نسخه Pdf

سیاستمدارانی که عبرت جهانیان می شوند

اتانازی دولت لبنان

حنیف غفاری
 طبق آنچه رسانه های آمریکایی و صهیونیستی ادعا کرده اند، ارتش لبنان مسؤولیت مناطق آزمایشی و تخلیه آن‌ها از سلاح‌های حزب‌الله را بر عهده گرفته است! یک مقام کاخ سفید در گفت و گو با آکسیوس در این خصوص اظهار کرده است :
"ما هنوز در حال مذاکره با اسرائیل و لبنان هستیم تا مشخص شود کدام طرف مسؤول راستی‌آزمایی خالی بودن این مناطق از سلاح‌های حزب‌الله خواهد بود. پس از تأیید خالی بودن مناطق از سلاح‌های حزب‌الله، مرحله دوم آغاز خواهد شد."
همان گونه که مشخص است، دولت لبنان در اقدامی که کمترین سنخیتی با عقلانیت راهبردی و محاسباتی ندارد، به جای حمایت از بند اول تفاهم اسلام آباد و اصرار بر خروج بی قید و شرط رژیم اشغالگر صهیونیستی از جنوب کشورشان، تن به تفاهمی یکطرفه داده اند که تحقق آن در بهترین حالت، منوط به تامین همه منافع و خواسته های واشنگتن و تل آویو خواهد بود! 
 اتانازی دولت لبنان 
 در ادبیات پزشکی، «اتانازی» به پایان دادن ارادی به زندگی یک بیمار صعب‌العلاج به دست خود یا با کمک پزشک اطلاق می‌شود؛ فرآیندی که در آن فرد از سر درد، ناامیدی یا ناتوانی مطلق، مرگ را بر ادامه بقا ترجیح می‌دهد. در دنیای سیاست و روابط بین‌الملل نیز پدیده‌ای مشابه اما بسیار هولناک‌تر وجود دارد که می‌توان آن را "اتانازی دولت" (State Euthanasia) نامید. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که یک دولت به دست خود و از طریق زنجیره‌ای از خطاهای محاسباتی فاحش، تصمیمات ضد استقلال، رفتارهای ضد منافع ملی و اقدامات ناسازگار با ثبات منطقه‌ای، مسیر فروپاشی و انهدام تدریجی خود را هموار می‌کند. اتانازی دولت، خودکشی سیستماتیک ساختار حکمرانی است که در آن، نخبگان تصمیم‌گیر با دست خود شاهرگ‌های حیاتی کشورشان را قطع می کنند. آنچه امروز در دولت لبنان رخ می دهد، دقیقا مصداق همین موضوع است. 
خطای توامان محاسباتی راهبردی
نخستین گام در فرآیند اتانازی یا خودویرانگری  یک دولت، ابتلا به «نابینایی راهبردی» و اشتباه در محاسبه مقدورات و محذورات ملی است. دولتی که دچار این نقیصه می‌شود، فهم درستی از موازنه قوا در محیط بین‌المللی ندارد. این دولت‌ها معمولاً یا قدرت خود را بیش از حد واقعی برآورد می‌کنند و دست به ماجراجویی‌های فراتر از توان ملی می‌زنند، یا به شکلی افراطی دچار ضعف نفس شده و توان داخلی خود را ناچیز می‌شمارند.به نظر می رسد در قبال دولت نواف سلام در بیروت، گزینه دوم صدق کند.در این وضعیت، دولت لبنان  با این فرض غلط که بقای آن  تنها در گرو ادغام کامل و بی‌چون‌وچرا در هژمونی ادعایی آمریکا و رژیم صهیونیستی می باشد، گام در مسیر واگذاری حاکمیت ملی خود گذاشته است. اصل بحران  زمانی آغاز می‌شود که تصمیم‌گیران تصور می‌کنند امتیاز دادن‌های یک‌طرفه و پی‌درپی، برای آن‌ها امنیت و مشروعیت به ارمغان می‌آورد؛ غافل از اینکه در منطق بی‌رحم روابط بین‌الملل، عقب‌نشینی بدون موازنه متقابل، صرفاً اشتها و فشار طرف مقابل را برای امتیازگیری‌های بعدی بیشتر می‌کند تا جایی که دیگر چیزی از حاکمیت ملی باقی نماند.
تصمیمات ضد استقلال: مسخ
 حاکمیت ملی
استقلال سیاسی، ناموسِ حقوقی و حیاتی یک دولت-ملت است. دولتی که به سمت خودویرانگری  حرکت می‌کند، استقلال خود را قربانی توهماتی چون «حمایت بین‌المللی» یا «امنیت اجاره‌ای» می‌سازد. واگذاری حق تصمیم‌گیری به کانون‌های قدرت خارجی، پذیرش معاهدات تحمیلی که ظرفیت‌های درونی کشور را قفل می‌کنند، و تعلیق داوطلبانه ابزارهای قدرت‌ساز ملی (نظیر توانمندی‌های نظامی) نمونه‌های بارز تصمیمات ضد استقلال هستند.بهتر است ژوزف عون و نواف سلام در این خصوص به یک سوال ساده پاسخ دهند:چرا با وجود حداقل 10 هزار مرتبه نقض آتش بس در لبنان از سوی رژیم صهیونیستی طی یکسال اخیر، نهادهای بین المللی و کشورهای دخیل در انعقاد پیمان آتش بس( و در راس آنها آمریکا) کمترین اقدامی در مهار و حتی محکومیت تل آویو صورت نداده اند؟!وقتی ساختار تصمیم‌گیری یک کشور، منافع ملی خود را از عینک منافع بیگانگان تعریف کند، فرآیند خودویرانگری کلید خورده است. در این حالت، دولت به تدریج پایگاه اجتماعی و مشروعیت داخلی خود را از دست می‌دهد؛ زیرا شهروندان در می‌یابند که حاکمانشان به جای نمایندگی اراده ملی، به کارگزاران اراده و منافع قدرت‌های خارجی تبدیل شده‌اند. این گسست عمیق میان دولت و ملت، نخستین گام عملی در فروپاشی درونی سازمان دولت است.نارضایتی و خشم شدیدی که امروز لبنانی ها نسبت به دولت نواف سلام دارند، منبعث از همین حقیقت است. 
حراج سرمایه های راهبردی دولت لبنان 
دولت مرعوب کنونی لبنان  در مسیر خطرناک خودویرانگری، تصمیماتی اتخاذ کرده است  که مستقیماً ارکان پایداری ملی، یعنی اقتصاد و سرمایه اجتماعی این کشور را نابود می‌سازد. محاسبات کلان امنیتی  یک کشور، پیوندی ناگسستنی با جغرافیای پیرامونی آن دارد.چنین قاعده ای در خصوص دولت کنونی لبنان و معادلات منطقه ای و پیرامونی آن نیز صادق است. در همسایگی لبنان، بازیگری متوحش، اشغالگر و غیرقابل مذاکره وجود دارد که ماهیت آن حول نسل کشی و باج خواهی شکل گرفته است. در چنین شرایطی نواف سلام و ژوزف عون تصور کرده اند که اگر امنیت خیالی  خود را به آمریکا ، به عنوان اصلی ترین شریک رژیم صهیونیستی پیوند بزنند، شاهد پایان بحران در کشورشان خواهند بود! . ورود به اتحادهای نظامی با قدرت‌های مداخله‌گر غربی که با هدف مهار یا تقابل با همسایگان طراحی شده‌اند، نمونه‌ای از خطاهای راهبردی ضد منطقه‌ای است.اکنون دولت و ارتش لبنان به واشنگتن و تل آویو تعهد داده اند که در ازای خلع سلاح حزب الله ( که مترادف با همان خلع سلاح کل لبنان محسوب می شود) ،عقب نشینی موقتی، تضمین نشده و آزمایشی رژیم صهیونیستی ، آن هم از بخشی از جنوب لبنان! را شاهد باشند! چنین رفتاری، لبنان  را به انبار باروت و میدان بازی آمریکا و رژیم صهیونیستی  تبدیل می‌کند. وقتی یک دولت، قلمرو خود را به پایگاهی برای پیاده سازی اهداف بیگانگان و اشغالگران مبدل  می‌سازد، نه‌تنها امنیت پایدار به دست نمی‌آورد، بلکه خود را در خط مقدم هرگونه درگیری نظامی قرار می‌دهد. انزوای منطقه‌ای و تکیه بر تضمین‌های امنیتی توخالی بازیگران فرامنطقه‌ای (که تجربه تاریخی نشان داده در بزنگاه‌ها هرگز به تعهدات خود پایبند نیستند)، این دولت‌ها را در برابر تهدیدات به شدت آسیب‌پذیر و بی‌پناه رها می‌کند.
خودویرانگری  دولت لبنان  ، هشداری بزرگ برای همه نخبگان و درسی تلخ برای همه مخاطبان حوزه روابط بین الملل محسوب می شود. اگرچه در نهایت رژیم صهیونیستی و آمریکا به خواسته های شوم خود در لبنان نخواهند رسید ، اما قطعا نام نواف سلام و ژوزف عون به عنوان دو سیاستمدار مرعوب، بی درایت و فاقد حس وطن دوستی و استقلال در تاریخ جهان باقی خواهد ماند. تاریخ روابط بین‌الملل سرشار از نام دولتمردانی است که با ژست‌های مدرن، دیپلماسی‌های نسنجیده و اعتماد ساده‌لوحانه به وعده‌های خارجی، تیشه به ریشه استقلال و امنیت ملی خود زدند. بقا در جهان آشوب‌زده و در حال گذار کنونی، نیازمند هوشیاری مستمر، اتکا به ظرفیت‌های درونی، صیانت از استقلال  سرزمینی و سیاسی و فهم واقع‌بینانه از معادلات ژئوپلیتیک است. دولتی که این اصول اولیه بقا را فراموش کند، دانسته یا ندانسته سند مرگ خودخواسته یا همان «اتانازی» خود را امضا کرده است.

 اتانازی دولت لبنان