نسخه Pdf

عهدی پس از وداع

مسعود پیرهادی
«عَلَى الدُّنْيَا بَعْدَكَ الْعَفَا». این جمله، تنها یک مرثیه نیست؛ ترجمان نسبت ما با ولی خداست. وقتی انسان الهی از میان مردم می‌رود، آنچه دل را می‌سوزاند، صرفا فقدان یک شخصیت برجسته نیست؛ فقدان تکیه‌گاهی است که مسیر، امید و افق را به جامعه نشان می‌داد. از همین روست که اندوه بر اولیای خدا، اندوهی ارزشمند است؛ «چه مبارک است این غم»؛ غمی که انسان را از خودخواهی بیرون می‌آورد، دل را به حقیقت گره می‌زند و نشانه زنده بودن محبت الهی در قلب مؤمن است.
اگر امروز داغداریم، این داغ را باید نعمت بدانیم. از خدا بخواهیم محبت به ولی خود و نایب امام عصر علیه‌السلام را برای ما ذخیره قبر و قیامت قرار دهد. سرمایه حقیقی انسان، نه اشک به تنهایی، بلکه پیوندی است که این اشک با ولایت برقرار می‌کند؛ پیوندی که در بزنگاه‌های تاریخ، انسان را از تردید و لغزش حفظ می‌کند.
اما محبت، تنها یک احساس درونی نیست. محبت حقیقی، خود را در میدان نشان می‌دهد. امروز یکی از میدان‌های این وفاداری، حضور در بدرقه و تشییع رهبر شهید است. نباید از شلوغی‌های خیر جا ماند. نباید ترسید و نباید دیگران را ترساند. گاهی شیطان، انسان را نه با دعوت به گناه، بلکه با بهانه‌های به ظاهر عقلانی از خیر بازمی‌دارد؛ اینکه جمعیت زیاد است، حضور من چه اثری دارد یا دیگران هستند و نیازی به من نیست. حال آنکه حق، با همین حضورهای به ظاهر کوچک، اقتدار اجتماعی خود را به نمایش می‌گذارد. سیاهی‌لشکر حق بودن، اگر برای خدا باشد، افتخاری است که نباید آن را دست‌کم گرفت.
البته تشییع، پایان راه نیست. جسم رهبر شهید از میان ما می‌رود، اما مکتب او، هدف او و آرمان او باقی است. اگر همه همت ما به بدرقه پیکر او محدود شود، از حقیقت این واقعه فاصله گرفته‌ایم. مردان الهی، بیش از آنکه با جسمشان تاریخ بسازند، با اندیشه و راهشان تاریخ را تغییر می‌دهند. آنچه باید زنده بماند، همان راهی است که برای آن زیستند و سرانجام جان خویش را تقدیم کردند.
از همین منظر، خونخواهی رهبر شهید نیز نباید به معنایی محدود و مقطعی فروکاسته شود. خونخواهی او، پیش از آنکه یک واکنش باشد، یک پروژه تمدنی است. 
خون شهید، هنگامی به ثمر می‌نشیند که جامعه را یک گام به آرمان‌های الهی نزدیک‌تر کند؛ هنگامی که اراده ملت را برای ساختن آینده‌ای مستقل، مقتدر، عادلانه و مبتنی بر ارزش‌های الهی استوارتر سازد. اگر این خون، به تمدن‌سازی منتهی نشود، بخشی از رسالت آن بر زمین خواهد ماند.
امروز وظیفه ما تنها عزاداری نیست؛ وفاداری است. وفاداری یعنی حفظ وحدت، حضور در میدان، ادامه دادن راه، تربیت نسل مؤمن، تقویت اقتدار ملی و ایستادگی بر آرمان‌هایی که رهبر شهید برای آنها از جان خود گذشت. تشییع، آغاز این عهد دوباره است، نه پایان آن.
«عَلَى الدُّنْيَا بَعْدَكَ الْعَفَا» اگر از عمق جان برآید، نتیجه‌اش انزوا و اندوه بی‌حاصل نیست؛ نتیجه‌اش این است که انسان، جای خالی ولی خدا را با استقامت، مسئولیت‌پذیری و ادامه راه او پر کند. این، معنای حقیقی خونخواهی است؛ خونخواهی‌ای که مقصد آن، نه صرفا پاسخ به یک جنایت، بلکه پیشبرد تمدنی است که شهید، همه زندگی خود را وقف تحقق آن کرد.

عهدی پس از وداع