نسخه Pdf

دیپلماسی مقاومت در جبهه اسلام‌آباد

جواد شاملو
آنچه پس از واقعه تلخ و تاریخی شهادت رهبر عظیم‌الشأن انقلاب در ایران اسلامی رقم خورد، تنها تجلی یک «بعثت بالغانه» و حماسه‌آفرینیِ بی‌نظیر از سوی آحاد ملت نبود؛ بلکه در امتداد این خروش ملی، ما شاهد تجلی کم‌نظیر «بلوغ حکمرانی» در سطوح عالی مدیریت کشور بودیم. بی‌انصافیِ محض است اگر تنها به ستایش از بصیرت و پختگی مردم بسنده کنیم و صلابت، تدبیر و پایداری دستگاه حکمرانی کشور را در این طوفان حوادث نادیده بگیریم.
پرواضح است که نظام جمهوری اسلامی در بزنگاه‌های تاریخی و مواقع بحرانی، همواره سطحی از انسجام را به نمایش می‌گذارد که تا حدودی برآمده از ذات ولایی و ساختار مستحکم آن است؛ اما در مواجهه با آتش‌افروزی‌های اخیر و وقوع جنگ تحمیلی سوم، کارنامه‌ای درخشان، فراتر از انتظار و کم‌نقص از دستگاه حاکمه به ثبت رسید. مدیریت مقتدرانه کشور در آن ۱۰ روز سرنوشت‌ساز که جامعه در سوگ فقدان رهبر خود می‌سوخت و هم‌زمان در نبردی نفس‌گیر با دو متخاصم غدار و قَدَر — یعنی جبهه عبری‌غربی — قرار داشت، گواهی روشن بر این مدعاست. در همین کارزار بود که با ادامه یافتن دفاع مقدسِ جدید، ماشین جنگی دشمن آمریکایی-صهیونیستی با سد استوار اراده ایران برخورد کرد و از نیل به اهداف پلید خود ناکام ماند.
این صلابت میدانی، بازتابی بی‌واسطه در عرصه دیپلماسی داشت. مذاکرات اخیر، چه در نقطه آغازینِ مدبرانه‌اش و چه در پایانِ مقتدرانه و بدون توافقش، نماد عینی این بلوغ سیاسی است. جمهوری اسلامی ایران با تحمیل اراده خود، دشمن را وادار به عقب‌نشینی از طرح زیاده‌خواهانه ۱۵ ماده‌ای کرد و با تثبیت طرح ۱۰ ماده‌ای خود به عنوان چارچوب انحصاری گفت‌وگوها، با دست برتر راهی نشست اسلام‌آباد شد. با این وجود، تیم دیپلماسی ما به صراحت نشان داد که نه جنگ را پایان‌یافته تلقی می‌کند و نه برای رسیدن به توافق، به ورطه شتاب‌زدگی و عدول از مطالبات حقه ملت می‌افتد.
توقف معنادار و هدفمند آقای قالیباف و تیم همراه در فرودگاه، پیش از عزیمت به پایتخت پاکستان، حامل پیامی روشن برای محور استکبار بود. یادآوری دو پیش‌شرط اساسیِ پرداخت اموال بلوکه‌شده و برقراری آتش‌بس فوری در لبنان، نشان از آن داشت که ایران میز مذاکره را نه بستری برای چانه‌زنی‌های حقیرانه، که میدانی برای استیفای حقوق جبهه مقاومت می‌داند.
در ادامه نیز، مواضع قاطع تیم ایرانی با رسیدن به اسلام‌آباد و تأکید مستمر بر بی‌اعتمادی مطلق به آمریکا در تمامی مصاحبه‌ها، راه را بر هرگونه سوءاستفاده رسانه‌ای بست. آنگاه که نمایندگان ایالات متحده بار دیگر به خوی استکباری و زیاده‌خواهی‌های همیشگی خود روی آوردند، هیئت ایرانی بدون ذره‌ای انفعال و عقب‌نشینی از مواضع اصولی، میز مذاکره را ترک کرد تا «ونس» با دستانی خالی و کارنامه‌ای شکست‌خورده مجبور به بازگشت به واشنگتن شود.
تیم هوشمند ایرانی به خوبی می‌داند که ونس به عنوان یک شخص سیاسی، و ایالات متحده به عنوان یک حاکمیت درگیر بحران‌های درونی و بیرونی، به شدت نیازمند دستاوردسازی و موفقیت در مذاکره با تهران هستند.
هم آن توقف و تعویق چندساعته سفر در فرودگاه، و هم این ترکِ شجاعانه میز مذاکره‌ای که هنوز زیر سایه توهمات رئیس‌جمهور نادان آمریکا و تیم شیاد او قرار دارد، یک پیام راهبردی را به جهان مخابره کرد: دوران باج‌دهی به سر آمده است. این رفتار عزتمندانه، نشان‌دهنده پختگی و بلوغ دیپلماتیک ایران و به معنای واقعی کلمه، اعلام پایان عصر برجام در اتمسفر سیاست خارجی جمهوری اسلامی است؛ عصری که در آن، منافع ملی هرگز در پیشگاه لبخندهای فریبکارانه دشمن ذبح نخواهد شد.

دیپلماسی مقاومت  در جبهه اسلام‌آباد