نسخه Pdf

ایران قاطعانه در حال تثبیت حاکمیت ابدی خود بر تنگه هرمز است

چرا باید برای هرمز بجنگیم؟

جواد شاملو
جنایتکاران و کودک‌کشان آمریکایی برای سیزدهمین شب متوالی به اهدافی در نقاط مختلف ایران حمله کردند و در واکنش، نیروی قهرمان و عزیز هوافضای سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران پایگاه‌های آمریکایی در چند کشور عربی میزبان را هدف قرار دادند. 
بمباران‌ها عمدتاً استان‌های جنوبی و مرکزی کشور را در برگرفت. معاون امنیتی و انتظامی استاندار خوزستان، از اصابت موشک به نقاطی در حومه اهواز خبر داد که بر اثر آن دست‌کم چهار هم‌وطن به شهادت رسیدند و پنج نفر دیگر مجروح شدند. حوالی اندیمشک و امیدیه نیز هدف حمله قرار گرفت. در استان هرمزگان، تپه الله‌اکبر در بندرعباس هدف قرار گرفت که به گفته مدیرکل مدیریت بحران استان، دو نفر مجروح و یک تیر برق و خط انتقال برق در محل قطع شد. انفجارهایی نیز در جزیره قشم، کنارک و جاسک گزارش شده است.
دامنه حملات به استان‌های مرکزی‌تر کشور نیز کشیده شد؛ در لرستان یک فروند پرتابه به نقطه‌ای در خرم‌آباد اصابت کرد، در استان مرکزی محدوده‌ای در حومه خنداب هدف دو پرتابه قرار گرفت، و انفجارهایی نیز در فیروزآباد فارس و حوالی تفت در استان یزد به گوش رسید. ارزیابی دقیق خسارات این نقاط همچنان ادامه دارد. وزارت بهداشت ایران پیش‌تر اعلام کرده بود که مجموع حملات آمریکا از ۲۷ خرداد تا صبح ۲۳ ژوئیه، ۵۵ کشته و ۶۲۹ مجروح بر جای گذاشته است؛ رقمی که نشان می‌دهد فشار این دور از جنگ عمدتاً متوجه مناطق غیرنظامی و زیرساخت‌های شهری بوده است.
در سوی دیگر، نیروهای مسلح ایران پاسخ خود را متوجه پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای میزبان منطقه کردند. ارتش جمهوری اسلامی اعلام کرد پایگاه هوایی الازرق در اردن را هدف حمله قرار داده است. هم‌زمان در بحرین و کویت آژیرهای خطر به صدا درآمد و مقامات این دو کشور از رهگیری موشک‌های ایرانی خبر دادند. این آخرین حلقه از زنجیره‌ای طولانی از پاسخ‌های نظامی ایران به تأسیسات آمریکایی در بحرین، کویت، اردن، قطر و عمان است که از آغاز جنگ تاکنون بارها تکرار شده و پیش‌تر تأسیساتی مانند پایگاه هوایی شیخ عیسی در بحرین، پایگاه علی السالم در کویت و مرکز داده آمازون در بحرین را نیز در برگرفته بود.
این جنگ در داخل آمریکا نیز به کانون اختلاف سیاسی بدل شده است؛ مجلس نمایندگان برای دومین بار با رأی ۲۱۴ به ۲۰۸ خواستار پایان مشارکت نظامی آمریکا یا کسب مجوز صریح کنگره شد، هرچند جمهوری‌خواهان سنا بلافاصله طرح مشابهی را در آن مجلس متوقف کردند. وزیر دفاع آمریکا هزینه این عملیات را تاکنون بالغ بر ۳۷.۵ میلیارد دلار اعلام کرده و خواستار تخصیص فوری ۶۷ میلیارد دلار دیگر از کنگره شده است.
حوثی‌های یمن نیز با تهدید به مسدود کردن تنگه باب‌المندب و انجام حملاتی در دریای سرخ، بر التهاب مسیرهای دریایی جایگزین هرمز افزودند و قیمت نفت برای نخستین‌بار در این دور از بحران از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، هشدار داد که اوضاع منطقه «از کنترل خارج می‌شود» و خواستار توقف درگیری‌ها و بازگرداندن آزادی کشتیرانی از طریق دیپلماسی شد.
چرا برای هرمز می‌جنگیم؟
در کوران یکی از سرنوشت‌سازترین نبردهای تاریخ معاصر و زیر آتش‌باری سنگین جنگ ادراکی دشمن، زمزمه‌ای مسموم و فریبنده تحت عنوان عادی‌سازی و تنش‌زدایی مطلق در بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و محافل سیاسی پمپاژ می‌شود. برخی مرعوب‌شدگان و ساده‌اندیشان، با چشم بستن بر ذات درنده‌خو و غارتگر نظام بین‌الملل، این توهم خطرناک را تئوریزه می‌کنند که گویا با تسلیم شدن در برابر نظم آمریکایی-صهیونیستی و دست کشیدن از اهرم‌های قدرت، می‌توان سایه تحریم و جنگ را دور کرد و به رفاه رسید! طرح این ادعا که ایستادگی ما محصول یک ماجراجویی بی‌حاصل است، نه یک پرسش تحلیلی اصیل، بلکه یک تله‌ی شناختی برای فلج کردن اراده‌ی ملی است. برای رسوا ساختن این سراب و درک چرایی این تقابل ناگزیر، تنها واکاوی معادلات اقتصاد سیاسی و رئالیسم ساختاری کافی نیست. اگرچه ذات امپریالیستی نظام بین‌الملل، استقلال ارگانیک هیچ بازیگری را برنمی‌تابد و توسعه را تنها در قامت یک رعیت سر به زیر می‌پذیرد، اما رویارویی ما با این ماشین جنگی، موتور محرک قدرتمند دیگری نیز دارد که در عمیق‌ترین لایه‌های هویتی ما ریشه دوانده است: منطق مذهبی و الهیات سیاسی شیعه. تلاقی این دو بعد، منظومه‌ای را می‌سازد که تسلیم در برابر آن، نه تنها متضمن بقا نیست، بلکه نقطه آغاز تباهی است.
دومینوی تسلیم و رسوایی تجویز کاهش تنش
در میانه چنین پیچ عظیم و سرنوشت‌ساز تاریخی، صداهای ابلهانه‌ای که نسخه کاهش تنش و عقب‌نشینی را تجویز می‌کنند، نه تنها از درک ابتدایی‌ترین واقعیت‌های نظام بین‌الملل عاجزند، بلکه باید با نهایت شدت و قاطعیت در برابر آن‌ها ایستاد و این بی‌عقلی محض را در پیشگاه افکار عمومی مفتضح ساخت.
منطق هژمونی، منطق پیشروی گام‌به‌گام تا نقطه نابودی مطلق است. ماشین جنگی استکبار هرگز به یک عقب‌نشینی بسنده نمی‌کند؛ بلکه هر امتیاز، اشتهای او را برای بلعیدن سنگر بعدی دوچندان می‌سازد. معادله بسیار روشن است: اگر امروز بر سر تثبیت قدرت و بازدارندگی خود در تنگه هرمز نجنگیم، فردا باید همچون جنگ ۱۲ روزه و 40 روزه، بر سر بدیهی‌ترین حق خود یعنی غنی‌سازی بجنگیم. اگر بر سر حق غنی‌سازی نجنگیم، مجبور خواهیم شد برای حفظ توان موشکی و دفاعی خود وارد کارزار شویم. اگر از توان موشکی هم عقب بنشینیم، دیری نمی‌پاید که باید همچون جنگ هشت‌ساله، در کوچه و خیابان‌های شهرهایمان برای جلوگیری از اشغال و تجزیه کشور خون بدهیم. و فاجعه اصلی اینجاست که اگر برای حفظ یکپارچگی خاک خود نیز نجنگیم، سرنوشتی جز آوارگی نخواهیم داشت؛ باید همچون پناه‌جویان بی‌پناه سوری و فلسطینی راهی بیابان‌ها و مرزهای بسته شویم و در منتهای ذلت، کورسوهایی از زنده ماندن را جستجو کنیم. این همان دومینوی تسلیم است که تن دادن به آن، موجودیت ما را از صفحه روزگار محو خواهد کرد.
تضاد ذاتی الهیات شیعی با نرمالیزاسیون و بازخوانی یک سخنرانی تاریخی
برای درک پیوند منافع ملی و منطق مذهبی در این ایستادگی، بازخوانی یکی از درخشان‌ترین، صریح‌ترین و تاریخی‌ترین استدلال‌های بنیان‌گذار جمهوری اسلامی راهگشاست. امام خمینی (ره) در دوم دی‌ماه ۱۳۶۱، در پاسخ به کسانی که می‌گفتند چرا با آمریکا درافتادید که این جنگ‌ها واقع بشود؟، کانون این تقابل را از یک دعوای سیاسی گذرا، به امتداد یک نبرد تاریخی و توحیدی ارتقا دادند و فرمودند:
اگر آقایان توقع دارند که خوب شما چرا با امریکا در افتادید که این جنگها واقع بشود و این بساط بشود، ما می‌دانیم که در افتادن با امریکا و همه قدرتها این توابع را دارد، لکن این اشکالی است که ما باید، این آقایان باید به خود پیغمبر بکنند که چرا با ابو سفیانها درافتادی تا عمویت را بکشند؟ تا آن افراد به آن بزرگی را بکشند؟ خوب، تو هم‌ تسلیم می‌شدی تا آنها [کشته نشوند] گوشه خانه‌ات می‌نشستی! به امیر المومنین هم این اشکال وارد است... خوب، همه گفتند معاویه را بگذارد در حکومت شام باقی باشد و از او عفو بشود و چرا گفتی که من یک ساعت ظالم را نمی‌گذارم سر جای خودش بنشیند؟... این منطق اگر درست باشد، به حضرت سید الشهدا -سلام الله علیه- هم وارد است. همان طوری که آن وقت به او اشکال می‌کردند؛ خوب، شما در مدینه آسوده نشسته بودی، چرا پا شدی، راه افتادی با این جمعیت کم در مقابل یک حکومت جبار؟! خوب اگر بنا باشد که همه انبیا در تاریخ اشتباه کرده‌اند به منطق این آقایان، همه باید با قلدرها بسازند، ما هم اشتباهی که انبیا کرده‌اند اعتراف به آن می‌کنیم که ما هم مثل انبیا اشتباه کردیم!
الهیات شیعی، الهیات سازش با قلدرها نیست؛ الهیات مسئولیت در برابر انسان است. امام خمینی در ادامه پرده از این راز برمی‌دارند: "مساله، مسئله انسانیت است؛ ارزشهای انسانی است، مساله، جلوگیری از این جنایاتی است که دارند قلدرها به بشر می‌کنند... تباهی انسانهاست." ما نمی‌توانیم در محراب، زیارت عاشورا بخوانیم و بر سکوت در برابر ظلم یزید لعنت بفرستیم، اما در میدان سیاست خارجی، به دنبال نرمالیزاسیون با رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی آن باشیم. امام (ره) با صراحتی رئالیستی نتیجه عملی این تسلیم را چنین تصویر می‌کنند: "همه باید هی دست به سینه امریکا بایستند و چاپلوسی کنند تا اینکه نان به آنها بدهند... همه منافع ما را برد، برای خودش اینجا پایگاه درست کرد." این همان حقیقتی است که اقتصاد سیاسی جهان اثبات می‌کند: هژمونی به کمتر از غارت منافع راضی نمی‌شود.
گناه کبیره‌ای به نام فرار از جنگ؛ چرا عقب‌نشینی در فقه شیعه حرام است؟
فراتر از بیانات بنیان‌گذار انقلاب، نگاهی عمیق به مبانی فقه شیعه نشان می‌دهد که چرا شانه خالی کردن از تقابل با مستکبران و رها کردن میدان نبرد پذیرفته نیست. در فقه اسلامی، فرار از جنگ (که در اصطلاح فقهی از آن به عنوان فرار از زَحف یاد می‌شود) نه تنها یک خطای راهبردی، بلکه صراحتاً حرام و یکی از گناهان کبیره و مستوجب عذاب الهی شمرده شده است.
فلسفه این تحریم شدید در فقه شیعه کاملاً با منطق دفاع ملی و ژئوپولیتیک هم‌خوانی دارد؛ فرار از میدان نبرد به امید حفظ جان یا رسیدن به رفاه موقت، باعث درهم‌شکستن خطوط دفاعی جامعه اسلامی، تضعیف روحیه مقاومت، گستاخ شدن دشمن و در نهایت تسلط کفار و ظالمان بر جان، مال و ناموس مسلمین می‌شود. در منطق فقهی، جز در موارد خاص نظامی مانند عقب‌نشینی تاکتیکی برای تجدید قوا یا پیوستن به گروهی دیگر از رزمندگان، رها کردن جبهه حق در برابر باطل، خیانت به موجودیت جامعه است. تجویز کاهش تنش در برابر هژمونی مهاجم در شرایطی که او شمشیر را از رو بسته، مصداق بارز همین فرار از زحف در عرصه کلان سیاست خارجی است.
توهم برتری مادی دشمن؛ درس‌آموزی قرآنی از تقابل سپاه طالوت و جالوت
در امتداد همین منطق فقهی، یکی از رایج‌ترین توجیه‌ها برای توقف مبارزه و تن دادن به تسلیم، استناد به برتری مادی، تکنولوژیک و نظامی دشمن است. برخی با مقایسه ماشین جنگی، قدرت اقتصادی و ائتلاف‌سازی‌های غرب، نتیجه می‌گیرند که مقاومت در برابر این نیروی عظیم، دور از عقلانیت است.
اما قرآن کریم در مبارزه با این خطای محاسباتی، استدلال ترک جنگ به دلیل برتری ظاهری دشمن را کاملاً باطل و بی‌پایه می‌داند. اوج این نگاه در ماجرای تاریخی نبرد طالوت و جالوت در آیه ۲۴۹ سوره بقره تجلی یافته است؛ جایی که عده‌ای با دیدن هیمنه لشکر جالوت، از ادامه نبرد انصراف دادند، اما مومنان استوار، جبر معادلات مادی را در هم شکستند:
فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بالْجُنُود قَالَ إنَّ اللَّهَ مُبْتَليكُمْ بنَهَرٍ فَمَنْ شَربَ منْهُ فَلَيْسَ مني وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإنَّهُ مني إلَّا مَن اغْتَرَفَ غُرْفَةً بيَده ۚ فَشَربُوا منْهُ إلَّا قَليلًا منْهُمْ ۚ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بجَالُوتَ وَجُنُوده ۚ قَالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّه كَمْ منْ فئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فئَةً كَثيرَةً بإذْن اللَّه ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابرينَ
(پس زمانی که طالوت با سپاهیان [برای جنگ با دشمن از شهر] بیرون رفت، گفت: بی تردید خدا شما را به وسیله نهر آبی آزمایش می کند؛ پس هر که [به هنگام تشنگی] از آن [سیر] بنوشد، از من نیست و هر که از آن نخورد، از من است، مگر کسی که با دستش کفی آب برگیرد [که او نه از من است و نه مردود از سپاه]. پس جز اندکی از آنان همگی از آن نوشیدند. و زمانی که او و کسانی که با او ایمان آورده بودند از نهر گذشتند، [گروهی از آنان] گفتند: ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست. ولی کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدایند، گفتند: چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند، و خدا با شکیبایان است.) 
این آیه شریفه، آب پاکی را روی دست تمام تحلیل‌گرانی می‌ریزد که مرعوب سایز ناوها و تعداد جنگنده‌های ائتلاف غربی شده‌اند. پیروزی در قاموس الهی و حتی در منطق استقامت ملی، برآیند صرف برابری عددی نیست، بلکه حاصل اراده، تاب‌آوری و ایمانی است که می‌تواند یک اقلیت را بر اکثریتی تا بن دندان مسلح چیره کند. 
افسانه هزینه‌ی صفر در سازش؛ چرا بهای تسلیم از مقاومت سنگین‌تر است؟ 
از منظر امنیت ملی، نگاهی به تاریخ معاصر نشان می‌دهد که تسلیم شدن نه تنها هزینه‌ها را صفر نمی‌کند، بلکه موجودیت یک ملت را بر باد می‌دهد. لیبی در دوران قذافی تجهیزات هسته‌ای و موشکی خود را تحویل غرب داد تا وارد چرخه عادی‌سازی شود؛ نتیجه آن بمباران زیرساخت‌ها توسط ناتو و تجزیه کشور بود. اوکراین نیز با اعتماد به تضمین‌های امنیتی غرب، زرادخانه عظیم اتمی خود را تحویل داد و امروز به زمین سوخته‌ای تبدیل شده است. در نظام بین‌الملل، ضعف و تسلیم، دعوتنامه‌ای رسمی برای تهاجم است. در کلام امیرالمومنین (ع) نیز به صراحت تاکید شده است که: هیچ قومی در درون خانه خود مورد هجوم واقع نشد، مگر آنکه ذلیل گردید. 
سراب ایدئولوژی‌زدایی از دیپلماسی؛ خلع سلاح در برابر دشمنی سراپا ایدئولوژیک
نقدی رایج از سوی برخی جریانات وجود دارد که دیپلماسی جای ایدئولوژی نیست و اگر ایران دست از ایدئولوژی بردارد، غربی‌ها نیز رفتاری عادی خواهند داشت. این ادعا ناشی از عدم شناخت ساختار به‌شدت ایدئولوژیک طرف مقابل است. هژمونی آمریکا بر پایه مفاهیمی چون استثناگرایی آمریکایی بنا شده و حمایت بی‌قیدوشرط واشنگتن از تل‌آویو، ریشه در صهیونیسم مسیحی و باورهای آخرالزمانی دارد. خلع سلاح ایدئولوژیک ایران در برابر دشمنی سراپا ایدئولوژیک، صرفا یک خلع سلاح شناختی و خودکشی سیاسی است.
تلاقی عمق استراتژیک و مفهوم امت اسلامی؛ چرا دفاع در فراسوی مرزها حیاتی است؟
حضور فرامرزی ایران هم‌زمان ضامن بقای ملی و یک فریضه دینی است. در ادبیات رئالیسم تهاجمی، دفاع پیش‌دستانه و عمق استراتژیک یک اصل پذیرفته‌شده است. اگر ماشین ترور غرب در مرزهای شامات و دریای سرخ مهار نشود، خاکریز بعدی مرزهای داخلی ایران خواهد بود. در کنار این جبر استراتژیک، منطق مذهبی نفی مرزهای استعماری و تاکید بر مفهوم امت اسلامی قرار دارد. حمایت از مظلومان غزه، نه یک تاکتیک مقطعی، که ترجمان عملی جهان‌بینی شیعه در نفی طغیان است.
جنگ روایت‌ها و جهاد آگاهی؛ تقابل با فرعونیسم رسانه‌ای
هژمونی جهانی پیش از آنکه با موشک حمله کند، با امپراتوری رسانه‌ای خود ادراک عمومی را تسخیر می‌کند تا جای ظالم و مظلوم را عوض کند. این نبرد شناختی، بازتولید داستان ساحران فرعون است که با ابزار سحر چشم مردم را بستند. عصای موسی (ع) چیزی جز ابطال این سحر نبود و امروز نیز، روزنامه‌نگاری داده‌محور، کشف گلوگاه‌های آماری و جهاد تبیین، همان رسالت موسوی در برابر فرعونیسم رسانه‌ای غرب است که می‌کوشد اراده ملی را از درون فلج کند.
پیوند ناگسستنی عدالت داخلی و اقتدار خارجی؛ اقتصاد کارآمد شرط بقای مقاومت است
با تمام این تفاسیر، تاب‌آوری در برابر فشارهای هژمونیک، بدون پشتوانه سرمایه اجتماعی غیرممکن است. سرریز شدن بار تورم و تحریم‌ها بر دوش طبقات ضعیف، در حالی که رانت و ویژه‌خواری برای اقلیتی خاص جولان می‌دهد، همانند موریانه‌ای پایه‌های مقاومت ملی را می‌جود. در عهدنامه مالک اشتر، امیرالمومنین (ع) هشدار می‌دهند که تکیه‌گاه دین و سپر در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، نه ویژه‌خواران. بنابراین، مبارزه بی‌امان با فساد، تامین رفاه عمومی و حفظ کرامت شهروندان، یک مستحب اداری نیست؛ بلکه شرط قطعی بقای نظام است. بازدارندگی موشکی در مرزها، تنها زمانی کارگر می‌افتد که با بازدارندگی اقتصادی و عدالت اجتماعی در داخل گره خورده باشد.
سخن پایانی 
ما در این نبرد تاریخ‌ساز، نه دچار توهمیم و نه رفتاری بیمارگونه داریم. ما هم به حکم عقلانیت استراتژیک می‌جنگیم و هم در حال تکرار همان اشتباه مقدس پیامبران برای پاسداشت حریم انسانیت هستیم. فرار از این میدان به بهانه بزرگی جثه دشمن یا با تجویزهای سخیفی چون کاهش تنش، توهمی است که هم در فقه، هم در آیات الهی و هم در تجربیات تاریخی ملت‌های ویران‌شده، باطل شمرده شده است. بهای این ایستادگی سنگین است، اما این تنها راهی است که از تباهی جلوگیری می‌کند. شرط پیروزی در این مسیر صعب‌العبور، این است که در داخل مرزها، با کارآمدی، شفافیت و توزیع عادلانه ثروت، تکیه‌گاهی استوار بسازیم تا شمشیر مقاومت، در دست مردمی امیدوار و سربلند، برنده‌تر از همیشه باقی بماند.

 چرا باید برای هرمز بجنگیم؟
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو