نسخه Pdf

افشای آمار تکان‌دهنده نظرسنجی شیکاگو؛ از مخالفت ۶۸ درصدی جامعه آمریکا با جنگ بی‌حاصل تا رضایت ۷۰ درصدی برای بازگشت نفت ایران به بازارهای جهانی

بحران مشروعیت جنگ‌افروزان در کاخ سفید

گروه سیاسی
گزارش تحلیلی اخیر و نظرسنجی جامع «شورای امور جهانی شیکاگو» که در ژوئیه سال ۲۰۲۶ میلادی منتشر شده است، سندی غیرقابل انکار و روشن بر شکست مفتضحانه و بن‌بست راهبردی ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی در ماجراجویی‌های نظامی اخیرشان علیه جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. داده‌های منتشر شده در این نهاد پژوهشی آمریکایی به وضوح نشان می‌دهد که افکار عمومی در ایالات متحده، پس از ماه‌ها درگیری و تنش‌آفرینی، به شدت از این جنگ سرخورده شده و به بی‌حاصل بودن و ویرانگر بودن آن برای منافع ملی کشورشان اذعان دارند. این گزارش که نظرات جامعه آمریکا را پس از پنج ماه جنگ مستقیم بازتاب می‌دهد، تصویری تمام‌عیار از فروپاشی هیمنه پوشالی استکبار جهانی و انزوای جریان جنگ‌طلب در واشنگتن ارائه می‌کند. 
بر اساس یافته‌های این گزارش، اکثریت قاطع و معنادار جامعه آمریکا، یعنی ۶۸ درصد از مردم این کشور، به صراحت معتقدند که جنگ با ایران به هیچ وجه ارزش هزینه‌های پرداخت‌شده و خسارات وارد آمده بر پیکره ایالات متحده را نداشته است. در مقابل این اکثریت بیدار شده، تنها ۳۱ درصد از جامعه آمریکا همچنان در توهم پیروزی به سر می‌برند و از این نبرد بی‌حاصل دفاع می‌کنند. این آمار به تنهایی نشان‌دهنده یک شکاف عمیق، بی‌اعتمادی گسترده و گسست اجتماعی در ایالات متحده است؛ به طوری که تنها جمهوری‌خواهان با ۶۳ درصد و به طور خاص، طرفداران افراطی جریان «ماگا» (عناصری که با شعار عظمت دوباره آمریکا گرد هم آمده‌اند) با ۷۷ درصد همچنان بر طبل این نبرد ویرانگر می‌کوبند. در نقطه مقابل، اکثریت قاطعِ ۹۱ درصد از دموکرات‌ها و ۷۶ درصد از رای‌دهندگان مستقل، این جنگ را به ضرر منافع آمریکا ارزیابی کرده و خواستار پایان دادن به آن هستند. 
تحمیل هزینه‌های نجومی و سرسام‌آور مادی و انسانی، کام جامعه آمریکا را به شدت تلخ کرده و آن‌ها را به این نتیجه قطعی رسانده است که تقابل با ایران، حاصلی جز تباهی برای واشنگتن در پی ندارد. برآوردهای مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی که در این گزارش به آن استناد شده، نشان می‌دهد که تنها تا ماه ژوئن، هزینه‌های این جنگ برای مالیات‌دهندگان آمریکایی بین ۳۴ تا ۴۲ میلیارد دلار بوده است؛ هزینه‌ای که صرف استقرار نیروها، از دست رفتن تجهیزات، مهمات و تامین امنیت شده است. علاوه بر این خسارات هنگفت مالی، کشته شدن ۱۸ نظامی آمریکایی و مجروحیت ۶۲۴ نفر دیگر از اواخر فوریه تاکنون، واقعیت تلخ میدان نبرد را به افکار عمومی آمریکا دیکته کرده است. این خسارات به قدری ملموس بوده است که در نظرسنجی‌های قبلی همین شورا در ماه می ۲۰۲۶، اکثریت مردم آمریکا تایید کرده بودند که جنگ با ایران تاثیرات به شدت مخربی بر هزینه‌های زندگی آن‌ها (۸۶ درصد)، روابط بین‌المللی واشنگتن (۷۲ درصد)، اعتبار آمریکا در خارج از مرزها (۷۲ درصد) و حتی امنیت ملی این کشور (۶۵ درصد) گذاشته است. 
این نظرسنجی همچنین پرده از ناکامی راهبردی، نظامی و اطلاعاتی واشنگتن در رسیدن به اهداف اعلامی‌اش برمی‌دارد. در آغاز این جنگ در ماه فوریه، مقامات کاخ سفید با لفاظی‌های فراوان مدعی شدند که هدف اصلی از این تهاجم، مقابله با برنامه هسته‌ای ایران است. اما با وجود اجرای کمپین هوایی موسوم به «چکش نیمه‌شب» در ژوئن ۲۰۲۵ برای هدف قرار دادن تاسیسات هسته‌ای ایران و گذشت پنج ماه از جنگی که آن را «خشم حماسی» نامیدند، سطح احساس خطر جامعه آمریکا از برنامه هسته‌ای ایران هیچ تغییری نکرده و روی همان رقم ۴۹ درصدِ سال ۲۰۲۳ کاملاً ثابت مانده است. فراتر از آن، نظرسنجی مشترک واشنگتن‌پست و ایپسوس نشان می‌دهد که ۶۶ درصد از آمریکایی‌ها اساساً هیچ امیدی ندارند که این جنگ بتواند مانع از توسعه برنامه هسته‌ای ایران شود و تنها ۳۱ درصد به تحقق این هدف موهوم دل خوش کرده‌اند. این ثبات در آمار و بی‌اعتمادی به نتیجه جنگ، گواه روشنی بر شکست مطلق ماشین نظامی آمریکا در متوقف کردن پیشرفت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی و اثبات ناکارآمدی گزینه نظامی است. البته در این میان، شکاف حزبی بار دیگر خودنمایی می‌کند؛ جایی که ۶۸ درصد از جمهوری‌خواهان (و ۷۴ درصد از حامیان ماگا) همچنان برنامه هسته‌ای ایران را یک تهدید حیاتی می‌دانند، در حالی که این رقم در میان دموکرات‌ها به پایین‌ترین حد تاریخی خود یعنی ۳۵ درصد و در میان مستقل‌ها به ۴۲ درصد سقوط کرده است. 
این بن‌بست نظامی و مشاهده اقتدار جمهوری اسلامی در میدان عمل، باعث شده تا وحشت از رویارویی مستقیم با نیروهای مسلح ایران در میان افکار عمومی آمریکا موج بزند. جامعه آمریکا که هنوز کابوس‌های عراق و افغانستان را فراموش نکرده (جنگ‌هایی که بیش از ۶۵ درصد آمریکایی‌ها آن‌ها را بی‌ارزش توصیف کرده بودند)، اکنون به شدت از ورود به یک جنگ تمام‌عیار دیگر هراس دارد. آمارها به روشنی نشان می‌دهد که ۶۵ درصد از مردم این کشور با اعزام نیروی زمینی برای تغییر نظام در تهران به شدت مخالفت کرده‌اند. این مخالفت در میان دموکرات‌ها به ۸۴ درصد و در میان مستقل‌ها به ۷۱ درصد می‌رسد. تنها یک اقلیت متوهم جمهوری‌خواه (۵۶ درصد) همچنان رویای استفاده از نیروی زمینی را در سر می‌پرورانند، آن هم در شرایطی که حتی شخص دونالد ترامپ نیز صراحتاً اعلام کرده است که نیروی زمینی به ایران اعزام نخواهد کرد. این آمار، نشان‌دهنده هراس عمیق آن‌ها از ورود به یک نبرد زمینی و اذعان به قدرت بازدارندگی بی‌نظیر جمهوری اسلامی است. 
در عرصه دیپلماسی و مذاکرات نیز، استیصال و درماندگی آمریکایی‌ها برای یافتن راه خروجی آبرومندانه از این باتلاق کاملاً مشهود است. امضای تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای در ۱۷ ژوئن به عنوان یک توافق موقت برای توقف درگیری‌ها، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات، نشان‌دهنده نیاز مبرم واشنگتن به تنفس مصنوعی در این بحران است. قدرت بی‌بدیل مقاومت باعث شده تا اکثریت قاطع جامعه آمریکا به دادن امتیازات راهبردی کلیدی به ایران رضایت دهند. چنانکه ۷۰ درصد از آن‌ها پذیرفته‌اند که اجازه صادرات آزادانه نفت و محصولات نفتی ایران به بازارهای جهانی به عنوان یک راهکار مصالحه در مذاکرات، کاملاً قابل قبول است. افزون بر این، ۵۸ درصد از آمریکایی‌ها (شامل ۷۲ درصد دموکرات‌ها و ۵۸ درصد مستقل‌ها) موافق هستند که واشنگتن متعهد شود رژیم صهیونیستی را از هرگونه اقدام نظامی بیشتر در لبنان بازدارد. این آمار به معنای خستگی مفرط افکار عمومی آمریکا از هزینه‌دادن برای امنیت پوشالی تل‌آویو و پایان چک سفید امضای واشنگتن برای جنایات رژیم صهیونیستی در منطقه است. در خصوص رفع تحریم‌های اقتصادی و دیپلماتیک نیز، جامعه آمریکا به دو نیمه تقسیم شده است و ۴۸ درصد آن را قابل قبول و ۴۷ درصد آن را غیرقابل قبول می‌دانند، که البته پذیرش این موضوع در میان دموکرات‌ها به ۵۹ درصد می‌رسد. 
با این وجود، خوی استکباری و زیاده‌خواهانه آمریکایی‌ها همچنان در برخی از جنبه‌های این گزارش خودنمایی می‌کند که نشان‌دهنده عدم درک کامل آن‌ها از واقعیت‌های میدانی و قدرت جمهوری اسلامی است. به عنوان مثال، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اکثریت آمریکایی‌ها تداوم توسعه برنامه موشک‌های بالستیک ایران (۸۰ درصد مخالفت)، حفظ ذخایر اورانیوم غنی‌شده (۷۴ درصد مخالفت) و تداوم تسلط مقتدرانه ایران بر شاهراه استراتژیک تنگه هرمز (۶۸ درصد مخالفت) را غیرقابل قبول می‌دانند. همچنین ۶۰ درصد از آن‌ها با پرداخت غرامت از سوی آمریکا برای جبران خسارات وارده به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران مخالفت کرده‌اند. این لجاجت استکباری و پافشاری بر خطوط قرمزی که برای جمهوری اسلامی ماهیت حیاتی و دفاعی دارد، دقیقاً همان عاملی است که باعث شده افکار عمومی آمریکا هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان این بحران متصور نباشند. 
در واقع، مردم آمریکا به خوبی دریافته‌اند که در یک نبرد فرسایشی بی‌سرانجام گرفتار شده‌اند. بر اساس داده‌های رویترز-ایپسوس که در این گزارش بازتاب یافته است، ۸۰ درصد از مردم آمریکا پیش‌بینی می‌کنند که این جنگ برای یک دوره طولانی‌مدت ادامه خواهد یافت و تنها ۱۶ درصد امیدوارند که این درگیری به سرعت و در عرض چند هفته پایان یابد. علاوه بر این، تنها ۴۸ درصد از آمریکایی‌ها به دولت خود اعتماد دارند که به تعهداتش در لغو تحریم‌ها پایبند بماند، که این خود نشان از بی‌اعتباری سیستم حاکمه در داخل آمریکا دارد. هرچند در این گزارش تلاش شده تا با طرح ادعاهایی مبنی بر اینکه ۵۷ درصد از آمریکایی‌ها معتقدند احترام بین‌المللی ایران نسبت به ده سال گذشته کاهش یافته، بر ناکامی‌های واشنگتن سرپوش گذاشته شود، اما واقعیت‌های آماری همین گزارش خلاف این ادعا را ثابت می‌کند. 
در نهایت، بازخوانی دقیق این سند تحلیلی نشان می‌دهد که دوران ماجراجویی‌های بی‌هزینه، قلدری‌های یک‌جانبه و جنگ‌افروزی‌های امپریالیسم آمریکا به رهبری لابی‌های صهیونیستی به پایان قطعی خود رسیده است. ماشین جنگی پر زرق و برق ایالات متحده، امروز در برابر سد استوار مقاومت ملت ایران زمین‌گیر شده و افکار عمومی این کشور با درک واقعیت‌های میدان، خواستار عقب‌نشینی دولت‌مردان خود از این باتلاق هستند. این اعتراف صریح به شکست، نویدبخش افول قطعی هژمونی آمریکا و تثبیت قدرت بلامنازع جمهوری اسلامی ایران در نظم نوین منطقه‌ای و جهانی است. 
بحران مشروعیت جنگ‌افروزان در کاخ سفید