روایت نیویورک تایمز و واشنگتن پست از بنبست آمریکا در نبرد با ایران
ایران در آستانه فصل برداشت میوه مقاومت
با انقضای بینتیجه ضربالاجل ۶۰ روزه توافق آتشبس ماه ژوئن و فروپاشی عملی راهبرد واشنگتن، درگیری میان ایالات متحده و ایران وارد مرحلهای تازه و فرسایشی از جنگ اقتصادی و تقابل ارادهها شده است؛ نزاعی نامحدود که نه تنها هیچ افق روشنی برای صلح یا دستیابی به یک توافق جدید در آن به چشم نمیخورد، بلکه تبعات سنگین آن از اتاقهای تصمیمگیری کاخ سفید تا عرشه ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس امتداد یافته است. بررسی همزمان روایتهای دو روزنامه نیویورک تایمز و واشنگتن پست آشکار میسازد که چگونه تصمیمات دونالد ترامپ و ناتوانی در حل گره کور انسداد تنگه هرمز، کاخ سفید را در یک بازی استقامت پیچیده با تهران گرفتار کرده و همزمان ارتش ایالات متحده را با یکی از عمیقترین بحرانهای انسانی و عملیاتی در تاریخ معاصر خود مواجه ساخته است.
در حالی که تقاضای ایران برای آزادسازی داراییهای مسدود شده و اصرار آمریکا بر پایان محاصره دریایی، مذاکرات سیاسی را به بنبست کشانده و رهبران دو کشور را به مبادله تهدیدهای لفظی سوق داده است، گزارشهای تکاندهنده از وضعیت ناو هواپیمابر «یو.اس.اس آبراهام لینکلن» با بیش از ۲۶۰ روز حضور متوالی در دریا، پرده از فرسایش شدید جسمی و روانی ملوانان آمریکایی، کمبود شدید امکانات اولیه و افت چشمگیر روحیه رزمی نیروها برمیدارد. پیوند این دو روایت رسانهای نشان میدهد که جنگ فرسایشی واشنگتن با ایران، نه تنها در تحقق اهداف راهبردی خود از جمله بازگشایی آبراههای بینالمللی و مهار هستهای ناکام مانده، بلکه هزینههای انسانی، روانی و نظامی سنگینی را بر ساختار نیروهای مسلح آمریکا تحمیل کرده است.
نیویورک تایمز: توافق آتشبس ترامپ با ایران در ماه ژوئن، نویدبخش توافقی گستردهتر برای پایان دادن به جنگ و مهار برنامه هستهای این کشور بود؛ توافقی که قرار بود تمام ابعاد آن ظرف ۶۰ روز مورد مذاکره قرار گیرد. اما این ضربالاجل که روز دوشنبه به پایان میرسد، اساساً کنار گذاشته شده و جنگ به کارزاری از اراده و استقامت اقتصادی تبدیل شده است که هیچ پایانی برای آن متصور نیست. از اواخر ماه ژوئیه، هیچگونه گزارش علنی مبنی بر حمله ایالات متحده به اهداف ایرانی منتشر نشده است. با این وجود، فروپاشی عملیِ این توافق، نشان میدهد که ترامپ تا چه حد برای پایان دادن به جنگی که در ماه فوریه و در کنار اسرائیل آغاز کرد، با چالش روبهرو بوده است. همچنین مشخص میکند که او چقدر از اهداف بلندپروازانه توافق ژوئن فاصله دارد؛ از جمله بازگشایی کامل تنگه هرمز، آبراهی حیاتی که ایران از زمان آغاز درگیریها، مسیر کشتیرانی نفت و گاز را در آن مسدود کرده است.
به گفته دو مقام آمریکاییِ آگاه از روند مذاکرات، افراد داخل کاخ سفید به خوبی واقفاند که ضربالاجل روز دوشنبه بدون نتیجه سپری خواهد شد و این درگیری اکنون تا حد زیادی به یک جنگ اقتصادی تغییر شکل داده است.
راهبرد کنونی شباهت چشمگیری به تلاشهای چندساله و پیشینِ ایالات متحده برای انزوای ایران دارد؛ تلاشهایی که با امیدِ وادار کردن این کشور به دست کشیدن از جاهطلبیهای هستهایاش صورت میگرفت. این سیاست نتایج ضدونقیضی به همراه داشت و برخی تحلیلگران تردید دارند که حتی فشارهای شدید اقتصادی نیز بتواند بهتنهایی ایران را وادار به تغییر رویه کند. هرچه باشد، این همان رویکردی است که ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود آن را آزمود؛ هرچند که «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری او، هفته گذشته اعلام کرد که قصد دارد مجازاتهای مالی بیسابقهای را اعمال کند.
یادداشت تفاهم ماه ژوئن بهطور گسترده بهعنوان یک امتیاز ویژه برای ایران تلقی میشد، زیرا در حالی که مذاکرات بر سر امتیازدهیهای دشوار مانند غنیسازی هستهای به آینده موکول شده بود، کاهشِ بسیار ضروریِ تحریمها را برای حکومت این کشور به ارمغان آورد. اما به گفته «نِیت سوانسون» (Nate Swanson)، کارشناس مسائل ایران در «شورای آتلانتیک» (یک اندیشکده مستقر در واشنگتن)، رهبران ایران به جای تثبیت دستاوردهایشان از این توافق، بار دیگر گزینه تشدید تنشها را انتخاب کردند.
پیش از جنگ، کشتیها میتوانستند آزادانه از تنگه هرمز عبور کنند. اصرار ایران مبنی بر اینکه ادبیات مبهمِ این توافقنامه، کنترل این آبراه را به آنها واگذار کرده است، در نهایت منجر به فروپاشی توافق شد. ایران به کشتیهایی که در آبراههای خارج از آبهای سرزمینیاش در حال تردد بودند تیراندازی کرد و نیروهای آمریکایی نیز در اقدامی تلافیجویانه جنوب ایران را بمباران کردند؛ اتفاقی که به آغاز چرخهای از حملات و ضدحملات در سراسر خاورمیانه دامن زد.
اکنون، ایران از بازگشایی این تنگه خودداری میکند تا زمانی که ایالات متحده به تعهدات خود در چارچوب آتشبس، نظیر آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران در خارج از کشور، عمل کند. علی واعظ، کارشناس مسائل ایران در «گروه بینالمللی بحران» (یک مؤسسه پژوهشی)، در این باره گفت که دولت ترامپ خواهان آن است که ایران ابتدا به این محاصره پایان دهد.
واعظ افزود: «هیچیک از طرفین واقعاً برای نهایی کردن یک توافق آماده نیستند. هر دو طرف تصور میکنند که در ظرف چند روز یا چند هفته آینده، طرف مقابل برای رسیدن به توافق درماندهتر خواهد شد و در نتیجه میتوانند امتیازات بیشتری کسب کنند. به همین دلیل است که ما دوباره در این بازیِ استقامت گرفتار شدهایم.»
روز شنبه، شرکت ملی نفت امارات متحده عربی اعلام کرد که یکی دیگر از کشتیهایش در این آبراه مورد حمله قرار گرفته است. این شرکت به عامل این حمله اشارهای نکرد، اما پیشتر ایران را مقصر حملات به کشتیهای خود دانسته بود.
بازگشایی تنگه هرمز بهطور فزایندهای به تمرکز اصلی ترامپ در این درگیری تبدیل شده است؛ با وجود اینکه او در ابتدا گفته بود هدف از این جنگ، توانمندسازی مردم ایران برای سرنگونی رژیم حاکم، تضعیف شدید توانمندیهای موشکی آن و جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای است.
نشانههای بسیار اندکی وجود دارد که ایران و ایالات متحده از زمان آتشبس ماه ژوئن تاکنون، درباره برنامه هستهای ایران بحث و گفتگوی گستردهای داشته باشند؛ چه رسد به اینکه توافقی را تنظیم کرده باشند که بتواند رضایت هر دو طرف را جلب کند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در اواخر هفته گذشته گفت که ایران هنوز تصمیمی برای از سرگیری مذاکرات با ایالات متحده نگرفته است. وی افزود، با توجه به اینکه توافق ماه ژوئن اساساً بیاعتبار شده است، جدول زمانی ۶۰ روزه دیگر موضوعیتی ندارد.
عراقچی گفت: «ما آتشبسی نداشتیم که حالا نیاز به تمدید داشته باشد. ما پایانی بر جنگ داشتیم که اکنون وضعیت جدیدی به خود گرفته است.»
مقامات پیشین آمریکایی که در حوزه ایران فعالیت داشتهاند، میگویند چشمانداز دستیابی به یک توافق هستهای جدید میان ایالات متحده و ایران در ظرف ۶۰ روز از همان ابتدا دور از ذهن بود؛ هرچند که در آن توافق، امکان تمدید مهلت پیشبینی شده بود. مذاکره بر سر توافق پیشین در دوران اوباما، نیازمند حدود دو سال گفتگوهای ظریف و حساس بود. ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن توافق که «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) نام داشت، خارج شد.
دولت ترامپ امیدوار بود که توافق ژوئن حداقل به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود. اما به گفته تحلیلگران، آنها برای به ثمر رساندن این توافق، به ادبیاتی مبهم متوسل شدند که به ادعای ایران مبنی بر تسلط بر آینده کشتیرانی در این آبراه، اعتبار بخشید.
سوانسون، کارشناس مسائل ایران، در این باره گفت: «این یک سندِ دارای نقص بود؛ سندی که با عجله و پیش از آنکه کاملاً آماده شود، بیرون داده شد. و آنها مهمترین مسئله کوتاهمدت، یعنی تنگه هرمز را حلوفصل نکردند.»
در عوض، اکنون به نظر میرسد ایالات متحده و ایران در حال آماده شدن برای یک کشمکش نامحدود هستند؛ وضعیتی که نه یک جنگ تمامعیار است و نه یک صلح مشخص. دولت ترامپ در تلاش برای وادار کردن ایران به پذیرش شروط آمریکا، تحریمهای نفتی ایران را بازگردانده و محاصره دریایی را مجدداً برقرار کرده است؛ دو اقدامی که به موجب آن توافق، موقتاً لغو شده بودند.
اقتصادِ تحتفشار ایران که در اوایل سال جاری منجر به اعتراضات گستردهای شد و با خشونت سرکوب گردید، یکی از دغدغههای اصلی تصمیمگیرندگان ایرانی است. اما سوانسون استدلال کرد که بنبست کنونی به احتمال زیاد ایران را به جای مصالحه، به سوی تشدید تنشها سوق خواهد داد.
در حالی که پیشرفت ناچیزی در قبال تعهداتِ مشخصشده در این توافق حاصل شده است، ترامپ و همتایان ایرانیاش به جنگ لفظی با یکدیگر ادامه دادهاند.
در طول یک رویداد در «گاردن سیتی» نیویورک در روز جمعه، به نظر میرسید ترامپ بار دیگر قصد دارد روایت ماجرا را تغییر دهد؛ او گفت که به زودی «تنگه هرمز را بهعنوان قلمرو ایالات متحده اعلام خواهد کرد.»
مشخص نیست که پیشنهاد ترامپ تا چه حد جدی بوده است. اما انجام چنین کاری میتواند نیازمند استقرار نیروی زمینی باشد و تقریباً بهطور قطع به حضور طولانیمدت نیروی دریایی نیاز خواهد داشت؛ اقداماتی که کاملاً با ارزشهای «اول آمریکا» در میان حامیان ترامپ که خواهان پایان دادن به درگیریهای نظامیِ طولانیمدت در خارج از کشور هستند، در تضاد است.
ترامپ همچنین به مطرح کردن ایدههای ناپخته در سیاست خارجی برای منحرف کردن توجهات و بررسیها معروف است؛ مانند زمانی که سال گذشته با پیشنهاد تسلط ایالات متحده بر نوار غزه - ایدهای که هرگز عملی نشد - جهان را در شوک فرو برد.
روز شنبه، کاخ سفید به پرسشهایی مبنی بر اینکه آیا دولت برنامههای عملی برای در دست گرفتن کنترل تنگه هرمز تدوین کرده است یا خیر، پاسخی نداد. دستیاران ترامپ نیز به سؤالات در مورد نزدیک شدن به ضربالاجل روز دوشنبه پاسخ ندادند.
در مقابل، مقامات ایرانی در حالی که خواستههای خود را – از جمله خواستهای که پیش از جنگ مطرح نکرده بودند – پیش میبرند، ترامپ را به چالش کشیدهاند.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، در شبکههای اجتماعی نوشت: «یک بار برای همیشه واقعیت را بپذیرید. شما تاکنون متحمل شکستهای راهبردی بزرگی شدهاید. تنگه هرمز ایرانی بوده، ایرانی است و ایرانی خواهد ماند.»
واشنگتن پست: کمبود خواب، دوشهای کپکزده و هزینههای جنگ بیپایان
در دریا، ملوانان خیلی زود درمییابند که گره زدنِ مأموریت اعزامیشان به تاریخ پایان آن، یک استراتژی شکستخورده است. رفتن به خانه همیشه بسیار دور به نظر میرسد. راه بهتر برای سپری کردن زمان، استفاده از نقاط عطف کوتاهمدت است؛ مثل زمان توزیع نامهها یا توقف بعدی در یک بندر. با این حال، روزهای روی آب طولانیاند؛ و معمولاً پشت سر گذاشتن هر یک از آنها مبارزه سختتری است. در طول دو دهه خدمت در نیروی دریایی و سالها مأموریت روی دریا، من ساعت روزانهام را با غذا و خواب تنظیم میکردم: غذا-غذا-غذا-تختخواب. هر وعده غذایی و هر بار بیدار شدن، تیکتاکِ این زمانسنج بود. روتینهای کوچک به عنوان تضمینی عمل میکردند که نشان میداد همهچیز طبق برنامه پیش میرود.
اما زمانی که مأموریتها طولانی میشوند، در حالی که غذا، حمام و خواب کاهش مییابد - و وقتی که توزیع نامهها و توقف در بنادر لغو میشود و تاریخ بازگشت به خانه بارها به تعویق میافتد - به نظر میرسد زمان از حرکت میایستد و زندگی در وسط اقیانوس را از حالتی سخت به وضعیتی غیرقابلتحمل تبدیل میکند.
این وضعیت بغرنج، با گزارشهای اخیر از شرایط ناو هواپیمابر «یو.اس.اس آبراهام لینکلن» که در یک مأموریت تاریخی با بیش از ۲۶۰ روز حضور متوالی در دریا به سر میبرد، همخوانی دارد. خدمه حدوداً ۵۰۰۰ نفریِ آن قرار بود چند هفته پیش در خانه باشند، اما جنگ طولانیمدت با ایران، عملیات این ناو را تمدید کرده است. ماههاست که اعضای نگران خانوادهها، دغدغههای خود را در مورد سلامت ملوانانشان و وضعیت کشتی مطرح کردهاند و روایتهایی از خرابی سیستمها، کمبود تجهیزات و خستگی مفرط به اشتراک گذاشتهاند.
مایک لوین (نماینده دموکرات کالیفرنیا) که نمایندگی حوزه انتخابیه همجوار با بندر خانگی ناو لینکلن در سن دیگو را بر عهده دارد، این مشکلات را در شبکههای اجتماعی اینگونه شرح داده است: «حمامهای کپکزده، توالتهای خراب، رختشویخانههایی که هفتههاست از کار افتادهاند، دورههای طولانی بدون آب گرم، و وعده غذاییای که به نصف فنجان برنج و دو تکه نان تورتیا تقلیل یافته است. نه صابونی، نه دئودورانتی و نه خمیردندانی در کار است.» پیت هگست، وزیر دفاع، گزارشهای اولیه را به عنوان «اخبار جعلی» رد کرد و پرزیدنت دونالد ترامپ اظهار داشت که این مأموریت هنوز آنقدرها هم طولانی نبوده است. هفته گذشته، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه دستکم دو ملوان تلاش کردهاند خود را از عرشه به درون دریا بیندازند.
تجربه نشان میدهد که فاصله گرفتن از روتینها و استثنا قائل شدن در قوانین، روحیه خدمه را تقویت میکند؛ به ویژه زمانی که روزها تکراری میشوند و به هم گره میخورند. توزیع نامهها، حال و هوای خانه را به همراه میآورد؛ و اعلام زمان شنا در اقیانوس آزاد، اندکی تفریح به دنبال دارد. در زمانهایی که جنگ نیست، یکشنبهها در دریا معمولاً به معنای برنامهای آزادتر و شاید حتی کباب کردن روی عرشه کشتی است — یک پیکنیک در ساحلِ فولادی. پس از آنکه خدمه ۴۵ روز را بدون توقف در هیچ بندری سپری کنند، مقررات نیروی دریایی اجازه میدهد تا یک «روزِ آبجو» برای ملوانان در نظر گرفته شود — یک زنگ تفریحِ دلچسب که البته بیشترِ افراد حاضر در کشتی امیدوارند هرگز واجد شرایطِ آن نشوند. هیچکس انتظار ندارد که مأموریتهای اعزامی، امکانات رفاهیِ خانه را داشته باشند؛ ماهیت مأموریت و فرهنگ حاکم بر آن، به ویژه در زمان جنگ، نیازمند تحمل سختیهاست. با این حال، هر چیزی هم حدی دارد. یکی از افسران مستقر در ناو لینکلن این وضعیت را به طور خلاصه اینگونه بیان کرد: «راستش را بخواهید، به معنای واقعی کلمه هیچکس برای چنین چیزی داوطلب نشده است؛ اما با این وجود ما اینجاییم و همچنان مأموریتمان را ایمن و موفقیتآمیز انجام میدهیم.»
با این وجود، سختترین بخشِ عملیاتهای بیوقفه و زمانِ بیپایان در دریا، در بیرون از کشتی اتفاق میافتد. پیوندها با خانه، شما را به واقعیت متصل نگه میدارد، اما دوری از آنها میتواند استرسی ایجاد کند که فشارهای موجود بر دوش ملوانان را مضاعف میسازد. دو ماه پیش از اولین اعزام من، تشخیص داده شد که مادرم به سرطان مبتلاست. اگرچه تلاش میکردم تا تمرکزم را روی کارم حفظ کنم، اما قلبم با او بود؛ در حالی که او هزاران مایل دورتر، با شیمیدرمانی و پرتودرمانی دستوپنجه نرم میکرد. کمتر از دو سال بعد، در طول اعزام دومم، پسرم به دنیا آمد و من به خاطر از دست دادن چند ماه از زندگی او، احساس میکردم یک پدرِ غایب هستم. تنها چیزی که باعث میشد به راهم ادامه دهم، دانستنِ تاریخهایی بود که میتوانستم دوباره مادر و همسرم را در آغوش بگیرم — و پسرم را برای اولین بار.
آسیبهای واردشده به سلامت روان به خوبی مستند شده است. روانشناسان به تفصیل شرح دادهاند که چگونه شرایطی خاص، سلامت روان و کیفیت کارِ پرسنل دریانورد را تحلیل میبرد. عوامل خطرزا شامل ساعات کاریِ طولانی و طاقتفرسا، عدم استقلال، و اعزامهای طولانیمدت با برنامهریزیهای نامشخص است. استرسزاترین عواملِ شناساییشده، ناتوانی در استراحت و کمبود پرسنل برای مأموریت بودند. در سال ۲۰۱۷، دو تصادف میان ناوشکنهای نیروی دریایی آمریکا و کشتیهای تجاری در اقیانوس آرام رخ داد که به مرگ ۱۷ ملوان منجر شد. این حوادث به عوامل مختلفی از جمله کمبود نیرو و کمخوابی نسبت داده شد. ناخدای کشتی دومِ من این موضوع را درک میکرد و در میانه عملیاتهای پرفشار به ما یادآوری میکرد که «خواب یک سلاح است» — و کمبود آن، همه را در معرض خطر قرار میدهد.
نیروی دریایی اذعان کرده است که فشارِ کاریِ بیش از حدِ مأموریتها و عدم قطعیتها به این معناست که ملوانان ناو لینکلن «به مرز توان خود رسیدهاند.» و خاطرنشان میکند که متخصصان سلامت روان و حمایتهای اجتماعی در دسترس خدمه و خانوادههای آنها قرار دارند. اما وقتی در لباسهای کثیف، غذای مانده میخورید، آن هم پس از ۱۲ ساعت نگهبانی و تنها با سه ساعت خواب، و در استراحتگاههای تنگوتاریکی که حمامهایش کار نمیکند، گفتوگو با یک افسر میتواند در پایینترین ردهی لیستِ نیازهای شما قرار بگیرد. گذشته از این، تعیینِ تاریخ بازگشت به خانه، حلال همه مشکلات است.
جدیدترین اخبار حاکی از آن است که ملوانان ناو لینکلن بالاخره میتوانند کمی راحتتر بخوابند: ناو هواپیمابر «یو.اس.اس جورج واشنگتن» در راه است. خانه هنوز راه درازی در پیش دارد، اما بهترین اتفاقِ ممکنِ بعدی این است که وقتی خدمه دیگری مأموریت را بر عهده میگیرند، مرخص شوید و خیالتان راحت شود. از آن به بعد، فقط باید وعدههای غذایی و دفعاتِ بیدار شدن از خواب را بشمارید تا زمانی که بتوانید خانوادهتان را در آغوش بگیرید — و شاید در این میان، چند نامه و یک توقف در بندر هم در کار باشد. انجام مأموریت همیشه مهمترین اولویت در طول یک اعزام است، اما کار تا زمانی که به خانه بازنگردید، تمام نمیشود.
در حالی که تقاضای ایران برای آزادسازی داراییهای مسدود شده و اصرار آمریکا بر پایان محاصره دریایی، مذاکرات سیاسی را به بنبست کشانده و رهبران دو کشور را به مبادله تهدیدهای لفظی سوق داده است، گزارشهای تکاندهنده از وضعیت ناو هواپیمابر «یو.اس.اس آبراهام لینکلن» با بیش از ۲۶۰ روز حضور متوالی در دریا، پرده از فرسایش شدید جسمی و روانی ملوانان آمریکایی، کمبود شدید امکانات اولیه و افت چشمگیر روحیه رزمی نیروها برمیدارد. پیوند این دو روایت رسانهای نشان میدهد که جنگ فرسایشی واشنگتن با ایران، نه تنها در تحقق اهداف راهبردی خود از جمله بازگشایی آبراههای بینالمللی و مهار هستهای ناکام مانده، بلکه هزینههای انسانی، روانی و نظامی سنگینی را بر ساختار نیروهای مسلح آمریکا تحمیل کرده است.
نیویورک تایمز: توافق آتشبس ترامپ با ایران در ماه ژوئن، نویدبخش توافقی گستردهتر برای پایان دادن به جنگ و مهار برنامه هستهای این کشور بود؛ توافقی که قرار بود تمام ابعاد آن ظرف ۶۰ روز مورد مذاکره قرار گیرد. اما این ضربالاجل که روز دوشنبه به پایان میرسد، اساساً کنار گذاشته شده و جنگ به کارزاری از اراده و استقامت اقتصادی تبدیل شده است که هیچ پایانی برای آن متصور نیست. از اواخر ماه ژوئیه، هیچگونه گزارش علنی مبنی بر حمله ایالات متحده به اهداف ایرانی منتشر نشده است. با این وجود، فروپاشی عملیِ این توافق، نشان میدهد که ترامپ تا چه حد برای پایان دادن به جنگی که در ماه فوریه و در کنار اسرائیل آغاز کرد، با چالش روبهرو بوده است. همچنین مشخص میکند که او چقدر از اهداف بلندپروازانه توافق ژوئن فاصله دارد؛ از جمله بازگشایی کامل تنگه هرمز، آبراهی حیاتی که ایران از زمان آغاز درگیریها، مسیر کشتیرانی نفت و گاز را در آن مسدود کرده است.
به گفته دو مقام آمریکاییِ آگاه از روند مذاکرات، افراد داخل کاخ سفید به خوبی واقفاند که ضربالاجل روز دوشنبه بدون نتیجه سپری خواهد شد و این درگیری اکنون تا حد زیادی به یک جنگ اقتصادی تغییر شکل داده است.
راهبرد کنونی شباهت چشمگیری به تلاشهای چندساله و پیشینِ ایالات متحده برای انزوای ایران دارد؛ تلاشهایی که با امیدِ وادار کردن این کشور به دست کشیدن از جاهطلبیهای هستهایاش صورت میگرفت. این سیاست نتایج ضدونقیضی به همراه داشت و برخی تحلیلگران تردید دارند که حتی فشارهای شدید اقتصادی نیز بتواند بهتنهایی ایران را وادار به تغییر رویه کند. هرچه باشد، این همان رویکردی است که ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود آن را آزمود؛ هرچند که «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری او، هفته گذشته اعلام کرد که قصد دارد مجازاتهای مالی بیسابقهای را اعمال کند.
یادداشت تفاهم ماه ژوئن بهطور گسترده بهعنوان یک امتیاز ویژه برای ایران تلقی میشد، زیرا در حالی که مذاکرات بر سر امتیازدهیهای دشوار مانند غنیسازی هستهای به آینده موکول شده بود، کاهشِ بسیار ضروریِ تحریمها را برای حکومت این کشور به ارمغان آورد. اما به گفته «نِیت سوانسون» (Nate Swanson)، کارشناس مسائل ایران در «شورای آتلانتیک» (یک اندیشکده مستقر در واشنگتن)، رهبران ایران به جای تثبیت دستاوردهایشان از این توافق، بار دیگر گزینه تشدید تنشها را انتخاب کردند.
پیش از جنگ، کشتیها میتوانستند آزادانه از تنگه هرمز عبور کنند. اصرار ایران مبنی بر اینکه ادبیات مبهمِ این توافقنامه، کنترل این آبراه را به آنها واگذار کرده است، در نهایت منجر به فروپاشی توافق شد. ایران به کشتیهایی که در آبراههای خارج از آبهای سرزمینیاش در حال تردد بودند تیراندازی کرد و نیروهای آمریکایی نیز در اقدامی تلافیجویانه جنوب ایران را بمباران کردند؛ اتفاقی که به آغاز چرخهای از حملات و ضدحملات در سراسر خاورمیانه دامن زد.
اکنون، ایران از بازگشایی این تنگه خودداری میکند تا زمانی که ایالات متحده به تعهدات خود در چارچوب آتشبس، نظیر آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران در خارج از کشور، عمل کند. علی واعظ، کارشناس مسائل ایران در «گروه بینالمللی بحران» (یک مؤسسه پژوهشی)، در این باره گفت که دولت ترامپ خواهان آن است که ایران ابتدا به این محاصره پایان دهد.
واعظ افزود: «هیچیک از طرفین واقعاً برای نهایی کردن یک توافق آماده نیستند. هر دو طرف تصور میکنند که در ظرف چند روز یا چند هفته آینده، طرف مقابل برای رسیدن به توافق درماندهتر خواهد شد و در نتیجه میتوانند امتیازات بیشتری کسب کنند. به همین دلیل است که ما دوباره در این بازیِ استقامت گرفتار شدهایم.»
روز شنبه، شرکت ملی نفت امارات متحده عربی اعلام کرد که یکی دیگر از کشتیهایش در این آبراه مورد حمله قرار گرفته است. این شرکت به عامل این حمله اشارهای نکرد، اما پیشتر ایران را مقصر حملات به کشتیهای خود دانسته بود.
بازگشایی تنگه هرمز بهطور فزایندهای به تمرکز اصلی ترامپ در این درگیری تبدیل شده است؛ با وجود اینکه او در ابتدا گفته بود هدف از این جنگ، توانمندسازی مردم ایران برای سرنگونی رژیم حاکم، تضعیف شدید توانمندیهای موشکی آن و جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای است.
نشانههای بسیار اندکی وجود دارد که ایران و ایالات متحده از زمان آتشبس ماه ژوئن تاکنون، درباره برنامه هستهای ایران بحث و گفتگوی گستردهای داشته باشند؛ چه رسد به اینکه توافقی را تنظیم کرده باشند که بتواند رضایت هر دو طرف را جلب کند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در اواخر هفته گذشته گفت که ایران هنوز تصمیمی برای از سرگیری مذاکرات با ایالات متحده نگرفته است. وی افزود، با توجه به اینکه توافق ماه ژوئن اساساً بیاعتبار شده است، جدول زمانی ۶۰ روزه دیگر موضوعیتی ندارد.
عراقچی گفت: «ما آتشبسی نداشتیم که حالا نیاز به تمدید داشته باشد. ما پایانی بر جنگ داشتیم که اکنون وضعیت جدیدی به خود گرفته است.»
مقامات پیشین آمریکایی که در حوزه ایران فعالیت داشتهاند، میگویند چشمانداز دستیابی به یک توافق هستهای جدید میان ایالات متحده و ایران در ظرف ۶۰ روز از همان ابتدا دور از ذهن بود؛ هرچند که در آن توافق، امکان تمدید مهلت پیشبینی شده بود. مذاکره بر سر توافق پیشین در دوران اوباما، نیازمند حدود دو سال گفتگوهای ظریف و حساس بود. ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن توافق که «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) نام داشت، خارج شد.
دولت ترامپ امیدوار بود که توافق ژوئن حداقل به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود. اما به گفته تحلیلگران، آنها برای به ثمر رساندن این توافق، به ادبیاتی مبهم متوسل شدند که به ادعای ایران مبنی بر تسلط بر آینده کشتیرانی در این آبراه، اعتبار بخشید.
سوانسون، کارشناس مسائل ایران، در این باره گفت: «این یک سندِ دارای نقص بود؛ سندی که با عجله و پیش از آنکه کاملاً آماده شود، بیرون داده شد. و آنها مهمترین مسئله کوتاهمدت، یعنی تنگه هرمز را حلوفصل نکردند.»
در عوض، اکنون به نظر میرسد ایالات متحده و ایران در حال آماده شدن برای یک کشمکش نامحدود هستند؛ وضعیتی که نه یک جنگ تمامعیار است و نه یک صلح مشخص. دولت ترامپ در تلاش برای وادار کردن ایران به پذیرش شروط آمریکا، تحریمهای نفتی ایران را بازگردانده و محاصره دریایی را مجدداً برقرار کرده است؛ دو اقدامی که به موجب آن توافق، موقتاً لغو شده بودند.
اقتصادِ تحتفشار ایران که در اوایل سال جاری منجر به اعتراضات گستردهای شد و با خشونت سرکوب گردید، یکی از دغدغههای اصلی تصمیمگیرندگان ایرانی است. اما سوانسون استدلال کرد که بنبست کنونی به احتمال زیاد ایران را به جای مصالحه، به سوی تشدید تنشها سوق خواهد داد.
در حالی که پیشرفت ناچیزی در قبال تعهداتِ مشخصشده در این توافق حاصل شده است، ترامپ و همتایان ایرانیاش به جنگ لفظی با یکدیگر ادامه دادهاند.
در طول یک رویداد در «گاردن سیتی» نیویورک در روز جمعه، به نظر میرسید ترامپ بار دیگر قصد دارد روایت ماجرا را تغییر دهد؛ او گفت که به زودی «تنگه هرمز را بهعنوان قلمرو ایالات متحده اعلام خواهد کرد.»
مشخص نیست که پیشنهاد ترامپ تا چه حد جدی بوده است. اما انجام چنین کاری میتواند نیازمند استقرار نیروی زمینی باشد و تقریباً بهطور قطع به حضور طولانیمدت نیروی دریایی نیاز خواهد داشت؛ اقداماتی که کاملاً با ارزشهای «اول آمریکا» در میان حامیان ترامپ که خواهان پایان دادن به درگیریهای نظامیِ طولانیمدت در خارج از کشور هستند، در تضاد است.
ترامپ همچنین به مطرح کردن ایدههای ناپخته در سیاست خارجی برای منحرف کردن توجهات و بررسیها معروف است؛ مانند زمانی که سال گذشته با پیشنهاد تسلط ایالات متحده بر نوار غزه - ایدهای که هرگز عملی نشد - جهان را در شوک فرو برد.
روز شنبه، کاخ سفید به پرسشهایی مبنی بر اینکه آیا دولت برنامههای عملی برای در دست گرفتن کنترل تنگه هرمز تدوین کرده است یا خیر، پاسخی نداد. دستیاران ترامپ نیز به سؤالات در مورد نزدیک شدن به ضربالاجل روز دوشنبه پاسخ ندادند.
در مقابل، مقامات ایرانی در حالی که خواستههای خود را – از جمله خواستهای که پیش از جنگ مطرح نکرده بودند – پیش میبرند، ترامپ را به چالش کشیدهاند.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، در شبکههای اجتماعی نوشت: «یک بار برای همیشه واقعیت را بپذیرید. شما تاکنون متحمل شکستهای راهبردی بزرگی شدهاید. تنگه هرمز ایرانی بوده، ایرانی است و ایرانی خواهد ماند.»
واشنگتن پست: کمبود خواب، دوشهای کپکزده و هزینههای جنگ بیپایان
در دریا، ملوانان خیلی زود درمییابند که گره زدنِ مأموریت اعزامیشان به تاریخ پایان آن، یک استراتژی شکستخورده است. رفتن به خانه همیشه بسیار دور به نظر میرسد. راه بهتر برای سپری کردن زمان، استفاده از نقاط عطف کوتاهمدت است؛ مثل زمان توزیع نامهها یا توقف بعدی در یک بندر. با این حال، روزهای روی آب طولانیاند؛ و معمولاً پشت سر گذاشتن هر یک از آنها مبارزه سختتری است. در طول دو دهه خدمت در نیروی دریایی و سالها مأموریت روی دریا، من ساعت روزانهام را با غذا و خواب تنظیم میکردم: غذا-غذا-غذا-تختخواب. هر وعده غذایی و هر بار بیدار شدن، تیکتاکِ این زمانسنج بود. روتینهای کوچک به عنوان تضمینی عمل میکردند که نشان میداد همهچیز طبق برنامه پیش میرود.
اما زمانی که مأموریتها طولانی میشوند، در حالی که غذا، حمام و خواب کاهش مییابد - و وقتی که توزیع نامهها و توقف در بنادر لغو میشود و تاریخ بازگشت به خانه بارها به تعویق میافتد - به نظر میرسد زمان از حرکت میایستد و زندگی در وسط اقیانوس را از حالتی سخت به وضعیتی غیرقابلتحمل تبدیل میکند.
این وضعیت بغرنج، با گزارشهای اخیر از شرایط ناو هواپیمابر «یو.اس.اس آبراهام لینکلن» که در یک مأموریت تاریخی با بیش از ۲۶۰ روز حضور متوالی در دریا به سر میبرد، همخوانی دارد. خدمه حدوداً ۵۰۰۰ نفریِ آن قرار بود چند هفته پیش در خانه باشند، اما جنگ طولانیمدت با ایران، عملیات این ناو را تمدید کرده است. ماههاست که اعضای نگران خانوادهها، دغدغههای خود را در مورد سلامت ملوانانشان و وضعیت کشتی مطرح کردهاند و روایتهایی از خرابی سیستمها، کمبود تجهیزات و خستگی مفرط به اشتراک گذاشتهاند.
مایک لوین (نماینده دموکرات کالیفرنیا) که نمایندگی حوزه انتخابیه همجوار با بندر خانگی ناو لینکلن در سن دیگو را بر عهده دارد، این مشکلات را در شبکههای اجتماعی اینگونه شرح داده است: «حمامهای کپکزده، توالتهای خراب، رختشویخانههایی که هفتههاست از کار افتادهاند، دورههای طولانی بدون آب گرم، و وعده غذاییای که به نصف فنجان برنج و دو تکه نان تورتیا تقلیل یافته است. نه صابونی، نه دئودورانتی و نه خمیردندانی در کار است.» پیت هگست، وزیر دفاع، گزارشهای اولیه را به عنوان «اخبار جعلی» رد کرد و پرزیدنت دونالد ترامپ اظهار داشت که این مأموریت هنوز آنقدرها هم طولانی نبوده است. هفته گذشته، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه دستکم دو ملوان تلاش کردهاند خود را از عرشه به درون دریا بیندازند.
تجربه نشان میدهد که فاصله گرفتن از روتینها و استثنا قائل شدن در قوانین، روحیه خدمه را تقویت میکند؛ به ویژه زمانی که روزها تکراری میشوند و به هم گره میخورند. توزیع نامهها، حال و هوای خانه را به همراه میآورد؛ و اعلام زمان شنا در اقیانوس آزاد، اندکی تفریح به دنبال دارد. در زمانهایی که جنگ نیست، یکشنبهها در دریا معمولاً به معنای برنامهای آزادتر و شاید حتی کباب کردن روی عرشه کشتی است — یک پیکنیک در ساحلِ فولادی. پس از آنکه خدمه ۴۵ روز را بدون توقف در هیچ بندری سپری کنند، مقررات نیروی دریایی اجازه میدهد تا یک «روزِ آبجو» برای ملوانان در نظر گرفته شود — یک زنگ تفریحِ دلچسب که البته بیشترِ افراد حاضر در کشتی امیدوارند هرگز واجد شرایطِ آن نشوند. هیچکس انتظار ندارد که مأموریتهای اعزامی، امکانات رفاهیِ خانه را داشته باشند؛ ماهیت مأموریت و فرهنگ حاکم بر آن، به ویژه در زمان جنگ، نیازمند تحمل سختیهاست. با این حال، هر چیزی هم حدی دارد. یکی از افسران مستقر در ناو لینکلن این وضعیت را به طور خلاصه اینگونه بیان کرد: «راستش را بخواهید، به معنای واقعی کلمه هیچکس برای چنین چیزی داوطلب نشده است؛ اما با این وجود ما اینجاییم و همچنان مأموریتمان را ایمن و موفقیتآمیز انجام میدهیم.»
با این وجود، سختترین بخشِ عملیاتهای بیوقفه و زمانِ بیپایان در دریا، در بیرون از کشتی اتفاق میافتد. پیوندها با خانه، شما را به واقعیت متصل نگه میدارد، اما دوری از آنها میتواند استرسی ایجاد کند که فشارهای موجود بر دوش ملوانان را مضاعف میسازد. دو ماه پیش از اولین اعزام من، تشخیص داده شد که مادرم به سرطان مبتلاست. اگرچه تلاش میکردم تا تمرکزم را روی کارم حفظ کنم، اما قلبم با او بود؛ در حالی که او هزاران مایل دورتر، با شیمیدرمانی و پرتودرمانی دستوپنجه نرم میکرد. کمتر از دو سال بعد، در طول اعزام دومم، پسرم به دنیا آمد و من به خاطر از دست دادن چند ماه از زندگی او، احساس میکردم یک پدرِ غایب هستم. تنها چیزی که باعث میشد به راهم ادامه دهم، دانستنِ تاریخهایی بود که میتوانستم دوباره مادر و همسرم را در آغوش بگیرم — و پسرم را برای اولین بار.
آسیبهای واردشده به سلامت روان به خوبی مستند شده است. روانشناسان به تفصیل شرح دادهاند که چگونه شرایطی خاص، سلامت روان و کیفیت کارِ پرسنل دریانورد را تحلیل میبرد. عوامل خطرزا شامل ساعات کاریِ طولانی و طاقتفرسا، عدم استقلال، و اعزامهای طولانیمدت با برنامهریزیهای نامشخص است. استرسزاترین عواملِ شناساییشده، ناتوانی در استراحت و کمبود پرسنل برای مأموریت بودند. در سال ۲۰۱۷، دو تصادف میان ناوشکنهای نیروی دریایی آمریکا و کشتیهای تجاری در اقیانوس آرام رخ داد که به مرگ ۱۷ ملوان منجر شد. این حوادث به عوامل مختلفی از جمله کمبود نیرو و کمخوابی نسبت داده شد. ناخدای کشتی دومِ من این موضوع را درک میکرد و در میانه عملیاتهای پرفشار به ما یادآوری میکرد که «خواب یک سلاح است» — و کمبود آن، همه را در معرض خطر قرار میدهد.
نیروی دریایی اذعان کرده است که فشارِ کاریِ بیش از حدِ مأموریتها و عدم قطعیتها به این معناست که ملوانان ناو لینکلن «به مرز توان خود رسیدهاند.» و خاطرنشان میکند که متخصصان سلامت روان و حمایتهای اجتماعی در دسترس خدمه و خانوادههای آنها قرار دارند. اما وقتی در لباسهای کثیف، غذای مانده میخورید، آن هم پس از ۱۲ ساعت نگهبانی و تنها با سه ساعت خواب، و در استراحتگاههای تنگوتاریکی که حمامهایش کار نمیکند، گفتوگو با یک افسر میتواند در پایینترین ردهی لیستِ نیازهای شما قرار بگیرد. گذشته از این، تعیینِ تاریخ بازگشت به خانه، حلال همه مشکلات است.
جدیدترین اخبار حاکی از آن است که ملوانان ناو لینکلن بالاخره میتوانند کمی راحتتر بخوابند: ناو هواپیمابر «یو.اس.اس جورج واشنگتن» در راه است. خانه هنوز راه درازی در پیش دارد، اما بهترین اتفاقِ ممکنِ بعدی این است که وقتی خدمه دیگری مأموریت را بر عهده میگیرند، مرخص شوید و خیالتان راحت شود. از آن به بعد، فقط باید وعدههای غذایی و دفعاتِ بیدار شدن از خواب را بشمارید تا زمانی که بتوانید خانوادهتان را در آغوش بگیرید — و شاید در این میان، چند نامه و یک توقف در بندر هم در کار باشد. انجام مأموریت همیشه مهمترین اولویت در طول یک اعزام است، اما کار تا زمانی که به خانه بازنگردید، تمام نمیشود.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



