جمع‌بندی جنگ در هفته اول

ثبات سیاسی و اجتماعی ایران و آتش جنگ در منطقه

جبهۀ جنگ حالا یک کمان منطقه‌ای ۳۵۰۰ کیلومتری‌است که از شمال دریای عرب تا جزیرۀ قبرس کشیده شده است. لَت جنوبی این جبهه به نیروهای دریایی ارتش و سپاه واگذار شده و لت غربی این جبهه هم به نیروی هوافضا و نیروهای زمینی سپاه و ارتش. ترامپ به یکی از کشورهای منطقه اطمینان داده بود کار ۴روزه جمع می‌شود. حالا یک هفته از آغاز جنگ گذشته. میدان می‌گوید ماجرا آن‌طور جلو نرفته که آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کرده بودند. آن‌طور جلو رفته که ایران اعلام کرده بود: «اگر جنگ شود شروعش با شماست اما پایانش با شما نیست.» بخش مهمی از سامانه‌های هشدار زودهنگام آمریکا در رینگ ۷۰۰ کیلومتری اطراف ایران با دقت خوب زیر ضربه رفته و مختل شده. دو سامانه راداری تاد در امارات، یک سامانه راداری تاد در سعودی، یک سامانۀ راداری تاد در اردن به علاوۀ تعدادی در بحرین، کویت، امارات و قطر هم از سرویس خارج شده‌اند. اینها یعنی فرو ریختن لایه‌های پدافندی امریکا و البته لایه‌های اولیه پدافندی اسرائیل. از اهداف اصلی امریکا در شروع جنگ، زیرضربه‌بردن توانمندی‌های دفاعی ارتش و سپاه پاسداران در جنوب بود. حجم سنگینی از بمباران برای فلج کردن شبکۀ «عصبی» و «اقدام» سایت‌های نظامی. همۀ این اقدامات دیوانه‌وار یک هدف را دنبال می‌کردند: «تنگه در اختیار ایران نباشد.» این هدف نه تنها محقق نشده بلکه عکس آن رخ داده. تا این‌جا ایران است که ارادۀ خود را تحمیل کرده. ایران است که تصمیم می‌گیرد چه کسانی از تنگه عبور کنند و چه کسانی عبور نکنند. پای ایران روی تنگه است. هرچند به شناور و نفتکش‌های بعضی کشورها اجازۀ عبور داده شده اما شناورها و نفتکش‌های مرتبط با امریکا، اروپا، رژیم عبری و متحدانش در لیست سیاه قرار دارند. ایران اعلام کرده اگر قصد عبور داشته باشند مسئولیت جان و مال و امنیت و محموله‌تان به عهده خودتان است. بعضی شناورها بدون مجوز ایران قصد عبور داشتند که در دهانۀ شرقی و غربی تنگه هدف تیر غیب قرار گرفتند. بیش از ۱۰۰۰ فروند شناور فقط در خلیج فارس محبوس شده‌اند که نیمی از آنها حامل نفت و گازند. آن‌سوی تنگه هم در دریای عمان تعدادی زیادی بلاتکلیف مانده‌اند. قیمت نفت از ۹۰ دلار گذشته. دو هدف دیگر امریکایی اسرائیلی هم روی زمین به جایی نرسیده است. نخست فعال‌کردن هسته‌های تجزیه‌طلب در اقلیم کردستان و دیگری هم فعال‌کردن هسته‌های آشوب در داخل کشور. دومی به مدد حضور مردمی مجال بروز نیافته و اولی به مدد برنامه‌ریزی و طراحی از پیش تعیین شدۀ نیروهای مسلح و امنیتی. تا این لحظه مسئولان اقلیم کردستان هم تمایلی به سرویس‌دادن به گروه‌های تجزیه‌طلب نداشته‌ و عنوان کرده‌اند نمی‌خواهیم بخشی از جنگ باشیم. در سایر اضلاع مقاومت، پررنگ‌ترین حضور و فعالیت را گروه‌های مقاومت عراقی داشته‌اند. این گروه‌ها مشخصا ضربات متعددی به مقر نظامیان آمریکایی در اربیل، عربستان سعودی و اردن وارد کرده‌اند. بخشی از ضربات به تجزیه‌طلبان اقلیم کردستان هم توسط این گروه‌ها وارد شده است. در جبهۀ لبنان هم حزب‌الله با وجود تمام خط و نشان‌هایی که دولت لبنان و ارتش عبری برایش کشیده بودند وارد معرکۀ نبرد شده. ناامن‌سازی و غیرعادی سازی سرزمین‌های اشغالی از شمال و درگیر کردن بخشی از توان ارتش عبری توسط حزب‌الله انجام می‌گیرد. انصارالله یمن شمشیر داموکلس برای مهار دو جبهه احتمالی است: عربستان سعودی و دریای سرخ. اگر این دو جبهه فعال شوند انصارالله هم وارد میدان خواهد شد. ضربات و بمباران‌های امریکایی و اسرائیلی پرحجم و سنگین بوده؟ بله. زخم‌های زیادی خورده‌ایم؟ بله! ماجرا اما آنجاست که این ضربات به خودی خود هدف نبوده‌اند بلکه قرار بوده اهداف اصلی را محقق کنند. محقق‌شدن یا نشدن آن اهداف است که نشان می‌دهد دشمن در پروژۀ اعمال فشار موفق شده یا نه. در نهایت نباید از جبهه داخل غفلت کرد. با وجود یک بحران جنگی و با وجود درگیری شدن کشور با بیش از ۱۰ کشور از شمال دریای عرب تا قبرس در شرق دریای مدیترانه اما ارائۀ خدمات ضروری و ادارۀ کشور توسط دولت در حال انجام است و اختلال فاحش نداشته. نه کمبود سوخت و اقلام ضروری احساس شده نه مشکل ضدامنیتی داخلی. فقط کسری از این مشکلات برای هر کشوری کافی است تا جامعه و حاکمیتش دچار فروپاشی از بیرون و درون شوند. وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ.
ثبات سیاسی و اجتماعی ایران و آتش جنگ در منطقه