نسخه Pdf

خونخواهیِ تمدنی

مسعود پیرهادی
شهادت، پایان هیچ انسانی نیست؛ به طریق اولی، پایان رهبری در تراز قائد شهید نیست و در عوض، آغاز مسئولیت یک امت است. هر شهیدی، به اندازه افق و آرمانی که برای آن جان داده است، مسئولیت می‌آفریند. از همین رو، خونخواهی نیز مراتبی دارد. گاهی خونخواهی، مجازات قاتل است و گاهی بسیار فراتر از آن؛ استمرار راهی که دشمن برای متوقف کردنش دست به جنایت زده است.
رهبر شهید انقلاب، صرفا یک عالم دینی، مدیر یا فرمانده نبود؛ او حامل یک اندیشه و بخشی از یک مسیر بزرگ تاریخی بود؛ مسیری که از آن با عنوان «تمدن نوین اسلامی» یاد شده است. تمدنی که قرار نیست تنها مرزهای جغرافیایی را جابه‌جا کند، بلکه بناست الگوی جدیدی از حیات انسانی، حکمرانی، عدالت، علم، معنویت و پیشرفت را در برابر جهان عرضه کند.
اگر دشمن، چنین شخصیتی را هدف قرار می‌دهد، روشن است که هدف اصلی او، متوقف کردن همین حرکت تمدنی است. او از یک فرد نمی‌ترسد؛ از آینده‌ای می‌ترسد که آن فرد برای ساختنش ایستاده است. بنابراین پاسخ نیز باید در همان تراز تعریف شود. خونخواهی رهبر شهید، تنها در پاسخ نظامی، عملیات امنیتی یا انتقام از عاملان جنایت خلاصه نمی‌شود؛ هرچند آن نیز در جای خود لازم و قطعی است. اما اگر همه خونخواهی را در این سطح خلاصه کنیم، از هدف اصلی شهید فاصله گرفته‌ایم.
رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که انقلاب اسلامی، صرفا برای تشکیل حکومت نبود؛ حکومت اسلامی مقدمه تشکیل جامعه اسلامی است و جامعه اسلامی نیز مقدمه تحقق تمدن نوین اسلامی. این نگاه، افق حرکت انقلاب را از مسائل روزمره سیاسی فراتر می‌برد و آن را به یک مأموریت تاریخی تبدیل می‌کند. در چنین افقی، هر شهیدی که در این مسیر تقدیم می‌شود، سرمایه‌ای برای سرعت گرفتن همین حرکت است، نه دلیلی برای توقف یا فرسایش آن.
دشمن، منطق قدرت را در حذف نخبگان و فرماندهان می‌بیند؛ اما منطق اسلام، قدرت را در تکثیر انسان‌ها می‌داند. اگر با شهادت یک رهبر، هزاران نفر مسئولیت بیشتری احساس کنند، دشمن در محاسبه خود شکست خورده است. هنر امت اسلامی آن است که خون شهید را به موتور پیشرفت تبدیل کند، نه صرفا به سرمایه‌ای برای اندوه.
خونخواهی تمدنی یعنی هر دانشگاه، سنگری برای تولید علم شود؛ هر کارخانه، گامی در مسیر استقلال اقتصادی بردارد؛ هر رسانه، روایت صحیح جبهه حق را به جهان برساند؛ هر مدیر، حکمرانی را کارآمدتر کند؛ هر خانواده، نسل مؤمن، دانا و مسئول تربیت کند و هر جوان، خود را بخشی از این حرکت تاریخی بداند. تمدن، حاصل جمع همین مجاهدت‌های بزرگ و کوچک است.
تجربه تاریخ نیز همین حقیقت را نشان می‌دهد. اگر عاشورا تنها به انتقام از قاتلان سیدالشهدا علیه‌السلام محدود می‌شد، هرگز به بزرگ‌ترین جریان تاریخ اسلام تبدیل نمی‌شد. آنچه خون امام حسین علیه‌السلام را جاودانه کرد، ادامه یافتن مسیر او در طول قرن‌ها بود. خون شهید، هنگامی به ثمر می‌رسد که آرمانش در زندگی جامعه جاری شود.
امروز نیز خون رهبر شهید انقلاب، امت اسلامی را به مسئولیتی بزرگ‌تر فرا می‌خواند. دشمن می‌خواهد ما را در واکنش‌های مقطعی متوقف کند، اما انقلاب اسلامی مأمور ساختن آینده است. آینده‌ای که در آن استقلال، عزت، عدالت، پیشرفت، معنویت و اقتدار در کنار یکدیگر، صورت یک تمدن را تشکیل دهند.
انتقام حقیقی آن روزی است که دشمن دریابد ترور، نه تنها این مسیر را متوقف نکرد، بلکه آن را شتاب بخشید. آن روز که هر قطره خون شهید، به رویش انسان‌های مؤمن‌تر، مدیران کارآمدتر، دانشمندان خلاق‌تر و جامعه‌ای منسجم‌تر انجامیده باشد، خونخواهی به معنای واقعی خود تحقق یافته است.
تمدن نوین اسلامی، بزرگ‌ترین کابوس دشمن و بزرگ‌ترین آرمان شهیدان است. اگر این حرکت یک گام به پیش برود، خون شهید پرثمر است و اگر متوقف شود، حتی بزرگ‌ترین انتقام‌های نظامی نیز جای خالی آن را پر نخواهد کرد.
از همین رو، خونخواهی رهبر شهید انقلاب، پیش از آنکه یک عملیات باشد، یک راهبرد است؛ راهبردی برای ساختن ایرانی قوی‌تر، امتی منسجم‌تر و تمدنی که بتواند پرچم عدالت و توحید را در جهان برافرازد. این همان خونخواهی است که نه با گذشت زمان فراموش می‌شود و نه با یک پاسخ مقطعی پایان می‌یابد؛ زیرا تا تحقق تمدن نوین اسلامی، این مسئولیت همچنان بر دوش همه ما باقی خواهد ماند.
خونخواهیِ تمدنی
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو