نظام سرمایهداری مانع از گسترش انرژیهای تجدیدپذیر میشود
چالشهای تجدیدپذیرها
کارشناسان میگویند انرژی پاک آینده جهان است و هر کشوری که زودتر به این انرژی مجهز شود، در آینده برنده است و کمتر دچار چالش خواهد شد. اما تولید و مصرف انرژیهای تجدیدپذیر هنوز در بسیاری از کشورها مورد توجه نیست و برخی از کارشناسان معتقدند «این نظام سرمایهداری است که مانع از گسترش استفاده انرژیهای تجدیدپذیر میشود. این درحالی است که انرژیای که از طریق خورشید به زمین میرسد 10هزار بار بیشتر از انرژی مورد نیاز انسان است. مصرف انرژی در سال ۲۰۵۰ پنجاه تا سیصددرصد بیشتر از مصرف امروزی آن خواهد بود. با این حال اگر فقط یکدهمدرصد از سطح زمین با مبدلهای انرژی خورشیدی پوشیده شوند و تنها 10درصد بازده داشته باشند، برای تأمین انرژی مورد نیاز بشر کافی است. مقدار انرژی خورشیدی شگفتانگیز است. به طور متوسط هر مترمربع از سطح زمین صدوشصتوچهار وات توان خورشیدی دریافت میکند. به عبارت دیگر میتوان در هر مترمربع از سطح زمین یک لامپ صدوپنجاه واتی قرار داد و با انرژی خورشید کل سیاره را روشن کرد یا به بیان دیگر اگر فقط یکدرصد از صحرای بزرگ آفریقا را با صفحات خورشیدی بپوشانیم، میتوانیم برق کافی برای تأمين انرژی کل جهان تولید کنیم.»
یک نکته خوب درباره انرژی خورشیدی این است که به میزان بسیار زیادی وجود دارد؛ خیلی بیشتر از آنچه ما بخواهیم استفاده کنیم. این امر سبب کاهش تولید سوخت فسیلی، آلودگی هوا و انتشار دیاکسید کربن توسط آنها میشود و همچنین عدم کارایی انتقال توان از تولید به مصرف از طریق خطوط برق هوایی یا زیرزمینی را از بین میبرد. مثلا اگر کل سقف خود را با صفحات خورشیدی (یا سلولهای خورشیدی با لایه نازک ورقهای روی تمام پنجرههای خود) بپوشانیم و بتوانیم کل نیازهای برق یا حتی بخش بزرگی از آن را برآورده کنیم، به هر حال از سقف که فضای بدون استفادهای است، بهره بردهایم.
علی رشیدی از کارشناس محیطزیست دراین زمینه میگوید: «طی روزگاران طولانی، انسان برای گرم نگهداشتن خود و سرپناهی که در آن به سر میبرد، از چوب درختان جنگلها استفاده و میلیونها میلیون هکتار از جنگلهای جهان را دچار آسیبهای جبرانناپذیری کرده است. انسان به دنبال استفاده از انرژیها به کشف منابع انرژی روی آورده و در جهت استفاده بهتر و گستردهتر از منابع انرژی ناچار به تغییر و تحولات در آنها شده؛ در حالی که به محدودیتها و پیامدهای زیانبار منابع انرژی فکر و توجه نکرده است. امروزه صاحبنظران با مشاهده اثرات مخرب و خطرناک بهرهبرداری از برخی منابع انرژی و تأثیرات مخرب آن بر محیط زیست و به طور کلی بر زندگی بشر، استفاده از منابع انرژیهای تجدیدپذیر (پاک) را مورد توجه جدی قرار دادهاند که مهمترین آنها انرژی خورشیدی است و کشور ایران از هر حیث دارای امکانات بسیار وسیع و شرایط مناسب، از جمله نور خورشید و دشتهای خالی برای نصب پنلهای انرژی خورشیدی است.»
نگاهی به منابع انرژی در جهان و باید و نبایدهای استفاده از آن
بیگمان چنانچه بشر از ابتدای استفاده و در اختیارگرفتن انرژیها به اهمیت فراوانی و غیرزیانآوربودن انرژی خورشیدی پی میبرد، شاید هرگز سراغ دیگر منابع و بنیادهای انرژی در جهان که اکثر آنها حین استحاله و تبدیل و به خدمتگرفتن، مضرات و خطرات بسیاری برای محیط زیست و حیات بشر دارند و کمابیش زیانآورند، نمیرفت و انرژی خورشیدی را که یک انرژی پایانناپذیر و فراوان در جهان و به ویژه در سرزمین ایران است، به خدمت میگرفت و بس؛ که در آن صورت این حجم وسیع و گسترده از زیان و ضررهای ناشی از استفاده از انرژیها در جهان اتفاق نمیافتاد.
افسوس که بشر خیلی دیر به این مهم پی برد و به همین دلیل حین استفاده و در اختیارگرفتن انرژی از منابع طبیعی به دیگر دادهها و داشتههای مهم طبیعت و محیط زیست و به طور کلی به اساس زندگی و حقوق انسانها لطمات جبرانناپذیری وارد آورد.
رشیدی، کارشناس محیطزیست در ادامه تصریح میکند: «بشر از آغاز حیات خود بنا بر نیاز و فطرتش از انرژیهای حیاتبخش چون انرژی آب، باد، خورشید و غیره برای زندهماندن خود و توسعه حیات بشری استفادههای فراوان برده و از روزی که خود را شناخت، با دستبردن در نحوه استفاده از این انرژیها جهت استفاده بهینه و بیشتر، به ویژه در راه توسعه حیات خود، این انرژیها را به خدمت گرفت و با تغییر و تحولات وسیع در این انرژیها از آنها استفاده کرد. بیشک یکی از اشتباهات بشر در رابطه با استفاده از انرژیهای موجود در دل طبیعت این تفکر غلط بود که گمان میبرد اولا منابع انرژی در جهان بینهایت و تمامناشدنیاند و دوما به زیان و خسارات ناشی از چگونگی استفاده از این انرژیها پی نبرده بود و به همین خاطر و با چنین باور اشتباهی به شکل بیرویهای در تغییر و تحول در بنیادهای بسیاری از این انرژیها نهتنها موجودیت آنها را با خطر جدی روبهرو کرد، بلکه پیآمدهای خطرناک آنها را نیز متوجه حیات و حقوق بشر کرد و هرچند به توسعه و رفاه زندگی انسانها خدمات فراوانی کرد، اما از سوی دیگر خسارات جبرانناپذیری هم در بسیاری زمینهها مانند ایجاد نابرابریها و غیره را موجب شد.»
این کارشناس اضافه میکند: «به هر ترتیب بشر با تجاربی که به دست آورده و نیز با عنایت به زیانهای واردشده به حیات بشری از طریق استفاده از انرژیها به فکر تصحیح اشتباهات گذشته خود افتاده و در جهت استفاده بدون زیان از این انرژیها و حفظ و توسعه محیط زیست پایدار برای خود و نسلهای آینده افتاده است. به این جهت بارها شاهد برگزاری سمینارها، تصویب قوانین و لزوم استفاده بشر از انرژیها در جهانیم بودهایم و بارها بر استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر (پاک) و بهخصوص انرژی خورشیدی تأکید شده است. از سوی دیگر باید توجه کرد که بشر از بدو حیات خود برای زندهماندن و چهبسا رشد و توسعه حیات خود انرژیها را به صورت ساده و طبیعی مورد استفاده قرار داد، اما مشکل از آنجا ناشی شد که بشر با دستبردن در ماهیت این انرژیها و تغییر و تحول در ماهیت آنها برای استفادههای بهتر و بیشتر بدون آنکه به پیآمدهای زیانبار آن فکر کند، اقدام کرد و این رویه را تا بدانجا ادامه داد که امروزه آمارها حکایت از مرگومیر سالانه میلیونها انسان در جهان به دلیل مخاطرات زیستمحیطی دارند؛ یعنی بشر هر چقدر انرژیها را مورد استفاده قرار داده، به همان میزان و چهبسا بیشتر از آن جهان و محیط زیست و حقوق انسانها را هم مورد تعرض و مخاطره قرار داده و زیان رسانده است.»
استفاده غیرعلمی از منابع انرژی، جهان را با مخاطرات زیادی روبهرو کرده است
رشیدی بیان میکند: «بیگمان پاکترین و گستردهترین و شاید بتوان گفت بیپایانترین انرژی موجودی که در جهان وجود دارد، انرژی خورشیدی است که علاوه بر این ویژگیها مخاطراتی هم برای طبیعت و به طور کلی محیط زیست نداشته و نخواهد داشت. در این میان، ایران از جمله کشورهایی است که با دارابودن بیشترین ساعات تابش خورشید بیشترین امکان را برای استفاده از انرژی خورشیدی داراست؛ امری که متأسفانه توجه زیادی به آن نشده و عقلای قوم برای به دستآوردن انرژی مسیر را اشتباه رفته و در این مسیر غلط هزینههای گزافی نیز صرف کردهاند و یا با ایجاد سدهای آبی و استفاده بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی و… لطمات و صدمات بسیار سنگین و جبرانناپذیری به محیط زیست و حقوق انسانها وارد آوردهاند؛ زیانهایی که بعضا غیرقابلجبران است و محیط زیست و حتی زندگی مردم در گوشه و کنار کشور را با مخاطرات فراوان و غیرقابلجبرانی روبهرو کرده است. باید توجه کرد که جهان امروز با مشکلات و معضلات متعدد و بزرگی چون زیان و ضررهای گازهای گلخانهای، تخریب و نابودی جنگلها، فرونشستهای زمین که از آن به عنوان فاجعه قرن یاد میشود، خشکسالیها، مشکلات آبی و زیستمحیطی و… دست به گریبان است. بخش عمده این معضلات ناشی از بیتوجهی و ندانمکاریهای بشر در رابطه با محیط پیرامون خود و به تعبیر دیگر ناشی از دستکاریهای بشر در استفاده غیراصولی و تبدیل و تغییر در منابع انرژی و طبیعی برای رسیدن به رفاه و زندگی بهتر و توسعه همهجانبه است؛ بدون آنکه در بسیاری موارد به عواقب و پیآمدهای برخی از اعمال و حرکات خود در رابطه با محیط پیرامونش و به ویژه محیط زیست و حقوق انسانها فکر و توجه کرده باشد.»
این کارشناس محیطزیست هشدار میدهد:« تخریب و نابودیهای محیط زیستی و استفاده غیرعلمی از منابع انرژی که عموما به دست انسان صورت گرفته و میگیرد، امروزه جهان را با مخاطرات زیادی روبهرو کرده و مشکلات و معضلات فراوانی در سراسر جهان و به خصوص در مناطقی که استفادههای بیشتری از تبدیل انرژیها دارد، به وجود آورده و رقم زده و این امر صاحبنظران و متخصصان را به شدت نگران کرده و به فکر راه چاره انداخته و از آن میان برخی سرزمینها را در جایگاهی قرار داده که کارشناسان از غیرقابلسکونتبودن این سرزمین به دلیل نابودی منابع طبیعی چون آبها و به ویژه مشکلات زیستمحیطی و غیره در دو دهه آینده سخن به میان آوردهاند. متأسفانه این مشکل بسیاری از کشورهای جهان را با تفاوتهایی در این میان تهدید میکند و چنانچه برنامهریزی علمی و اساسی و فوری در رفع و جبران این خسارات صورت نگیرد، طولی نخواهد کشید که جهان شاهد فجایع بزرگی در این ناحیه خواهد بود. همه این مشکلات ناشی از چگونگی برخورد و استفاده غلط و غیراصولی انسان از منابع انرژی است که بخشهایی از جهان را با خطر جدی و همهجانبه روبهرو کرده و این امر امروزه کارشناسان و دلسوزان در جهان را به فکر استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر (پاک) انداخته؛ امری ضروری که باید مورد دقت و توجه شهروندان در سراسر جهان قرار گیرد.»
چالشهای استفاده از انرژی خورشیدی
البته باید چالشهای این مقوله را هم در نظر بگیریم؛ توسعه صنعت انرژیهای خورشیدی و توربینهای بادی نیاز به استخراج منابع معدنی از جمله نیکل، کبالت، لیتیوم، مس و فلزات کمیاب دارد که همین امر باعث میشود روند تولید هنوز به سرعت ایدهآل نرسیده باشد. استخراج این مواد معدنی ممکن است چالش برانگیز باشد، اما چالش اصلی در مقابل افزایش ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر نیست. آنطور که رشیدی میگوید: «یکی از معضلات اساسی در رابطه با انرژیهای تجدیدپذیر بحث هزینه بالاتر تولید این انرژیها در مقابل سوختهای فسیلی است. کشورهایی مثل آلمان و دانمارک که مقدار زیادی از انرژی مورد نیاز خود را از منابع تجدیدپذیر تولید میکنند، دارای بالاترین قیمت انرژی در میان کشورهای ثروتمند هستند. یا در بریتانیا هزینه برق تولید شده توسط انرژی بادی دو برابر بیشتر از برق به دست آمده از منابع سنتی است. یکی دیگر از معضلات این است که صفحات خورشیدی عملا در شب انرژی تولید نمیکنند و توربینهای بادی در زمانی که وزش باد قطع شود، از کار میافتند. چنین محدودیتهایی باعث میشود که کشورهایی که انرژیشان را از منابع تجدیدپذیرتأمين میکنند همیشه نیاز به این داشته باشند که نیروگاههای سنتی خودشان را نیز نگهداری و به آنها رسیدگی کنند تا در شرایطی که انرژی تجدیدپذیر تولید نمیشود، بتوانند نیازهای کشور راتأمين نمایند.»
ترامپ دستوپای صنعت انرژیهای تجدیدپذیر را بسته است
اما یک خطر مهم دیگر برای انرژیهای تجدیدپذیر سیاستمدارانی هستند که لزوما درک درستی از خطر اضطراری تغییرات اقلیمی ندارند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین را یک حقه چینی خوانده بود، به دروغ مدعی بوده که انرژیهای تجدیدپذیر گران و بیفایده هستند و توربینهای بادی باعث سرطان میشوند. او تمام تلاش خودش را کرد تا صنعت انرژیهای تجدیدپذیر را در مقابل تولیدکنندگان سوختهای فسیلی و لابیهایی که دولت خودش در اختیار آنها قرار داده بود، ناتوان کند. ترامپ در حالی که زمین و دریا را در اختیار صنایع آلاینده نفت و گاز قرار داده، دستوپای صنعت انرژیهای تجدیدپذیر را بسته است.
براین اساس شریف حسنزاده، در قامت کارشناس معتقد است: نظام سرمایهداری مانع از گسترش استفاده انرژیهای تجدیدپذیر میشود. او در مطلبی با عنوان «تأثیرات انرژیهای تجدیدناپذیر بر گرمایش زمین» مینویسد: «نظام سرمایهداری از سه رکن علم، قدرت و سرمایه تشکیل میشود. سرمایه این نظام برگرفته از سرمایه مردم است که خود با کنترلداشتن بر کار مردم حاصل میشود. امروزه برای ارزشگذاری کار از پول استفاده میکنند و چون پول در اختیار نظام سرمایه است، باید برای آن کار کرد. نظام سرمایهداری برای تصاحب ارزش کاری که توسط مردم انجام میشود و با توجه به سرمایه کمی که در اختیار میگذارد، همیشه درصدد تولید کالا است. این نظام هرچه بیشتر کالا تولید کند و مصرفگرایی را گسترش دهد، لازم است برای آن مصرفکننده در نظر بگیرد. نظام این کالا را با ارزش کار یعنی پول میخرد. با افزایش مصرفگرایی اثرات زیستمحیطی آن بیشتر میشود. به عنوان مثال دولت برای استفاده از گوشی موبایل یا تلویزیون، تبلیغ و نیازهای کاذب ایجاد میکند و مواد معدنی، طلا و نفت استخراج کرده یا برای تولید یک جفت کفش چرمی چه صدماتی که به طبیعت وارد نمیشود. با رشد مصرفگرایی و خرید کالا توسط مردم که باید برای آن پول بپردازند، رکن سرمایه نظام سرمایهداری تقویت میشود. از دیگر ارکان این نظام علم است. به جای استفاده از علم برای خدمت به محیط زیست از آن برای تخریب محیط زیست استفاده میکند. آشکار است که با تولید بیشتر این کالاها تنوعطلبی مردم بیشتر میشود، اما در اساس تنوعطلبی نیست، بلکه حیلهای برای رد و بدلکردن سرمایه است؛ یعنی تصاحب بر سرمایه مردم که تقویت رکن سرمایه نظام است و این به وسیله علم انجام میشود. علمی که میتواند روی انرژیهای تجدیدپذیر کار کند و آنها را تقویت کند، روی ساخت اسلحه، بمب اتمی، بمب نیتروژنی و بالگرد تمرکز میکند و این یعنی استفاده بیشتر از انرژیهای تجدیدناپذیر؛ در نتیجه رکن علم نظام سرمایهداری نیز به تخریب محیط زیست کمک میکند. قدرت نیز در نظام سرمایهداری بحران محیط زیست را تقویت میکند؛ در حالی که میتواند روی انرژیهای تجدیدپذیر سرمایهگذاری کند، اما برای به دستآوردن سرمایه مردم و ارزش کار آنها مصرفگرایی را تبلیغ میکند.»
به روایت حسنزاده، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر مثلا نور خورشید که هر خانه میتواند برق مورد نیاز خود راتأمين کند و دیگر نیازی به پرداخت مالیات برایتأمين برق و گاز نباشد، بسیار مؤثر است. یقینا علم به مرحلهای رسیده که انرژیهای تجدیدپذیر را جایگزین انرژیهای تجدیدناپذیر کند، اما این نظام سرمایهداری است که مانع از گسترش استفاده انرژیهای تجدیدپذیر میشود. برای مثال انرژیای که از طریق خورشید به زمین میرسد 10هزار بار بیشتر از انرژی مورد نیاز انسان است. مصرف انرژی در سال ۲۰۵۰ پنجاه تا سیصددرصد بیشتر از مصرف امروزی آن خواهد بود. با این حال اگر فقط یکدهمدرصد از سطح زمین با مبدلهای انرژی خورشیدی پوشیده شوند و تنها 10درصد بازده داشته باشند، برایتأمين انرژی مورد نیاز بشر کافی است. مقدار انرژی خورشیدی شگفتانگیز است. به طور متوسط هر مترمربع از سطح زمین صدوشصتوچهار وات توان خورشیدی دریافت میکند. به عبارت دیگر میتوان در هر مترمربع از سطح زمین یک لامپ صدوپنجاه واتی قرار داد و با انرژی خورشید کل سیاره را روشن کرد یا به بیان دیگر اگر فقط یکدرصد از صحرای بزرگ آفریقا را با صفحات خورشیدی بپوشانیم، میتوانیم برق کافی برایتأمين انرژی کل جهان تولید کنیم. این نکته خوبی است که درباره انرژی خورشیدی وجود دارد: به میزان بسیار زیادی وجود دارد؛ خیلی بیشتر از آنچه ما بخواهیم استفاده کنیم. این امر سبب کاهش تولید انرژی سوخت فسیلی، آلودگی هوا و انتشار دیاکسید کربن توسط آنها میشود و همچنین عدم کارایی انتقال توان از تولید به مصرف از طریق خطوط برق هوایی یا زیرزمینی را از بین میبرد. مثلا اگر کل سقف خود را با صفحات خورشیدی (یا سلولهای خورشیدی با لایه نازک ورقهای روی تمام پنجرههای خود) بپوشانید و بتوانید کل نیازهای برقتان یا حتی بخش بزرگی از آن را برآورده کنید، به هر حال از سقف که فضای بدون استفادهای است، بهره بردهاید.
یک نکته خوب درباره انرژی خورشیدی این است که به میزان بسیار زیادی وجود دارد؛ خیلی بیشتر از آنچه ما بخواهیم استفاده کنیم. این امر سبب کاهش تولید سوخت فسیلی، آلودگی هوا و انتشار دیاکسید کربن توسط آنها میشود و همچنین عدم کارایی انتقال توان از تولید به مصرف از طریق خطوط برق هوایی یا زیرزمینی را از بین میبرد. مثلا اگر کل سقف خود را با صفحات خورشیدی (یا سلولهای خورشیدی با لایه نازک ورقهای روی تمام پنجرههای خود) بپوشانیم و بتوانیم کل نیازهای برق یا حتی بخش بزرگی از آن را برآورده کنیم، به هر حال از سقف که فضای بدون استفادهای است، بهره بردهایم.
علی رشیدی از کارشناس محیطزیست دراین زمینه میگوید: «طی روزگاران طولانی، انسان برای گرم نگهداشتن خود و سرپناهی که در آن به سر میبرد، از چوب درختان جنگلها استفاده و میلیونها میلیون هکتار از جنگلهای جهان را دچار آسیبهای جبرانناپذیری کرده است. انسان به دنبال استفاده از انرژیها به کشف منابع انرژی روی آورده و در جهت استفاده بهتر و گستردهتر از منابع انرژی ناچار به تغییر و تحولات در آنها شده؛ در حالی که به محدودیتها و پیامدهای زیانبار منابع انرژی فکر و توجه نکرده است. امروزه صاحبنظران با مشاهده اثرات مخرب و خطرناک بهرهبرداری از برخی منابع انرژی و تأثیرات مخرب آن بر محیط زیست و به طور کلی بر زندگی بشر، استفاده از منابع انرژیهای تجدیدپذیر (پاک) را مورد توجه جدی قرار دادهاند که مهمترین آنها انرژی خورشیدی است و کشور ایران از هر حیث دارای امکانات بسیار وسیع و شرایط مناسب، از جمله نور خورشید و دشتهای خالی برای نصب پنلهای انرژی خورشیدی است.»
نگاهی به منابع انرژی در جهان و باید و نبایدهای استفاده از آن
بیگمان چنانچه بشر از ابتدای استفاده و در اختیارگرفتن انرژیها به اهمیت فراوانی و غیرزیانآوربودن انرژی خورشیدی پی میبرد، شاید هرگز سراغ دیگر منابع و بنیادهای انرژی در جهان که اکثر آنها حین استحاله و تبدیل و به خدمتگرفتن، مضرات و خطرات بسیاری برای محیط زیست و حیات بشر دارند و کمابیش زیانآورند، نمیرفت و انرژی خورشیدی را که یک انرژی پایانناپذیر و فراوان در جهان و به ویژه در سرزمین ایران است، به خدمت میگرفت و بس؛ که در آن صورت این حجم وسیع و گسترده از زیان و ضررهای ناشی از استفاده از انرژیها در جهان اتفاق نمیافتاد.
افسوس که بشر خیلی دیر به این مهم پی برد و به همین دلیل حین استفاده و در اختیارگرفتن انرژی از منابع طبیعی به دیگر دادهها و داشتههای مهم طبیعت و محیط زیست و به طور کلی به اساس زندگی و حقوق انسانها لطمات جبرانناپذیری وارد آورد.
رشیدی، کارشناس محیطزیست در ادامه تصریح میکند: «بشر از آغاز حیات خود بنا بر نیاز و فطرتش از انرژیهای حیاتبخش چون انرژی آب، باد، خورشید و غیره برای زندهماندن خود و توسعه حیات بشری استفادههای فراوان برده و از روزی که خود را شناخت، با دستبردن در نحوه استفاده از این انرژیها جهت استفاده بهینه و بیشتر، به ویژه در راه توسعه حیات خود، این انرژیها را به خدمت گرفت و با تغییر و تحولات وسیع در این انرژیها از آنها استفاده کرد. بیشک یکی از اشتباهات بشر در رابطه با استفاده از انرژیهای موجود در دل طبیعت این تفکر غلط بود که گمان میبرد اولا منابع انرژی در جهان بینهایت و تمامناشدنیاند و دوما به زیان و خسارات ناشی از چگونگی استفاده از این انرژیها پی نبرده بود و به همین خاطر و با چنین باور اشتباهی به شکل بیرویهای در تغییر و تحول در بنیادهای بسیاری از این انرژیها نهتنها موجودیت آنها را با خطر جدی روبهرو کرد، بلکه پیآمدهای خطرناک آنها را نیز متوجه حیات و حقوق بشر کرد و هرچند به توسعه و رفاه زندگی انسانها خدمات فراوانی کرد، اما از سوی دیگر خسارات جبرانناپذیری هم در بسیاری زمینهها مانند ایجاد نابرابریها و غیره را موجب شد.»
این کارشناس اضافه میکند: «به هر ترتیب بشر با تجاربی که به دست آورده و نیز با عنایت به زیانهای واردشده به حیات بشری از طریق استفاده از انرژیها به فکر تصحیح اشتباهات گذشته خود افتاده و در جهت استفاده بدون زیان از این انرژیها و حفظ و توسعه محیط زیست پایدار برای خود و نسلهای آینده افتاده است. به این جهت بارها شاهد برگزاری سمینارها، تصویب قوانین و لزوم استفاده بشر از انرژیها در جهانیم بودهایم و بارها بر استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر (پاک) و بهخصوص انرژی خورشیدی تأکید شده است. از سوی دیگر باید توجه کرد که بشر از بدو حیات خود برای زندهماندن و چهبسا رشد و توسعه حیات خود انرژیها را به صورت ساده و طبیعی مورد استفاده قرار داد، اما مشکل از آنجا ناشی شد که بشر با دستبردن در ماهیت این انرژیها و تغییر و تحول در ماهیت آنها برای استفادههای بهتر و بیشتر بدون آنکه به پیآمدهای زیانبار آن فکر کند، اقدام کرد و این رویه را تا بدانجا ادامه داد که امروزه آمارها حکایت از مرگومیر سالانه میلیونها انسان در جهان به دلیل مخاطرات زیستمحیطی دارند؛ یعنی بشر هر چقدر انرژیها را مورد استفاده قرار داده، به همان میزان و چهبسا بیشتر از آن جهان و محیط زیست و حقوق انسانها را هم مورد تعرض و مخاطره قرار داده و زیان رسانده است.»
استفاده غیرعلمی از منابع انرژی، جهان را با مخاطرات زیادی روبهرو کرده است
رشیدی بیان میکند: «بیگمان پاکترین و گستردهترین و شاید بتوان گفت بیپایانترین انرژی موجودی که در جهان وجود دارد، انرژی خورشیدی است که علاوه بر این ویژگیها مخاطراتی هم برای طبیعت و به طور کلی محیط زیست نداشته و نخواهد داشت. در این میان، ایران از جمله کشورهایی است که با دارابودن بیشترین ساعات تابش خورشید بیشترین امکان را برای استفاده از انرژی خورشیدی داراست؛ امری که متأسفانه توجه زیادی به آن نشده و عقلای قوم برای به دستآوردن انرژی مسیر را اشتباه رفته و در این مسیر غلط هزینههای گزافی نیز صرف کردهاند و یا با ایجاد سدهای آبی و استفاده بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی و… لطمات و صدمات بسیار سنگین و جبرانناپذیری به محیط زیست و حقوق انسانها وارد آوردهاند؛ زیانهایی که بعضا غیرقابلجبران است و محیط زیست و حتی زندگی مردم در گوشه و کنار کشور را با مخاطرات فراوان و غیرقابلجبرانی روبهرو کرده است. باید توجه کرد که جهان امروز با مشکلات و معضلات متعدد و بزرگی چون زیان و ضررهای گازهای گلخانهای، تخریب و نابودی جنگلها، فرونشستهای زمین که از آن به عنوان فاجعه قرن یاد میشود، خشکسالیها، مشکلات آبی و زیستمحیطی و… دست به گریبان است. بخش عمده این معضلات ناشی از بیتوجهی و ندانمکاریهای بشر در رابطه با محیط پیرامون خود و به تعبیر دیگر ناشی از دستکاریهای بشر در استفاده غیراصولی و تبدیل و تغییر در منابع انرژی و طبیعی برای رسیدن به رفاه و زندگی بهتر و توسعه همهجانبه است؛ بدون آنکه در بسیاری موارد به عواقب و پیآمدهای برخی از اعمال و حرکات خود در رابطه با محیط پیرامونش و به ویژه محیط زیست و حقوق انسانها فکر و توجه کرده باشد.»
این کارشناس محیطزیست هشدار میدهد:« تخریب و نابودیهای محیط زیستی و استفاده غیرعلمی از منابع انرژی که عموما به دست انسان صورت گرفته و میگیرد، امروزه جهان را با مخاطرات زیادی روبهرو کرده و مشکلات و معضلات فراوانی در سراسر جهان و به خصوص در مناطقی که استفادههای بیشتری از تبدیل انرژیها دارد، به وجود آورده و رقم زده و این امر صاحبنظران و متخصصان را به شدت نگران کرده و به فکر راه چاره انداخته و از آن میان برخی سرزمینها را در جایگاهی قرار داده که کارشناسان از غیرقابلسکونتبودن این سرزمین به دلیل نابودی منابع طبیعی چون آبها و به ویژه مشکلات زیستمحیطی و غیره در دو دهه آینده سخن به میان آوردهاند. متأسفانه این مشکل بسیاری از کشورهای جهان را با تفاوتهایی در این میان تهدید میکند و چنانچه برنامهریزی علمی و اساسی و فوری در رفع و جبران این خسارات صورت نگیرد، طولی نخواهد کشید که جهان شاهد فجایع بزرگی در این ناحیه خواهد بود. همه این مشکلات ناشی از چگونگی برخورد و استفاده غلط و غیراصولی انسان از منابع انرژی است که بخشهایی از جهان را با خطر جدی و همهجانبه روبهرو کرده و این امر امروزه کارشناسان و دلسوزان در جهان را به فکر استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر (پاک) انداخته؛ امری ضروری که باید مورد دقت و توجه شهروندان در سراسر جهان قرار گیرد.»
چالشهای استفاده از انرژی خورشیدی
البته باید چالشهای این مقوله را هم در نظر بگیریم؛ توسعه صنعت انرژیهای خورشیدی و توربینهای بادی نیاز به استخراج منابع معدنی از جمله نیکل، کبالت، لیتیوم، مس و فلزات کمیاب دارد که همین امر باعث میشود روند تولید هنوز به سرعت ایدهآل نرسیده باشد. استخراج این مواد معدنی ممکن است چالش برانگیز باشد، اما چالش اصلی در مقابل افزایش ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر نیست. آنطور که رشیدی میگوید: «یکی از معضلات اساسی در رابطه با انرژیهای تجدیدپذیر بحث هزینه بالاتر تولید این انرژیها در مقابل سوختهای فسیلی است. کشورهایی مثل آلمان و دانمارک که مقدار زیادی از انرژی مورد نیاز خود را از منابع تجدیدپذیر تولید میکنند، دارای بالاترین قیمت انرژی در میان کشورهای ثروتمند هستند. یا در بریتانیا هزینه برق تولید شده توسط انرژی بادی دو برابر بیشتر از برق به دست آمده از منابع سنتی است. یکی دیگر از معضلات این است که صفحات خورشیدی عملا در شب انرژی تولید نمیکنند و توربینهای بادی در زمانی که وزش باد قطع شود، از کار میافتند. چنین محدودیتهایی باعث میشود که کشورهایی که انرژیشان را از منابع تجدیدپذیرتأمين میکنند همیشه نیاز به این داشته باشند که نیروگاههای سنتی خودشان را نیز نگهداری و به آنها رسیدگی کنند تا در شرایطی که انرژی تجدیدپذیر تولید نمیشود، بتوانند نیازهای کشور راتأمين نمایند.»
ترامپ دستوپای صنعت انرژیهای تجدیدپذیر را بسته است
اما یک خطر مهم دیگر برای انرژیهای تجدیدپذیر سیاستمدارانی هستند که لزوما درک درستی از خطر اضطراری تغییرات اقلیمی ندارند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین را یک حقه چینی خوانده بود، به دروغ مدعی بوده که انرژیهای تجدیدپذیر گران و بیفایده هستند و توربینهای بادی باعث سرطان میشوند. او تمام تلاش خودش را کرد تا صنعت انرژیهای تجدیدپذیر را در مقابل تولیدکنندگان سوختهای فسیلی و لابیهایی که دولت خودش در اختیار آنها قرار داده بود، ناتوان کند. ترامپ در حالی که زمین و دریا را در اختیار صنایع آلاینده نفت و گاز قرار داده، دستوپای صنعت انرژیهای تجدیدپذیر را بسته است.
براین اساس شریف حسنزاده، در قامت کارشناس معتقد است: نظام سرمایهداری مانع از گسترش استفاده انرژیهای تجدیدپذیر میشود. او در مطلبی با عنوان «تأثیرات انرژیهای تجدیدناپذیر بر گرمایش زمین» مینویسد: «نظام سرمایهداری از سه رکن علم، قدرت و سرمایه تشکیل میشود. سرمایه این نظام برگرفته از سرمایه مردم است که خود با کنترلداشتن بر کار مردم حاصل میشود. امروزه برای ارزشگذاری کار از پول استفاده میکنند و چون پول در اختیار نظام سرمایه است، باید برای آن کار کرد. نظام سرمایهداری برای تصاحب ارزش کاری که توسط مردم انجام میشود و با توجه به سرمایه کمی که در اختیار میگذارد، همیشه درصدد تولید کالا است. این نظام هرچه بیشتر کالا تولید کند و مصرفگرایی را گسترش دهد، لازم است برای آن مصرفکننده در نظر بگیرد. نظام این کالا را با ارزش کار یعنی پول میخرد. با افزایش مصرفگرایی اثرات زیستمحیطی آن بیشتر میشود. به عنوان مثال دولت برای استفاده از گوشی موبایل یا تلویزیون، تبلیغ و نیازهای کاذب ایجاد میکند و مواد معدنی، طلا و نفت استخراج کرده یا برای تولید یک جفت کفش چرمی چه صدماتی که به طبیعت وارد نمیشود. با رشد مصرفگرایی و خرید کالا توسط مردم که باید برای آن پول بپردازند، رکن سرمایه نظام سرمایهداری تقویت میشود. از دیگر ارکان این نظام علم است. به جای استفاده از علم برای خدمت به محیط زیست از آن برای تخریب محیط زیست استفاده میکند. آشکار است که با تولید بیشتر این کالاها تنوعطلبی مردم بیشتر میشود، اما در اساس تنوعطلبی نیست، بلکه حیلهای برای رد و بدلکردن سرمایه است؛ یعنی تصاحب بر سرمایه مردم که تقویت رکن سرمایه نظام است و این به وسیله علم انجام میشود. علمی که میتواند روی انرژیهای تجدیدپذیر کار کند و آنها را تقویت کند، روی ساخت اسلحه، بمب اتمی، بمب نیتروژنی و بالگرد تمرکز میکند و این یعنی استفاده بیشتر از انرژیهای تجدیدناپذیر؛ در نتیجه رکن علم نظام سرمایهداری نیز به تخریب محیط زیست کمک میکند. قدرت نیز در نظام سرمایهداری بحران محیط زیست را تقویت میکند؛ در حالی که میتواند روی انرژیهای تجدیدپذیر سرمایهگذاری کند، اما برای به دستآوردن سرمایه مردم و ارزش کار آنها مصرفگرایی را تبلیغ میکند.»
به روایت حسنزاده، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر مثلا نور خورشید که هر خانه میتواند برق مورد نیاز خود راتأمين کند و دیگر نیازی به پرداخت مالیات برایتأمين برق و گاز نباشد، بسیار مؤثر است. یقینا علم به مرحلهای رسیده که انرژیهای تجدیدپذیر را جایگزین انرژیهای تجدیدناپذیر کند، اما این نظام سرمایهداری است که مانع از گسترش استفاده انرژیهای تجدیدپذیر میشود. برای مثال انرژیای که از طریق خورشید به زمین میرسد 10هزار بار بیشتر از انرژی مورد نیاز انسان است. مصرف انرژی در سال ۲۰۵۰ پنجاه تا سیصددرصد بیشتر از مصرف امروزی آن خواهد بود. با این حال اگر فقط یکدهمدرصد از سطح زمین با مبدلهای انرژی خورشیدی پوشیده شوند و تنها 10درصد بازده داشته باشند، برایتأمين انرژی مورد نیاز بشر کافی است. مقدار انرژی خورشیدی شگفتانگیز است. به طور متوسط هر مترمربع از سطح زمین صدوشصتوچهار وات توان خورشیدی دریافت میکند. به عبارت دیگر میتوان در هر مترمربع از سطح زمین یک لامپ صدوپنجاه واتی قرار داد و با انرژی خورشید کل سیاره را روشن کرد یا به بیان دیگر اگر فقط یکدرصد از صحرای بزرگ آفریقا را با صفحات خورشیدی بپوشانیم، میتوانیم برق کافی برایتأمين انرژی کل جهان تولید کنیم. این نکته خوبی است که درباره انرژی خورشیدی وجود دارد: به میزان بسیار زیادی وجود دارد؛ خیلی بیشتر از آنچه ما بخواهیم استفاده کنیم. این امر سبب کاهش تولید انرژی سوخت فسیلی، آلودگی هوا و انتشار دیاکسید کربن توسط آنها میشود و همچنین عدم کارایی انتقال توان از تولید به مصرف از طریق خطوط برق هوایی یا زیرزمینی را از بین میبرد. مثلا اگر کل سقف خود را با صفحات خورشیدی (یا سلولهای خورشیدی با لایه نازک ورقهای روی تمام پنجرههای خود) بپوشانید و بتوانید کل نیازهای برقتان یا حتی بخش بزرگی از آن را برآورده کنید، به هر حال از سقف که فضای بدون استفادهای است، بهره بردهاید.



