آلودگی هوا میراث سوءمدیریت و سهل انگاری است
انباشت آلودگی و تکالیف بهجامانده
گروه اجتماعی
امروز هوای اغلب کلانشهرها در غبار و تیرگی فرو رفته، وضعیتی که در هیچ دورهای از تاریخ سابقه نداشته است و طبق گزارش موسسه بار بیماریها، سالانه ۵۴ هزار مرگ در ایران به آلودگی هوا نسبت داده میشود.
اکنون روزها و هفتههاست که دهها شهر بزرگ و کوچک با آلودهترین روزهایشان در دهه اخیر مواجهاند و شاخص آلودگی در بسیاری از شهرها از مرز هشدار عبور کرده است و شهروندان در هوایی تنفس میکنند که بر اساس استانداردهای جهانی، «ناسالم»، «بسیار ناسالم» و حتی «خطرناک و سمی» طبقهبندی میشود.
اگرچه مسئله آلودگی هوا تازگی ندارد و همواره وعدههای جدیدی دربارهاش داده میشود، وعدههایی که شهروندان را تا همین چند سال قبل نسبت به حل مشکل امیدوار میکرد ولی آنچه امسال بیش از هر زمان دیگری این وضعیت را واکنشبرانگیز کرده، اعتراف صریح برخی مسئولان است. علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت در همین زمینه گفته است: «باید از مردم بابت اینکه این بلا را سرشان میآوریم، عذرخواهی کنیم... خودروهای فرسوده مشکلسازند، اما خودروهای جدید داخلی هم فاجعهاند. ای کاش کل خودروسازی تعطیل میشد.»
او همچنین تایید کرده که کیفیت پایین بنزین مصرفی و ناکارآمدی مدیریت سوخت، از ریشههای اصلی این بحراناند.
این اعترافات در حالی صورت گرفته که دولتهای مختلف همواره نسبت به حل بحران آلودگی هوا کمتوجه بودهاند و در مقابل، فضای بیشتری برای رشد چشمگیر خودروهای غیراستاندارد و کیفیت پایین سوخت مصرفی پدید آوردهاند. مسئولان از تخصیص بودجههای مناسب برای کاهش آلایندههای مضر شهری خودداری کرده و نسبت به اجرای قوانین این حوزه بیتفاوت بودهاند؛ قانون توسعه حملونقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت مصوب سال ۸۶، قانون اصلاح الگوی مصرف انرژی مصوب سال ۸۹، قانون هوای پاک مصوب سال ۹۶ و بسیاری از قوانین دیگر در زمینه کاهش آلودگی هوا که به تصویب مجلس شورای اسلامی نیز رسیده، آن طور که باید و شاید هنوز به مرحله اجرایی نرسیده است.
انباشت تکالیف قانونی و تشدید آلودگی هوا
کارشناسان حوزه آلودگی هوا با انتقاد از این مسئله تاکید میکنند که «در دهههای اخیر قوانین مختلفی به تصویب رسیده یا آییننامهها و بخشنامههای مشابهی توسط هیئتدولت ابلاغ شده، اما بخش زیادی از تکالیف تعیینشده در این قوانین و مقررات اجرایی نشده است.»
کارشناسان انباشت تکالیف قانونی انجامنشده از سوی دستگاههای مختلف را مهمترین دلیل تشدید آلودگی هوای کلانشهرها معرفی کرده و عنوان میکنند: «یکی از مهمترین علل آلودگی هوای کلانشهرهای کشور، تردد بیش از حد خودروهای شخصی بهدلیل ناکافی بودن وسایل حملونقل عمومی است، این اشکال نیز صرفا متوجه شهر تهران نیست، بلکه در تمام کلانشهرهای کشور طی ۱۰ سال گذشته توسعه حملونقل عمومی تقریبا متوقف شده است. این مسئله به افزایش سن وسایل نقلیه عمومی دامن زده و باعث فرسوده شدن بسیاری از اتوبوسها و تاکسیهای در حال تردد در شهرهای بزرگ کشور شده است.»
در همین حال، پانیذ قهرمانی از کارشناسان و صاحبنظران این حوزه درباره چرایی تشدید آلودگی هوا میگوید: «در دهههای اخیر همراه با توسعه و رشد سریع شهرنشینی در ایران و چالشهای صنعتی همراه با آن، آلودگی هوا در شهرهای مختلف تبدیل به یک بحران گسترده شده است و بسیاری از کلانشهرها با معضل آلودگی هوا روبهرو هستند. تمرکز موقعیتهای شغلی و برخورداری از زیرساختهای توسعهای باعث شده سیل عظیمی از مهاجرتها به کلانشهرها و حومه آن صورت بگیرد. این افزایش جمعیت خود باعث افزایش تردد و مصرف بیشتر سوختهای فسیلی شده است.امروزه آلودگی هوا نه فقط در ایران که در کشورهای مختلف جهان اعم از توسعهیافته و در حال توسعه تبدیل به چالشی بزرگ شده و انتشار انواع آلایندهها کرهی خاکی را با بحرانی عظیم روبهرو کرده است. آلودگی هوا چهارمین علت مرگ و میر در جهان به شمار میرود و پس از فشارخون، خطرات رژیم غذایی و دخانیات، کشندهترین عامل بوده و سالانه هزینه زیادی روی دست دولتها و مردم جهان میگذارد. این معضل چه به صورت جسمی و چه به صورت روانی مشکلات شدیدی را برای شهروندان شهرهای بزرگ و حومههای اطراف آن به وجود آورده و تقریبا به یک امر روتین فرساینده تبدیل شده است. مشکلات قلبی و عروقی، انواع بیماریها و عفونتهای چشمی، ناراحتیهای مختلف دستگاه تنفسی شامل آسم، عفونت قسمتهای فوقانی دستگاه تنفس، التهاب ریوی و برونشیت، بروز انواع سرطان و اختلالات زیادی که در ناحیهی مغز و اعصاب اتفاق میافتد، در بسیاری از موارد ریشه در اثرات ناخوشایند آلودگی هوای شهرها دارند.»
دولتها مسئول مستقیم آلودگی هوا هستند
این کارشناس در ادامه بیان میکند: «برآوردها نشان میدهد که مرگومیرهای ناشی از آلودگی هوا هزینه زیادی را بر دوش اقتصاد تحمیل کرده است. سالانه دهها هزار نفر به دلیل آلودگی هوا دچار مرگ زودرس میشوند و هزینههای اقتصادی کشور به میلیاردها دلار میرسد. هزینهای که میتوانست صرف جلوگیری و پیشگیری از آلودگی هوا شود. بر اساس مطالعه مرکز سلامت جهان، دولتها مسئول مستقیم آلودگی هوا هستند و وظیفه دارند برای جلوگیری از این پدیده اقدامات متناسبی را همچون ایجاد فضای سبز و کاشت مراتع در حومهی شهرها، از رده خارجکردن خودروهای با استاندارد پایین و دودزا، ممانعت از انتشار گازهای آلاینده و تنظیم کارخانهها انجام دهند. از سوی دیگر، در قانون اساسی ما، مانند بسیاری از کشورها در مورد لزوم حفاظت از محیطزیست تاکید شده است. بهعنوان مثال اصل ۵٠ قانون اساسی، به طور صریح و مستقیم به لزوم حفاظت از محیطزیست و ممنوعیت فعالیتهای آلایندههای محیطزیست اشاره کرده است. در حقیقت چنین التزامی پیشازاین نیز احساس شده بود و بحثهای حقوقی پیرامون آن در چندین سال قبل از اینکه بحران آلودگی به این حد برسد نیز وجود داشت. در این میان، نخستین قانونی که به طور بسیار کلی به محیطزیست اشاره کرده است قانون بودجهی ١٣٢٨ است که در آن به آلودگی هوا به طور اخص اشاره نشده بود. اما نخستین قانونی که به طور صریح به موضوع آلودگی هوا پرداخت، قانون اصلاح پارهای از مواد و الحاق مواد جدید به قانون شهرداری مصوب ١٣٤۵ است. مطابق این قانون، وظیفه نظارت و مراقبت از وضع آلایندهها اعم از کارخانهها و وسایل نقلیه به شهرداری محول شده بود. اما قانونی که در سالهای اخیر به طور انحصاری و جامع تعیینکننده ضوابط مربوط به آلودگی هوا بوده، قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ١٣٧٤ است. پس از این قانون نیز، فعالیتهایی در جهت ارتقای قوانین مربوط به کیفیت شهرها انجام گرفت و درنهایت «قانون هوای پاک» در سال ١٣٩٦ به تصویب رسید.»
عدم ضمانت اجرایی قوانین و بحرانی که به قوت خود باقیست!
قهرمانی میگوید: «تلاش برای ارتقای قوانین اگرچه گام مثبتی در جهت کاهش آلایندهها در ایران به شمار میرود اما مشکل اساسی در چنین قوانینی، مسائل مربوط به ضمانت اجرای این قوانین است که باعث شده بحران آلودگی همچنان به قوت خود باقی بماند و هزینه هنگفتی را به شهروندان و دولت تحمیل کند. درواقع قانون هوای پاک با چالشهایی مهم در مسیر اجرا روبهرو است. چالشهایی که با سازوکارهای قانونی در ارتباط هستند. با اینکه قانون هوای پاک بهمنظور رفع مشکل آلودگی هوای کلانشهرها تصویب شد اما همچنان مشکل آلودگی هوا پابرجاست و شهروندان به هوای سالم دسترسی ندارند. علت اصلی تداوم این وضعیت، عمل نکردن دستگاهها به وظایف قانونی خود و جدی نگرفتن و وانهادن مسائل زیستمحیطی است. اقداماتی که انجام میشود نیز بسیار مقطعی بوده و تنها در مدتی که آلودگی به مرز هشدار میرسد، فعالیتهایی صورت میگیرد و پسازآن همهچیز به حال خود رها میشود. طرحهای موقتی همچون طرح ترافیک و تعطیل کردن مدارس عملا کمک چندانی به حل مشکل آلودگی هوا نمیکند.»
سیاستهای توسعهای دولتها در انتشار آلایندهها نقش زیادی دارد
این کارشناس در ادامه تشریح میکند: «عمدهترین دلیلی که باعث افزایش آلودگی هوا شده عوامل انسانی است. برخی از سیاستهای کلان اتخاذشده توسط دولت نیز، منجر به افزایش آلودگی هوا شده است. اگر چه بخشی از راهکارها بر عهده مردم و طرح موضوع مسئولیت مدنی است اما دولتها مسئول اصلی کاهش آلودگی هوا هستند و این در حوزه وظایف آنها است که با به کارگیری راهکارها و تصمیمگیریهای درست و کارآمد با این معضل مبارزه کنند. از طرف دیگر خود سیاستهای توسعهای دولت در انتشار آلایندهها نقش زیادی داشته است. آلودگی ناشی از فعالیتهای اقتصادی در جریان توسعه، آسیبهای جبران ناپذیری به محیط زیست وارد کرده است. بنابراین اهداف دولت که اغلب دارای ابعاد اقتصادی است باید با اتخاذ سیاستهای زیست محیطی مناسب همراه باشد. برای نمونه علت عمده آلودگی هوا در تهران، به عنوان یکی از آلودهترین شهرهای ایران، نیروگاهها، پالایشگاهها، صنایع و حمل و نقل است. تردد بیش از حد خودروها و موتورسیکلتهای که از استاندارد کافی برخوردار نیستند و همچنین از سوخت غیراستاندارد و یا کیفیت پایین استفاده میکنند در آلودگی هوا تاثیر بسزایی داشتهاند. مشکلی که در وهله اول متوجه صنعت خودروسازی ایران است که در بسیاری از موارد پاسخگوی مشکلات ناشی از آلودگی هوا نیست. از طرف دیگر فعالیت صنایع سنگین و آلاینده در داخل و اطراف شهرها به ویژه کلانشهرها، مازوتسوزی و فرسودگی ناوگان حمل و نقل عمومی باعث شده که در شهرهای پرجمعیت آلودگی هوا به مرحله خطرناکی برسد.»
وضعیت آلودگی هوا به مرحله تهدید سلامت عمومی رسیده است
وی تصریح میکند: «علاوه بر مشکلات انسانی، موقعیت جغرافیایی و مشکلات طبیعی نیز مزید بر علت شده است. به عنوان مثال موقعیت جغرافیایی شهر تهران به گونهای است که در دره واقع شده و اطراف آن را کوهها احاطه کردهاند. به همین خاطر است که آلودگی در آسمان این شهر باقی میماند و قادر نیست که از آن خارج شود. موقعیت جغرافیایی اصفهان نیز به همین صورت است. در دشت قرار گرفتن اصفهان سبب شده که تهویه شهر به سختی اتفاق بیفتد. موقعیت جغرافیایی اهواز و مجاورت آن نیز در تشدید آلودگیها تاثیرگذار بوده است. اگر چه خشک شدن تالابها و سدسازیهای بیرویه عامل اصلی طغیان طبیعت و هجوم آلودگی است اما تغییرات اقلیمی نیز بسیار تاثیرگذار بودهاند. تغییر در الگوی باد و باران، نوسانات نامتعارف دما و تغییر فصول به روند آلودگی شهرها سرعت و شدت بیشتری بخشیده است. با این وجود در همه این موارد، نقش عوامل انسانی و سوءمدیریت دلیل همه این بحرانهاست. همانطور که اشاره کردم عامل اصلی آلودگی هوای کلان شهرهای ایران مشکلات ناشی از حمل و نقل و صنعت خودروسازی است. مطابق آمارهای موجود، ۵۹ درصد از آلودگیها در سطح استان تهران مربوط به عوامل محرک است که شامل انواع خودروها اعم از سواری، تاکسی، مینیبوس، اتوبوس و کامیون میشود. اینها جزو آلایندههایی هستند که بیشترین تاثیر را در آلودگی هوای تهران دارند. ۴۱ درصد نیز مربوط به سهم عوامل ثابتی است که در آلودگی شهر تهران و استان اثرگذار هستند. در واقع تعداد خودروهایی که در تهران در حال تردد هستند بیش از توان و ظرفیت اکولوژیکی آن است.»
این کارشناس خاطرنشان میکند: «همواره با وجود قابل پیش بینی بودن وضعیت بحرانی کلانشهرها، همچنان تصمیمهای پیشگیرانه و کنترلی برای آن اتخاذ نمیشود. تنها کاری که انجام میگیرد تعطیلی مدارس است. میزان آلودگی اکنون به حدی است که بارش هم کمکی به آن نخواهد کرد. البته تردیدی نیست که مشکل خشکسالی و ازبین رفتن تالابها پدیده آلودگی را تشدید کرده اما مشکل دیگر این است که نهادهای درگیر بحران آلودگی، حاضر نیستند مسئولیت این بحران را بر دوش بگیرند. طبق قانون هوای پاک، ۲۳ دستگاه مسئول هستند، و به علت عدم وجود مدیریت یکپارچه و هماهنگی لازم، هریک از دستگاهها از زیربار مسئولیت خود شانه خالی میکنند. حال اینکه وضعیت آلودگی هوا به مرحله تهدید سلامت عمومی رسیده و در چنین وضعیتی تنها راهحلی که مسئولان در موقع آلودگی هوا به ذهنشان میرسد این است که یا شهرها را تعطیل کنند یا منتظر بارش برف و باران بمانند. چیزی که مشخص است این است که مسئولان در زمینه کاهش آلودگی هوا هیچ برنامه عملیاتی مناسبی طراحی نکردهاند.»
امروز هوای اغلب کلانشهرها در غبار و تیرگی فرو رفته، وضعیتی که در هیچ دورهای از تاریخ سابقه نداشته است و طبق گزارش موسسه بار بیماریها، سالانه ۵۴ هزار مرگ در ایران به آلودگی هوا نسبت داده میشود.
اکنون روزها و هفتههاست که دهها شهر بزرگ و کوچک با آلودهترین روزهایشان در دهه اخیر مواجهاند و شاخص آلودگی در بسیاری از شهرها از مرز هشدار عبور کرده است و شهروندان در هوایی تنفس میکنند که بر اساس استانداردهای جهانی، «ناسالم»، «بسیار ناسالم» و حتی «خطرناک و سمی» طبقهبندی میشود.
اگرچه مسئله آلودگی هوا تازگی ندارد و همواره وعدههای جدیدی دربارهاش داده میشود، وعدههایی که شهروندان را تا همین چند سال قبل نسبت به حل مشکل امیدوار میکرد ولی آنچه امسال بیش از هر زمان دیگری این وضعیت را واکنشبرانگیز کرده، اعتراف صریح برخی مسئولان است. علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت در همین زمینه گفته است: «باید از مردم بابت اینکه این بلا را سرشان میآوریم، عذرخواهی کنیم... خودروهای فرسوده مشکلسازند، اما خودروهای جدید داخلی هم فاجعهاند. ای کاش کل خودروسازی تعطیل میشد.»
او همچنین تایید کرده که کیفیت پایین بنزین مصرفی و ناکارآمدی مدیریت سوخت، از ریشههای اصلی این بحراناند.
این اعترافات در حالی صورت گرفته که دولتهای مختلف همواره نسبت به حل بحران آلودگی هوا کمتوجه بودهاند و در مقابل، فضای بیشتری برای رشد چشمگیر خودروهای غیراستاندارد و کیفیت پایین سوخت مصرفی پدید آوردهاند. مسئولان از تخصیص بودجههای مناسب برای کاهش آلایندههای مضر شهری خودداری کرده و نسبت به اجرای قوانین این حوزه بیتفاوت بودهاند؛ قانون توسعه حملونقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت مصوب سال ۸۶، قانون اصلاح الگوی مصرف انرژی مصوب سال ۸۹، قانون هوای پاک مصوب سال ۹۶ و بسیاری از قوانین دیگر در زمینه کاهش آلودگی هوا که به تصویب مجلس شورای اسلامی نیز رسیده، آن طور که باید و شاید هنوز به مرحله اجرایی نرسیده است.
انباشت تکالیف قانونی و تشدید آلودگی هوا
کارشناسان حوزه آلودگی هوا با انتقاد از این مسئله تاکید میکنند که «در دهههای اخیر قوانین مختلفی به تصویب رسیده یا آییننامهها و بخشنامههای مشابهی توسط هیئتدولت ابلاغ شده، اما بخش زیادی از تکالیف تعیینشده در این قوانین و مقررات اجرایی نشده است.»
کارشناسان انباشت تکالیف قانونی انجامنشده از سوی دستگاههای مختلف را مهمترین دلیل تشدید آلودگی هوای کلانشهرها معرفی کرده و عنوان میکنند: «یکی از مهمترین علل آلودگی هوای کلانشهرهای کشور، تردد بیش از حد خودروهای شخصی بهدلیل ناکافی بودن وسایل حملونقل عمومی است، این اشکال نیز صرفا متوجه شهر تهران نیست، بلکه در تمام کلانشهرهای کشور طی ۱۰ سال گذشته توسعه حملونقل عمومی تقریبا متوقف شده است. این مسئله به افزایش سن وسایل نقلیه عمومی دامن زده و باعث فرسوده شدن بسیاری از اتوبوسها و تاکسیهای در حال تردد در شهرهای بزرگ کشور شده است.»
در همین حال، پانیذ قهرمانی از کارشناسان و صاحبنظران این حوزه درباره چرایی تشدید آلودگی هوا میگوید: «در دهههای اخیر همراه با توسعه و رشد سریع شهرنشینی در ایران و چالشهای صنعتی همراه با آن، آلودگی هوا در شهرهای مختلف تبدیل به یک بحران گسترده شده است و بسیاری از کلانشهرها با معضل آلودگی هوا روبهرو هستند. تمرکز موقعیتهای شغلی و برخورداری از زیرساختهای توسعهای باعث شده سیل عظیمی از مهاجرتها به کلانشهرها و حومه آن صورت بگیرد. این افزایش جمعیت خود باعث افزایش تردد و مصرف بیشتر سوختهای فسیلی شده است.امروزه آلودگی هوا نه فقط در ایران که در کشورهای مختلف جهان اعم از توسعهیافته و در حال توسعه تبدیل به چالشی بزرگ شده و انتشار انواع آلایندهها کرهی خاکی را با بحرانی عظیم روبهرو کرده است. آلودگی هوا چهارمین علت مرگ و میر در جهان به شمار میرود و پس از فشارخون، خطرات رژیم غذایی و دخانیات، کشندهترین عامل بوده و سالانه هزینه زیادی روی دست دولتها و مردم جهان میگذارد. این معضل چه به صورت جسمی و چه به صورت روانی مشکلات شدیدی را برای شهروندان شهرهای بزرگ و حومههای اطراف آن به وجود آورده و تقریبا به یک امر روتین فرساینده تبدیل شده است. مشکلات قلبی و عروقی، انواع بیماریها و عفونتهای چشمی، ناراحتیهای مختلف دستگاه تنفسی شامل آسم، عفونت قسمتهای فوقانی دستگاه تنفس، التهاب ریوی و برونشیت، بروز انواع سرطان و اختلالات زیادی که در ناحیهی مغز و اعصاب اتفاق میافتد، در بسیاری از موارد ریشه در اثرات ناخوشایند آلودگی هوای شهرها دارند.»
دولتها مسئول مستقیم آلودگی هوا هستند
این کارشناس در ادامه بیان میکند: «برآوردها نشان میدهد که مرگومیرهای ناشی از آلودگی هوا هزینه زیادی را بر دوش اقتصاد تحمیل کرده است. سالانه دهها هزار نفر به دلیل آلودگی هوا دچار مرگ زودرس میشوند و هزینههای اقتصادی کشور به میلیاردها دلار میرسد. هزینهای که میتوانست صرف جلوگیری و پیشگیری از آلودگی هوا شود. بر اساس مطالعه مرکز سلامت جهان، دولتها مسئول مستقیم آلودگی هوا هستند و وظیفه دارند برای جلوگیری از این پدیده اقدامات متناسبی را همچون ایجاد فضای سبز و کاشت مراتع در حومهی شهرها، از رده خارجکردن خودروهای با استاندارد پایین و دودزا، ممانعت از انتشار گازهای آلاینده و تنظیم کارخانهها انجام دهند. از سوی دیگر، در قانون اساسی ما، مانند بسیاری از کشورها در مورد لزوم حفاظت از محیطزیست تاکید شده است. بهعنوان مثال اصل ۵٠ قانون اساسی، به طور صریح و مستقیم به لزوم حفاظت از محیطزیست و ممنوعیت فعالیتهای آلایندههای محیطزیست اشاره کرده است. در حقیقت چنین التزامی پیشازاین نیز احساس شده بود و بحثهای حقوقی پیرامون آن در چندین سال قبل از اینکه بحران آلودگی به این حد برسد نیز وجود داشت. در این میان، نخستین قانونی که به طور بسیار کلی به محیطزیست اشاره کرده است قانون بودجهی ١٣٢٨ است که در آن به آلودگی هوا به طور اخص اشاره نشده بود. اما نخستین قانونی که به طور صریح به موضوع آلودگی هوا پرداخت، قانون اصلاح پارهای از مواد و الحاق مواد جدید به قانون شهرداری مصوب ١٣٤۵ است. مطابق این قانون، وظیفه نظارت و مراقبت از وضع آلایندهها اعم از کارخانهها و وسایل نقلیه به شهرداری محول شده بود. اما قانونی که در سالهای اخیر به طور انحصاری و جامع تعیینکننده ضوابط مربوط به آلودگی هوا بوده، قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ١٣٧٤ است. پس از این قانون نیز، فعالیتهایی در جهت ارتقای قوانین مربوط به کیفیت شهرها انجام گرفت و درنهایت «قانون هوای پاک» در سال ١٣٩٦ به تصویب رسید.»
عدم ضمانت اجرایی قوانین و بحرانی که به قوت خود باقیست!
قهرمانی میگوید: «تلاش برای ارتقای قوانین اگرچه گام مثبتی در جهت کاهش آلایندهها در ایران به شمار میرود اما مشکل اساسی در چنین قوانینی، مسائل مربوط به ضمانت اجرای این قوانین است که باعث شده بحران آلودگی همچنان به قوت خود باقی بماند و هزینه هنگفتی را به شهروندان و دولت تحمیل کند. درواقع قانون هوای پاک با چالشهایی مهم در مسیر اجرا روبهرو است. چالشهایی که با سازوکارهای قانونی در ارتباط هستند. با اینکه قانون هوای پاک بهمنظور رفع مشکل آلودگی هوای کلانشهرها تصویب شد اما همچنان مشکل آلودگی هوا پابرجاست و شهروندان به هوای سالم دسترسی ندارند. علت اصلی تداوم این وضعیت، عمل نکردن دستگاهها به وظایف قانونی خود و جدی نگرفتن و وانهادن مسائل زیستمحیطی است. اقداماتی که انجام میشود نیز بسیار مقطعی بوده و تنها در مدتی که آلودگی به مرز هشدار میرسد، فعالیتهایی صورت میگیرد و پسازآن همهچیز به حال خود رها میشود. طرحهای موقتی همچون طرح ترافیک و تعطیل کردن مدارس عملا کمک چندانی به حل مشکل آلودگی هوا نمیکند.»
سیاستهای توسعهای دولتها در انتشار آلایندهها نقش زیادی دارد
این کارشناس در ادامه تشریح میکند: «عمدهترین دلیلی که باعث افزایش آلودگی هوا شده عوامل انسانی است. برخی از سیاستهای کلان اتخاذشده توسط دولت نیز، منجر به افزایش آلودگی هوا شده است. اگر چه بخشی از راهکارها بر عهده مردم و طرح موضوع مسئولیت مدنی است اما دولتها مسئول اصلی کاهش آلودگی هوا هستند و این در حوزه وظایف آنها است که با به کارگیری راهکارها و تصمیمگیریهای درست و کارآمد با این معضل مبارزه کنند. از طرف دیگر خود سیاستهای توسعهای دولت در انتشار آلایندهها نقش زیادی داشته است. آلودگی ناشی از فعالیتهای اقتصادی در جریان توسعه، آسیبهای جبران ناپذیری به محیط زیست وارد کرده است. بنابراین اهداف دولت که اغلب دارای ابعاد اقتصادی است باید با اتخاذ سیاستهای زیست محیطی مناسب همراه باشد. برای نمونه علت عمده آلودگی هوا در تهران، به عنوان یکی از آلودهترین شهرهای ایران، نیروگاهها، پالایشگاهها، صنایع و حمل و نقل است. تردد بیش از حد خودروها و موتورسیکلتهای که از استاندارد کافی برخوردار نیستند و همچنین از سوخت غیراستاندارد و یا کیفیت پایین استفاده میکنند در آلودگی هوا تاثیر بسزایی داشتهاند. مشکلی که در وهله اول متوجه صنعت خودروسازی ایران است که در بسیاری از موارد پاسخگوی مشکلات ناشی از آلودگی هوا نیست. از طرف دیگر فعالیت صنایع سنگین و آلاینده در داخل و اطراف شهرها به ویژه کلانشهرها، مازوتسوزی و فرسودگی ناوگان حمل و نقل عمومی باعث شده که در شهرهای پرجمعیت آلودگی هوا به مرحله خطرناکی برسد.»
وضعیت آلودگی هوا به مرحله تهدید سلامت عمومی رسیده است
وی تصریح میکند: «علاوه بر مشکلات انسانی، موقعیت جغرافیایی و مشکلات طبیعی نیز مزید بر علت شده است. به عنوان مثال موقعیت جغرافیایی شهر تهران به گونهای است که در دره واقع شده و اطراف آن را کوهها احاطه کردهاند. به همین خاطر است که آلودگی در آسمان این شهر باقی میماند و قادر نیست که از آن خارج شود. موقعیت جغرافیایی اصفهان نیز به همین صورت است. در دشت قرار گرفتن اصفهان سبب شده که تهویه شهر به سختی اتفاق بیفتد. موقعیت جغرافیایی اهواز و مجاورت آن نیز در تشدید آلودگیها تاثیرگذار بوده است. اگر چه خشک شدن تالابها و سدسازیهای بیرویه عامل اصلی طغیان طبیعت و هجوم آلودگی است اما تغییرات اقلیمی نیز بسیار تاثیرگذار بودهاند. تغییر در الگوی باد و باران، نوسانات نامتعارف دما و تغییر فصول به روند آلودگی شهرها سرعت و شدت بیشتری بخشیده است. با این وجود در همه این موارد، نقش عوامل انسانی و سوءمدیریت دلیل همه این بحرانهاست. همانطور که اشاره کردم عامل اصلی آلودگی هوای کلان شهرهای ایران مشکلات ناشی از حمل و نقل و صنعت خودروسازی است. مطابق آمارهای موجود، ۵۹ درصد از آلودگیها در سطح استان تهران مربوط به عوامل محرک است که شامل انواع خودروها اعم از سواری، تاکسی، مینیبوس، اتوبوس و کامیون میشود. اینها جزو آلایندههایی هستند که بیشترین تاثیر را در آلودگی هوای تهران دارند. ۴۱ درصد نیز مربوط به سهم عوامل ثابتی است که در آلودگی شهر تهران و استان اثرگذار هستند. در واقع تعداد خودروهایی که در تهران در حال تردد هستند بیش از توان و ظرفیت اکولوژیکی آن است.»
این کارشناس خاطرنشان میکند: «همواره با وجود قابل پیش بینی بودن وضعیت بحرانی کلانشهرها، همچنان تصمیمهای پیشگیرانه و کنترلی برای آن اتخاذ نمیشود. تنها کاری که انجام میگیرد تعطیلی مدارس است. میزان آلودگی اکنون به حدی است که بارش هم کمکی به آن نخواهد کرد. البته تردیدی نیست که مشکل خشکسالی و ازبین رفتن تالابها پدیده آلودگی را تشدید کرده اما مشکل دیگر این است که نهادهای درگیر بحران آلودگی، حاضر نیستند مسئولیت این بحران را بر دوش بگیرند. طبق قانون هوای پاک، ۲۳ دستگاه مسئول هستند، و به علت عدم وجود مدیریت یکپارچه و هماهنگی لازم، هریک از دستگاهها از زیربار مسئولیت خود شانه خالی میکنند. حال اینکه وضعیت آلودگی هوا به مرحله تهدید سلامت عمومی رسیده و در چنین وضعیتی تنها راهحلی که مسئولان در موقع آلودگی هوا به ذهنشان میرسد این است که یا شهرها را تعطیل کنند یا منتظر بارش برف و باران بمانند. چیزی که مشخص است این است که مسئولان در زمینه کاهش آلودگی هوا هیچ برنامه عملیاتی مناسبی طراحی نکردهاند.»
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
اتحاد در روزگار صفبندیها
-
سلامت پایدار با کاهش نیاز به درمان ممکن میشود
-
توسعه نامتوازن سلامت ریشه کمبود پزشک است
-
ضرورت بازگشت سرمایه به صنعت
-
انباشت آلودگی و تکالیف بهجامانده
-
ابتلای جمهوری خواهان به سندروم آریزونا؟!
-
زلنسکی دقیقا از کدام کرامت ملی سخن میگوید؟!
-
لزوم به کارگیری مدلهای منطقهای در درمان
-
پروندهای که طومار جلاد را میپیچد
-
سیاست های تحمیلی غرب نتیجه عکس داده است



