آقایی که تولد دوباره یک تمدن بود
جواد شاملو
ای کاش دشمن میفهمید برای بچه شیعه، دنیا اسپویل شده، ما غافلگیر نمیشویم. ما میدانیم که عاقبت با ماست؛ اما در راه رسیدن به فتح نهایی آه است و آه است و آه است و آه. دنیا را عصر عاشورا برای ما اسپویل کرد؛ روضه شیرخوار، روضه شام غریبان، روضه طفل صغیری زِ حسین گم شده. آبروی دنیا آنجا برای ما ریخت که روضهخوان، شب آخر دهه اول محرم، با صدایی گرفته و نجواگونه میخواند: «تنور خولی و دیر نصارا، تو گشتی میهمان، منزل مبارک...». دنیا برای ما از ریخت افتاد؛ آنجا آیهای از قرآن توسط سری بالای نیزهها قرائت شد: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبا». دنیا را ملامحسن فیض کاشانی لو داد، آنجا که نوشت: « إِنَّ آه اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ...». ما هر سال، ده شب را، حداقل، دور هم جمع میشویم و آه میکشیم. آه!
آه از ویرانههای خیابان کشوردوست. آه از پدری پیر که بیخداحافظی از نزد ملت خود رفت. آه از امام نهالها؛ رهبری که درخت ایران را تناور کرد. رهبری که ملتی نوین ساخت و برای آینده ایران به چیزی کمتر از تمدن نوین اسلامی قانع نبود. اولا ایران باید یک تمدن شود، اما نه یک تمدن عادی، بلکه بنمایه کل ساختار عظیم تمدن نوین اسلامی باید در ایران باشد. یعنی ایران باید زادبوم آینده اسلام باشد. ایران آینده نه تنها یک کشوری که از بقا و تمامیت خود حفاظت کرده؛ حتی نه یک ابرقدرت از نظر نظامی و اقتصادی و سیاسی؛ بلکه یک تمدن خواهد بود. تمدنها در هر عصری قطب و قبله زمان خود خواهند بود؛ وقتی یک کشوری تمدن میشود دیگر قدرتمند نیست بلکه قبلهای هژمونیک برای سرتاسر جهان است. تمدن است که نحوه زیست مردم جهان را تعیین میکند. آقا ایران را مرکز جهان میدید، کشوری که فکر حمله به آن هم مضحک باشد. این اتفاقی بود که تحت هدایت رهبر شهید در جنگ رمضان رقم خورد. جهان دید که ایران با دو ابرقدرت نظامی میجنگد و درون کشور آب از آب تکان نمیخورد. ایرانِ امروز با ابرقدرتها سرشاخ است و با دو ابرقدرت دیگر متحد است. وقتی چین به امارات میگوید: «اتحاد با تهران قابل معامله نیست» یعنی ایران یک کشور عادی نیست؛ ایران در پازل قدرت امروز و فردای جهان، قطعهای مهم و تعیینکننده است و روابط با تهران ذیل روابط راهبردی و استراتژیک تعریف میشود و نه صرفا مناسبات اقتصادیِ موقت. ایران است که تعیین میکند در لبنان جنگ باشد یا نه، از این پس دشمن صهیونی برای حمله خفیف به لبنان هم باید به واکنش تهران فکر کند. ایران است که نبض تجارت جهانی را در دست دارد، حتی این ایران است که میتواند رابطه اروپا و ناتو را با آمریکا بیش از پیش بهم بزند. چشمانداز آینده قدرتهای جهانی بدون ایران ناقص است و این قدرتی است که با ترور مسئولین ردهبالای نظامی و سیاسی کشور آسیب ندیده و نخواهد دید. چراکه از نقطه بلوغ خود گذشته است؛ مردمپایه و دانشبنیان است و همچنین از جنس قدرت نرم است و هجمه فیزیکی علیه آن مطلقا بیمعناست؛ مثل روحی است که تیرها از میانش میگذرند، بیآنکه حتی زخمی بر جای بگذارند.
ما آه میکشیم برای شهادت چنین رهبری. اما آههای ما همه برای گذشتهاند، نسبت به آینده غمی نداریم. بذرهایمان را کاشتهایم، نهالهایمان را به ثمر نشاندهایم و چه بسیار میوهها که هنوز نچیدهایم. هزار باده ناخورده در رگ تاک است...
ای کاش دشمن میفهمید برای بچه شیعه، دنیا اسپویل شده، ما غافلگیر نمیشویم. ما میدانیم که عاقبت با ماست؛ اما در راه رسیدن به فتح نهایی آه است و آه است و آه است و آه. دنیا را عصر عاشورا برای ما اسپویل کرد؛ روضه شیرخوار، روضه شام غریبان، روضه طفل صغیری زِ حسین گم شده. آبروی دنیا آنجا برای ما ریخت که روضهخوان، شب آخر دهه اول محرم، با صدایی گرفته و نجواگونه میخواند: «تنور خولی و دیر نصارا، تو گشتی میهمان، منزل مبارک...». دنیا برای ما از ریخت افتاد؛ آنجا آیهای از قرآن توسط سری بالای نیزهها قرائت شد: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبا». دنیا را ملامحسن فیض کاشانی لو داد، آنجا که نوشت: « إِنَّ آه اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ...». ما هر سال، ده شب را، حداقل، دور هم جمع میشویم و آه میکشیم. آه!
آه از ویرانههای خیابان کشوردوست. آه از پدری پیر که بیخداحافظی از نزد ملت خود رفت. آه از امام نهالها؛ رهبری که درخت ایران را تناور کرد. رهبری که ملتی نوین ساخت و برای آینده ایران به چیزی کمتر از تمدن نوین اسلامی قانع نبود. اولا ایران باید یک تمدن شود، اما نه یک تمدن عادی، بلکه بنمایه کل ساختار عظیم تمدن نوین اسلامی باید در ایران باشد. یعنی ایران باید زادبوم آینده اسلام باشد. ایران آینده نه تنها یک کشوری که از بقا و تمامیت خود حفاظت کرده؛ حتی نه یک ابرقدرت از نظر نظامی و اقتصادی و سیاسی؛ بلکه یک تمدن خواهد بود. تمدنها در هر عصری قطب و قبله زمان خود خواهند بود؛ وقتی یک کشوری تمدن میشود دیگر قدرتمند نیست بلکه قبلهای هژمونیک برای سرتاسر جهان است. تمدن است که نحوه زیست مردم جهان را تعیین میکند. آقا ایران را مرکز جهان میدید، کشوری که فکر حمله به آن هم مضحک باشد. این اتفاقی بود که تحت هدایت رهبر شهید در جنگ رمضان رقم خورد. جهان دید که ایران با دو ابرقدرت نظامی میجنگد و درون کشور آب از آب تکان نمیخورد. ایرانِ امروز با ابرقدرتها سرشاخ است و با دو ابرقدرت دیگر متحد است. وقتی چین به امارات میگوید: «اتحاد با تهران قابل معامله نیست» یعنی ایران یک کشور عادی نیست؛ ایران در پازل قدرت امروز و فردای جهان، قطعهای مهم و تعیینکننده است و روابط با تهران ذیل روابط راهبردی و استراتژیک تعریف میشود و نه صرفا مناسبات اقتصادیِ موقت. ایران است که تعیین میکند در لبنان جنگ باشد یا نه، از این پس دشمن صهیونی برای حمله خفیف به لبنان هم باید به واکنش تهران فکر کند. ایران است که نبض تجارت جهانی را در دست دارد، حتی این ایران است که میتواند رابطه اروپا و ناتو را با آمریکا بیش از پیش بهم بزند. چشمانداز آینده قدرتهای جهانی بدون ایران ناقص است و این قدرتی است که با ترور مسئولین ردهبالای نظامی و سیاسی کشور آسیب ندیده و نخواهد دید. چراکه از نقطه بلوغ خود گذشته است؛ مردمپایه و دانشبنیان است و همچنین از جنس قدرت نرم است و هجمه فیزیکی علیه آن مطلقا بیمعناست؛ مثل روحی است که تیرها از میانش میگذرند، بیآنکه حتی زخمی بر جای بگذارند.
ما آه میکشیم برای شهادت چنین رهبری. اما آههای ما همه برای گذشتهاند، نسبت به آینده غمی نداریم. بذرهایمان را کاشتهایم، نهالهایمان را به ثمر نشاندهایم و چه بسیار میوهها که هنوز نچیدهایم. هزار باده ناخورده در رگ تاک است...
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



