلام‌آباد» را رد کرد، با میانجیگری پاکستان بر سر یک آتش‌بس دو هفته‌ای به توافق رسیدند. ایران به‌جای پذیرش طرح پاکستان، برنامه ده‌ماده‌ای خود را برای یک توافق صلح آینده ارائه کرد.
مذاکرات اسلام‌آباد بعد از چهل روز جنگ و چند روز آتش‌بس، نه در فضای بی‌اعتمادی، بلکه در فضای «بدگمانی» برگزار شد. در روز اول مذاکرات سه‌جانبه پس از گذشت چند ساعت، پیشرفت‌هایی حاصل شد اما اختلافات اساسی نیز باقی ماند. هیئت پاکستانی پیشنهادی در خصوص تنگه هرمز ارائه داد، اما در نهایت با خروج تیم آمریکا از مذاکرات، گفتگوها به پایان رسید و سرنوشت مذاکرات در هاله‌ای از ابهام باقی ماند.
پس از بیش از یک ماه آتش‌بس شکننده میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تحولات اخیر نشان می‌دهد بحران وارد حساس‌ترین مرحله خود شده است؛ مرحله‌ای که در آن هم‌زمان نشانه‌های دیپلماسی فشرده، آماده‌باش نظامی، تحرکات منطقه‌ای و تهدید بازگشت جنگ دیده می‌شود.
 ترامپ؛ بازیگری غیرقابل‌پیش‌بینی
شخصیت و رویکرد دونالد ترامپ یکی از اصلی‌ترین عوامل ابهام در آینده هر توافق احتمالی است. ترامپ در دور اول ریاست‌جمهوری خود از برجام خارج شد و اکنون در پی ثبت یک توافق مناسب با جمهوری اسلامی در کارنامه خود است. از سوی دیگر، ایران نیز به او و سیاست‌هایش اعتماد چندانی ندارد.
موضع آمریکا در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ این بوده که ایران باید «غنی‌سازی صفر» را بپذیرد؛ موضعی که ایران در مناسبت‌های پیشین آن را رد کرده است. در پیچ‌وخم این مذاکرات، مسائل مورد بحث شامل آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، بازسازی و رفع تحریم‌ها، و یک توافق صلح بلندمدت بوده است. به گفته منابع آگاه، کاخ سفید بر این باور است که فشار اقتصادی، ایران را برای رسیدن به توافق کامل با هدف برداشتن تحریم‌ها و آزادسازی منابع مالی مسدودشده ترغیب می‌کند. همچنین اگر آمریکا به این نتیجه برسد که ایران درباره مذاکرات هسته‌ای جدی نیست، ممکن است توافق حتی شصت روز کامل هم دوام نیاورد. این رویکرد فشارمحور واشنگتن، همراه با سابقه تغییر مواضع و خروج از توافق‌های قبلی، بی‌اعتمادی تهران را به حداکثر رسانده است.
توافق موقت یا راه‌حل پایدار؟
ناظران سیاسی و کارشناسان مسائل منطقه بر این باورند که حتی در صورت اعلام توافق، آنچه شکل خواهد گرفت صرفاً یک «توافق موقت» خواهد بود. پیش‌نویس یادداشت تفاهم شامل تعهداتی از سوی ایران مبنی بر این است که هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نرود و درباره تعلیق برنامه غنی‌سازی اورانیوم و خارج کردن ذخایر با غنای بالا مذاکره کند. با این حال، بسیاری از مسائل اصلی در هاله‌ای از ابهام باقی مانده و به مراحل بعدی موکول شده است.
در این میان، ایران در چارچوب پیشنهادهای صلح، ساخت حداقل نوزده رآکتور هسته‌ای جدید را مطرح کرده و اعلام داشته که قراردادهای این پروژه‌ها می‌تواند به احیای صنعت هسته‌ای رو به افول آمریکا کمک کند. این پیشنهاد نشان می‌دهد تهران به دنبال معامله‌ای فراتر از یک آتش‌بس ساده است.
شروط محوری ایران؛ خطوط قرمز غیرقابل‌چشم‌پوشی
در این فضای پرابهام، جمهوری اسلامی مواضع اصولی خود را روشن کرده است. مطالباتی که به‌عنوان شروط محوری ایران برای هر توافق احتمالی مطرح می‌شوند عبارتند از: پایان کامل جنگ و تنش در تمامی جبهه‌ها، لغو مؤثر و واقعی تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌ها و پول‌های بلوکه‌شده، جبران خسارت‌های ناشی از جنگ و اقدامات خصمانه، و به‌رسمیت‌شناختن حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز.
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران باعث بی‌ثباتی در خاورمیانه، افزایش قیمت سوخت و اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز شده است. در چنین شرایطی، تنگه هرمز به اهرم اصلی فشار ایران در مذاکرات تبدیل شده و واگذاری کنترل آن بدون تضمین‌های کافی در قبال همه مطالبات تهران، پذیرفتنی نیست. اسرائیل نیز به مذاکرات چشم دوخته بود، زیرا تنها چیزی که نخست‌وزیر و دولت این رژیم نمی‌خواستند اتفاق بیفتد، دادن امتیاز از سوی ایالات متحده به ایران بود. این واقعیت نشان می‌دهد فشار لابی‌های داخلی آمریکا و اسرائیل، یکی از جدی‌ترین موانع پیش روی هر توافق پایدار است.
درس‌های جنگ؛ ظرفیت‌های نو در دل بحران
دو جنگ تحمیلی اخیر، معادلات منطقه‌ای و داخلی را وارد مرحله تازه‌ای کرده‌اند. این رخداد، علاوه بر خسارات و فشارهای گسترده، ظرفیت‌های جدیدی نیز برای مردم و حاکمیت ایجاد کرده که باید به‌عنوان پشتوانه قدرت ملی حفظ و تقویت شود. بر همین اساس هرگونه مذاکره یا اقدام دیپلماتیک باید بر پایه تحقق مطالبات مشخص و غیرقابل‌چشم‌پوشی ملی دنبال شود، نه بر اساس فشار زمانی یا نیاز به نمایش موفقیت از سوی طرف مقابل.
نتیجه؛ هوشیاری به‌جای خوش‌بینی زودهنگام
کارشناسان معتقدند تحقق مطالبات ایران می‌تواند معیار سنجش میزان جدیت طرف آمریکایی باشد؛ در غیر این صورت، هر توافقی صرفاً یک توقف موقت در بحران خواهد بود، نه راه‌حلی پایدار.
مذاکرات هسته‌ای سال ۲۰۱۵ دولت اوباما با ایران در نهایت به توافق شکننده برجام انجامید؛ توافقی که در آغاز امیدهایی را برای رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط برانگیخت، اما در نهایت نتوانست اهداف مورد نظر را محقق کند و با خروج یک‌جانبه آمریکا فروپاشید.
 تجربه تاریخی نشان داده که مسیر تعامل میان تهران و واشنگتن همواره مسیری پیچیده و مبتنی بر بی‌اعتمادی عمیق بوده است.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ انسجام داخلی، هوشیاری در برابر عملیات روانی، پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، و پیگیری مذاکرات بر پایه تحقق مطالبات مشخص و غیرقابل‌چشم‌پوشی ملی است؛ چرا که تجربه نشان داده واشنگتن در بزنگاه‌های حساس، رفتاری غیرقابل پیش‌بینی و بعضاً متناقض از خود بروز می‌دهد.
 فضای مه‌آلود مذاکرات
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو