هزینه عدالت

مسعود پیرهادی
جامعه‌ای که در آن حاکمان، جسارت اجرای عدالت را نداشته باشند و مردم توان و تحمل عدالت را، هرچند ممکن است با مسکن‌ها و مصلحت‌اندیشی‌ها سر پا بماند، اما در معنای واقعی کلمه جامعه‌ای رشدیافته نیست. رشد اجتماعی فقط با توسعه اقتصادی یا افزایش شاخص‌های ظاهری سنجیده نمی‌شود، بلکه با نسبت جامعه با «حق» و «عدالت» سنجش‌پذیر است.
اجرای عدالت برای حاکمان هزینه دارد. کنار گذاشتن تبعیض، ترجیح ندادن نزدیکان و نادیده گرفتن فشار افکار عمومی وقتی حق در جای دیگری ایستاده است، کار ساده‌ای نیست. بسیاری از حاکمان به جای عدالت، به سمت تصمیم‌های کم‌هزینه‌تر می‌روند، چون می‌دانند عدالت واقعی ممکن است نارضایتی کوتاه‌مدت ایجاد کند. اما همین گریز از هزینه، جامعه را در چرخه بی‌اعتمادی، رانت و فساد نگه می‌دارد. حاکمی که جرئت اجرای عدالت را ندارد، ناخواسته به جامعه می‌آموزد که قانون امری قابل دور زدن است.
در سوی دیگر، تحمل عدالت برای مردم نیز ساده نیست. عدالت همیشه به معنای دریافت امتیاز یا تایید خواسته‌های فردی نیست. گاهی عدالت یعنی حذف یک یارانه ناعادلانه، پایان یک رانت عرفی، یا پاسخ‌گو شدن چهره محبوب و مشهوری که به او علاقه داریم. جامعه‌ای که فقط عدالت به نفع خود را می‌پذیرد و در برابر عدالت هزینه‌دار واکنش احساسی نشان می‌دهد، در عمل، حاکمان را به عقب‌نشینی از مسیر درست سوق می‌دهد.
دلیل اصلی توسعه‌نیافتگی چنین جامعه‌ای، نبود بلوغ جمعی در نسبت با عدالت است. عدالت بدون جسارت حاکم، به شعار تقلیل می‌یابد و بدون تحمل مردم، به پروژه‌ای ناتمام. این دو، لازم و ملزوم یکدیگرند و فقدان هرکدام، دیگری را نیز از معنا تهی می‌کند.
راهکار، پیش از آنکه صرفا حقوقی یا اجرایی باشد، فرهنگی و نهادی است. نخست، حاکمیت باید با رفتار خود نشان دهد که عدالت خط قرمز واقعی است، نه ابزار تبلیغاتی. اجرای عادلانه قانون، حتی در موارد پرهزینه و حساس، پیام روشنی به جامعه می‌دهد و اعتماد بلندمدت می‌سازد. 
دوم، شفافیت در تصمیم‌گیری و توضیح صادقانه هزینه‌ها و منافع عدالت، به افزایش تحمل اجتماعی کمک می‌کند. مردمی که بدانند چرا تصمیمی عادلانه اما سخت اتخاذ شده، همراهی بیشتری نشان می‌دهند.
در سطح جامعه نیز باید آموزش عمومی و رسانه‌ای به سمت تفکیک «عدالت» از «مصلحت فردی» حرکت کند. تقویت گفت‌وگوی عقلانی، پرهیز از هیجان‌سازی و تاکید بر پیامدهای بلندمدت بی‌عدالتی، از جامعه شهروندانی می‌سازد که عدالت را حتی زمانی که به ضررشان است، ارزشمند می‌دانند. مسیر رشد از همین نقطه می‌گذرد. از جایی که حاکمان بپذیرند عدالت را نمی‌توان بی‌هزینه اجرا نکرد و مردم بپذیرند که بدون پرداخت هزینه، عدالت پایدار شکل نمی‌گیرد. جامعه‌ای که این دو را همزمان تمرین کند، شاید آرام‌تر حرکت کند، اما مسیرش رو به جلو است.

هزینه عدالت