نسخه Pdf

مذاکرات «زور» ، «ریختی»

محمدکاظم انبارلویی
1- هیئت ایرانی به ریاست قالیباف هفته گذشته وارد زوریخ شد تا چک‌های تفاهم‌نامه و مطالبات ایران در این تفاهم‌نامه را نقد کند.
آنچه در زوریخ اتفاق افتاد را نمی‌توان «مذاکرات» نامید. هرآنچه گفته شد پیرامون مطالبه‌گری ایران پس از امضای تفاهم‌نامه بود.
اخذ مطالبات ما در زوریخ از نگاه تحلیلی صاحب‌نظران جهانی این بود که «زور» یک طرف آتش‌بس دچار ریزش شده و نتایج نبرد 12 روزه و 40 روزه نشان می‌دهد طرف در حال دادن امتیاز است بدون اینکه بتواند در این مرحله امتیازی بگیرد. لذا به طنز و شوخی دور اول مذاکرات در سوئیس را «زور» ، «ریخت» نامیدند!
این ریخته‌گری توسط نیروهای مسلح ما در کارگاه تنگه هرمز صورت گرفته است.
2- هیئت جمهوری اسلامی طراحی آمریکا و میانجی‌ها را که در آغاز مذاکرات در یک قاب قرار گیرند و عکس یادگاری توأم با لبخندهای دیپلماتیک برجامی بزنند را بر هم زد. تلاش‌های پروتکلی طرف به جایی نرسید هیچ‌کس از افراد هیئت ایرانی در قاب قرار نگرفت. مفهوم این کار و پیام آن در نگاه رسانه‌های جهان و تحلیل صاحب‌نظران این بود از نظر ایران هیچ چیز تمام شده نیست و شروط و تعهدی که طرفی که داده نه به «دار» است نه به «بار»!
مذاکرات بخشی از جنگ است و جنگ هم بخشی از مذاکرات این دو مفهوم از نظر تیم ایران تفکیک‌ناپذیر است.
3- ماموریت اصلی تیم ایرانی نقد کردن شروط و تعهدات آمریکایی بود که در بند 13 قبل از آغاز مذاکرات طی یک بازه زمانی تعریف شده باید عملیاتی می‌شد.
اولین ماموریت رفع محاصره دریایی و به رسمیت شناخته شدن تمامیت ارضی لبنان و پایان دادن به جنگ در همه ساحات بود که قبل از حتی امضای دیجیتالی ترامپ، شروع آن را آمریکایی‌ها کلید زدند!
دومین شرط رهاسازی پول‌های بلوکه شده ایران بود که رئیس کل بانک مرکزی به همین دلیل همراه هیئت بود در همان جا تست و عملیاتی شد.
سومین شرط تعلیق تحریم‌های نفتی و پتروشیمی و حق دسترسی به منابع فروش آن بود که معاون وزیر نفت به همین دلیل همراه هیئت شده بود آن‌هم تست شد.
چهارمین شرط پذیرش حق ایران برای مدیریت تنگه هرمز بود که در خاتمه سفر به سوئیس، قالیباف و عراقچی به عمان رفتند و آن را نهایی کردند و در بیانیه ایران و عمان به طور شفاف آمده است ایران و عمان «خدمات دریایی» بخوانید حق هزینه عبور بی‌ضرر در تنگه هرمز دریافت خواهند کرد.
پنجمین شرط صورت‌بندی تعهد پرداخت خسارت به ایران تحت عنوان آبرومندانه طرح‌های بازسازی و سرمایه‌گذاری 300 میلیارد دلاری طرف شکست خورده جنگ بود که تا حدودی بحث های آن پیش رفت.
4- با آنکه در این اجلاس کوتاه و مختصر برای تحقق شروط و نحوه پیشروی و تحقق نهایی توفیق خوبی به دست آمد و می‌توانستیم برای هر شرط آن یک روایت فتح و پیروزی در عرصه نبرد دیپلماتیک ساز کنیم اما این کار را نکردیم. دو دلیل بر این رویکرد بود.
الف: چون هیچ دلیلی بر اعتماد طرف مقابل نداریم طرف مقابل ممکن است در هر لحظه زیر میز بزند و حمله را آغاز کند. لذا دچار ذوق‌زدگی نشدیم!
ب: شتابزدگی و تعجیل هم نداریم خط به خط تفاهم را جلو می‌رویم هر جا طرف دبه کرد می‌توانیم به نقطه اول برگردیم. ضمن اینکه هر چه خواستیم در این مرحله گرفتیم چیزی هم ندادیم.
5- انصاف و عدالت حکم می‌کرد کسانی که در نقد تفاهم نامه تا مرز تحریف، تغییر و تقلیل پیام رهبری رشید ایران پیش رفتند و از آن روایت شکست و وادادگی ارایه دادند در تحلیل خود تجدیدنظر می‌کردند. آنچه در خارج از ذهن آنها اتفاق افتاده است،آغاز روند امتیازگیری نقد از دشمن است. چرا آ‌نها حاضر نیستند آن را ببینند و رفتند دنبال دوقطبی‌سازی و انداختن شکاف و شقاق در خیابان.
6- راهبرد ایران در مذاکرات سوئیس راستی‌آزمایی تعهدات آمریکاست. این راهبرد پیروزی خود را در عرصه دیپلماسی نشان داده است. ضمن اینکه در عرصه میدان نظامی دست‌ها روی ماشه آمادگی صددرصد است.
ترامپ و ونس برای پوشش دادن شکست خود از پمپاژ اطلاعات نادرست به عنوان گلوله‌های جنگ شناختی استفاده کردند. منتقدین بدون راستی‌آزمایی این اطلاعات، تفاهم‌نامه را چه در متن و چه در عمل نادیده گرفتند و در تله جنگ شناختی دشمن دست و پا زدند.
ترامپ و ونس می‌گفتند یک سنت هم به ایران نمی‌دهیم. حالا که دادند به دروغ می‌گویند قرار است ایران همه آن را ذرت از آمریکا بخرد! گفتند در مورد موشک و مسایل هسته‌ای صحبت شده است. در حالیکه معلوم شد چیزی که اساسا در سوئیس مطرح نبوده همین دو مقوله بوده است.
مذاکرات «زور» ، «ریختی»
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو