نسخه Pdf

ظرافت حکمرانی

مسعود پیرهادی
حکمرانی شاید ظاهری سخت و جدی و غیرمنعطف داشته باشد اما نیازمند لطافت و ظرافت بسیاری است. در پسِ بسیاری از خطاهای راهبردی، یک اشتباه مشترک نهفته است و آن نگاه افراطی و غیرواقع‌بینانه به جامعه، حکومت، سرمایه‌ها و انسان‌هاست. گاهی تصور می‌کنیم هرچه سخت‌گیرتر باشیم، نتیجه بهتر خواهد شد؛ هرچه بیشتر محدود کنیم، امنیت بیشتری به دست می‌آوریم؛ هرچه بیشتر بی‌اعتماد باشیم، کمتر آسیب می‌بینیم. اما تاریخ حکومت‌ها و جوامع نشان داده است که بسیاری از این تصورات، درست برعکس عمل می‌کنند.  اگر هر رفتار نادرست را جرم بدانیم و برای آن مجازات تعیین کنیم، به تدریج به جایی می‌رسیم که بخش بزرگی از جامعه در تعارض با قانون قرار می‌گیرد.  در چنین وضعیتی دیگر قانون ابزار حفظ نظم نیست؛ بلکه به عاملی برای کاهش اعتبار خود تبدیل می‌شود. قانونی که اکثریت مردم توان یا تمایل رعایت آن را نداشته باشند، نه اقتدار می‌آورد و نه احترام. جامعه‌ای که نیمی از مردمش بالقوه مجرم محسوب شوند، نه جامعه سالمی است و نه حکومتی آرام خواهد داشت. هنر حکمرانی در این نیست که همه خطاها را کیفری کند؛ هنر آن است که میان «گناه»، «اشتباه»، «ناپسندی» و «جرم» تفکیک قائل شود.
همین منطق درباره نگاه به مردم نیز صادق است. اگر فرض کنیم عمده مردم ناتوان از تشخیص، فهم و انتخاب هستند، در واقع مشروعیت بسیاری از سازوکارهای اجتماعی و سیاسی را زیر سؤال برده‌ایم. هیچ حکومتی نمی‌تواند در بلندمدت بر مردمی بنا شود که خود آن مردم را فاقد صلاحیت برای تصمیم‌گیری می‌داند. ممکن است در هر جامعه‌ای گروهی دچار خطا شوند، فریب بخورند یا انتخاب نادرستی داشته باشند، اما نتیجه گرفتن درباره کل جامعه از خطاهای بخشی از آن، شبیه پزشکی است که به دلیل بیماری چند عضو، حکم به مرگ تمام بدن بدهد.
از سوی دیگر، اگر مردم به این نتیجه برسند که اکثر مسئولان یا نادان‌اند یا خائن، سرمایه اجتماعی حکومت آسیب می‌بیند. 
البته نقد مسئولان نه تنها حق، بلکه گاهی وظیفه است؛ اما تعمیم فساد یا خیانت به همه ساختارها، همان‌قدر خطرناک است که تقدیس بی‌قید و شرط همه مسئولان. جامعه‌ای که هیچ اعتمادی به مدیرانش ندارد، گرفتار فلج تصمیم‌گیری می‌شود و حکومتی که همه منتقدان را دشمن بداند نیز راه اصلاح را بر خود می‌بندد.
این قاعده در حوزه اقتصاد نیز جاری است. هیچ تاجری با فروش سرمایه اصلی خود ثروتمند نمی‌شود. سود باید از بهره‌برداری درست از سرمایه حاصل شود، نه از نابود کردن آن. کشورها نیز چنین‌اند. سرمایه فقط نفت، گاز یا منابع طبیعی نیست؛ نیروی انسانی، نخبگان، اعتماد عمومی، خانواده، فرهنگ، اعتبار بین‌المللی و حتی امید مردم نیز سرمایه‌اند. هرگاه کشوری برای حل یک مشکل کوتاه‌مدت، یکی از این سرمایه‌ها را مصرف کند، شاید امروز مسئله‌ای را حل کند اما فردا با بحرانی بزرگ‌تر روبه‌رو خواهد شد.
نمونه‌های این اصل فراوان‌اند. اگر برای مقابله با شایعه، گردش آزاد اطلاعات را از بین ببریم، شاید مدتی شایعات کمتری دیده شود؛ اما در نهایت اعتماد عمومی نیز آسیب می‌بیند. اگر برای مقابله با ناامنی، همه مردم را مظنون فرض کنیم، شاید چند متخلف بیشتر شناسایی شوند؛ اما احساس امنیت اجتماعی کاهش می‌یابد. اگر برای افزایش درآمد، مالیات را آن‌قدر بالا ببریم که تولیدکننده از فعالیت منصرف شود، درآمدهای آینده را نابود کرده‌ایم. اگر برای حفظ وحدت، هر نقدی را سرکوب کنیم، در واقع زمینه اختلافات عمیق‌تر و پنهان‌تر را فراهم کرده‌ایم.
حتی در خانواده نیز همین منطق برقرار است. پدری که فرزندش را دائما متهم به ناتوانی کند، اعتماد به نفس او را از بین می‌برد. مدیری که کارکنانش را دائما متهم به کم‌کاری بداند، انگیزه آنان را نابود می‌کند. معلمی که همه دانش‌آموزانش را ضعیف فرض کند، استعدادهای واقعی را نیز سرکوب خواهد کرد.
حکمرانی موفق، هنر ایجاد تعادل است؛ تعادل میان سخت‌گیری و مدارا، میان اعتماد و نظارت، میان آزادی و نظم، میان نقد و حمایت. افراط در هر یک از این دوگانه‌ها، سرمایه‌های یک ملت را فرسوده می‌کند.
بزرگ‌ترین دولت‌ها و پایدارترین تمدن‌ها آنهایی نبوده‌اند که بیشترین مجازات‌ها را وضع کرده‌اند یا بیشترین سوءظن را به مردم داشته‌اند؛ بلکه آنهایی بوده‌اند که توانسته‌اند از سرمایه‌های خود اعم از انسان، اعتماد، قانون و امید، صیانت کنند و به جای مصرف سرمایه، از آن سرمایه‌گذاری بسازند.
در نهایت، هیچ جامعه‌ای با بزرگ کردن فهرست مجرمان، افزایش دادن دایره متهمان، یا نابود کردن سرمایه‌های خود به پیشرفت نمی‌رسد. راز ماندگاری ملت‌ها در این است که خطاها را اصلاح کنند، نه اینکه انسان‌ها را بسوزانند؛ سرمایه‌ها را تکثیر کنند، نه اینکه خرج روزمرگی کنند و اعتماد را مدیریت کنند، نه اینکه آن را یک‌باره قربانی ترس‌ها و هیجان‌های مقطعی سازند.
ظرافت حکمرانی
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو