روایت تباهی دشمنان ایران
یک رسانه عبری با اشاره به محاسبات غلط آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران، ابعاد شکست آنها را بررسی کرد.
تحلیلها در محافل صهیونیستی درباره آتشبس و تسلیم شدن دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مقابل ایران همچنان ادامه دارد و در این راستا، امیر اورن، روزنامهنگار و تحلیلگر امور نظامی در روزنامه عبری هاآرتص، در گزارشی درباره شکست اسرائیل در دستیابی به اهداف جنگ علیه ایران صحبت میکند و به محاسبات اشتباهی که منجر به این شکست شد، میپردازد.
این تحلیلگر نظامی صهیونیست تاکید کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، بهای شکست مطلق این جنگ را از جیب خود نخواهد پرداخت.او گفت که سه بُعد شکست آمریکا و اسرائیل در این جنگ عبارتند از: نظام ایران که سرنگون نشد، اورانیوم غنیشدهای که از اعماق زمین بیرون کشیده نشد، و تنگهای که باز نشد. بنابراین هر چیز دیگری که در این زمینه گفته شود و تلاش برای توجیه شکست و تبلیغ پیروزی، صرفا داستان و بهانه است.
در ادامه این مقاله آمده است: نظام ایران پابرجا ماند، و پروژه هستهای ایران همچنان وجود دارد (که اگر ترامپ توافق باراک اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا با ایران را با تحریک نتانیاهو نقض نمیکرد، این اتفاق نمیافتاد)، در حالی که محاصره ناوبری بینالمللی توسط ایران با بستن تنگه هرمز، ترامپ را متحیر کرد. نویسنده این مقاله توضیح داد که برتری نیروی هوایی اسرائیل و آمریکا مقابل ایران، نتایج واقعی به همراه نداشت، زیرا اهداف اصلی در این جنگ محقق نشد و پیروزی یا شکست با میزان ویرانیها و تخریبهای تحمیل شده به طرفین سنجیده نمیشود، بلکه بستگی به این دارد که هر یک از طرفها به ویژه آغازکنندگان جنگ تا چه حدی در اهداف خود موفق شدهاند. اورن افزود: در مقابل، تنها حقیقت مطلق برای ما، آسیب دیدن جبهه داخلی و عمق، یعنی جبهه «مردم» اسرائیل است که نتانیاهو در تمام سالهای خود آن را نادیده گرفت و رها کرد؛ در حالی که همواره مشتاق جنگ با ایران بود. همچنین علاوه بر جبهه داخلی اسرائیل، موقعیت استراتژیک آن در آمریکا و اروپا به ویژه میان ملتهای آنها نیز به شدت زیر سوال رفته است. وی اشاره کرد که در این جنگ همه چیز با زبان شروع شد و به پایان میرسد و زمانی که اصطلاحات استفاده شده توسط ترامپ و نتانیاهو را بعد از شکست فاجعه بار در جنگ با ایران بررسی میکنیم، متوجه میشویم این سخنان همچون بادی هستند که از بادکنک پرگویی آنها خارج میشوند.
در ادامه این مقاله تاکید شده است که اصطلاحات که تحریککنندگان جنگ در وزارت جنگ اسرائیل و در رأس آنها نتانیاهو، و همراه با او ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش و ژنرالهایش و دیوید بارنیا، رئیس موساد و همچنین مسئولان کاخ سفید، در دام آن افتادند عبارتند از: اهداف در مقابل وظایف، ورودیها در مقابل خروجیها، ارزیابی و آمادگی، غافلگیری و حیرت، و معقولیت در مقابل احتمال.
تحلیلها در محافل صهیونیستی درباره آتشبس و تسلیم شدن دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مقابل ایران همچنان ادامه دارد و در این راستا، امیر اورن، روزنامهنگار و تحلیلگر امور نظامی در روزنامه عبری هاآرتص، در گزارشی درباره شکست اسرائیل در دستیابی به اهداف جنگ علیه ایران صحبت میکند و به محاسبات اشتباهی که منجر به این شکست شد، میپردازد.
این تحلیلگر نظامی صهیونیست تاکید کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، بهای شکست مطلق این جنگ را از جیب خود نخواهد پرداخت.او گفت که سه بُعد شکست آمریکا و اسرائیل در این جنگ عبارتند از: نظام ایران که سرنگون نشد، اورانیوم غنیشدهای که از اعماق زمین بیرون کشیده نشد، و تنگهای که باز نشد. بنابراین هر چیز دیگری که در این زمینه گفته شود و تلاش برای توجیه شکست و تبلیغ پیروزی، صرفا داستان و بهانه است.
در ادامه این مقاله آمده است: نظام ایران پابرجا ماند، و پروژه هستهای ایران همچنان وجود دارد (که اگر ترامپ توافق باراک اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا با ایران را با تحریک نتانیاهو نقض نمیکرد، این اتفاق نمیافتاد)، در حالی که محاصره ناوبری بینالمللی توسط ایران با بستن تنگه هرمز، ترامپ را متحیر کرد. نویسنده این مقاله توضیح داد که برتری نیروی هوایی اسرائیل و آمریکا مقابل ایران، نتایج واقعی به همراه نداشت، زیرا اهداف اصلی در این جنگ محقق نشد و پیروزی یا شکست با میزان ویرانیها و تخریبهای تحمیل شده به طرفین سنجیده نمیشود، بلکه بستگی به این دارد که هر یک از طرفها به ویژه آغازکنندگان جنگ تا چه حدی در اهداف خود موفق شدهاند. اورن افزود: در مقابل، تنها حقیقت مطلق برای ما، آسیب دیدن جبهه داخلی و عمق، یعنی جبهه «مردم» اسرائیل است که نتانیاهو در تمام سالهای خود آن را نادیده گرفت و رها کرد؛ در حالی که همواره مشتاق جنگ با ایران بود. همچنین علاوه بر جبهه داخلی اسرائیل، موقعیت استراتژیک آن در آمریکا و اروپا به ویژه میان ملتهای آنها نیز به شدت زیر سوال رفته است. وی اشاره کرد که در این جنگ همه چیز با زبان شروع شد و به پایان میرسد و زمانی که اصطلاحات استفاده شده توسط ترامپ و نتانیاهو را بعد از شکست فاجعه بار در جنگ با ایران بررسی میکنیم، متوجه میشویم این سخنان همچون بادی هستند که از بادکنک پرگویی آنها خارج میشوند.
در ادامه این مقاله تاکید شده است که اصطلاحات که تحریککنندگان جنگ در وزارت جنگ اسرائیل و در رأس آنها نتانیاهو، و همراه با او ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش و ژنرالهایش و دیوید بارنیا، رئیس موساد و همچنین مسئولان کاخ سفید، در دام آن افتادند عبارتند از: اهداف در مقابل وظایف، ورودیها در مقابل خروجیها، ارزیابی و آمادگی، غافلگیری و حیرت، و معقولیت در مقابل احتمال.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



