واشنگتنپست: ترامپ اکنون همان درسهای تلخی را میآموزد که رؤسای جمهور پیشین آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان آموختند
تقلای نافرجام جنایتکار پیر برای خروج از باتلاق
واشنگتن پست: در ۲۳ مه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرد که توافقی برای پایان دادن به جنگ با ایران تقریباً نهایی شده و «بهزودی اعلام خواهد شد». با این حال، بیش از دو هفته بعد هنوز هیچ توافقی رونمایی نشده و نیروهای آمریکا و ایران همچنان بهطور منظم به تبادل آتش ادامه میدهند. هفته گذشته حمله پهپادی ایران خسارت سنگینی به فرودگاه بینالمللی کویت وارد کرد. روز یکشنبه نیز ایران موشکهای بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کرد و اسرائیل متقابلاً حمله کرد. تنگه هرمز همچنان تقریباً بسته است و تنها حجم اندکی از تردد دریایی در آن جریان دارد.
اما چه اتفاقی افتاد؟ هنگامی که مفاد پیشنهادی توافق ــ که ظاهراً شامل آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران بود ــ به بیرون درز کرد، جناح تندرو آمریکا در قبال ایران واکنش شدیدی نشان داد. مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت اول ترامپ، توافق پیشنهادی را با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دولت اوباما مقایسه کرد؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. در مقابل، استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، بهشدت به پمپئو حمله کرد و گفت: «مایک پمپئو هیچ تصوری ندارد درباره چه چیزی حرف میزند. بهتر است دهانش را ببندد و کار واقعی را به حرفهایها واگذار کند.»
با وجود این واکنش تند کاخ سفید، انتقادهای جناح راست ظاهراً ترامپ را نگران کرد. گزارشها حاکی از آن است که او در پایان ماه مه پیشنهاد سختگیرانهتری برای تهران فرستاد و از آن زمان مذاکرات متوقف شده است. ایران برای بازگشایی تنگه هرمز خواستار آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده خود شده و همچنین خواهان دریافت ۱۲ میلیارد دلار دیگر در طول ۶۰ روز مذاکرات بعدی درباره برنامه هستهای خود است.
پذیرفتن چنین خواستههایی برای ترامپ بسیار تحقیرآمیز خواهد بود. او سالها باراک اوباما را به خاطر انتقال ۱.۷ میلیارد دلار به ایران پس از توافق ۲۰۱۵ مورد تمسخر قرار داده و از ارسال «پالتهای پول نقد» به ایران انتقاد کرده بود.
اوباما تنها رئیسجمهور دموکراتی نیست که ترامپ نمیخواهد شبیه او به نظر برسد. هنگامی که از او پرسیده شد چرا نیروهای آمریکایی را برای خارج کردن آنچه «غبار هستهای» مینامد ــ یعنی اورانیوم غنیشده ــ به ایران اعزام نمیکند، پاسخ داد: «دلم نمیخواهد مثل جیمی کارتر باشم.» اشاره او به عملیات ناموفق سال ۱۹۸۰ آمریکا برای نجات ۵۳ گروگان آمریکایی در ایران بود.
از آنجا که ترامپ نه میخواهد جنگ را از نظر نظامی تشدید کند و نه مایل است امتیازهای پرهزینه بدهد، فعلاً به حفظ وضع موجود رضایت داده است؛ هرچند گاه به خیالپردازی نیز پناه میبرد. او سه بار یک پیام مشابه در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و در آن تصور کرده است که ایران «اسناد تسلیم» را امضا کرده اما «دموکراتها و رسانهها» هیچ اعتباری برای این «پیروزی درخشان و استادانه» او قائل نشدهاند.
این البته چیزی جز آرزوپردازی نیست. ترامپ صرفاً تلاش میکند از واقعیت تلخ فرار کند؛ این واقعیت که خروج آسانی از جنگی که اساساً نباید وارد آن میشد وجود ندارد. همه گزینهها بد هستند و او جز خودش کسی را برای سرزنش کردن ندارد.
خبر خوب برای ترامپ این است که اقتصاد آمریکا و بهویژه بازار سهام، با وجود بسته شدن آبراهی که معمولاً ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، مقاومت قابل توجهی از خود نشان دادهاند. ترامپ در اداره جنگ ضعیف عمل کرده اما در ایجاد خوشبینی در بازار مهارت دارد. با این حال، مدیران صنعت نفت و تحلیلگران هشدار میدهند ذخایر جهانی نفت در حال کاهش است و اگر جنگ بهزودی پایان نیابد، قیمت نفت ممکن است به ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد. مؤسسه آکسفورد اکونومیکس نیز هشدار داده است که اگر تنگه هرمز تا ماه ژوئیه همچنان بسته بماند، تحمل این وضعیت برای مدت طولانی دشوار خواهد بود.ترامپ آشکارا از این موضوع ناامید شده که با وجود توانایی آمریکا و اسرائیل برای بمباران ایران، هنوز نتوانسته تهران را وادار به پذیرش شروط خود کند. چرا یک ابرقدرت نمیتواند حریفی بسیار ضعیفتر را شکست دهد؟ این معمای تازهای نیست. ترامپ اکنون همان درسهای تلخی را میآموزد که رؤسای جمهور پیشین آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان آموختند.
جنگ صرفاً یک تمرین هدفگیری نیست و طرفی که بمب بیشتری دارد الزاماً پیروز نمیشود. اراده مهمتر از سلاح است و توانایی تحمل ضربه در نهایت از توانایی وارد کردن ضربه اهمیت بیشتری دارد. برای ترامپ، این جنگ یک «ماجراجویی کوتاهمدت» بود که بدون تلاش برای بسیج افکار عمومی وارد آن شد، زیرا تصور میکرد بهسرعت پایان خواهد یافت. اما برای حکومت ایران، این یک نبرد وجودی است. روشن است کدام طرف حاضر است برای پیروزی صبر بیشتری به خرج دهد. طالبان زمانی میگفت: «شما ساعتها را دارید، اما زمان در اختیار ماست.»
ترامپ با طرح خواستههای حداکثری ــ تا آنجا که در مقطعی خواستار «تسلیم بیقیدوشرط» ایران شد ــ و در عین حال استفاده از ابزارهای حداقلی، پیروزی در جنگ را تقریباً ناممکن کرد. قدرت هوایی بهتنهایی بهندرت میتواند موجب تغییر رژیم شود، اما ترامپ به شکلی نابخردانه تلاش کرد دقیقاً همین کار را در ایران انجام دهد، بیآنکه به خطر آشکار واکنش تهران از طریق بستن تنگه هرمز توجه کند.
اکنون ایران از طریق اهرم نفت بر جهان فشار وارد کرده است. ترامپ به اهداف بلندپروازانه جنگی خود دست نیافته و نخواهد یافت. دیگر تقریباً کسی درباره پایان برنامه موشکی ایران یا قطع حمایت تهران از متحدان منطقهای سخن نمیگوید. بهترین سناریوی ممکن برای ترامپ این است که ایران بدون دریافت عوارض، تنگه هرمز را بازگشایی کند و محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود را تحت نظارت بازرسان بینالمللی بپذیرد. چنین نتیجهای عملاً شرایطی مشابه توافق هستهای دوران اوباما را بازسازی خواهد کرد. حتی دستیابی به همین نتیجه نیز احتمالاً مستلزم پرداخت امتیاز مالی قابل توجهی به حاکمان ایران خواهد بود؛ بهایی که میزان دقیق آن در مذاکراتی شبیه چانهزنیهای بازار تعیین خواهد شد. به باور نویسنده، این احتمالاً پرهزینهترین نمونه از اصطلاح مشهور «TACO» (مخفف عبارت «ترامپ همیشه عقبنشینی میکند») خواهد بود. او در پایان ابراز امیدواری میکند که این تجربه، ترامپ را پیش از آغاز هر جنگ اختیاری دیگری به تأمل بیشتر وادارد؛ زیرا به گفته نویسنده، تقریباً هیچ عملیات نظامی در خاورمیانه مطابق برنامه پیش نمیرود.
اما چه اتفاقی افتاد؟ هنگامی که مفاد پیشنهادی توافق ــ که ظاهراً شامل آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران بود ــ به بیرون درز کرد، جناح تندرو آمریکا در قبال ایران واکنش شدیدی نشان داد. مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت اول ترامپ، توافق پیشنهادی را با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دولت اوباما مقایسه کرد؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. در مقابل، استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، بهشدت به پمپئو حمله کرد و گفت: «مایک پمپئو هیچ تصوری ندارد درباره چه چیزی حرف میزند. بهتر است دهانش را ببندد و کار واقعی را به حرفهایها واگذار کند.»
با وجود این واکنش تند کاخ سفید، انتقادهای جناح راست ظاهراً ترامپ را نگران کرد. گزارشها حاکی از آن است که او در پایان ماه مه پیشنهاد سختگیرانهتری برای تهران فرستاد و از آن زمان مذاکرات متوقف شده است. ایران برای بازگشایی تنگه هرمز خواستار آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده خود شده و همچنین خواهان دریافت ۱۲ میلیارد دلار دیگر در طول ۶۰ روز مذاکرات بعدی درباره برنامه هستهای خود است.
پذیرفتن چنین خواستههایی برای ترامپ بسیار تحقیرآمیز خواهد بود. او سالها باراک اوباما را به خاطر انتقال ۱.۷ میلیارد دلار به ایران پس از توافق ۲۰۱۵ مورد تمسخر قرار داده و از ارسال «پالتهای پول نقد» به ایران انتقاد کرده بود.
اوباما تنها رئیسجمهور دموکراتی نیست که ترامپ نمیخواهد شبیه او به نظر برسد. هنگامی که از او پرسیده شد چرا نیروهای آمریکایی را برای خارج کردن آنچه «غبار هستهای» مینامد ــ یعنی اورانیوم غنیشده ــ به ایران اعزام نمیکند، پاسخ داد: «دلم نمیخواهد مثل جیمی کارتر باشم.» اشاره او به عملیات ناموفق سال ۱۹۸۰ آمریکا برای نجات ۵۳ گروگان آمریکایی در ایران بود.
از آنجا که ترامپ نه میخواهد جنگ را از نظر نظامی تشدید کند و نه مایل است امتیازهای پرهزینه بدهد، فعلاً به حفظ وضع موجود رضایت داده است؛ هرچند گاه به خیالپردازی نیز پناه میبرد. او سه بار یک پیام مشابه در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و در آن تصور کرده است که ایران «اسناد تسلیم» را امضا کرده اما «دموکراتها و رسانهها» هیچ اعتباری برای این «پیروزی درخشان و استادانه» او قائل نشدهاند.
این البته چیزی جز آرزوپردازی نیست. ترامپ صرفاً تلاش میکند از واقعیت تلخ فرار کند؛ این واقعیت که خروج آسانی از جنگی که اساساً نباید وارد آن میشد وجود ندارد. همه گزینهها بد هستند و او جز خودش کسی را برای سرزنش کردن ندارد.
خبر خوب برای ترامپ این است که اقتصاد آمریکا و بهویژه بازار سهام، با وجود بسته شدن آبراهی که معمولاً ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، مقاومت قابل توجهی از خود نشان دادهاند. ترامپ در اداره جنگ ضعیف عمل کرده اما در ایجاد خوشبینی در بازار مهارت دارد. با این حال، مدیران صنعت نفت و تحلیلگران هشدار میدهند ذخایر جهانی نفت در حال کاهش است و اگر جنگ بهزودی پایان نیابد، قیمت نفت ممکن است به ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد. مؤسسه آکسفورد اکونومیکس نیز هشدار داده است که اگر تنگه هرمز تا ماه ژوئیه همچنان بسته بماند، تحمل این وضعیت برای مدت طولانی دشوار خواهد بود.ترامپ آشکارا از این موضوع ناامید شده که با وجود توانایی آمریکا و اسرائیل برای بمباران ایران، هنوز نتوانسته تهران را وادار به پذیرش شروط خود کند. چرا یک ابرقدرت نمیتواند حریفی بسیار ضعیفتر را شکست دهد؟ این معمای تازهای نیست. ترامپ اکنون همان درسهای تلخی را میآموزد که رؤسای جمهور پیشین آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان آموختند.
جنگ صرفاً یک تمرین هدفگیری نیست و طرفی که بمب بیشتری دارد الزاماً پیروز نمیشود. اراده مهمتر از سلاح است و توانایی تحمل ضربه در نهایت از توانایی وارد کردن ضربه اهمیت بیشتری دارد. برای ترامپ، این جنگ یک «ماجراجویی کوتاهمدت» بود که بدون تلاش برای بسیج افکار عمومی وارد آن شد، زیرا تصور میکرد بهسرعت پایان خواهد یافت. اما برای حکومت ایران، این یک نبرد وجودی است. روشن است کدام طرف حاضر است برای پیروزی صبر بیشتری به خرج دهد. طالبان زمانی میگفت: «شما ساعتها را دارید، اما زمان در اختیار ماست.»
ترامپ با طرح خواستههای حداکثری ــ تا آنجا که در مقطعی خواستار «تسلیم بیقیدوشرط» ایران شد ــ و در عین حال استفاده از ابزارهای حداقلی، پیروزی در جنگ را تقریباً ناممکن کرد. قدرت هوایی بهتنهایی بهندرت میتواند موجب تغییر رژیم شود، اما ترامپ به شکلی نابخردانه تلاش کرد دقیقاً همین کار را در ایران انجام دهد، بیآنکه به خطر آشکار واکنش تهران از طریق بستن تنگه هرمز توجه کند.
اکنون ایران از طریق اهرم نفت بر جهان فشار وارد کرده است. ترامپ به اهداف بلندپروازانه جنگی خود دست نیافته و نخواهد یافت. دیگر تقریباً کسی درباره پایان برنامه موشکی ایران یا قطع حمایت تهران از متحدان منطقهای سخن نمیگوید. بهترین سناریوی ممکن برای ترامپ این است که ایران بدون دریافت عوارض، تنگه هرمز را بازگشایی کند و محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود را تحت نظارت بازرسان بینالمللی بپذیرد. چنین نتیجهای عملاً شرایطی مشابه توافق هستهای دوران اوباما را بازسازی خواهد کرد. حتی دستیابی به همین نتیجه نیز احتمالاً مستلزم پرداخت امتیاز مالی قابل توجهی به حاکمان ایران خواهد بود؛ بهایی که میزان دقیق آن در مذاکراتی شبیه چانهزنیهای بازار تعیین خواهد شد. به باور نویسنده، این احتمالاً پرهزینهترین نمونه از اصطلاح مشهور «TACO» (مخفف عبارت «ترامپ همیشه عقبنشینی میکند») خواهد بود. او در پایان ابراز امیدواری میکند که این تجربه، ترامپ را پیش از آغاز هر جنگ اختیاری دیگری به تأمل بیشتر وادارد؛ زیرا به گفته نویسنده، تقریباً هیچ عملیات نظامی در خاورمیانه مطابق برنامه پیش نمیرود.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



