اجتماعات مردمی سنگر وحدت
علی حسن حیدری
در همه کشورها، اجتماعات مردمی یکی از مهمترین نمادهای قدرت اجتماعی و سرمایه ملی محسوب میشوند. اما در جمهوری اسلامی ایران، این اجتماعات تنها یک گردهمایی سیاسی نیستند. آنها نماد پیوند ملت با آرمانهای انقلاب، نمایش وحدت ملی و جلوهای از انسجام اجتماعی هستند. هرگاه مردم با سلیقهها، دیدگاهها و گرایشهای مختلف در کنار یکدیگر قرار میگیرند، در واقع این پیام را به دوستان و دشمنان کشور مخابره میکنند که در دفاع از اصل نظام، امنیت ملی و منافع کشور متحد هستند.
فلسفه اصلی این اجتماعات نیز دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته است. راهپیماییها و تجمعات مردمی برای نمایش اقتدار ملی طراحی میشوند. هدف آنها تقویت همبستگی اجتماعی است. این اجتماعات قرار است شکافها را کاهش دهند، نه آنکه شکاف جدیدی ایجاد کنند. قرار است پیام وحدت مخابره کنند، نه پیام نزاع. قرار است مانع شکلگیری فتنه و آشوب شوند، نه بستری برای تولید بحرانهای جدید. به همین دلیل، هرگاه این اجتماعات بتوانند همه نیروهای وفادار به کشور را زیر یک پرچم گرد آورند، به یکی از مهمترین عوامل بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی و توطئههای داخلی تبدیل میشوند.
دشمنان ایران نیز دقیقاً به همین دلیل بر روی این اجتماعات تمرکز کردهاند. آنان به خوبی میدانند که انسجام اجتماعی یکی از ارکان قدرت ملی است. جامعهای که متحد باشد، در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی مقاومت بیشتری خواهد داشت. از همین رو تلاش میکنند اجتماعاتی که برای وحدت شکل گرفتهاند را به میدان رقابتهای داخلی تبدیل کنند. تلاش میکنند مطالبات سیاسی را به صفبندیهای اجتماعی تبدیل کنند. تلاش میکنند نیروهایی را که باید در کنار یکدیگر باشند، در برابر هم قرار دهند. نتیجه چنین روندی چیزی جز فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف قدرت ملی نخواهد بود.
البته این واقعیت به معنای نفی نقد و مطالبهگری نیست. نقد حق طبیعی مردم است. مطالبهگری نیز حق مسلم جامعه است. هیچ نظام مردمسالاری بدون پرسشگری، نظارت عمومی و مطالبهگری مسئولانه نمیتواند مسیر اصلاح و پیشرفت را طی کند. اما میان مطالبهگری و دوقطبیسازی تفاوتی بنیادین وجود دارد. مطالبهگری به دنبال اصلاح است. دوقطبیسازی به دنبال تقابل است. مطالبهگری به دنبال حل مسئله است. دوقطبیسازی به دنبال تولید بحران است. مطالبهگری سرمایه اجتماعی را افزایش میدهد. دوقطبیسازی آن را نابود میکند.
از همین رو، مطالبهگری زمانی ارزشمند است؛ که در چارچوب قانون انجام شود. بر پایه عقلانیت باشد. منافع ملی را معیار قرار دهد. از هیجانهای زودگذر سیاسی فاصله بگیرد و به جای تحریک احساسات، به افزایش آگاهی عمومی کمک کند. جامعهای که بتواند میان نقد و تخریب، میان اصلاح و تقابل، و میان مطالبهگری و آشوب تفاوت قائل شود، از بلوغ سیاسی بالاتری برخوردار خواهد بود.
بزرگترین خطری که امروز میتواند اجتماعات مردمی را تهدید کند، تغییر کارکرد آنهاست. اگر راهپیماییهایی که برای نمایش وحدت شکل گرفتهاند، به صحنه اختلاف تبدیل شوند، اگر اجتماعاتی که برای دفاع از انقلاب سازماندهی شدهاند به بستری برای تسویهحسابهای سیاسی تبدیل گردند، اگر شعار وحدت جای خود را به مرزبندیهای درونی بدهد، در واقع فلسفه وجودی این اجتماعات دچار آسیب شده است. چنین وضعیتی نه تنها کمکی به تقویت کشور نمیکند، بلکه بخشی از قدرت ملی را مستهلک خواهد کرد.
در همه کشورها، اجتماعات مردمی یکی از مهمترین نمادهای قدرت اجتماعی و سرمایه ملی محسوب میشوند. اما در جمهوری اسلامی ایران، این اجتماعات تنها یک گردهمایی سیاسی نیستند. آنها نماد پیوند ملت با آرمانهای انقلاب، نمایش وحدت ملی و جلوهای از انسجام اجتماعی هستند. هرگاه مردم با سلیقهها، دیدگاهها و گرایشهای مختلف در کنار یکدیگر قرار میگیرند، در واقع این پیام را به دوستان و دشمنان کشور مخابره میکنند که در دفاع از اصل نظام، امنیت ملی و منافع کشور متحد هستند.
فلسفه اصلی این اجتماعات نیز دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته است. راهپیماییها و تجمعات مردمی برای نمایش اقتدار ملی طراحی میشوند. هدف آنها تقویت همبستگی اجتماعی است. این اجتماعات قرار است شکافها را کاهش دهند، نه آنکه شکاف جدیدی ایجاد کنند. قرار است پیام وحدت مخابره کنند، نه پیام نزاع. قرار است مانع شکلگیری فتنه و آشوب شوند، نه بستری برای تولید بحرانهای جدید. به همین دلیل، هرگاه این اجتماعات بتوانند همه نیروهای وفادار به کشور را زیر یک پرچم گرد آورند، به یکی از مهمترین عوامل بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی و توطئههای داخلی تبدیل میشوند.
دشمنان ایران نیز دقیقاً به همین دلیل بر روی این اجتماعات تمرکز کردهاند. آنان به خوبی میدانند که انسجام اجتماعی یکی از ارکان قدرت ملی است. جامعهای که متحد باشد، در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی مقاومت بیشتری خواهد داشت. از همین رو تلاش میکنند اجتماعاتی که برای وحدت شکل گرفتهاند را به میدان رقابتهای داخلی تبدیل کنند. تلاش میکنند مطالبات سیاسی را به صفبندیهای اجتماعی تبدیل کنند. تلاش میکنند نیروهایی را که باید در کنار یکدیگر باشند، در برابر هم قرار دهند. نتیجه چنین روندی چیزی جز فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف قدرت ملی نخواهد بود.
البته این واقعیت به معنای نفی نقد و مطالبهگری نیست. نقد حق طبیعی مردم است. مطالبهگری نیز حق مسلم جامعه است. هیچ نظام مردمسالاری بدون پرسشگری، نظارت عمومی و مطالبهگری مسئولانه نمیتواند مسیر اصلاح و پیشرفت را طی کند. اما میان مطالبهگری و دوقطبیسازی تفاوتی بنیادین وجود دارد. مطالبهگری به دنبال اصلاح است. دوقطبیسازی به دنبال تقابل است. مطالبهگری به دنبال حل مسئله است. دوقطبیسازی به دنبال تولید بحران است. مطالبهگری سرمایه اجتماعی را افزایش میدهد. دوقطبیسازی آن را نابود میکند.
از همین رو، مطالبهگری زمانی ارزشمند است؛ که در چارچوب قانون انجام شود. بر پایه عقلانیت باشد. منافع ملی را معیار قرار دهد. از هیجانهای زودگذر سیاسی فاصله بگیرد و به جای تحریک احساسات، به افزایش آگاهی عمومی کمک کند. جامعهای که بتواند میان نقد و تخریب، میان اصلاح و تقابل، و میان مطالبهگری و آشوب تفاوت قائل شود، از بلوغ سیاسی بالاتری برخوردار خواهد بود.
بزرگترین خطری که امروز میتواند اجتماعات مردمی را تهدید کند، تغییر کارکرد آنهاست. اگر راهپیماییهایی که برای نمایش وحدت شکل گرفتهاند، به صحنه اختلاف تبدیل شوند، اگر اجتماعاتی که برای دفاع از انقلاب سازماندهی شدهاند به بستری برای تسویهحسابهای سیاسی تبدیل گردند، اگر شعار وحدت جای خود را به مرزبندیهای درونی بدهد، در واقع فلسفه وجودی این اجتماعات دچار آسیب شده است. چنین وضعیتی نه تنها کمکی به تقویت کشور نمیکند، بلکه بخشی از قدرت ملی را مستهلک خواهد کرد.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



