کلید قفل تفاهم نامه
محمدکاظم انبارلویی
1- اینکه با امضای تفاهم چند چند هستیم و در چه دالانی از گفتگو قرار داریم مهم است. اما تلقی توفیق یا عدم توفیق به آنچه خارج از ذهن ما میگذرد مهم تر است.
سه روایت از منابع آمریکایی در مورد تفاهمنامه شنیدنی است.
الف: فوکویاما میگوید: «توافق اعتراف واشنگتن به محدودیت فشارها و جنگ است. جنگ با اهداف بلندپروازانه شروع شد و اکنون به هیچ یک از اهداف اعلامی نرسیده است.»
او تاکید میکند؛ «تفاهمنامه تسلیم کامل آمریکا برابر ایران است.»
ب: توماس فریدمن سرمقالهنویس نیویورکتایمز: «ایران ترامپ را به عقبنشینی وادار کرد. این توافق سند شکست آمریکاست. متن این توافق شبیه یک اظهارنامه و ورشکستگی در حوزه املاک است.»
ج: فارن پالیسی: «جنگ ایران برای آمریکا شکستی بزرگتر از جنگ ویتنام بود.»
از این دست روایتها هم در غرب و هم در روزنامههای رژیم صهیونیستی بسیار است. شایسته نیست هنگامی که دشمن به مناسبت امضای تفاهمنامه عزا گرفته برخی در داخل در تفسیر و تحلیل این متن حرفهای ناامیدانه به زبان آورند.
2- منتقدین در نقد تفاهمنامه حرفهای درستی میزنند و آن را با کلمات نادرست قاطی میکنند که محصول آن شکاف و دوقطبی در داخل برای گذران این مرحله خطیر است.
در مفاد تفاهمنامه جایی برای «راهبرد دبه کردن» و قفل کردن تعهدات وجود دارد. اما برخی نمیخواهند قبول کنند که کلید بازگشایی این قفلها دست ماست.
به عنوان مثال آمریکاییها در اجرای بند اول این تفاهم بازی درآوردند و اجازه دادند رژیم صهیونیستی به لاتبازی خود در لبنان ادامه بدهد. اما ایران با بستن تنگه هرمز و تعلیق برنامه زمانبندی مذاکرات، جلوی دبه کردن آنها راگرفت!
3- از زمان آخرین رفت و برگشتهای مشتهای بمبآلود آمریکا و مشتهای موشک و پهپادی ایران معلوم میشود طرف حال جنگیدن ندارد و برای سومین بار با التماس آتشبس زانو زده است. اما همچنان رجز میخواند!
ما میدانیم و ترامپ هم میداند و علاوه برآن ناظران بیرونی این نبرد تماشایی هم میدانند، صهیونیستها در میدان کم آوردهاند. آمریکاییها ضعف نشان دادهاند؛ لذا میخواهند آنچه در میدان به دست نیاوردند در زیر سقف دیپلماسی کسب کنند اراده رهبری و ملت ایران نشان داد این راه بسته است.
زمان، زمان دادن امتیازات نقد به ایران و گرفتن امتیازات نسیه و خیالی در آینده برای متجاوزان و دشمنان ایران است.
4- بزرگترین نقد وارد به این تفاهمنامه این است که چرا ما اصلا مباحث هستهای و مباحث مربوط به تنگه هرمز را اجازه دادیم در بخشهایی از این تفاهمنامه آورده شود.
تفاهمنامه یک کلیاتی را به عنوان سرفصل گفتگو بیان میکند اصل در مذاکرات روی توافق است. آمریکاییها چطور الان در مورد کم و کیف بند اول دبه کردند در حالیکه نقض بند اول آتش بس در همه ساحات را تجویز میکند. ما هم در مورد آن دو مقوله راه دررو داریم و آن هم در بند مربوط به تعهد آمریکا مبنی بر عدم مداخله در امور داخلی ایران است.
آمریکا مجاز به ورود بحث تنگه هرمز نیست چون تنگه مربوط به امور داخلی ایران و استقلال ملی ما و تصمیمگیری در امور سرزمین ماست. آمریکا هرگز اجازه ندارد در امور داخلی ایران دخالت کند.
در مورد بحث هستهای هم همینطور است آمریکاییها 3 بار گزینه نظامی را روی میز گذاشتند در مورد مسایل هستهای ما دخالت کنند هر سه بار شکست خوردند و به التماس آتشبس رسیدند. مسایل هستهای ایران جزء مسائل داخلی ماست و آمریکاییها مجاز به مداخله در امور داخلی ایران طبق سند تفاهمنامه نیستند.
5- تتمه حساب ما با آمریکا میماند به «خیرهسری رژیم صهیونیستی» و «شوهای رسانهای» ترامپ و ونس. دریافتها و پرداختهای ما با این دو حساب مشخص است. که در بند 3و4 این مقاله به آن پرداختیم. بستن تنگه هرمز، اقدام پیشدستانه و آمادگی نیروهای مسلح این دو حساب را میبندد.
6- کلمات تهدیدآمیز، دروغآگین، فریبآلود ترامپ در وسط مذاکرات خبر از استفراغ یک روح جنایتکار، مستأصل میدهد. او فهمیده نمیتواند هم آغازگر جنگ و هم پایان دهنده به آن باشد. قبلا شهید سلیمانی به او این حرف را دیکته کرده بود.
او با کلمات وهمآلود مشغول لاپوشانی شکست فاحش و استیصال خود است.
25 پزشک مجرب از او مراقبت میکنند تا کار را از این خرابتر نکند.
کلید بازگشایی قفل بند بند تفاهمنامه در دست ماست. ما این کلید را در بابالمندب و تنگه هرمز بارها به او نشان دادیم.
1- اینکه با امضای تفاهم چند چند هستیم و در چه دالانی از گفتگو قرار داریم مهم است. اما تلقی توفیق یا عدم توفیق به آنچه خارج از ذهن ما میگذرد مهم تر است.
سه روایت از منابع آمریکایی در مورد تفاهمنامه شنیدنی است.
الف: فوکویاما میگوید: «توافق اعتراف واشنگتن به محدودیت فشارها و جنگ است. جنگ با اهداف بلندپروازانه شروع شد و اکنون به هیچ یک از اهداف اعلامی نرسیده است.»
او تاکید میکند؛ «تفاهمنامه تسلیم کامل آمریکا برابر ایران است.»
ب: توماس فریدمن سرمقالهنویس نیویورکتایمز: «ایران ترامپ را به عقبنشینی وادار کرد. این توافق سند شکست آمریکاست. متن این توافق شبیه یک اظهارنامه و ورشکستگی در حوزه املاک است.»
ج: فارن پالیسی: «جنگ ایران برای آمریکا شکستی بزرگتر از جنگ ویتنام بود.»
از این دست روایتها هم در غرب و هم در روزنامههای رژیم صهیونیستی بسیار است. شایسته نیست هنگامی که دشمن به مناسبت امضای تفاهمنامه عزا گرفته برخی در داخل در تفسیر و تحلیل این متن حرفهای ناامیدانه به زبان آورند.
2- منتقدین در نقد تفاهمنامه حرفهای درستی میزنند و آن را با کلمات نادرست قاطی میکنند که محصول آن شکاف و دوقطبی در داخل برای گذران این مرحله خطیر است.
در مفاد تفاهمنامه جایی برای «راهبرد دبه کردن» و قفل کردن تعهدات وجود دارد. اما برخی نمیخواهند قبول کنند که کلید بازگشایی این قفلها دست ماست.
به عنوان مثال آمریکاییها در اجرای بند اول این تفاهم بازی درآوردند و اجازه دادند رژیم صهیونیستی به لاتبازی خود در لبنان ادامه بدهد. اما ایران با بستن تنگه هرمز و تعلیق برنامه زمانبندی مذاکرات، جلوی دبه کردن آنها راگرفت!
3- از زمان آخرین رفت و برگشتهای مشتهای بمبآلود آمریکا و مشتهای موشک و پهپادی ایران معلوم میشود طرف حال جنگیدن ندارد و برای سومین بار با التماس آتشبس زانو زده است. اما همچنان رجز میخواند!
ما میدانیم و ترامپ هم میداند و علاوه برآن ناظران بیرونی این نبرد تماشایی هم میدانند، صهیونیستها در میدان کم آوردهاند. آمریکاییها ضعف نشان دادهاند؛ لذا میخواهند آنچه در میدان به دست نیاوردند در زیر سقف دیپلماسی کسب کنند اراده رهبری و ملت ایران نشان داد این راه بسته است.
زمان، زمان دادن امتیازات نقد به ایران و گرفتن امتیازات نسیه و خیالی در آینده برای متجاوزان و دشمنان ایران است.
4- بزرگترین نقد وارد به این تفاهمنامه این است که چرا ما اصلا مباحث هستهای و مباحث مربوط به تنگه هرمز را اجازه دادیم در بخشهایی از این تفاهمنامه آورده شود.
تفاهمنامه یک کلیاتی را به عنوان سرفصل گفتگو بیان میکند اصل در مذاکرات روی توافق است. آمریکاییها چطور الان در مورد کم و کیف بند اول دبه کردند در حالیکه نقض بند اول آتش بس در همه ساحات را تجویز میکند. ما هم در مورد آن دو مقوله راه دررو داریم و آن هم در بند مربوط به تعهد آمریکا مبنی بر عدم مداخله در امور داخلی ایران است.
آمریکا مجاز به ورود بحث تنگه هرمز نیست چون تنگه مربوط به امور داخلی ایران و استقلال ملی ما و تصمیمگیری در امور سرزمین ماست. آمریکا هرگز اجازه ندارد در امور داخلی ایران دخالت کند.
در مورد بحث هستهای هم همینطور است آمریکاییها 3 بار گزینه نظامی را روی میز گذاشتند در مورد مسایل هستهای ما دخالت کنند هر سه بار شکست خوردند و به التماس آتشبس رسیدند. مسایل هستهای ایران جزء مسائل داخلی ماست و آمریکاییها مجاز به مداخله در امور داخلی ایران طبق سند تفاهمنامه نیستند.
5- تتمه حساب ما با آمریکا میماند به «خیرهسری رژیم صهیونیستی» و «شوهای رسانهای» ترامپ و ونس. دریافتها و پرداختهای ما با این دو حساب مشخص است. که در بند 3و4 این مقاله به آن پرداختیم. بستن تنگه هرمز، اقدام پیشدستانه و آمادگی نیروهای مسلح این دو حساب را میبندد.
6- کلمات تهدیدآمیز، دروغآگین، فریبآلود ترامپ در وسط مذاکرات خبر از استفراغ یک روح جنایتکار، مستأصل میدهد. او فهمیده نمیتواند هم آغازگر جنگ و هم پایان دهنده به آن باشد. قبلا شهید سلیمانی به او این حرف را دیکته کرده بود.
او با کلمات وهمآلود مشغول لاپوشانی شکست فاحش و استیصال خود است.
25 پزشک مجرب از او مراقبت میکنند تا کار را از این خرابتر نکند.
کلید بازگشایی قفل بند بند تفاهمنامه در دست ماست. ما این کلید را در بابالمندب و تنگه هرمز بارها به او نشان دادیم.



