جنگ می‌شود؟

جواد شاملو
خیلی وقت است که مرز میان اطلاع‌رسانی و ترور روانی به قدری کمرنگ شده که اخبار دیگر نه بازتاب واقعیت، بلکه حکم ادوات شکنجه را برای ملت‌های تحت ستم پیدا کرده‌اند. 
دشمنان ما امروز بسان شکنجه‌گری سنگدل پشت دستگاهی نشسته‌اند که پیچ ولتاژ آن، میزان استرس تزریق شده به جامعه است؛ آن‌ها با کم و زیاد کردن حجم شایعات و اخبار دلهره‌آور، دقیقاً همان کاری را با روان مردم می‌کنند که یک جلاد با شوک برقی با جسم زندانی انجام می‌دهد. 
سئوال اصلی اینجاست که به ما چه ربطی دارد که فلان کشور ناوهایش را در کدام اقیانوس جابه‌جا کرده است؟ تا کی می‌خواهیم تمام سرمایه عمر و آرامش خود را پای این قمار بی‌پایان بریزیم که بالاخره جنگ می‌شود یا نمی‌شود؟ تاریخ نشان داده که قدرت‌های استکباری هرگز پیش از حملات واقعی، جوری طبل نمی‌زنند که حتی کودکان کف خیابان هم از ساعت و روز آن باخبر شوند؛ این هیاهوها نه مقدمه جنگ، که خودِ جنگ است، اما از نوع روانی‌اش. ما دانسته یا ندانسته به زندانیان داوطلبِ اخبار بدل شده‌ایم و هر تیتر زرد و هر تحلیل بی‌اساس، تازیانه‌ای است که بر پیکر ذهنمان فرود می‌آوریم. 
واقعیت این است که حتی اگر بدترین حوادث هم در راه باشد، اضطراب و پیگیری ثانیه‌به‌ثانیه‌ خبرها ذره‌ای از تقدیر را عوض نمی‌کند و تنها توان ما را برای مواجهه با واقعیت از بین می‌برد. ما که خدا را داریم و به عنایت اهل بیت علیه‌السلام دلگرم هستیم، نباید اجازه دهیم این بادهای مسموم اراده‌مان را سست کند.
 حتی کسی که از این پشتوانه معنوی محروم است نیز باید به حکم عقل بداند که وقتی توانی برای تغییر معادلات کلان جهانی ندارد، شکنجه دادن خویش پیش از وقوع حادثه، تنها حماقتی است که فرصت زندگی در «اکنون» را از او می‌گیرد. با شعار «هر چه شد، شد» یوغ این بردگی خبری را از گردن باز کنیم! به کار و زندگی‌مان برسیم! اجازه ندهیم دشمن با اخبار روی زندگیمان نویز بی‌اندازد.
جنگ می‌شود؟