نقض آشکار تفاهمنامه و لزوم پاسخ استراتژیک و قاطع جمهوری اسلامی به تجاوزات مستمر رژیم اشغالگر بررسی شد
انسداد تنگه در پاسخ به توحش صهیون در جنوب لبنان
گروه سیاسی
تنگه هرمز طی بیانیه قرارگاه خاتمالانبیا بسته شد. متن اطلاعیه به شرح زیر است:
وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْر إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ(12 توبه)
نظر به بدعهدی و پیمانشکنی آشکار آمریکا نسبت به عدم اجرای بند اول تفاهمنامه پایان جنگ، و در واکنش به نقض بیوقفه و مستمر آتشبس توسط رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و کشتار بیرحمانه و آوارگی صدها هزار نفر از مردم مظلوم این سرزمین و همچنین با توجه به عدم عقبنشینی نیروهای اشغالگر صهیونی از اراضی جنوب لبنان، اعلام میدارد تنگه هرمز به روی تردد شناورها بسته خواهد شد.
متذکر میگردد این گام اول پاسخ به عهدشکنی دشمن است و در صورت ادامه تجاوز گامهای بعدی برای پایبند کردن دشمن به اجرای تعهدات برنامه ریزی و اقدام خواهد شد.
اما چرا این اقدام ضرورت داشت؟
با وجود امضای تفاهمنامه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا که بند نخست و اساسی آن با صراحت کامل ناظر بر توقف فوری و فراگیر درگیریها در تمامی جبهههای نبرد، به شمول جبهه پراهمیت و استراتژیک لبنان است، رژیم صهیونیستی بار دیگر به روشنی نشان داد که هیچ عهد، پیمان و قانون بینالمللی نمیتواند ماشین کشتار و جنایت این موجودیت نامشروع را متوقف سازد.
گزارشهای میدانی متعددی که در ساعات و روزهای گذشته مخابره شدهاند همگی حاکی از تداوم حملات وحشیانه و بیامان ماشین جنگی رژیم صهیونیستی و شهادت و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان مظلوم لبنانی است. خبرگزاری رسمی و ملی لبنان به وضوح و با ارائه جزئیات گزارش داده است که در جریان یکی از خشنترین و ناجوانمردانهترین حملات هوایی به شهرک «قناریت» در منطقه صیدا واقع در جنوب لبنان، دستکم هفت نفر از غیرنظامیان بیگناه به مقام رفیع شهادت نائل آمدند و سیزده نفر دیگر نیز با جراحات عمیق و جدی روانه بیمارستانها و مراکز درمانی شدند. ابعاد این فاجعه انسانی به حدی گسترده و دلخراش است که نیروهای سازمان دفاع مدنی لبنان نیز با تایید این آمار و صدور بیانیههای فوری، از تلاشهای بیوقفه و شبانهروزی برای بیرون کشیدن پیکرهای مطهر شهدا و نجات مجروحان وخیم از زیر خروارها خاک و آوار خبر دادهاند. دامنه این توحش کور و سازمانیافته تنها به منطقه صیدا محدود نمانده است؛ خبرنگاران میدانی شبکههای مقاومت از جمله شبکه خبری المیادین در منطقه بقاع واقع در شرق لبنان نیز گزارشهای تکاندهنده و مستندی از شهادت دستکم چهار شهروند دیگر در جریان حملات سنگین هوایی به شهرک «سحمر» مخابره کردهاند. همزمان با این جنایات، آسمان شهر مقاوم و تاریخساز «نبطیه» در جنوب لبنان نیز جولانگاه پهپادهای انتحاری و جنگندههای متجاوز اسرائیلی بوده است که بیمحابا مناطق مسکونی را هدف قرار میدهند.
دفاع مدنی لبنان در بیانیهای رسمی و تفصیلی اعلام کرده است که نیروهای امدادی در مراکز مختلف و متعدد منطقه نبطیه، از ساعات آغازین صبح در پی حملات مستمر و بمبارانهای پیاپی، چندین عملیات سنگین، خطرناک و طاقتفرسای تخلیه، انتقال و امدادرسانی را به انجام رساندهاند. در این راستا، با وجود تهدیدات جانی لحظه به لحظه و پرواز مداوم و تهدیدآمیز جنگندهها و پهپادهای شناسایی و تهاجمی بر فراز منطقه، این نیروها موفق شدند چهل و هفت نفر از شهروندان، از جمله زنان و کودکان را از کانون بحران به مناطق امنتر انتقال دهند. با این حال، کارنامه سیاه رژیم صهیونیستی در این دور از حملات، ثبت شانزده شهید و دوازده مجروح دیگر در منطقه نبطیه را نشان میدهد که با تلاش فراوان توسط همین نیروهای امدادی به بیمارستانها منتقل شدند تا شاید از مرگ حتمی نجات یابند. در میان این تصاویر دردناک از ویرانی و خون، جانفشانی و تعهد بینظیر نیروهای دفاع مدنی لبنان که با وجود شرایط فوقالعاده بحرانی و چالشهای میدانی به شدت سخت، همچنان در راستای پاسخ به درخواستهای استمداد شهروندان به انجام وظایف انسانی و امدادرسانی خود ادامه میدهند، نقطه روشنی از مقاومت، پایداری و ایثار است.
ارتش رژیم صهیونیستی که پس از تحمل ضربات مهلک، غافلگیرکننده و استراتژیک از سوی رزمندگان حزبالله، در یک جنون نظامی و استیصال مطلق گرفتار شده است، پس از جنایات بیشماری که در روزهای گذشته در جنوب لبنان انجام داد، دیروز نیز کمپین حملات پرشماری را علیه مناطق مختلف تدارک دیده و به اجرا گذاشته است. شبکههای خبری معتبر از جمله الجزیره با پخش تصاویر زنده تایید کردهاند که حملات ویرانگر هوایی صهیونیستها، شهرکهای «کفررمان»، «شوکین» و «کفر جوز» در منطقه نبطیه را آماج قرار داده است. در همین رابطه، خبرگزاری ملی لبنان در تازهترین بهروزرسانی خود اعلام کرد که در نتیجه حملات هوایی امروز رژیم اسرائیل به روستاها و شهرکهای جنوب کشور، دستکم پنج نفر دیگر از غیرنظامیان به شهادت رسیدهاند. این خبرگزاری همچنین از حمله هوایی شدید رژیم صهیونیستی به شهرک «سجد» در منطقه «جزین» در جنوب کشور خبر داد که موجی از رعب و وحشت را در میان اهالی به همراه داشته است. از ساعاتی پیش نیز بار دیگر دور جدیدی از حملات هوایی صهیونیستها به جنوب لبنان، به ویژه استان نبطیه از سر گرفته شده است که نشان از تداوم این سیاست خونبار دارد. شبکه المیادین با اعلام فوری این موضوع تصریح کرد که جنگندههای رژیم اشغالگر، مناطق «نبطیه»، «نبطیه الفوقا» و «کفرجوز» را به شدت بمباران کردند. بنا بر گزارش خبرنگار میدانی المیادین در جنوب، حمله ناجوانمردانه یک پهپاد صهیونیستی به یک موتورسیکلت در میدان کفررمان منجر به شهادت یک شهروند بیدفاع شد که نمادی از تروریسم دولتی آشکار است.
آمارها در این برهه زمانی به شدت تکاندهنده و غیرقابل باورند؛ با وجود آن که توقف جنگ در تمام جبهههای درگیری به ویژه لبنان در توافق و تفاهمنامه اخیر میان ایران و آمریکا با صراحت و تاکید ذکر شده بود، جنگندهها و پهپادهای رژیم صهیونیستی تنها در یک بازه زمانی بیست و چهار ساعته، دستکم صد و سی حمله هوایی متمرکز و سنگین علیه نبطیه و مناطق همجوار آن انجام دادهاند. علاوه بر این حجم از آتش هوایی، گزارشهای موثق حاکی از آن است که روستاهای باستانی و پرجمعیت «صور» نیز هدف حملات ترکیبی زمینی و هوایی ارتش رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. پیشتر نیز نهادهای حقوق بشری و درمانی گزارش داده بودند که در دور قبلی حملات رژیم صهیونیستی علیه مناطق جنوبی لبنان، تنها در طول یک روز دستکم شصت و پنج تن از شهروندان به شهادت رسیده و بیش از شصت تن دیگر با جراحات مختلف راهی بیمارستانها شدهاند که این آمار روز به روز در حال افزایش است.
اما اوج رذالت، سقوط اخلاقی و نقض آشکار و بیشرمانه قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی توسط رژیم اشغالگر قدس، در استفاده سیستماتیک از تسلیحات نامتعارف، شیمیایی و ممنوعه نهفته است. رسانههای لبنانی بامداد امروز از حملات گسترده توپخانهای ارتش رژیم صهیونیستی به مناطق مختلف جنوب لبنان خبر دادند و با ارائه مستندات تصویری، استفاده این رژیم از بمبهای فسفری و خوشهای ممنوعه را تایید کردند. خبرگزاری رسمی لبنان در گزارشی تکاندهنده فاش ساخت که جنگل «علی الطاهر» در حومه منطقه «نبطیه علیا» در جنوب این کشور هدف حملات شدید و متمرکز توپخانهای قرار گرفته است. بر اساس این گزارش میدانی، در این حملات کور از بمبهای فسفر سفید و مهمات خوشهای استفاده شده است؛ تسلیحاتی که استفاده از آنها علیه مناطق مسکونی و غیرنظامیان طبق تمامی قوانین بینالمللی، معاهدات ژنو و حقوق بشردوستانه اکیداً ممنوع بوده و ارتکاب آن جنایت جنگی محرز و غیرقابل کتمان محسوب میشود که نیازمند پیگرد فوری در محاکم بینالمللی است.
این حجم بیسابقه از جنایت، خونریزی و توحش عریان در جنوب لبنان، در حالی رخ میدهد که جهان به تازگی نظارهگر تفاهمنامهای بود که انتظار میرفت حداقل برای مدتی ترمز ماشین جنگی دیوانه و افسارگسیخته تلآویو را بکشد. پرسش اساسی و راهبردی که اکنون در برابر دستگاه دیپلماسی، نهادهای تصمیمساز عالی جمهوری اسلامی ایران و کلانشهر محور مقاومت قرار دارد، این است که در برابر این نقض عهد آشکار، وقیحانه و خونین چه باید کرد؟ کاملا مشهود و مبرهن است که واشنگتن به عنوان حامی و پشتیبان اصلی این رژیم، یا توانایی و نفوذ لازم برای مهار سگ هار خود در منطقه را به طور کامل از دست داده است، و یا در یک بازی کثیف دیپلماتیک با عنوان پلیس خوب و پلیس بد، با سکوت رضایتبخش و حمایتهای پنهان تسلیحاتی خود، دست باند جنایتکار نتانیاهو را برای هرگونه تجاوزی باز گذاشته است تا شاید از رهگذر خون بیگناهان لبنانی و ویرانی زیرساختهای مقاومت، دستاوردی برای میز مذاکره بتراشد و شروط خود را تحمیل کند. در این شرایط بسیار حساس، شکننده و پیچیده تاریخی، واکنش تهران به عنوان قلب تپنده محور مقاومت، نه تنها سرنوشت تفاهمنامه اخیر را مشخص میکند، بلکه معادلات قدرت، بازدارندگی و معماری امنیتی کل منطقه راهبردی غرب آسیا را برای دهههای آینده رقم خواهد زد. یافتن پاسخی هموزن، قاطع، هوشمندانه و در عین حال به شدت بازدارنده، نیازمند درک عمیق و همهجانبهای از نقاط ضعف ساختاری دشمن و نقاط قوت استراتژیک و بیبدیل جمهوری اسلامی است.
در نگاه نخست، عدهای شاید بر این باور باشند که تنها حمله موشکی میتواند پاسخی شایسته باشد. از سوی دیگر، گروهی از تحلیلگران پیشنهاد لغو کامل و یکجانبه تفاهمنامه از سوی ایران را مطرح میکنند. علاوه بر این، برخی زمزمهها مبنی بر اتخاذ اقدامات دیپلماتیک محدود و نمادین، نظیر به تعویق انداختن مذاکرات شصت روزه هستهای یا امتناع هیئت ایرانی از حضور در مراسم امضای حضوری و رسمی تفاهمنامه به گوش میرسد. باید با قاطعیت اذعان کرد که اینگونه واکنشها به هیچ وجه پاسخی درخور، متناسب و همتراز با وحشیگریهای سیستماتیک و خونهای پاک ریخته شده در جنوب لبنان نیست. این دست واکنشهای صرفاً بوروکراتیک، انفعالی و دیپلماتیک، در برابر رژیمی که الفبای زبان منطق، دیپلماسی و قانون را نمیفهمد و تنها در برابر زور عریان و فشار کشنده موجودیت خود را در خطر میبیند، بیشتر به یک شوخی تلخ و نمایش ضعف شبیه است تا یک اقدام بازدارنده، تنبیهی و مقتدرانه. رژیم صهیونیستی ثابت کرده است که پاسخ انفعال را با تجاوز بیشتر میدهد.
جمهوری اسلامی ایران در این نقطه عطف تاریخی نیازمند خلق یک واکنش استراتژیک و وارد آوردن یک ضربه نامتقارن است؛ هوشمندانهترین، دردناکترین و کارآمدترین واکنش جمهوری اسلامی ایران انسداد و بستن دوباره تنگه هرمز است.
هنگامی که جمهوری اسلامی ایران اراده خود را برای کنترل، بازرسی و انسداد کامل این آبراهه عملیاتی کند، نخستین ترکشهای مرگبار این تصمیم نه به خیابانهای تلآویو، بلکه مستقیماً به قلب بازارهای بورس و مراکز تصمیمگیری در واشنگتن، لندن، پاریس و برلین اصابت خواهد کرد. این اقدام بدون لکنت و با زبان قدرت به ایالات متحده اثبات خواهد کرد که امضای تفاهمنامه با ایران یک تعهد یکطرفه، تزئینی و روی کاغذ نیست. اگر قرار است تفاهمنامهای ناظر بر توقف درگیریها در تمامی جبههها وجود داشته باشد و ایران به آن پایبند بماند، آمریکا نیز باید مسئولیت کامل کنترل و مهار رژیم صهیونیستی را بپذیرد. اگر آمریکا از انجام این کار ناتوان است یا اراده سیاسی برای آن ندارد، دلیلی ندارد که امنیت جریان انرژی و رفاه اقتصادی برای غرب تامین شود، در حالی که همزمان امنیت، جان و مال مردم مظلوم لبنان توسط جنگندهها و بمبهای اهدایی همان کشورهای غربی نقض و تباه میگردد. معادله در این مقطع کاملاً شفاف است: امنیت در برابر امنیت، جریان انرژی در برابر توقف ماشین کشتار، و آرامش در برابر آرامش؛ این تنها معادله متوازنی است که در جهان امروز کارکرد دارد و ایران قدرت تحمیل آن را داراست.
بستن تنگه هرمز در پاسخ به نقض عهد آشکار تفاهمنامه و تداوم کشتار وحشیانه غیرنظامیان با سلاحهای ممنوعه، در دادگاه افکار عمومی آزادگان جهان و در چارچوب دفاع مشروع، به عنوان یک اقدام تنبیهی کاملاً موجه برای متوقف کردن یک نسلکشی و مهار یک ماشین جنگی افسارگسیخته قابل توجیه، تبیین و دفاع است. این رویکرد به روشنی ثابت میکند که ایران برای دفاع از همپیمانان استراتژیک خود در محور مقاومت، این جسارت را دارد که از تمامی کارتهای بازی و ابزارهای قدرت ملی خود، به ویژه ابزارهای قدرتمند ژئواکونومیک، بالاترین و کوبندهترین بهره را ببرد. رژیم صهیونیستی که اقتصاد شکننده و منزویاش به شدت وابسته به حمایتهای بیدریغ مالی، تسلیحاتی و لجستیکی غرب است، با بروز یک بحران جهانی انرژی و اعمال فشارهای خردکننده و مضاعف از سوی حامیان غربیاش — که در آن شرایط بحرانی دیگر توان و تحملی برای پرداخت هزینه دیوانگیها و ماجراجوییهای نتانیاهو را نخواهند داشت — به سرعت در یک انزوای مرگبار فرو خواهد رفت.
تنگه هرمز طی بیانیه قرارگاه خاتمالانبیا بسته شد. متن اطلاعیه به شرح زیر است:
وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْر إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ(12 توبه)
نظر به بدعهدی و پیمانشکنی آشکار آمریکا نسبت به عدم اجرای بند اول تفاهمنامه پایان جنگ، و در واکنش به نقض بیوقفه و مستمر آتشبس توسط رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و کشتار بیرحمانه و آوارگی صدها هزار نفر از مردم مظلوم این سرزمین و همچنین با توجه به عدم عقبنشینی نیروهای اشغالگر صهیونی از اراضی جنوب لبنان، اعلام میدارد تنگه هرمز به روی تردد شناورها بسته خواهد شد.
متذکر میگردد این گام اول پاسخ به عهدشکنی دشمن است و در صورت ادامه تجاوز گامهای بعدی برای پایبند کردن دشمن به اجرای تعهدات برنامه ریزی و اقدام خواهد شد.
اما چرا این اقدام ضرورت داشت؟
با وجود امضای تفاهمنامه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا که بند نخست و اساسی آن با صراحت کامل ناظر بر توقف فوری و فراگیر درگیریها در تمامی جبهههای نبرد، به شمول جبهه پراهمیت و استراتژیک لبنان است، رژیم صهیونیستی بار دیگر به روشنی نشان داد که هیچ عهد، پیمان و قانون بینالمللی نمیتواند ماشین کشتار و جنایت این موجودیت نامشروع را متوقف سازد.
گزارشهای میدانی متعددی که در ساعات و روزهای گذشته مخابره شدهاند همگی حاکی از تداوم حملات وحشیانه و بیامان ماشین جنگی رژیم صهیونیستی و شهادت و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان مظلوم لبنانی است. خبرگزاری رسمی و ملی لبنان به وضوح و با ارائه جزئیات گزارش داده است که در جریان یکی از خشنترین و ناجوانمردانهترین حملات هوایی به شهرک «قناریت» در منطقه صیدا واقع در جنوب لبنان، دستکم هفت نفر از غیرنظامیان بیگناه به مقام رفیع شهادت نائل آمدند و سیزده نفر دیگر نیز با جراحات عمیق و جدی روانه بیمارستانها و مراکز درمانی شدند. ابعاد این فاجعه انسانی به حدی گسترده و دلخراش است که نیروهای سازمان دفاع مدنی لبنان نیز با تایید این آمار و صدور بیانیههای فوری، از تلاشهای بیوقفه و شبانهروزی برای بیرون کشیدن پیکرهای مطهر شهدا و نجات مجروحان وخیم از زیر خروارها خاک و آوار خبر دادهاند. دامنه این توحش کور و سازمانیافته تنها به منطقه صیدا محدود نمانده است؛ خبرنگاران میدانی شبکههای مقاومت از جمله شبکه خبری المیادین در منطقه بقاع واقع در شرق لبنان نیز گزارشهای تکاندهنده و مستندی از شهادت دستکم چهار شهروند دیگر در جریان حملات سنگین هوایی به شهرک «سحمر» مخابره کردهاند. همزمان با این جنایات، آسمان شهر مقاوم و تاریخساز «نبطیه» در جنوب لبنان نیز جولانگاه پهپادهای انتحاری و جنگندههای متجاوز اسرائیلی بوده است که بیمحابا مناطق مسکونی را هدف قرار میدهند.
دفاع مدنی لبنان در بیانیهای رسمی و تفصیلی اعلام کرده است که نیروهای امدادی در مراکز مختلف و متعدد منطقه نبطیه، از ساعات آغازین صبح در پی حملات مستمر و بمبارانهای پیاپی، چندین عملیات سنگین، خطرناک و طاقتفرسای تخلیه، انتقال و امدادرسانی را به انجام رساندهاند. در این راستا، با وجود تهدیدات جانی لحظه به لحظه و پرواز مداوم و تهدیدآمیز جنگندهها و پهپادهای شناسایی و تهاجمی بر فراز منطقه، این نیروها موفق شدند چهل و هفت نفر از شهروندان، از جمله زنان و کودکان را از کانون بحران به مناطق امنتر انتقال دهند. با این حال، کارنامه سیاه رژیم صهیونیستی در این دور از حملات، ثبت شانزده شهید و دوازده مجروح دیگر در منطقه نبطیه را نشان میدهد که با تلاش فراوان توسط همین نیروهای امدادی به بیمارستانها منتقل شدند تا شاید از مرگ حتمی نجات یابند. در میان این تصاویر دردناک از ویرانی و خون، جانفشانی و تعهد بینظیر نیروهای دفاع مدنی لبنان که با وجود شرایط فوقالعاده بحرانی و چالشهای میدانی به شدت سخت، همچنان در راستای پاسخ به درخواستهای استمداد شهروندان به انجام وظایف انسانی و امدادرسانی خود ادامه میدهند، نقطه روشنی از مقاومت، پایداری و ایثار است.
ارتش رژیم صهیونیستی که پس از تحمل ضربات مهلک، غافلگیرکننده و استراتژیک از سوی رزمندگان حزبالله، در یک جنون نظامی و استیصال مطلق گرفتار شده است، پس از جنایات بیشماری که در روزهای گذشته در جنوب لبنان انجام داد، دیروز نیز کمپین حملات پرشماری را علیه مناطق مختلف تدارک دیده و به اجرا گذاشته است. شبکههای خبری معتبر از جمله الجزیره با پخش تصاویر زنده تایید کردهاند که حملات ویرانگر هوایی صهیونیستها، شهرکهای «کفررمان»، «شوکین» و «کفر جوز» در منطقه نبطیه را آماج قرار داده است. در همین رابطه، خبرگزاری ملی لبنان در تازهترین بهروزرسانی خود اعلام کرد که در نتیجه حملات هوایی امروز رژیم اسرائیل به روستاها و شهرکهای جنوب کشور، دستکم پنج نفر دیگر از غیرنظامیان به شهادت رسیدهاند. این خبرگزاری همچنین از حمله هوایی شدید رژیم صهیونیستی به شهرک «سجد» در منطقه «جزین» در جنوب کشور خبر داد که موجی از رعب و وحشت را در میان اهالی به همراه داشته است. از ساعاتی پیش نیز بار دیگر دور جدیدی از حملات هوایی صهیونیستها به جنوب لبنان، به ویژه استان نبطیه از سر گرفته شده است که نشان از تداوم این سیاست خونبار دارد. شبکه المیادین با اعلام فوری این موضوع تصریح کرد که جنگندههای رژیم اشغالگر، مناطق «نبطیه»، «نبطیه الفوقا» و «کفرجوز» را به شدت بمباران کردند. بنا بر گزارش خبرنگار میدانی المیادین در جنوب، حمله ناجوانمردانه یک پهپاد صهیونیستی به یک موتورسیکلت در میدان کفررمان منجر به شهادت یک شهروند بیدفاع شد که نمادی از تروریسم دولتی آشکار است.
آمارها در این برهه زمانی به شدت تکاندهنده و غیرقابل باورند؛ با وجود آن که توقف جنگ در تمام جبهههای درگیری به ویژه لبنان در توافق و تفاهمنامه اخیر میان ایران و آمریکا با صراحت و تاکید ذکر شده بود، جنگندهها و پهپادهای رژیم صهیونیستی تنها در یک بازه زمانی بیست و چهار ساعته، دستکم صد و سی حمله هوایی متمرکز و سنگین علیه نبطیه و مناطق همجوار آن انجام دادهاند. علاوه بر این حجم از آتش هوایی، گزارشهای موثق حاکی از آن است که روستاهای باستانی و پرجمعیت «صور» نیز هدف حملات ترکیبی زمینی و هوایی ارتش رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. پیشتر نیز نهادهای حقوق بشری و درمانی گزارش داده بودند که در دور قبلی حملات رژیم صهیونیستی علیه مناطق جنوبی لبنان، تنها در طول یک روز دستکم شصت و پنج تن از شهروندان به شهادت رسیده و بیش از شصت تن دیگر با جراحات مختلف راهی بیمارستانها شدهاند که این آمار روز به روز در حال افزایش است.
اما اوج رذالت، سقوط اخلاقی و نقض آشکار و بیشرمانه قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی توسط رژیم اشغالگر قدس، در استفاده سیستماتیک از تسلیحات نامتعارف، شیمیایی و ممنوعه نهفته است. رسانههای لبنانی بامداد امروز از حملات گسترده توپخانهای ارتش رژیم صهیونیستی به مناطق مختلف جنوب لبنان خبر دادند و با ارائه مستندات تصویری، استفاده این رژیم از بمبهای فسفری و خوشهای ممنوعه را تایید کردند. خبرگزاری رسمی لبنان در گزارشی تکاندهنده فاش ساخت که جنگل «علی الطاهر» در حومه منطقه «نبطیه علیا» در جنوب این کشور هدف حملات شدید و متمرکز توپخانهای قرار گرفته است. بر اساس این گزارش میدانی، در این حملات کور از بمبهای فسفر سفید و مهمات خوشهای استفاده شده است؛ تسلیحاتی که استفاده از آنها علیه مناطق مسکونی و غیرنظامیان طبق تمامی قوانین بینالمللی، معاهدات ژنو و حقوق بشردوستانه اکیداً ممنوع بوده و ارتکاب آن جنایت جنگی محرز و غیرقابل کتمان محسوب میشود که نیازمند پیگرد فوری در محاکم بینالمللی است.
این حجم بیسابقه از جنایت، خونریزی و توحش عریان در جنوب لبنان، در حالی رخ میدهد که جهان به تازگی نظارهگر تفاهمنامهای بود که انتظار میرفت حداقل برای مدتی ترمز ماشین جنگی دیوانه و افسارگسیخته تلآویو را بکشد. پرسش اساسی و راهبردی که اکنون در برابر دستگاه دیپلماسی، نهادهای تصمیمساز عالی جمهوری اسلامی ایران و کلانشهر محور مقاومت قرار دارد، این است که در برابر این نقض عهد آشکار، وقیحانه و خونین چه باید کرد؟ کاملا مشهود و مبرهن است که واشنگتن به عنوان حامی و پشتیبان اصلی این رژیم، یا توانایی و نفوذ لازم برای مهار سگ هار خود در منطقه را به طور کامل از دست داده است، و یا در یک بازی کثیف دیپلماتیک با عنوان پلیس خوب و پلیس بد، با سکوت رضایتبخش و حمایتهای پنهان تسلیحاتی خود، دست باند جنایتکار نتانیاهو را برای هرگونه تجاوزی باز گذاشته است تا شاید از رهگذر خون بیگناهان لبنانی و ویرانی زیرساختهای مقاومت، دستاوردی برای میز مذاکره بتراشد و شروط خود را تحمیل کند. در این شرایط بسیار حساس، شکننده و پیچیده تاریخی، واکنش تهران به عنوان قلب تپنده محور مقاومت، نه تنها سرنوشت تفاهمنامه اخیر را مشخص میکند، بلکه معادلات قدرت، بازدارندگی و معماری امنیتی کل منطقه راهبردی غرب آسیا را برای دهههای آینده رقم خواهد زد. یافتن پاسخی هموزن، قاطع، هوشمندانه و در عین حال به شدت بازدارنده، نیازمند درک عمیق و همهجانبهای از نقاط ضعف ساختاری دشمن و نقاط قوت استراتژیک و بیبدیل جمهوری اسلامی است.
در نگاه نخست، عدهای شاید بر این باور باشند که تنها حمله موشکی میتواند پاسخی شایسته باشد. از سوی دیگر، گروهی از تحلیلگران پیشنهاد لغو کامل و یکجانبه تفاهمنامه از سوی ایران را مطرح میکنند. علاوه بر این، برخی زمزمهها مبنی بر اتخاذ اقدامات دیپلماتیک محدود و نمادین، نظیر به تعویق انداختن مذاکرات شصت روزه هستهای یا امتناع هیئت ایرانی از حضور در مراسم امضای حضوری و رسمی تفاهمنامه به گوش میرسد. باید با قاطعیت اذعان کرد که اینگونه واکنشها به هیچ وجه پاسخی درخور، متناسب و همتراز با وحشیگریهای سیستماتیک و خونهای پاک ریخته شده در جنوب لبنان نیست. این دست واکنشهای صرفاً بوروکراتیک، انفعالی و دیپلماتیک، در برابر رژیمی که الفبای زبان منطق، دیپلماسی و قانون را نمیفهمد و تنها در برابر زور عریان و فشار کشنده موجودیت خود را در خطر میبیند، بیشتر به یک شوخی تلخ و نمایش ضعف شبیه است تا یک اقدام بازدارنده، تنبیهی و مقتدرانه. رژیم صهیونیستی ثابت کرده است که پاسخ انفعال را با تجاوز بیشتر میدهد.
جمهوری اسلامی ایران در این نقطه عطف تاریخی نیازمند خلق یک واکنش استراتژیک و وارد آوردن یک ضربه نامتقارن است؛ هوشمندانهترین، دردناکترین و کارآمدترین واکنش جمهوری اسلامی ایران انسداد و بستن دوباره تنگه هرمز است.
هنگامی که جمهوری اسلامی ایران اراده خود را برای کنترل، بازرسی و انسداد کامل این آبراهه عملیاتی کند، نخستین ترکشهای مرگبار این تصمیم نه به خیابانهای تلآویو، بلکه مستقیماً به قلب بازارهای بورس و مراکز تصمیمگیری در واشنگتن، لندن، پاریس و برلین اصابت خواهد کرد. این اقدام بدون لکنت و با زبان قدرت به ایالات متحده اثبات خواهد کرد که امضای تفاهمنامه با ایران یک تعهد یکطرفه، تزئینی و روی کاغذ نیست. اگر قرار است تفاهمنامهای ناظر بر توقف درگیریها در تمامی جبههها وجود داشته باشد و ایران به آن پایبند بماند، آمریکا نیز باید مسئولیت کامل کنترل و مهار رژیم صهیونیستی را بپذیرد. اگر آمریکا از انجام این کار ناتوان است یا اراده سیاسی برای آن ندارد، دلیلی ندارد که امنیت جریان انرژی و رفاه اقتصادی برای غرب تامین شود، در حالی که همزمان امنیت، جان و مال مردم مظلوم لبنان توسط جنگندهها و بمبهای اهدایی همان کشورهای غربی نقض و تباه میگردد. معادله در این مقطع کاملاً شفاف است: امنیت در برابر امنیت، جریان انرژی در برابر توقف ماشین کشتار، و آرامش در برابر آرامش؛ این تنها معادله متوازنی است که در جهان امروز کارکرد دارد و ایران قدرت تحمیل آن را داراست.
بستن تنگه هرمز در پاسخ به نقض عهد آشکار تفاهمنامه و تداوم کشتار وحشیانه غیرنظامیان با سلاحهای ممنوعه، در دادگاه افکار عمومی آزادگان جهان و در چارچوب دفاع مشروع، به عنوان یک اقدام تنبیهی کاملاً موجه برای متوقف کردن یک نسلکشی و مهار یک ماشین جنگی افسارگسیخته قابل توجیه، تبیین و دفاع است. این رویکرد به روشنی ثابت میکند که ایران برای دفاع از همپیمانان استراتژیک خود در محور مقاومت، این جسارت را دارد که از تمامی کارتهای بازی و ابزارهای قدرت ملی خود، به ویژه ابزارهای قدرتمند ژئواکونومیک، بالاترین و کوبندهترین بهره را ببرد. رژیم صهیونیستی که اقتصاد شکننده و منزویاش به شدت وابسته به حمایتهای بیدریغ مالی، تسلیحاتی و لجستیکی غرب است، با بروز یک بحران جهانی انرژی و اعمال فشارهای خردکننده و مضاعف از سوی حامیان غربیاش — که در آن شرایط بحرانی دیگر توان و تحملی برای پرداخت هزینه دیوانگیها و ماجراجوییهای نتانیاهو را نخواهند داشت — به سرعت در یک انزوای مرگبار فرو خواهد رفت.
تیتر خبرها



