جمهوری اسلامی ایران وارد برگ جدید و زرینی از تمدنسازی شده است
ایران؛ طراح نظم نوین
جمهوری اسلامی یک انقلاب تمدنی بود؛ یعنی قرار نبود فقط یک حکومت را تغییر دهد، بلکه بنا بود مسیر تاریخ را عوض کند و آن را روی ریل دیگری بیندازد. وقتی از «تغییر ریل تاریخ» حرف میزنیم، باید بپذیریم که این مسیر، مسیر آسایش و بیهزینه نیست. هیچ تحول تمدنیای در تاریخ، بدون رنج، بدون تخریب، بدون خون و بدون ایستادگی شکل نگرفته است.
در چنین میدانی، توقع اینکه شهید ندهیم، آسیب نبینیم، تحت فشار قرار نگیریم یا دشمن دست از تقابل بردارد، توقعی خلاف سنت تاریخ است.
از رهبران شهید تا فرماندهان میدان، تا بسیجیای که در یک ایست و بازرسی ایستاده، همه در یک نقطه مشترکاند: پذیرش هزینه برای یک حقیقت.
مقابله با شر، فقط اراده نمیخواهد؛ موقعیت هم میخواهد و گاهی این خودِ دشمن است که با خطاهایش، این موقعیت را در اختیار جبهه مقابل قرار میدهد.
امروز در یکی از همین بزنگاهها هستیم.
در هیچ مقطعی، رژیم صهیونیستی تا این اندازه در معرض فشار، حمله و فرسایش نبوده است.
وقتی آژیر خطر، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود، یعنی امنیت از سطح «اختلال» عبور کرده و به «فروپاشی زیست عادی» نزدیک شده است.
از سوی دیگر، آمریکا که تا همین دیروز برای جهان نسخه میپیچید و با ابزارهای اقتصادی و سیاسی، دیگران را تحت فشار میگذاشت، امروز در موقعیتی قرار گرفته که باید به آسیبپذیریهای خود نگاه کند.
به پایگاههایی که دیگر آن امنیت سابق را ندارند.
به همپیمانانی که دیگر مثل گذشته، بیچون و چرا همراهی نمیکنند.
به نظمی که در حال لغزش است.
در این میان، تغییرات مهم دیگری هم در حال شکلگیری است:
افزایش هزینههای انرژی در سطح جهانی
فعالتر شدن بازیگران شرقی
افزایش هماهنگی در جبهه مقاومت
احیای بازیگران منطقهای که تصور میشد تضعیف شدهاند
و شکلگیری ارادههای جدیدی که حاضرند هزینه بدهند.
همه اینها یعنی ما در یک معادله ساده «هزینه دادن یکطرفه» نیستیم.
جنگ، برای ما سخت و پرهزینه بوده و هست، اما برای طرف مقابل هم بدون هزینه نمانده و چهبسا در ادامه، تراز این هزینهها بیش از پیش به ضرر او تغییر کند.
درک این واقعیت، کمک میکند که تحلیلمان از سطح احساس و مقطع، به سطح روند و تاریخ ارتقا پیدا کند.
در چنین میدانی، توقع اینکه شهید ندهیم، آسیب نبینیم، تحت فشار قرار نگیریم یا دشمن دست از تقابل بردارد، توقعی خلاف سنت تاریخ است.
از رهبران شهید تا فرماندهان میدان، تا بسیجیای که در یک ایست و بازرسی ایستاده، همه در یک نقطه مشترکاند: پذیرش هزینه برای یک حقیقت.
مقابله با شر، فقط اراده نمیخواهد؛ موقعیت هم میخواهد و گاهی این خودِ دشمن است که با خطاهایش، این موقعیت را در اختیار جبهه مقابل قرار میدهد.
امروز در یکی از همین بزنگاهها هستیم.
در هیچ مقطعی، رژیم صهیونیستی تا این اندازه در معرض فشار، حمله و فرسایش نبوده است.
وقتی آژیر خطر، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود، یعنی امنیت از سطح «اختلال» عبور کرده و به «فروپاشی زیست عادی» نزدیک شده است.
از سوی دیگر، آمریکا که تا همین دیروز برای جهان نسخه میپیچید و با ابزارهای اقتصادی و سیاسی، دیگران را تحت فشار میگذاشت، امروز در موقعیتی قرار گرفته که باید به آسیبپذیریهای خود نگاه کند.
به پایگاههایی که دیگر آن امنیت سابق را ندارند.
به همپیمانانی که دیگر مثل گذشته، بیچون و چرا همراهی نمیکنند.
به نظمی که در حال لغزش است.
در این میان، تغییرات مهم دیگری هم در حال شکلگیری است:
افزایش هزینههای انرژی در سطح جهانی
فعالتر شدن بازیگران شرقی
افزایش هماهنگی در جبهه مقاومت
احیای بازیگران منطقهای که تصور میشد تضعیف شدهاند
و شکلگیری ارادههای جدیدی که حاضرند هزینه بدهند.
همه اینها یعنی ما در یک معادله ساده «هزینه دادن یکطرفه» نیستیم.
جنگ، برای ما سخت و پرهزینه بوده و هست، اما برای طرف مقابل هم بدون هزینه نمانده و چهبسا در ادامه، تراز این هزینهها بیش از پیش به ضرر او تغییر کند.
درک این واقعیت، کمک میکند که تحلیلمان از سطح احساس و مقطع، به سطح روند و تاریخ ارتقا پیدا کند.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
نگذارید فرار کنند!
-
ایران مرکز قدرت جدید جهان است
-
افول آمریکا به دست ملت ایران آغاز شده است
-
ایران؛ طراح نظم نوین
-
پیام آیتالله جوادی آملی به فضلا و اساتید حوزوی
-
پیش فرضهای ابطال شده دشمنان ایران
-
معادلهای که بر جنگ رمضان حاکم است
-
نزدیکان ترامپ از جنگ با ایران پشیمان شدهاند
-
چرا نمیتوان تنگه هرمز را دور زد؟



