آتش حزبالله و پافشاری ایران، دشمن صهیونی را از حفظ روند حملات خود علیه لبنان ناکام گذاشت
صلح از طریق قدرت
ساعاتی پس از غروب پنجشنبه، وقتی خبر آتشبس دهروزه در لبنان از کانالهای دیپلماتیک منتشر شد، خیابانهای بیروت رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. اما آنچه در پسپرده این توافق موقت رخ داد، روایتی است فراتر از وساطتهای معمول آمریکایی. شواهد و اسناد بهجا مانده از روزهای پرتنش گذشته، تصویر روشنی از یک بازی پیچیده ژئوپلیتیک را نشان میدهد؛ بازیکه در آن ایران با چفت و بستن اهرم «تنگه هرمز» و پیوند زدن سرنوشت لبنان به مذاکرات هستهای، توانست «محور مقاومت» را پیروز میدان دیپلماسی معرفی کند.
آتشبسی که از دل بحران زاده شد
توافق آتشبس که از بامداد ۲۸ فروردین ۱۴۰۴ (۱۷ آوریل ۲۰۲۶) اجرایی شد، هرچند در ابتدا با اتهامزنیهای متقابل میان اسرائیل و حزبالله همراه بود، اما نفس آن نشاندهنده یک واقعیت انکارناپذیر است: هیچ یک از طرفها توان ادامه درگیری بدون پرداخت هزینههای گزاف را نداشتند. بر اساس متن توافق، طرفین متعهد شدهاند به مدت ده روز از هرگونه اقدام نظامی در مناطق مرزی خودداری کنند تا زمینه برای مذاکرات جامعتر فراهم شود. اما آنچه این آتشبس را از دهها مورد مشابه در تاریخ بحران لبنان متمایز میکند، نقشی است که تهران نه در حاشیه، بلکه در مرکز آن ایفا کرد. برخلاف روایت رایج در رسانههای غربی که این توافق را حاصل فشارهای آمریکا بر نتانیاهو میدانند، منابع آگاه از روند مذاکرات میگویند معادله اصلی جای دیگری رقم خورد.
اتصال دو جبهه: لبنان قربانی مذاکرات هستهای نشد
نکته کلیدی که معادله را به نفع محور مقاومت تغییر داد، «بستهای شدن» پرونده لبنان با مذاکرات آتشبس ایران و آمریکا بود. مقامات ارشد ایرانی از همان روزهای نخست جنگ اعلام کردند که هرگونه توافق دو هفتهای برای توقف درگیریها، به طور خودکار شامل لبنان نیز خواهد شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در یک مصاحبه تلویزیونی صریحاً گفت: «لبنان و محور مقاومت جزئی جداییناپذیر از آتشبس هستند. اگر حملات به لبنان متوقف نشود، هیچ مذاکره دیگری در کار نخواهد بود.»
دیپلماتهای ایرانی در قطر و عمان این پیام را بدون ابهام به همتایان آمریکایی منتقل کردند: «شما نمیتوانید در حالی که متحدان ما در لبنان زیر آتش هستند، با ما بر سر میز مذاکره بنشینید.» این استراتژی که در ابتدا با تردید تحلیلگران روبهرو شد، در نهایت جواب داد. آمریکا برای حفظ مسیر مذاکرات هستهای، ناچار شد فشار بر اسرائیل برای پذیرش آتشبس در جبهه شمالی را افزایش دهد.
سلاح مخفی تهران: قفل استراتژیک تنگه هرمز
اما برگ برنده اصلی ایران چیزی نبود جز «تنگه هرمز». این آبراه حیاتی که روزانه حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، به ابزار فشار بینظیری در دست تهران تبدیل شد. در حالی که پای میزهای مذاکره بحث اتمی و تحریمها جریان داشت، در آبهای خلیج فارس صحنه دیگری رقم خورده بود.
طبق گزارشهای محرمانهای که برخی از رسانههای بینالمللی به آن اشاره کردهاند، ایران از اواسط اسفند ماه گذشته به طور عملی تنگه هرمز را بر روی تردد کشتیهای تجاری و نفتکشها مسدود کرد. این اقدام که در قالب مانورهای نظامی و بازرسیهای گسترده انجام میشد، قیمت نفت را در بازارهای جهانی با جهش بیسابقهای روبهرو ساخت. واشنگتن که خود را در آستانه انتخابات میدید، توان تحمل شوک نفتی را نداشت.
منابع آگاه میگویند دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، در تماسهای پشت پرده چنان برای بازگشایی تنگه هرمز ناامید بود که این موضوع به یک اهرم قاطع برای ایران تبدیل شد. تهران در ازای رفع محدودیتهای آبراه هرمز، تنها یک شرط گذاشت: توقف حملات به لبنان. به محض اعلام آتشبس دهروزه، مقامات ایرانی از بازگشایی این مسیر برای کشتیهای تجاری خبر دادند؛ اقدامی که نشان میداد هیچ شانسی در کار نبوده است.
واکنشها و تحلیلها: پیروزی محور مقاومت یا یک نفستنفس موقت؟
در خیابانهای بیروت، مردم با شادی به استقبال آتشبس رفتند. اما در سطح تحلیل سیاسی، نگاهها متفاوت است. رسانههای نزدیک به حزبالله، این آتشبس را یک «پیروزی راهبردی» برای مقاومت توصیف کردهاند. از نگاه آنها، توانایی تحمیل شرایط به اسرائیل و آمریکا بدون آنکه حزبالله سلاح خود را بر زمین بگذارد، دستاوردی بزرگ محسوب میشود.
در مقابل، رسانههای اسرائیلی سعی کردهاند آتشبس را یک «دستاورد موقت» جلوه دهند و تأکید کنند که ارتش اسرائیل از مناطق جنوبی لبنان خارج نخواهد شد. نتانیاهو در یک پیام کوتاه گفت: «این یک توقف عملیاتی است، نه پایان درگیری.» با این حال، تحلیلگران نظامی در تلآویو نیز اذعان دارند که فشار مضاعف جبهه غزه و لبنان، همراه با بسته شدن تنگه هرمز، کابینه جنگ را به پذیرش آتشبس ناچار کرده است. در تهران، مقامات با غرور از این دستاورد یاد میکنند. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در یک نشست خبری گفت: «ما نشان دادیم که دیپلماسی مبتنی بر قدرت بازدارندگی، چگونه میتواند معادلات منطقه را تغییر دهد. آتشبس لبنان بدون فشار بر تنگه هرمز و اتصال آن به مذاکرات هستهای ممکن نبود.»
اما آیا این آتشبس پایدار خواهد بود؟
واقعیت این است که ده روز، زمانی بسیار کوتاه برای حل بحرانهایی است که ریشه در دههها تنش دارند. اسرائیل اعلام کرده است تا زمانی که حزبالله به طور کامل از منطقه مرزی عقبنشینی نکند و نیروهای یونیفیل کنترل کامل را به دست نگیرند، نیروهای خود را خارج نخواهد کرد. از سوی دیگر، حزبالله تأکید دارد که عقبنشینی بدون توافق جامع، معنایی جز تسلیم ندارد.
نقش آمریکا نیز در روزهای آینده تعیینکننده خواهد بود. واشنگتن انتظار دارد لبنان اقدامات معناداری برای خلع سلاح حزبالله انجام دهد – چیزی که دور از انتظار به نظر میرسد. همزمان، تهران نیز با بهرهمندی از این فرصت دهروزه، در تلاش است تا دستاوردهای دیپلماتیک خود را تثبیت کند.
نتیجه: برد موقت اما راهبردی برای ایران
آنچه مسلم است، این آتشبس – هرچند شکننده و کوتاه – به وضوح نشان داد که ایران چگونه از فشار اقتصادی (تنگه هرمز) و اهرم دیپلماتیک (اتصال پرونده لبنان به مذاکرات هستهای) در کنار هم استفاده کرد تا محور مقاومت را از یک جنگ تمامعیار نجات دهد. این مدل از قدرتآفرینی، که در آن مذاکره با تهدید آمیخته میشود، احتمالاً در آینده نیز بار دیگر تکرار خواهد شد.
در این میان، مردم لبنان که سالهاست قربانی سیاستهای منطقهای و داخلی شدهاند، تنها به ده روز آرامش امید بستهاند. امیدی که در پسزمینه آن، صدای حرکت کشتیها در تنگه هرمز و چرخش چرخهای دیپلماسی در وین و دوحه به گوش میرسد. ده روز دیگر، یا جنگ از سر گرفته میشود، یا شاید این بار پای یک معادله جدید در خاورمیانه به میان بیاید. معادلهای که در آن، بسته شدن یک آبراه میتواند آتش یک جبهه را خاموش کند.
آتشبسی که از دل بحران زاده شد
توافق آتشبس که از بامداد ۲۸ فروردین ۱۴۰۴ (۱۷ آوریل ۲۰۲۶) اجرایی شد، هرچند در ابتدا با اتهامزنیهای متقابل میان اسرائیل و حزبالله همراه بود، اما نفس آن نشاندهنده یک واقعیت انکارناپذیر است: هیچ یک از طرفها توان ادامه درگیری بدون پرداخت هزینههای گزاف را نداشتند. بر اساس متن توافق، طرفین متعهد شدهاند به مدت ده روز از هرگونه اقدام نظامی در مناطق مرزی خودداری کنند تا زمینه برای مذاکرات جامعتر فراهم شود. اما آنچه این آتشبس را از دهها مورد مشابه در تاریخ بحران لبنان متمایز میکند، نقشی است که تهران نه در حاشیه، بلکه در مرکز آن ایفا کرد. برخلاف روایت رایج در رسانههای غربی که این توافق را حاصل فشارهای آمریکا بر نتانیاهو میدانند، منابع آگاه از روند مذاکرات میگویند معادله اصلی جای دیگری رقم خورد.
اتصال دو جبهه: لبنان قربانی مذاکرات هستهای نشد
نکته کلیدی که معادله را به نفع محور مقاومت تغییر داد، «بستهای شدن» پرونده لبنان با مذاکرات آتشبس ایران و آمریکا بود. مقامات ارشد ایرانی از همان روزهای نخست جنگ اعلام کردند که هرگونه توافق دو هفتهای برای توقف درگیریها، به طور خودکار شامل لبنان نیز خواهد شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در یک مصاحبه تلویزیونی صریحاً گفت: «لبنان و محور مقاومت جزئی جداییناپذیر از آتشبس هستند. اگر حملات به لبنان متوقف نشود، هیچ مذاکره دیگری در کار نخواهد بود.»
دیپلماتهای ایرانی در قطر و عمان این پیام را بدون ابهام به همتایان آمریکایی منتقل کردند: «شما نمیتوانید در حالی که متحدان ما در لبنان زیر آتش هستند، با ما بر سر میز مذاکره بنشینید.» این استراتژی که در ابتدا با تردید تحلیلگران روبهرو شد، در نهایت جواب داد. آمریکا برای حفظ مسیر مذاکرات هستهای، ناچار شد فشار بر اسرائیل برای پذیرش آتشبس در جبهه شمالی را افزایش دهد.
سلاح مخفی تهران: قفل استراتژیک تنگه هرمز
اما برگ برنده اصلی ایران چیزی نبود جز «تنگه هرمز». این آبراه حیاتی که روزانه حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، به ابزار فشار بینظیری در دست تهران تبدیل شد. در حالی که پای میزهای مذاکره بحث اتمی و تحریمها جریان داشت، در آبهای خلیج فارس صحنه دیگری رقم خورده بود.
طبق گزارشهای محرمانهای که برخی از رسانههای بینالمللی به آن اشاره کردهاند، ایران از اواسط اسفند ماه گذشته به طور عملی تنگه هرمز را بر روی تردد کشتیهای تجاری و نفتکشها مسدود کرد. این اقدام که در قالب مانورهای نظامی و بازرسیهای گسترده انجام میشد، قیمت نفت را در بازارهای جهانی با جهش بیسابقهای روبهرو ساخت. واشنگتن که خود را در آستانه انتخابات میدید، توان تحمل شوک نفتی را نداشت.
منابع آگاه میگویند دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، در تماسهای پشت پرده چنان برای بازگشایی تنگه هرمز ناامید بود که این موضوع به یک اهرم قاطع برای ایران تبدیل شد. تهران در ازای رفع محدودیتهای آبراه هرمز، تنها یک شرط گذاشت: توقف حملات به لبنان. به محض اعلام آتشبس دهروزه، مقامات ایرانی از بازگشایی این مسیر برای کشتیهای تجاری خبر دادند؛ اقدامی که نشان میداد هیچ شانسی در کار نبوده است.
واکنشها و تحلیلها: پیروزی محور مقاومت یا یک نفستنفس موقت؟
در خیابانهای بیروت، مردم با شادی به استقبال آتشبس رفتند. اما در سطح تحلیل سیاسی، نگاهها متفاوت است. رسانههای نزدیک به حزبالله، این آتشبس را یک «پیروزی راهبردی» برای مقاومت توصیف کردهاند. از نگاه آنها، توانایی تحمیل شرایط به اسرائیل و آمریکا بدون آنکه حزبالله سلاح خود را بر زمین بگذارد، دستاوردی بزرگ محسوب میشود.
در مقابل، رسانههای اسرائیلی سعی کردهاند آتشبس را یک «دستاورد موقت» جلوه دهند و تأکید کنند که ارتش اسرائیل از مناطق جنوبی لبنان خارج نخواهد شد. نتانیاهو در یک پیام کوتاه گفت: «این یک توقف عملیاتی است، نه پایان درگیری.» با این حال، تحلیلگران نظامی در تلآویو نیز اذعان دارند که فشار مضاعف جبهه غزه و لبنان، همراه با بسته شدن تنگه هرمز، کابینه جنگ را به پذیرش آتشبس ناچار کرده است. در تهران، مقامات با غرور از این دستاورد یاد میکنند. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در یک نشست خبری گفت: «ما نشان دادیم که دیپلماسی مبتنی بر قدرت بازدارندگی، چگونه میتواند معادلات منطقه را تغییر دهد. آتشبس لبنان بدون فشار بر تنگه هرمز و اتصال آن به مذاکرات هستهای ممکن نبود.»
اما آیا این آتشبس پایدار خواهد بود؟
واقعیت این است که ده روز، زمانی بسیار کوتاه برای حل بحرانهایی است که ریشه در دههها تنش دارند. اسرائیل اعلام کرده است تا زمانی که حزبالله به طور کامل از منطقه مرزی عقبنشینی نکند و نیروهای یونیفیل کنترل کامل را به دست نگیرند، نیروهای خود را خارج نخواهد کرد. از سوی دیگر، حزبالله تأکید دارد که عقبنشینی بدون توافق جامع، معنایی جز تسلیم ندارد.
نقش آمریکا نیز در روزهای آینده تعیینکننده خواهد بود. واشنگتن انتظار دارد لبنان اقدامات معناداری برای خلع سلاح حزبالله انجام دهد – چیزی که دور از انتظار به نظر میرسد. همزمان، تهران نیز با بهرهمندی از این فرصت دهروزه، در تلاش است تا دستاوردهای دیپلماتیک خود را تثبیت کند.
نتیجه: برد موقت اما راهبردی برای ایران
آنچه مسلم است، این آتشبس – هرچند شکننده و کوتاه – به وضوح نشان داد که ایران چگونه از فشار اقتصادی (تنگه هرمز) و اهرم دیپلماتیک (اتصال پرونده لبنان به مذاکرات هستهای) در کنار هم استفاده کرد تا محور مقاومت را از یک جنگ تمامعیار نجات دهد. این مدل از قدرتآفرینی، که در آن مذاکره با تهدید آمیخته میشود، احتمالاً در آینده نیز بار دیگر تکرار خواهد شد.
در این میان، مردم لبنان که سالهاست قربانی سیاستهای منطقهای و داخلی شدهاند، تنها به ده روز آرامش امید بستهاند. امیدی که در پسزمینه آن، صدای حرکت کشتیها در تنگه هرمز و چرخش چرخهای دیپلماسی در وین و دوحه به گوش میرسد. ده روز دیگر، یا جنگ از سر گرفته میشود، یا شاید این بار پای یک معادله جدید در خاورمیانه به میان بیاید. معادلهای که در آن، بسته شدن یک آبراه میتواند آتش یک جبهه را خاموش کند.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



