نسخه Pdf

بحرانی که نتانیاهو  را  زمینگیر ساخته است 

ترس جلاد از قربانگاه! 

قاسم غفوری
تحولات نظم نوین جهانی با محوریت غرب آسیا همچنان پر شتاب در جریان است، چنانکه هر تحولی در این منطقه با بازتاب و تبعات جهانی همراه است. جهان در حالی معطوف به توافق ایران و آمریکا و تاثیرات آن بر پایان جنگ در سراسر غرب آسیا از جمله لبنان و نیز تبعات اقتصادی بازگشایی تنگه هرمز با مدیریت ایران است که رژیم صهیونی  همچنان به نقض آتش بس و تجاوزگری در منطقه ادامه می‌دهد و برآن است تا آن را به یک رویه عادی شده مبدل و خود را از اصل پایان جنگ در تمام جبهه‌ها مبرا سازد. طرحی که با ادعای آمریکا مبنی بر شروع دوباره مذاکرات بیروت و تل آویو در واشنگتن تکمیل می‌گردد. این اقدام هر چند در ظاهر قدرت نمایی سران این رژیم بویژه نتانیاهو است اما نگاهی واقع بینانه بیانگر وضعیتی بحرانی این رژیم در داخل و عرصه جهانی است، بگونه‌ای که تحت تاثیر دستاوردهای مقاومت و بیداری جهانی حتی متحدان غربی این رژیم نیز ناگزیر در برابر آن قرار گرفته‌اند. روندی که هر چند گامی مثبت است، اما نیازمند اقدامات عملی جهانی برای مجازات و بازداشت رژیم صهیونی از استمرار اشغالگری و جنایاتش است، در غیر این صورت سلاح مقاومت این رژیم را سر جای خود خواهد نشاند.
رمزگشایی از برگزاری انتخابات زودهنگام 
رژیم صهیونی  از روی اجبار در حالی برگزاری انتخابات زودهنگام را اعلام کرده است تا پیش از انتخابات میان دوره‌ای کنگره آمریکا تکلیف ساختار این رژیم مشخص شده باشد که شواهد امر نشان می دهد که نتانیاهو و حزب حاکم لیکود بختی برای ماندن در قدرت ندارند. چنانکه بر اساس نظر سنجی‌ها 69 کرسی از 120 کرسی به مخالفان نتانیاهو خواهد رسید که عملاً حیات سیاسی آن را پایان می‌دهد. در همین حال در وضعیت کلان نیز جنگ‌ افروزی‌های مستمر آن هم با اجرایی نشدن اهداف اعلامی عملاً شکاف و چند پارگی در ساختار اجتماعی این رژیم را در پی داشته است که اعتراضات حریدی‌ها به خدمت سربازی و نیز تجمعات ضد جنگ و نیز آمارهای منتشر شده از هزینه‌های سنگین جنگ افروزی‌ها بر اقتصاد این رژیم و... عملاً فضایی پر تنش را در داخل این رژیم به همراه داشته است.
همچنین هر چند که رژیم صهیونی با لابی های بزرگ و سلطه بر فضای رسانه‌ای توانسته بود خود را از انزوای منطقه به رویکرد فراپیرامونی معطوف سازد، اما از طوفان الاقصی بیداری جهانی نسبت به مسئله فلسطین شدت گرفته است، چنانکه در کنار ملت‌ها دولت‌ها نیز اجباراً به صف بندی در برابر رژیم صهیونی روی آورده‌اند. کشورهای غربی از اروپایی‌ها گرفته تا آمریکا در حالی در طول چند دهه حیات نامشروع رژیم صهیونی  در تمامی زمینه‌ها پشتوانه این رژیم بوده‌اند که این روزها آنها نیز نه از روی بشر دوستی که از روی اجبار مواضعی انتقادی و در مواردی تنبیهی را علیه این رژیم درپیش گرفته‌اند. کایا کالاس، در جریان مذاکرات سطح بالا در مکزیک، رژیم اسرائیل را با رژیم آپارتاید سابق آفریقای جنوبی مقایسه کرد.رژیم صهیونی در واکنش به اظهارات کالاس  اعلام کرد روابط خود را با او قطع می‌کند.
تشدید اختلافات واشنگتن و تل آویو 
در همین حال در انتقادی نادر از نتانیاهو، ونس معاون ترامپ رئیس جمهور آمریکا عنوان کرد در سه ماه گذشته، دو سوم تسلیحات دفاعی‌ای که از اسرائیل محافظت کرده‌اند، به دست آمریکایی‌ها ساخته شده و از محل مالیات شهروندان آمریکایی تأمین مالی شده‌اند. مشکل اسرائیل دونالد ترامپ نیست. هر کسی در اسرائیل که فکر می‌کند بزرگ‌ترین مشکلش رئیس‌جمهور ایالات متحده است، باید بیدار شود و واقعیت شرایطی را که آن کشور در آن قرار دارد، بپذیرد. همچنین  ترامپ در اظهاراتی با اشاره به روابط خود با بنیامین نتانیاهو گفت؛ احتمال حمایت از او در انتخابات پیش‌رو وجود دارد، اما تأکید کرد نخست‌وزیر اسرائیل باید رفتاری منطقی‌تر در پیش بگیرد.
این رویکردها هر چند که در ظاهر بر اساس منافع آمریکا و برخی اهداف شخصی انتخاباتی است، اما در نهایت آن را باید ریشه دار در تحولات درونی غرب و جهان دانست، بگونه‌ای که حتی ترامپ نیز برای کاهش انتقادها و انتخابات پیش رو و نیز خروج از بحران جنگ افروزی علیه ایران که به رسوایی برایش مبدل شده گزینه‌ای جز انتقاد از نتانیاهو و مشروط سازی حمایت از او ندارد.
صهیونیستم در بن بست 
 این وضعیت بحرانی جهانی صهیونیست‌ها چنان است که روزنامه هاآرتص با انتشار اسنادی از هزینه ۴۰ میلیون دلاری اسرائیل برای ترمیم چهره خود در آمریکا خبر داده است. همچنین ناحوم برنیاع تحلیل‌گر پایگاه خبری عبری زبان وای نت و روزنامه یدیعوت آحارانوت در مقاله‌ای اعتراف کرد، برخلاف نگاهی ما به خودمان داریم، ده‌ها انجمن و سازمان در جهان غرب به اسرائیل به دید تهدیدی برای ثبات و صلح جهانی نگاه می‌کنند و این رویکرد بعد از نقش آفرینی تل آویو در جنگ علیه ایران به شدت افزایش یافته است.
در این میان نگاهی ریشه‌ای به چند دهه حیات نامشروع رژیم صهیونی  نشان می دهد که سران این رژیم همواره بقای سیاسی خود و ماهیت پوسیده این رژیم را در اشغالگری و جنگ افروزی دیده‌اند. بر همین اساس است که در مقطع کنونی نیز هر چند که حتی آمریکا و اروپا که حامی و همراه مطلق جنایات این رژیم هستند بر پایان جنگ در تمام جبهه‌ها تاکید دارند. اما سران این رژیم همچنان جنگ و اشغالگری را محور حیات خود می دانند، چنانکه نتانیاهو رسما از استمرار اشغال لبنان به رغم اذعان آمریکا بر لزوم پایان جنگ در تمام جبهه‌ها خبر داده‌ است. به نظر می رسد این رژیم در صورت اجبار برای پایبند شدن به این تعهد با تجاوز به سوریه، غزه و کرانه باختری به دنبال استمرار روند حیات در میان جنگ‌ها باشد.
نکته بسیار مهم آن است که آنچه امروز در منطقه و جهان جریان دارد یعنی انزوای سنگین رژیم صهیونی  و رویکرد  اجباری غرب به مخالفت   در برابر آن، نه برگرفته از دیپلماسی و سازشکاری بلکه نتیجه اقداماتی است که از سوی جبهه مقاومت صورت گرفته است. مقاومتی که طراحی آمریکا و رژیم صهیونی  برای خاورمیانه جدید با تجزیه کشورها و تسلیم سازی را بر باد داد و موازنه ای جدید را رقم زد. دستاوردهای ایران در جنگ رمضان از جمله با مدیریت هوشمند تنگه هرمز و نیز اقدامات گسترده حزب الله در زمین گیر کردن دشمن و اقدامات حمایتی مقاومت یمن و عراق زمینه ساز این دستاورد بزرگ شده است، رویه‌ای که نشان داد تنها راه رسیدن منطقه به ثبات مقاومت با تکیه بر دیپلماسی اقتدار و خروج از روند سازشکاری است.

ترس جلاد از قربانگاه!