رویکرد قاطعانه جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز در حال تحمیل نظم ایرانی خلیج فارس به طرفهای غربی و عربی است
عملیات تثبیت ترتیبات ایرانی
گروه سیاسی
خلیج فارس و تنگه هرمز طی روزهای گذشته کانون مجموعهای از تحولات پرشتاب و تعیینکننده بوده است. تداوم حضور نظامی آمریکا و تحرکات خارج از چارچوب برخی شناورها در روزهای اخیر به تقابل جدی منجر شد. بررسی دقیق این رویدادها نشان میدهد که تهران با اتخاذ رویکردی قاطع، در پی تثبیت یک معادله امنیتی جدید است؛ معادلهای که در آن نقض حاکمیت سرزمینی و نادیده گرفتن پروتکلهای دریانوردی با پاسخی متناسب و بازدارنده مواجه خواهد شد.
نقطه آغازین این تنشها به تحرکات قانونشکنانه در مسیرهای کشتیرانی بازمیگردد. در بامداد روز یکشنبه، نیروی دریایی سپاه پاسداران متوجه تغییر مسیر دو فروند شناور عبوری شد. این شناورها با خروج از دالانهای ترافیکی مصوب، وارد مسیرهای غیرمتعارف شدند. با وجود هشدارهای مکرر رادیویی از سوی ایستگاههای کنترل ترافیک دریایی ایران، شناورهای مذکور نه تنها اقدامی برای اصلاح مسیر خود انجام ندادند، بلکه با خاموش کردن سامانههای شناسایی خودکار، اصرار خود بر گذر کردن ماجراجویانه و بیهماهنگی از تنگه را نشان دادند. در پی این اقدام واحدهای گشتی نیروی دریایی سپاه با رعایت سلسلهمراتب هشدار، اقدام به شلیک اخطار نموده و شناورهای متخلف را متوقف کردند.
نیروی دریایی سپاه با انتشار اطلاعیهای رسمی، تصمیم قاطعانه ایران را اعلام کرد. در این اطلاعیه با اشاره به مداخلات مکرر نیروهای خارجی در روند کنترل ترافیک دریایی و تحریک شناورها به نقض قوانین، اعلام شد که تردد در تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی و تا زمان توقف کامل مداخلات ایالات متحده در این منطقه مسدود خواهد بود. این اقدام تأثیری فوری بر بازارهای جهانی انرژی گذاشت و نشان داد که ایران در استفاده از اهرمهای ژئوپلیتیک خود برای مقابله با فشارهای خارجی و بیثباتسازی منطقه تردیدی ندارد. تهران بارها تأکید کرده است که امنیت تنگه هرمز یک مفهوم یکپارچه است؛ بدین معنا که یا این مسیر برای همه امن و باز است، یا در صورت تهدید منافع ملی ایران، ترتیبات آن دستخوش تغییر خواهد شد.
در فضای سیاسی نیز، مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران مواضعی هماهنگ با اقدامات میدانی اتخاذ کردند تا پیام صریح تهران به پایتختهای غربی مخابره شود. محمدباقر قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس با ادبیاتی صریح تأکید کرد که دوران توافقات یکطرفه به پایان رسیده است و طرفهای مقابل باید با واقعیتهای جدید منطقه روبرو شوند. همزمان، اشاره رئیس تیم مذاکرهکننده ایران به بند پنجم تفاهمنامهای ۱۴ بندی که بر بازگشایی تنگه هرمز صرفاً با رعایت «ترتیبات ایرانی» تأکید دارد، نشاندهنده یک تغییر پارادایم اساسی است. این مواضع حاکی از آن است که ایران دیگر هیچگونه سازوکار امنیتی که بدون در نظر گرفتن منافع مشروع و نقش محوری تهران در خلیج فارس تدوین شده باشد را نمیپذیرد و ترتیبات عبور و مرور در این منطقه باید با لحاظ کردن الزامات امنیتی جمهوری اسلامی ایران تنظیم گردد.
اما واکنش ایالات متحده به این تحولات گزینه نظامی بود. ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با هدف قرار دادن مناطقی در نوار ساحلی جنوب ایران، سطح تنشها را به شکل خطرناکی ارتقا داد. در طول شب، گزارشهای متعددی از شنیده شدن صدای انفجار و فعال شدن سامانههای پدافند هوایی در استانهای استراتژیک جنوبی ایران مخابره شد. گستره این حملات از استان خوزستان و شهرهای آبادان، ماهشهر و هندیجان آغاز شد و تا استان بوشهر و مناطق حساسی چون کنگان، دیر و عسلویه امتداد یافت. در استان هرمزگان نیز شهرهای بندرعباس، سیریک، قشم و جاسک شاهد رهگیری پرتابههای متخاصم بودند و حتی دامنه این درگیریها به کنارک و چابهار در استان سیستان و بلوچستان نیز کشیده شد. عملکرد شبکه پدافند هوایی یکپارچه ایران در رهگیری و انهدام اهداف متخاصم، مانع از تحقق اهداف نظامی آمریکا در این عملیات شد، اما اصل اقدام نظامی علیه تمامیت ارضی ایران، عبور از خطوط قرمزی بود که نمیتوانست بیپاسخ بماند.
جمهوری اسلامی ایران واکنش متقابل و هدفمندی را در دستور کار قرار داد. نیروی هوافضای سپاه پاسداران در عملیاتی که نشاندهنده ارتقای چشمگیر توانمندیهای موشکی و اطلاعاتی ایران است، دو پایگاه مهم و استراتژیک ایالات متحده در منطقه را هدف قرار داد. در مرحله نخست، پایگاه هوایی «پرنس حسن» در خاک اردن با موشکهای بالستیک مورد اصابت قرار گرفت. این پایگاه که نقش مهمی در پشتیبانی لجستیکی و هدایت عملیاتهای پهپادی آمریکا از جمله پهپادهای شناسایی و تهاجمی MQ-9 ایفا میکند، متحمل خسارات جدی در بخش مرکز فرماندهی و کنترل و همچنین آشیانه پهپادها شد. انتخاب این هدف نشان داد که ایران به دقت منابع تهدید علیه امنیت ملی خود را شناسایی کرده و توانایی انهدام آنها را در فواصل دورتر از مرزهای خود دارد.
در مرحله دوم از این پاسخ نظامی، پایگاه عظیم هوایی «العدید» در قطر که به عنوان قلب تپنده عملیاتهای هوایی سنتکام در خاورمیانه شناخته میشود، هدف موج دیگری از موشکهای بالستیک قرار گرفت. گزارشها حاکی از آن است که مراکز تعمیر و نگهداری جنگندهها و بخشهایی از ساختمانهای فرماندهی در این پایگاه آسیب دیدهاند. هدف قرار دادن العدید، پیامی کاملاً استراتژیک به همراه داشت؛ پیامی که اثبات کرد گنبدها و سپرهای دفاعی منطقهای قادر به محافظت کامل از زیرساختهای نظامی خارجی در برابر توان موشکی ایران نیستند. سپاه پاسداران متعاقب این عملیات هشدار داد که هرگونه تجاوز جدید با پاسخی به مراتب شدیدتر مواجه خواهد شد و اهداف جدیدی در بانک اهداف نیروهای مسلح ایران قرار خواهند گرفت.
این تبادل آتش گسترده، علاوه بر ابعاد نظامی، حاوی پیامهای دیپلماتیک و ژئوپلیتیک روشنی برای کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی بود. آمادهباش بیسابقه در پایگاههای ایالات متحده در امارات، کویت، قطر، بحرین و اردن نشان از درک این واقعیت دارد که جغرافیای حضور نظامی آمریکا دیگر نقطه امنی محسوب نمیشود. رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال همسایگان همواره مبتنی بر حسن همجواری و همکاریهای منطقهای بوده است، اما وقایع اخیر نشان داد که تهران نمیتواند در برابر تبدیل شدن خاک کشورهای همسایه به سکویی برای اقدام علیه امنیت ملی خود بیتفاوت باشد. مسئولیت عواقب هرگونه تنش در منطقه، علاوه بر بازیگران فرامنطقهای، متوجه کشورهایی نیز خواهد بود که تسهیلات و حریم خود را در اختیار نیروهای متخاصم قرار میدهند.
در یک جمعبندی تحلیلی از وقایع شبانهروز گذشته، میتوان دریافت که خلیج فارس در حال گذار به یک نظم امنیتی جدید است. انسداد تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار قدرتمند، و پاسخ موشکی مستقیم به پایگاههای منطقهای آمریکا، نشاندهنده اعتماد به نفس استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در دفاع از منافع حیاتی خود است. تهران با این اقدامات نشان داد که حاضر است برای حفظ خطوط قرمز امنیتی خود، هزینههای لازم را بپردازد و متقابلاً هزینههای سنگینی را به طرف مقابل تحمیل کند. سرعت عمل در تصمیمگیری و دقت در اجرای عملیاتهای نظامی، حکایت از آمادگی کامل نهادهای نظامی و امنیتی ایران دارد. در شرایط کنونی، توپ در زمین واشنگتن و متحدان منطقهای آن است؛ آنها باید تصمیم بگیرند که آیا به دنبال تداوم سیاستهای مداخلهجویانه و به تبع آن مواجهه با واکنشهای پیشبینیناپذیر و قدرتمند تهران هستند، یا واقعیتهای جدید توازن قوا در خاورمیانه و حق مشروع ایران در ترتیبات امنیتی پیرامون خود را خواهند پذیرفت. رصد مستمر تحولات نشان میدهد که تا زمان تحقق کامل الزامات امنیتی ایران، خلیج فارس آبستن تحولات تعیینکنندهای خواهد بود.
خلیج فارس و تنگه هرمز طی روزهای گذشته کانون مجموعهای از تحولات پرشتاب و تعیینکننده بوده است. تداوم حضور نظامی آمریکا و تحرکات خارج از چارچوب برخی شناورها در روزهای اخیر به تقابل جدی منجر شد. بررسی دقیق این رویدادها نشان میدهد که تهران با اتخاذ رویکردی قاطع، در پی تثبیت یک معادله امنیتی جدید است؛ معادلهای که در آن نقض حاکمیت سرزمینی و نادیده گرفتن پروتکلهای دریانوردی با پاسخی متناسب و بازدارنده مواجه خواهد شد.
نقطه آغازین این تنشها به تحرکات قانونشکنانه در مسیرهای کشتیرانی بازمیگردد. در بامداد روز یکشنبه، نیروی دریایی سپاه پاسداران متوجه تغییر مسیر دو فروند شناور عبوری شد. این شناورها با خروج از دالانهای ترافیکی مصوب، وارد مسیرهای غیرمتعارف شدند. با وجود هشدارهای مکرر رادیویی از سوی ایستگاههای کنترل ترافیک دریایی ایران، شناورهای مذکور نه تنها اقدامی برای اصلاح مسیر خود انجام ندادند، بلکه با خاموش کردن سامانههای شناسایی خودکار، اصرار خود بر گذر کردن ماجراجویانه و بیهماهنگی از تنگه را نشان دادند. در پی این اقدام واحدهای گشتی نیروی دریایی سپاه با رعایت سلسلهمراتب هشدار، اقدام به شلیک اخطار نموده و شناورهای متخلف را متوقف کردند.
نیروی دریایی سپاه با انتشار اطلاعیهای رسمی، تصمیم قاطعانه ایران را اعلام کرد. در این اطلاعیه با اشاره به مداخلات مکرر نیروهای خارجی در روند کنترل ترافیک دریایی و تحریک شناورها به نقض قوانین، اعلام شد که تردد در تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی و تا زمان توقف کامل مداخلات ایالات متحده در این منطقه مسدود خواهد بود. این اقدام تأثیری فوری بر بازارهای جهانی انرژی گذاشت و نشان داد که ایران در استفاده از اهرمهای ژئوپلیتیک خود برای مقابله با فشارهای خارجی و بیثباتسازی منطقه تردیدی ندارد. تهران بارها تأکید کرده است که امنیت تنگه هرمز یک مفهوم یکپارچه است؛ بدین معنا که یا این مسیر برای همه امن و باز است، یا در صورت تهدید منافع ملی ایران، ترتیبات آن دستخوش تغییر خواهد شد.
در فضای سیاسی نیز، مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران مواضعی هماهنگ با اقدامات میدانی اتخاذ کردند تا پیام صریح تهران به پایتختهای غربی مخابره شود. محمدباقر قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس با ادبیاتی صریح تأکید کرد که دوران توافقات یکطرفه به پایان رسیده است و طرفهای مقابل باید با واقعیتهای جدید منطقه روبرو شوند. همزمان، اشاره رئیس تیم مذاکرهکننده ایران به بند پنجم تفاهمنامهای ۱۴ بندی که بر بازگشایی تنگه هرمز صرفاً با رعایت «ترتیبات ایرانی» تأکید دارد، نشاندهنده یک تغییر پارادایم اساسی است. این مواضع حاکی از آن است که ایران دیگر هیچگونه سازوکار امنیتی که بدون در نظر گرفتن منافع مشروع و نقش محوری تهران در خلیج فارس تدوین شده باشد را نمیپذیرد و ترتیبات عبور و مرور در این منطقه باید با لحاظ کردن الزامات امنیتی جمهوری اسلامی ایران تنظیم گردد.
اما واکنش ایالات متحده به این تحولات گزینه نظامی بود. ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با هدف قرار دادن مناطقی در نوار ساحلی جنوب ایران، سطح تنشها را به شکل خطرناکی ارتقا داد. در طول شب، گزارشهای متعددی از شنیده شدن صدای انفجار و فعال شدن سامانههای پدافند هوایی در استانهای استراتژیک جنوبی ایران مخابره شد. گستره این حملات از استان خوزستان و شهرهای آبادان، ماهشهر و هندیجان آغاز شد و تا استان بوشهر و مناطق حساسی چون کنگان، دیر و عسلویه امتداد یافت. در استان هرمزگان نیز شهرهای بندرعباس، سیریک، قشم و جاسک شاهد رهگیری پرتابههای متخاصم بودند و حتی دامنه این درگیریها به کنارک و چابهار در استان سیستان و بلوچستان نیز کشیده شد. عملکرد شبکه پدافند هوایی یکپارچه ایران در رهگیری و انهدام اهداف متخاصم، مانع از تحقق اهداف نظامی آمریکا در این عملیات شد، اما اصل اقدام نظامی علیه تمامیت ارضی ایران، عبور از خطوط قرمزی بود که نمیتوانست بیپاسخ بماند.
جمهوری اسلامی ایران واکنش متقابل و هدفمندی را در دستور کار قرار داد. نیروی هوافضای سپاه پاسداران در عملیاتی که نشاندهنده ارتقای چشمگیر توانمندیهای موشکی و اطلاعاتی ایران است، دو پایگاه مهم و استراتژیک ایالات متحده در منطقه را هدف قرار داد. در مرحله نخست، پایگاه هوایی «پرنس حسن» در خاک اردن با موشکهای بالستیک مورد اصابت قرار گرفت. این پایگاه که نقش مهمی در پشتیبانی لجستیکی و هدایت عملیاتهای پهپادی آمریکا از جمله پهپادهای شناسایی و تهاجمی MQ-9 ایفا میکند، متحمل خسارات جدی در بخش مرکز فرماندهی و کنترل و همچنین آشیانه پهپادها شد. انتخاب این هدف نشان داد که ایران به دقت منابع تهدید علیه امنیت ملی خود را شناسایی کرده و توانایی انهدام آنها را در فواصل دورتر از مرزهای خود دارد.
در مرحله دوم از این پاسخ نظامی، پایگاه عظیم هوایی «العدید» در قطر که به عنوان قلب تپنده عملیاتهای هوایی سنتکام در خاورمیانه شناخته میشود، هدف موج دیگری از موشکهای بالستیک قرار گرفت. گزارشها حاکی از آن است که مراکز تعمیر و نگهداری جنگندهها و بخشهایی از ساختمانهای فرماندهی در این پایگاه آسیب دیدهاند. هدف قرار دادن العدید، پیامی کاملاً استراتژیک به همراه داشت؛ پیامی که اثبات کرد گنبدها و سپرهای دفاعی منطقهای قادر به محافظت کامل از زیرساختهای نظامی خارجی در برابر توان موشکی ایران نیستند. سپاه پاسداران متعاقب این عملیات هشدار داد که هرگونه تجاوز جدید با پاسخی به مراتب شدیدتر مواجه خواهد شد و اهداف جدیدی در بانک اهداف نیروهای مسلح ایران قرار خواهند گرفت.
این تبادل آتش گسترده، علاوه بر ابعاد نظامی، حاوی پیامهای دیپلماتیک و ژئوپلیتیک روشنی برای کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی بود. آمادهباش بیسابقه در پایگاههای ایالات متحده در امارات، کویت، قطر، بحرین و اردن نشان از درک این واقعیت دارد که جغرافیای حضور نظامی آمریکا دیگر نقطه امنی محسوب نمیشود. رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال همسایگان همواره مبتنی بر حسن همجواری و همکاریهای منطقهای بوده است، اما وقایع اخیر نشان داد که تهران نمیتواند در برابر تبدیل شدن خاک کشورهای همسایه به سکویی برای اقدام علیه امنیت ملی خود بیتفاوت باشد. مسئولیت عواقب هرگونه تنش در منطقه، علاوه بر بازیگران فرامنطقهای، متوجه کشورهایی نیز خواهد بود که تسهیلات و حریم خود را در اختیار نیروهای متخاصم قرار میدهند.
در یک جمعبندی تحلیلی از وقایع شبانهروز گذشته، میتوان دریافت که خلیج فارس در حال گذار به یک نظم امنیتی جدید است. انسداد تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار قدرتمند، و پاسخ موشکی مستقیم به پایگاههای منطقهای آمریکا، نشاندهنده اعتماد به نفس استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در دفاع از منافع حیاتی خود است. تهران با این اقدامات نشان داد که حاضر است برای حفظ خطوط قرمز امنیتی خود، هزینههای لازم را بپردازد و متقابلاً هزینههای سنگینی را به طرف مقابل تحمیل کند. سرعت عمل در تصمیمگیری و دقت در اجرای عملیاتهای نظامی، حکایت از آمادگی کامل نهادهای نظامی و امنیتی ایران دارد. در شرایط کنونی، توپ در زمین واشنگتن و متحدان منطقهای آن است؛ آنها باید تصمیم بگیرند که آیا به دنبال تداوم سیاستهای مداخلهجویانه و به تبع آن مواجهه با واکنشهای پیشبینیناپذیر و قدرتمند تهران هستند، یا واقعیتهای جدید توازن قوا در خاورمیانه و حق مشروع ایران در ترتیبات امنیتی پیرامون خود را خواهند پذیرفت. رصد مستمر تحولات نشان میدهد که تا زمان تحقق کامل الزامات امنیتی ایران، خلیج فارس آبستن تحولات تعیینکنندهای خواهد بود.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



