تأثیر سلبریتیها بر تحمیل الگوی زیبایی بررسی شد
آینهای با اعوجاج دیجیتال
گروه اجتماعی
فرهنگ سلبریتیها و رسانهها نقش مهمی در شکلدادن به سمبلهای زیبایی و تأثیرگذاری بر هنجارهای اجتماعی ایفا میکنند. سلبریتیها با سبک زندگی پر زرقوبرق و حضور اجتماعی خود، ترندهای پر سروصدایی را حولوحوش جراحیهای زیبایی ایجاد میکنند. آنها علنا در مورد تجربیات خود در مورد جراحی زیبایی صحبت میکنند. با افتخار نتایج آنها را به نمایش میگذارند و اشتیاق جامعه را به انجام جراحیهای زیبایی برمیانگیزند.
«زمانی که صحبت از آرایش، سفید کردن دندانها و برنزه کردن پوست میشود، اثر سلبریتی تا حدودی قابلقبول است. اما زمانی که افراد مشهور به تبلیغ و ترویج جراحیهای زیبایی خاص میپردازند، موضوع بحثبرانگیز است. این نگرانی وجود دارد که تبلیغ جراحیهای زیبایی توسط افراد مشهور استانداردهای غیرواقعی زیبایی را بهجامعه تحمیل کند.» این عبارت چکیدهای از اظهارات باران نظرپور، تحلیلگر مسائل رفتاری است.
این تحلیلگر با اشاره به پدیده «اثر سلبریتی» و نقش آن بر تحمیل الگوی زیبایی میگوید: «این اثر به تمایل افراد برای انتخاب روشها و جراحیهای زیبایی باهدف شباهت به ستارههای مورد علاقه سینما اشاره دارد. این میل از عوامل روانشناختی مانند نیاز به تأیید اجتماعی و اعتقاد به اینکه تقلید از سلبریتیها جذابیت و اعتمادبهنفس را افزایش میدهد نشئت میگیرد. یکی از جنبههای قدرتمند اثر سلبریتی، استفاده از تأییدیهها است. هنگامی که یک فرد مشهور یک شیوه آرایشی یا جراحی زیبایی خاصی را تأييد میکند، به طور قابلتوجهی سبب افزایش محبوبیت آن میشود. مردم اغلب به سلبریتیهای اعتماد میکنند و آنها را تحسین میکنند و تأييد آنها ، اعتمادبهنفس انتخاب جراحیهای زیبایی را در بین طرفدارانشان افزایش میدهد. زمانی که صحبت از آرایش، سفید کردن دندانها و برنزه کردن پوست میشود، اثر سلبریتی تا حدودی قابلقبول است. اما زمانی که افراد مشهور به تبلیغ و ترویج جراحیهای زیبایی خاص میپردازند، موضوع بحثبرانگیز است. این نگرانی وجود دارد که تبلیغ جراحیهای زیبایی توسط افراد مشهور استانداردهای غیرواقعی زیبایی را بهجامعه تحمیل کند. وقتی افراد مشهور انجام جراحیهای زیبایی خود را تأييد یا افشا میکنند، احتمال اینکه برخی از طرفدارانشان در تلاش برای دستیابی به نتایج مشابه، تحتفشار قرار بگیرند، وجود دارد. این موضوع تأثیر منفی بر سلامت روان، عزتنفس، تصویر ذهنی بدن و اعتمادبهنفس بهویژه در میان نوجوانان دارد.»
نظرپور معتقد است: گسترش و نفوذ اینترنت و امکان دسترسی همگانی به فضای مجازی باعث تغییر سبک، مدل و روش زندگی انسانها و به دنبال آن تغییر معیارها شده است. به طوری که انسانها در دورافتادهترین نقاط کره زمین تا بزرگترین و مدرنترین شهرها، فقط با یک کلیک به دنیایی از اطلاعات طبقهبندیشده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دسترسی پیدا میکنند. شبکههای اجتماعی فراگیر همچون اینستاگرام، ایکس، تلگرام و … مرزها را از میان برداشتهاند و پنجرهای رو به جزئیات زندگی روزمره انسانها باز کردهاند. به لطف گوشیهای تلفن همراه این دنیای پر از اطلاعات در دسترس همه زنان، مردان، جوانان، نوجوانان و بعضا کودکان از هر نژاد و فرهنگی قرار گرفته است.
بردگی مدرن در عصر معاصر!
به باور این تحلیلگر مسائل رفتاری، در طول تاریخ شاید هیچ زمانی مانند امروز دسترسی و نفوذ به زندگی دیگران در سراسر دنیا به راحتی زدن یک کلیک نبوده است. در این بین افراد مشهور و به اصطلاح سلبریتیها مانند خوانندگان، بازیگران و چهرههای سرشناس نیز هر کدام با باز کردن صفحههای شخصی و اشتراک گذاری در این دنیای مجازی ما را به خصوصیترین لحظات خود دعوت کردند.از خوردن صبحانه و ناهار تا شرکت در مهمانیهای خانوادگی و رسمی، از حضور در فرش قرمزهای بزرگ تا پیادهروی در فروشگاهها، همه با یک کلیک قابل دیدن است. اگرچه این دنیای مجازی تا اینجای داستان بسیار سرگرمکننده و جذاب است. اما این دسترسی آسان زمانی به فاجعهای بدل می شود که الگوهای رفتاری ما نیز به سبب نگاه کردن به این بهاصطلاح «سلبریتیها» تغییر کند.
نظرپور در ادامه میگوید: «متأسفانه الگوبرداری از زنان با شکل و شمایل و استانداردهای خاص و تغییر نگاه جامعه بر تعریف «زیبایی» خشونتی است علیه زنان که من آن را شیوه جدید خشونت علیه زنان در عصر مدرن مینامم. این فضا، فرصت سوءاستفاده غولهای بزرگ اقتصادی دنیا را فراهم کرده است. کسانی که تنها هدفشان فروش هر چه بیشتر کالاهای مصرفی خود به گروهی از زنان است که به دنبال شبیهشدن به سلبریتیها هستند. در این میان برخی جوامع نیز تلاش دارند تا با نهادینه کردن باوری در زنان مبنی بر این که «تو زمانی زیبایی که این الگوها را داشته باشی و یا شبیه سلبریتیها باشی» بردگی مدرن را در عصر معاصر پدید آوردند. این خشونت پنهان اما به نوعی آشکار سبب شده زنان بسیاری هر روز تلاش کنند تا با شبیهکردن خود به معیارهای زیبایی تحمیلشده از سوی سلبریتیها و از طریق تبلیغات شبکههای اجتماعی، مورد تأييد کسانی باشند که چشمانشان به دیدن دنیای چهرههای رنگارنگ مجازی عادت کرده است. این دنیای مجازی با ساختن استانداردهایی از زیبایی سبب ایجاد باوری شده که بر مبنای آن تصور میشود هرکس مطابق این استانداردها نیست نازیبا است و آنقدر چشممان را به تصاویر استانداردهای خودشان عادت دادهاند که یادمان رفته زیبایی استانداردی ندارد.»
همه ما با تمام تفاوتهایمان زیباییم
این تحلیلگر مسائل رفتاری خاطرنشان میکند: «باوربه این موضوع که همه ما با تمام تفاوتهایمان زیباییم و هر کس با هر ظاهری خواستاری دارد، به عقیده من بزرگترین چالش زنان در دنیای تکنولوژی و عصر مدرن است. این موضوع در کشورهای توسعهیافته کمرنگتر و در کشورهای توسعهنیافته و درحالتوسعه بهصورت پررنگ دیده میشود. در کشورهای توسعهنیافته که از توسعه تنها به بخش نوسازی توجه کرده و آموزش و آگاهی، بهداشت و درمان را جزء اولویتها نمیدانند و به زنان نگاه جدیای ندارند، بهسختی میتوان دراین باره آموزش داد. بااینحال راه برونرفت از چالش این دنیای مدرن، تغییر باور در مورد جایگاه زنان است. اول از همه ما زنان باید خودمان را باور داشته باشیم، همچنین ایمان بیاوریم که همه ما با هر رنگ و نژاد و هویت جنسیتی با هر شکل و اندامی زیباییم و نیازی به تقلید از سلبریتیها نداریم. درک این نکته ضروری است که جراحی زیبایی بهجای تلاش برای تقلید کورکورانه از دیگران، باید یک انتخاب شخصی بر اساس تمایلات فردی باشد. اگرچه الهام گرفتن از زیبایی افراد مشهور طبیعی است، اما باید بهخاطر داشته باشیم که هر کس منحصربهفرد است.»
سلبریتیها با تبلیغ جراحی زیبایی، حس زشت بودن را به افراد القاء میکنند
سحر غفاری، روانشناس نیز بر نقش و تأثیر سلبریتیها در افزایش جراحیهای زیبایی تأکید میکند. او نخست به تاریخچه جراحیهای زیبایی اشاره کرده و به «ما» میگوید: «در ابتدای قرن بیستم، جنگهای جهانی و افزایش آسیبهای جسمانی ناشی از آنها تأثیر بهسزایی در پیشرفت و افزایش جراحیهای ترمیمی و زیبایی داشت. چون شمار زیادی از سربازان که صورت آنها توسط گلوله و انفجار صدمه دیده بود، نیاز به جراحی ترمیمی داشتند. در آن زمان بیشتر جراحیهای ترمیمی برای صدمههایی از این قبیل و آسیبهایی که به طور مادرزاد در صورت افراد وجود داشت، به کار میرفت. بنابراین جراحی زیبایی در تاریخ پزشکی، علم جدیدی است که پس از جنگهای جهانی پر رنگتر شد و قدرت گرفت. پس از آن برخی از ثروتمندان نیز که امکان تأمین هزینههای این جراحیها را داشتند به ترمیم نقصهای ظاهری خود پرداختند. امروزه شمار متقاضیان جراحیهای زیبایی در بیشتر کشورها ازجمله ایران افزایش یافته است و نشان میدهد نگرش افراد به این جراحیها تغییر کرده است و تنها برای ترمیم نقصهای مادرزادی و مشخصههای ظاهری آزاردهنده و آسیبهای ناشی از تصادف و انفجار به جراحی رو نمیآورند و این مسئله از تأثیر و نقش سلبریتیها حکایت دارد.»
او در ادامه عنوان میکند: «تلاش گروه بزرگی از مردان و زنان ایرانی برای ساخت ظاهری زیبا و جوانتر قطعا آثار متفاوتی بر جامعه دارد. شاید در گرایش افراطی جامعه به جراحیهای زیبایی، لازم است بیش از هرچیز مقصر جامعهای را بدانیم که بدن زنان و مردان را نه به شکل وجود انسانی که به شکل سرمایه، کالا و هویت اجتماعی میبیند و دراین رهگذر سلبریتیها نیز نقش مهمی دارند. چراکه آنان با تبلیغ صنعت جراحی زیبایی و با تکیه بر معیارهای زیباییشناختی جوامع امروزی، حس زشت بودن را در زنان ایجاد میکنند و از اعتماد به نفس آنان میکاهند. در مقابل این زشتی نیز این راه حل را ارائه میکنند که زنان میتوانند با مراجعه به مطبهای زیبایی و سپردن تن خود به تیغ جراحی این زشتی را درمان کنند و اعتماد به نفس از دست رفته خود را بازگردانند. اما نکته تلخ ماجرا اینجاست که سلبریتیها باتوجه به تأثیری که دارند، با رواج جراحیهای زیبایی، افراد را تشویق به انجام عملیاتی میکنند که در اکثر موارد هیچگونه ضرورت پزشکی ندارند و همواره با عوارض و خطراتی پنهان همراه هستند. گاهی اوقات، افراد به سراغ جراحیهای زیبایی میروند تا بدنشان را با استانداردهای هنجارشده در جامعه تطبیق دهند. به نظر من اگر هدف اصلی در جراحی رسیدن به استانداردهای مورد قبول مردانه جامعه باشد، نوعی خشونت نسبت به بدن زنان محسوب میشود و در این خشونت سلبریتیها نیز دست دارند.»
غفاری بیان میکند: «هسته مرکزی زیباییای که در اغلب رسانهها و از سوی سلبریتیها به شکل تلویحی تبلیغ میشود، عبارت است از: «کسی که چیزی را بخواهد، به آن میرسد»، «چهره زیبا از آسمان نمیافتد، چهرهای را که میخواهید، بهدست آورید» و یا «چین و چروک صورت، دست خودتان است». وقتی چنین مواردی توسط سلبریتیها تبلیغ و به باور زنانه تبدیل میشود، بهترین شرایط برای فروش محصولات لاغری، لوازم آرایشی و جراحیهای زیبایی تا بینهایت فراهم میآید. در این ایدئولوژی همچنین نکته دیگری نهفته است که «قربانی، خودش مقصر است»، یعنی کسی که نمیتواند به معیارهای زیبایی دست یابد، تقصیر خودش است. در نتیجه نفوذ این تبلیغات بر افکارعمومی، بخشی از زنان که به استانداردهای دیکته شده توسط سلبریتیها دست نمییابند، اعتماد به نفسشان را از دست میدهند و گاه به تمام تحقیرهای این سیستم تن میدهند تا شاید به ایدهآل زیبایی برسند. اینها به جای محکوم کردن سیستم و افکاری که انسان را بازیچه میکند، خودشان را مقصر میدانند که موفق نشدهاند، به استانداردهای زیبایی دست یابند و این جای تأسف و تأمل دارد.»
سمبلسازی از زیبایی افراد مشهور میتواند به مقایسههای مضر منجر شود
برخی از زنان که آگاه هستند، کمتر از کلیشهها و هنجارهای زیبایی مسلط از سوی سلبریتیها پیروی میکنند. این گروه از زنان، معیارهای زیبایی «طبیعی و اصیل» و «آرایشهای ملایم و غیرزننده»، را برای زیبا کردن ظاهر خود برمیگزینند. گرچه به آراستگی ظاهری توجه میکنند، اما از معیارهای زیباییای که سلبریتیها تبلیغ و ترویج میکنند، هرگز پیروی نمیکنند.»
اما به راستی جستوجوگران زیبایی در جستوجوی چه هستند؟ نیروی محرکه و انگیزه آنان چیست؟
پاسخ سحر غفاری به این پرسش مبتنی بر نتایج پژوهشهاست. او دراین باره خاطرنشان میکند: «بسیاری از پژوهشها نشان میدهند که گرایش فزاینده عمومی برای کسب زیبایی مصنوعی، در وهله اول نتیجه رشد نارضایتی در میان انسان مدرن است. چه بسا که بخشی از جستوجوگران زیبایی در مسابقه صعود شغلی و یافتن جفت ایدهآل موفقیتهایی بهدست آورده باشند، اما این رضایت در موازنه با رضایت عمومی، بیشتر هزینه دارد تا فایده. چرا که بخش بزرگی از افراد جامعه که کشش مشابهی برای دستیابی به زیبایی مصنوعی دارند، اما از پس پرداخت هزینههای عمل زیبایی برنمیآید، دچار افسردگی و حسرت زدگی میشود. گاه برخی از این گروه ناکام و حسرتزده برای دستیابی به امکانات مالی، ناگزیر به عبور از تمامی مرزهای اخلاقی، توانایی و غرور انسانی خود میشوند. از سوی دیگر، سمبلسازی از زیبایی افراد مشهور میتواند به استانداردهای غیرواقعی و مقایسههای مضر نیز منجر شود. ممکن است باعث شود افراد احساس ناکافی بودن کرده و با تصویر ذهنی از بدنشان دچار مشکل شوند، زیرا خود را مطابق با این ایدهآلهای دست نیافتنی نمیبینند.»
فرهنگ سلبریتیها و رسانهها نقش مهمی در شکلدادن به سمبلهای زیبایی و تأثیرگذاری بر هنجارهای اجتماعی ایفا میکنند. سلبریتیها با سبک زندگی پر زرقوبرق و حضور اجتماعی خود، ترندهای پر سروصدایی را حولوحوش جراحیهای زیبایی ایجاد میکنند. آنها علنا در مورد تجربیات خود در مورد جراحی زیبایی صحبت میکنند. با افتخار نتایج آنها را به نمایش میگذارند و اشتیاق جامعه را به انجام جراحیهای زیبایی برمیانگیزند.
«زمانی که صحبت از آرایش، سفید کردن دندانها و برنزه کردن پوست میشود، اثر سلبریتی تا حدودی قابلقبول است. اما زمانی که افراد مشهور به تبلیغ و ترویج جراحیهای زیبایی خاص میپردازند، موضوع بحثبرانگیز است. این نگرانی وجود دارد که تبلیغ جراحیهای زیبایی توسط افراد مشهور استانداردهای غیرواقعی زیبایی را بهجامعه تحمیل کند.» این عبارت چکیدهای از اظهارات باران نظرپور، تحلیلگر مسائل رفتاری است.
این تحلیلگر با اشاره به پدیده «اثر سلبریتی» و نقش آن بر تحمیل الگوی زیبایی میگوید: «این اثر به تمایل افراد برای انتخاب روشها و جراحیهای زیبایی باهدف شباهت به ستارههای مورد علاقه سینما اشاره دارد. این میل از عوامل روانشناختی مانند نیاز به تأیید اجتماعی و اعتقاد به اینکه تقلید از سلبریتیها جذابیت و اعتمادبهنفس را افزایش میدهد نشئت میگیرد. یکی از جنبههای قدرتمند اثر سلبریتی، استفاده از تأییدیهها است. هنگامی که یک فرد مشهور یک شیوه آرایشی یا جراحی زیبایی خاصی را تأييد میکند، به طور قابلتوجهی سبب افزایش محبوبیت آن میشود. مردم اغلب به سلبریتیهای اعتماد میکنند و آنها را تحسین میکنند و تأييد آنها ، اعتمادبهنفس انتخاب جراحیهای زیبایی را در بین طرفدارانشان افزایش میدهد. زمانی که صحبت از آرایش، سفید کردن دندانها و برنزه کردن پوست میشود، اثر سلبریتی تا حدودی قابلقبول است. اما زمانی که افراد مشهور به تبلیغ و ترویج جراحیهای زیبایی خاص میپردازند، موضوع بحثبرانگیز است. این نگرانی وجود دارد که تبلیغ جراحیهای زیبایی توسط افراد مشهور استانداردهای غیرواقعی زیبایی را بهجامعه تحمیل کند. وقتی افراد مشهور انجام جراحیهای زیبایی خود را تأييد یا افشا میکنند، احتمال اینکه برخی از طرفدارانشان در تلاش برای دستیابی به نتایج مشابه، تحتفشار قرار بگیرند، وجود دارد. این موضوع تأثیر منفی بر سلامت روان، عزتنفس، تصویر ذهنی بدن و اعتمادبهنفس بهویژه در میان نوجوانان دارد.»
نظرپور معتقد است: گسترش و نفوذ اینترنت و امکان دسترسی همگانی به فضای مجازی باعث تغییر سبک، مدل و روش زندگی انسانها و به دنبال آن تغییر معیارها شده است. به طوری که انسانها در دورافتادهترین نقاط کره زمین تا بزرگترین و مدرنترین شهرها، فقط با یک کلیک به دنیایی از اطلاعات طبقهبندیشده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دسترسی پیدا میکنند. شبکههای اجتماعی فراگیر همچون اینستاگرام، ایکس، تلگرام و … مرزها را از میان برداشتهاند و پنجرهای رو به جزئیات زندگی روزمره انسانها باز کردهاند. به لطف گوشیهای تلفن همراه این دنیای پر از اطلاعات در دسترس همه زنان، مردان، جوانان، نوجوانان و بعضا کودکان از هر نژاد و فرهنگی قرار گرفته است.
بردگی مدرن در عصر معاصر!
به باور این تحلیلگر مسائل رفتاری، در طول تاریخ شاید هیچ زمانی مانند امروز دسترسی و نفوذ به زندگی دیگران در سراسر دنیا به راحتی زدن یک کلیک نبوده است. در این بین افراد مشهور و به اصطلاح سلبریتیها مانند خوانندگان، بازیگران و چهرههای سرشناس نیز هر کدام با باز کردن صفحههای شخصی و اشتراک گذاری در این دنیای مجازی ما را به خصوصیترین لحظات خود دعوت کردند.از خوردن صبحانه و ناهار تا شرکت در مهمانیهای خانوادگی و رسمی، از حضور در فرش قرمزهای بزرگ تا پیادهروی در فروشگاهها، همه با یک کلیک قابل دیدن است. اگرچه این دنیای مجازی تا اینجای داستان بسیار سرگرمکننده و جذاب است. اما این دسترسی آسان زمانی به فاجعهای بدل می شود که الگوهای رفتاری ما نیز به سبب نگاه کردن به این بهاصطلاح «سلبریتیها» تغییر کند.
نظرپور در ادامه میگوید: «متأسفانه الگوبرداری از زنان با شکل و شمایل و استانداردهای خاص و تغییر نگاه جامعه بر تعریف «زیبایی» خشونتی است علیه زنان که من آن را شیوه جدید خشونت علیه زنان در عصر مدرن مینامم. این فضا، فرصت سوءاستفاده غولهای بزرگ اقتصادی دنیا را فراهم کرده است. کسانی که تنها هدفشان فروش هر چه بیشتر کالاهای مصرفی خود به گروهی از زنان است که به دنبال شبیهشدن به سلبریتیها هستند. در این میان برخی جوامع نیز تلاش دارند تا با نهادینه کردن باوری در زنان مبنی بر این که «تو زمانی زیبایی که این الگوها را داشته باشی و یا شبیه سلبریتیها باشی» بردگی مدرن را در عصر معاصر پدید آوردند. این خشونت پنهان اما به نوعی آشکار سبب شده زنان بسیاری هر روز تلاش کنند تا با شبیهکردن خود به معیارهای زیبایی تحمیلشده از سوی سلبریتیها و از طریق تبلیغات شبکههای اجتماعی، مورد تأييد کسانی باشند که چشمانشان به دیدن دنیای چهرههای رنگارنگ مجازی عادت کرده است. این دنیای مجازی با ساختن استانداردهایی از زیبایی سبب ایجاد باوری شده که بر مبنای آن تصور میشود هرکس مطابق این استانداردها نیست نازیبا است و آنقدر چشممان را به تصاویر استانداردهای خودشان عادت دادهاند که یادمان رفته زیبایی استانداردی ندارد.»
همه ما با تمام تفاوتهایمان زیباییم
این تحلیلگر مسائل رفتاری خاطرنشان میکند: «باوربه این موضوع که همه ما با تمام تفاوتهایمان زیباییم و هر کس با هر ظاهری خواستاری دارد، به عقیده من بزرگترین چالش زنان در دنیای تکنولوژی و عصر مدرن است. این موضوع در کشورهای توسعهیافته کمرنگتر و در کشورهای توسعهنیافته و درحالتوسعه بهصورت پررنگ دیده میشود. در کشورهای توسعهنیافته که از توسعه تنها به بخش نوسازی توجه کرده و آموزش و آگاهی، بهداشت و درمان را جزء اولویتها نمیدانند و به زنان نگاه جدیای ندارند، بهسختی میتوان دراین باره آموزش داد. بااینحال راه برونرفت از چالش این دنیای مدرن، تغییر باور در مورد جایگاه زنان است. اول از همه ما زنان باید خودمان را باور داشته باشیم، همچنین ایمان بیاوریم که همه ما با هر رنگ و نژاد و هویت جنسیتی با هر شکل و اندامی زیباییم و نیازی به تقلید از سلبریتیها نداریم. درک این نکته ضروری است که جراحی زیبایی بهجای تلاش برای تقلید کورکورانه از دیگران، باید یک انتخاب شخصی بر اساس تمایلات فردی باشد. اگرچه الهام گرفتن از زیبایی افراد مشهور طبیعی است، اما باید بهخاطر داشته باشیم که هر کس منحصربهفرد است.»
سلبریتیها با تبلیغ جراحی زیبایی، حس زشت بودن را به افراد القاء میکنند
سحر غفاری، روانشناس نیز بر نقش و تأثیر سلبریتیها در افزایش جراحیهای زیبایی تأکید میکند. او نخست به تاریخچه جراحیهای زیبایی اشاره کرده و به «ما» میگوید: «در ابتدای قرن بیستم، جنگهای جهانی و افزایش آسیبهای جسمانی ناشی از آنها تأثیر بهسزایی در پیشرفت و افزایش جراحیهای ترمیمی و زیبایی داشت. چون شمار زیادی از سربازان که صورت آنها توسط گلوله و انفجار صدمه دیده بود، نیاز به جراحی ترمیمی داشتند. در آن زمان بیشتر جراحیهای ترمیمی برای صدمههایی از این قبیل و آسیبهایی که به طور مادرزاد در صورت افراد وجود داشت، به کار میرفت. بنابراین جراحی زیبایی در تاریخ پزشکی، علم جدیدی است که پس از جنگهای جهانی پر رنگتر شد و قدرت گرفت. پس از آن برخی از ثروتمندان نیز که امکان تأمین هزینههای این جراحیها را داشتند به ترمیم نقصهای ظاهری خود پرداختند. امروزه شمار متقاضیان جراحیهای زیبایی در بیشتر کشورها ازجمله ایران افزایش یافته است و نشان میدهد نگرش افراد به این جراحیها تغییر کرده است و تنها برای ترمیم نقصهای مادرزادی و مشخصههای ظاهری آزاردهنده و آسیبهای ناشی از تصادف و انفجار به جراحی رو نمیآورند و این مسئله از تأثیر و نقش سلبریتیها حکایت دارد.»
او در ادامه عنوان میکند: «تلاش گروه بزرگی از مردان و زنان ایرانی برای ساخت ظاهری زیبا و جوانتر قطعا آثار متفاوتی بر جامعه دارد. شاید در گرایش افراطی جامعه به جراحیهای زیبایی، لازم است بیش از هرچیز مقصر جامعهای را بدانیم که بدن زنان و مردان را نه به شکل وجود انسانی که به شکل سرمایه، کالا و هویت اجتماعی میبیند و دراین رهگذر سلبریتیها نیز نقش مهمی دارند. چراکه آنان با تبلیغ صنعت جراحی زیبایی و با تکیه بر معیارهای زیباییشناختی جوامع امروزی، حس زشت بودن را در زنان ایجاد میکنند و از اعتماد به نفس آنان میکاهند. در مقابل این زشتی نیز این راه حل را ارائه میکنند که زنان میتوانند با مراجعه به مطبهای زیبایی و سپردن تن خود به تیغ جراحی این زشتی را درمان کنند و اعتماد به نفس از دست رفته خود را بازگردانند. اما نکته تلخ ماجرا اینجاست که سلبریتیها باتوجه به تأثیری که دارند، با رواج جراحیهای زیبایی، افراد را تشویق به انجام عملیاتی میکنند که در اکثر موارد هیچگونه ضرورت پزشکی ندارند و همواره با عوارض و خطراتی پنهان همراه هستند. گاهی اوقات، افراد به سراغ جراحیهای زیبایی میروند تا بدنشان را با استانداردهای هنجارشده در جامعه تطبیق دهند. به نظر من اگر هدف اصلی در جراحی رسیدن به استانداردهای مورد قبول مردانه جامعه باشد، نوعی خشونت نسبت به بدن زنان محسوب میشود و در این خشونت سلبریتیها نیز دست دارند.»
غفاری بیان میکند: «هسته مرکزی زیباییای که در اغلب رسانهها و از سوی سلبریتیها به شکل تلویحی تبلیغ میشود، عبارت است از: «کسی که چیزی را بخواهد، به آن میرسد»، «چهره زیبا از آسمان نمیافتد، چهرهای را که میخواهید، بهدست آورید» و یا «چین و چروک صورت، دست خودتان است». وقتی چنین مواردی توسط سلبریتیها تبلیغ و به باور زنانه تبدیل میشود، بهترین شرایط برای فروش محصولات لاغری، لوازم آرایشی و جراحیهای زیبایی تا بینهایت فراهم میآید. در این ایدئولوژی همچنین نکته دیگری نهفته است که «قربانی، خودش مقصر است»، یعنی کسی که نمیتواند به معیارهای زیبایی دست یابد، تقصیر خودش است. در نتیجه نفوذ این تبلیغات بر افکارعمومی، بخشی از زنان که به استانداردهای دیکته شده توسط سلبریتیها دست نمییابند، اعتماد به نفسشان را از دست میدهند و گاه به تمام تحقیرهای این سیستم تن میدهند تا شاید به ایدهآل زیبایی برسند. اینها به جای محکوم کردن سیستم و افکاری که انسان را بازیچه میکند، خودشان را مقصر میدانند که موفق نشدهاند، به استانداردهای زیبایی دست یابند و این جای تأسف و تأمل دارد.»
سمبلسازی از زیبایی افراد مشهور میتواند به مقایسههای مضر منجر شود
برخی از زنان که آگاه هستند، کمتر از کلیشهها و هنجارهای زیبایی مسلط از سوی سلبریتیها پیروی میکنند. این گروه از زنان، معیارهای زیبایی «طبیعی و اصیل» و «آرایشهای ملایم و غیرزننده»، را برای زیبا کردن ظاهر خود برمیگزینند. گرچه به آراستگی ظاهری توجه میکنند، اما از معیارهای زیباییای که سلبریتیها تبلیغ و ترویج میکنند، هرگز پیروی نمیکنند.»
اما به راستی جستوجوگران زیبایی در جستوجوی چه هستند؟ نیروی محرکه و انگیزه آنان چیست؟
پاسخ سحر غفاری به این پرسش مبتنی بر نتایج پژوهشهاست. او دراین باره خاطرنشان میکند: «بسیاری از پژوهشها نشان میدهند که گرایش فزاینده عمومی برای کسب زیبایی مصنوعی، در وهله اول نتیجه رشد نارضایتی در میان انسان مدرن است. چه بسا که بخشی از جستوجوگران زیبایی در مسابقه صعود شغلی و یافتن جفت ایدهآل موفقیتهایی بهدست آورده باشند، اما این رضایت در موازنه با رضایت عمومی، بیشتر هزینه دارد تا فایده. چرا که بخش بزرگی از افراد جامعه که کشش مشابهی برای دستیابی به زیبایی مصنوعی دارند، اما از پس پرداخت هزینههای عمل زیبایی برنمیآید، دچار افسردگی و حسرت زدگی میشود. گاه برخی از این گروه ناکام و حسرتزده برای دستیابی به امکانات مالی، ناگزیر به عبور از تمامی مرزهای اخلاقی، توانایی و غرور انسانی خود میشوند. از سوی دیگر، سمبلسازی از زیبایی افراد مشهور میتواند به استانداردهای غیرواقعی و مقایسههای مضر نیز منجر شود. ممکن است باعث شود افراد احساس ناکافی بودن کرده و با تصویر ذهنی از بدنشان دچار مشکل شوند، زیرا خود را مطابق با این ایدهآلهای دست نیافتنی نمیبینند.»
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



