۱۲ دلیل بر پیروزی تاریخی ایران بر آمریکا و صهیونیسم
شیطان چگونه در هم شکست؟
حمزه عالمی چراغعلی
شکست آمریکا و صهیونیسم در مقابل ایران و مردمان استوار و شجاعش، صاحبنظران و رسانههای متعدد غربی را به اعتراف وا داشته است. اسکات ریتر، تحلیلگر نظامی آمریکایی، این شکست را راهبردی توصیف میکند؛ تیموتی اسنایدر، تاریخدان دانشگاه ییل و تورنتو، از باخت ترامپ در مقابل ایران و التماس او به دولتهای مختلف سخن گفته و ویلیام هیگ، وزیر خارجه سابق انگلیس، ترامپ را در یک بنبست تاریخی میداند.
با اندکی جستوجو میتوان مواضع زیادی از این دست یابید که شکست تاریخی آمریکا و صهیونیسم در مقابل جمهوری اسلامی ایران را با ادبیات و رویکردهای مختلفی توصیف میکنند. به طور مشخّص نشانههای پیروزی دولت و ملّت ایران بر آمریکا را میتوان در موارد ذیل بیان کرد:
۱- هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی از تهاجم به ایران، تغییر نظام سیاسی بود که نه تنها برآورده نشد، بلکه حمایت مردمی از نظام جمهوری اسلامی وسعت و عمق بسیار بیشتری یافت و ساختار جمهوری اسلامی، بدون هیچ اخلالی، با قدرت به راه خود ادامه میدهد.
۲- ترامپ و همراهان وی به معنی واقعی کلمه در افکار عمومی دنیا و آمریکا مفتضح شدند. ترامپ به عنوان فردی که تلاش کرد سابقه غیراخلاقی خود را، با حمله به ایران فرا فکند و از خود یک قهرمان بسازد، اکنون ضمن حفظ همان سابقه، به عنوان فردی دروغ گو، ناتوان، متناقض و البته احمق شناخته میشود. این روزها احمق نامیدن ترامپ به لفظ رایجی در رسانههای آمریکایی و غربی تبدیل شده است.
۳- تسلط ایران بر تنگه هرمز به صورت عملی و بسیار تأثیرگذار تثبیت شده است.
۴- حق تعیین رژیم حقوقی تنگه هرمز کاملا در اختیار ایران قرار گرفته است.
۵- جهانیان دریافتند که تنگه هرمز ابزار بازدارنده، قوی و مؤثر ایران است و بدون اجازه تهران نمیتوانند از آن استفاده کنند.
۶- تسلط ایران بر تنگه هرمز نشان داد که میتواند بر بازارهای دنیا، و بلکه زندگی شهروندان کشورهای مختلف تأثیر گذارد و دولتهای دشمن و ناسازگار با ایران را تحت فشار زیادی قرار دهد.
۷- اقدام ترامپ در محاصره دریایی ایران، ضمن اینکه نوعی خودزنی و حماقت توصیف شده، چرا که به محدودسازی عبور و مرور دریایی از تنگه هرمز توسط ایران و بالا رفتن قیمت نفت بیشتر کمک میکند، با این همه نتوانسته است اهداف آمریکا در ایجاد اجماع جهانی برای تمرکز بر این تنگه را برآورده کند و نشانه واضح و بزرگی از سردرگمی دولت ترامپ محسوب میشود.
۸- دولتهای عربی منطقه دریافتند که همدستی با آمریکا و صهیونیسم علیه ایران، مساوی با از بین رفتن موجودیّت آنان است. سران وابسته عرب میدانند که اگر تاکنون کاخهای آنان پا برجا مانده، به دلیل خویشتن داری و توجه ایران به اصل برادری بوده، و گرنه امروزه کاخهای عربی بی دفاعتر از همه وقت هستند.
۹- دولتهای عربی از ترامپ خواستهاند که دست از محاصره دریایی ایران بر دارد، چرا که گفته شد نوعی خودزنی است و همپیمانان عربی آمریکا را در معرض خطر اقدام متقابل همپیمان جمهوری اسلامی ایران، یعنی یمن قرار میدهد و تنکه باب المندب به مشکلات اعراب و آمریکا اضافه میشود. دولت ترامپ بیتوجّه به این تقاضای اعراب راه خود را میرود و این موضوع نشانه دیگری از نابودی منافع اعراب از همراهی با آمریکاست.
۱۰- جریان مقاومت اسلامی، در انسجام و هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران، نشان دادند که یک قدرت نامتقارن، بازدارنده و تعیین کننده در غرب آسیا هستند و میتوانند معادلات امنیتی منطقه را به سود خود تغییر دهند. وقتی تسلط یمنیهای مقاوم و شجاع بر تنگه باب المندب عملیاتی شود، جهانیان بیش از پیش تأثیرگذاری جبهه مقاومت بر معادلات دنیا را درک خواهند کرد.
۱۱- ثابت شد که جریان مقاومت اسلامی منطقه به رهبری ایران توانایی تأمین امنیت غرب آسیا را دارند و اگر دولتهای عربی اندکی عقلانیّت داشته باشند، میتوانند به جای باج دادن و اعطای استقلال خود به آمریکا، با پیوستن به این محور مقاومت، امنیّت بومی و مؤثری برای خود فراهم کنند.
۱۲- ماهیّت اپوزیسیون ایرانی خارجنشین بر افکار عمومی ایران روشن شد و مردم ایران دریافتند که جریان سلطنت طلب برخلاف ادعاهای خود، یک جریان ضد ایرانی، تروریستی و جاده صاف سلطه خونین آمریکا و صهیونیسم بر ایران است.
شکست آمریکا و صهیونیسم در مقابل ایران و مردمان استوار و شجاعش، صاحبنظران و رسانههای متعدد غربی را به اعتراف وا داشته است. اسکات ریتر، تحلیلگر نظامی آمریکایی، این شکست را راهبردی توصیف میکند؛ تیموتی اسنایدر، تاریخدان دانشگاه ییل و تورنتو، از باخت ترامپ در مقابل ایران و التماس او به دولتهای مختلف سخن گفته و ویلیام هیگ، وزیر خارجه سابق انگلیس، ترامپ را در یک بنبست تاریخی میداند.
با اندکی جستوجو میتوان مواضع زیادی از این دست یابید که شکست تاریخی آمریکا و صهیونیسم در مقابل جمهوری اسلامی ایران را با ادبیات و رویکردهای مختلفی توصیف میکنند. به طور مشخّص نشانههای پیروزی دولت و ملّت ایران بر آمریکا را میتوان در موارد ذیل بیان کرد:
۱- هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی از تهاجم به ایران، تغییر نظام سیاسی بود که نه تنها برآورده نشد، بلکه حمایت مردمی از نظام جمهوری اسلامی وسعت و عمق بسیار بیشتری یافت و ساختار جمهوری اسلامی، بدون هیچ اخلالی، با قدرت به راه خود ادامه میدهد.
۲- ترامپ و همراهان وی به معنی واقعی کلمه در افکار عمومی دنیا و آمریکا مفتضح شدند. ترامپ به عنوان فردی که تلاش کرد سابقه غیراخلاقی خود را، با حمله به ایران فرا فکند و از خود یک قهرمان بسازد، اکنون ضمن حفظ همان سابقه، به عنوان فردی دروغ گو، ناتوان، متناقض و البته احمق شناخته میشود. این روزها احمق نامیدن ترامپ به لفظ رایجی در رسانههای آمریکایی و غربی تبدیل شده است.
۳- تسلط ایران بر تنگه هرمز به صورت عملی و بسیار تأثیرگذار تثبیت شده است.
۴- حق تعیین رژیم حقوقی تنگه هرمز کاملا در اختیار ایران قرار گرفته است.
۵- جهانیان دریافتند که تنگه هرمز ابزار بازدارنده، قوی و مؤثر ایران است و بدون اجازه تهران نمیتوانند از آن استفاده کنند.
۶- تسلط ایران بر تنگه هرمز نشان داد که میتواند بر بازارهای دنیا، و بلکه زندگی شهروندان کشورهای مختلف تأثیر گذارد و دولتهای دشمن و ناسازگار با ایران را تحت فشار زیادی قرار دهد.
۷- اقدام ترامپ در محاصره دریایی ایران، ضمن اینکه نوعی خودزنی و حماقت توصیف شده، چرا که به محدودسازی عبور و مرور دریایی از تنگه هرمز توسط ایران و بالا رفتن قیمت نفت بیشتر کمک میکند، با این همه نتوانسته است اهداف آمریکا در ایجاد اجماع جهانی برای تمرکز بر این تنگه را برآورده کند و نشانه واضح و بزرگی از سردرگمی دولت ترامپ محسوب میشود.
۸- دولتهای عربی منطقه دریافتند که همدستی با آمریکا و صهیونیسم علیه ایران، مساوی با از بین رفتن موجودیّت آنان است. سران وابسته عرب میدانند که اگر تاکنون کاخهای آنان پا برجا مانده، به دلیل خویشتن داری و توجه ایران به اصل برادری بوده، و گرنه امروزه کاخهای عربی بی دفاعتر از همه وقت هستند.
۹- دولتهای عربی از ترامپ خواستهاند که دست از محاصره دریایی ایران بر دارد، چرا که گفته شد نوعی خودزنی است و همپیمانان عربی آمریکا را در معرض خطر اقدام متقابل همپیمان جمهوری اسلامی ایران، یعنی یمن قرار میدهد و تنکه باب المندب به مشکلات اعراب و آمریکا اضافه میشود. دولت ترامپ بیتوجّه به این تقاضای اعراب راه خود را میرود و این موضوع نشانه دیگری از نابودی منافع اعراب از همراهی با آمریکاست.
۱۰- جریان مقاومت اسلامی، در انسجام و هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران، نشان دادند که یک قدرت نامتقارن، بازدارنده و تعیین کننده در غرب آسیا هستند و میتوانند معادلات امنیتی منطقه را به سود خود تغییر دهند. وقتی تسلط یمنیهای مقاوم و شجاع بر تنگه باب المندب عملیاتی شود، جهانیان بیش از پیش تأثیرگذاری جبهه مقاومت بر معادلات دنیا را درک خواهند کرد.
۱۱- ثابت شد که جریان مقاومت اسلامی منطقه به رهبری ایران توانایی تأمین امنیت غرب آسیا را دارند و اگر دولتهای عربی اندکی عقلانیّت داشته باشند، میتوانند به جای باج دادن و اعطای استقلال خود به آمریکا، با پیوستن به این محور مقاومت، امنیّت بومی و مؤثری برای خود فراهم کنند.
۱۲- ماهیّت اپوزیسیون ایرانی خارجنشین بر افکار عمومی ایران روشن شد و مردم ایران دریافتند که جریان سلطنت طلب برخلاف ادعاهای خود، یک جریان ضد ایرانی، تروریستی و جاده صاف سلطه خونین آمریکا و صهیونیسم بر ایران است.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



