پایان تاب آوری ژرمنها
بهرام بختیاری
«اسرائیل کار کثیف را برای همه ما انجام میدهد»؛ این جمله فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در سال گذشته شاید یکی از صریحترین نشانههای نگاه امنیتی برلین به جنگ علیه ایران بود؛ نگاهی که در آن، تلآویو در جایگاه مجری و اروپا در جایگاه ناظر و حامی قرار میگرفت. اما اکنون، با گذشت زمان و نمایانتر شدن تبعات اقتصادی جنگ، ادبیات برلین از دفاع از عملیات نظامی و تأکید بر ملاحظات امنیتی، به سخن گفتن از ضرورت پایان جنگ و هشدار درباره تبعات اقتصادی آن تغییر کرده است. این تغییر لحن را نمیتوان صرفاً یک تحول سیاسی یا دیپلماتیک دانست؛ اقتصاد آلمان اکنون خود به یکی از قربانیان مستقیم بیثباتی ناشی از جنگ تبدیل شده است.اقتصاد آلمان، بهعنوان موتور صنعتی اروپا، بیش از بسیاری از اقتصادهای اروپایی نسبت به قیمت و امنیت انرژی حساس است. صنایع بزرگ، بخش تولید، حملونقل و زنجیرههای تأمین همگی از افزایش هزینه انرژی و بیثباتی بازارها تأثیر میپذیرند. بر اساس گزارشهای اقتصادی اخیر، تورم آلمان در اوت ۲۰۲۶ به ۲.۹ درصد رسید و تورم انرژی نیز به ۱۰.۵ درصد افزایش یافت. وزیر دارایی آلمان اخیراً افزایش نرخ اوراق قرضه این کشور را به نااطمینانی جهانی ناشی از جنگ آمریکا و ایران نسبت داده است؛ بازده اوراق ۳۰ ساله دولت آلمان در مقطعی به ۳.۷۹ درصد رسید که بالاترین سطح از سال ۲۰۱۱ بود. دولت آلمان در سال جاری پیشبینی رشد اقتصادی خود را از یک درصد به ۰.۵ درصد کاهش داده و برای سال ۲۰۲۷ نیز پیشبینی رشد را از ۱.۳ درصد به ۰.۹ درصد رسانده است.در چنین شرایطی، پرسش درباره تغییر رویکرد آلمان، پرسشی فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک است. آیا برلین واقعاً به این نتیجه رسیده است که ادامه جنگ هزینههایی دارد که دیگر نمیتوان آنها را صرفاً با استدلالهای امنیتی توجیه کرد؟ پاسخ سخنگوی وزارت امور خارجه به این پرسش، قابل تأمل بود: «امیدواریم که اینگونه باشد.» این پاسخ در واقع نشان میدهد تهران تغییر ادبیات اروپا را مشاهده میکند، اما هنوز آن را تغییر راهبردی نمیداند. از نگاه جمهوری اسلامی ایران، کشورهای اروپایی مدتهاست از منشأ مشکلات اقتصادی و انرژی خود اطلاع دارند، اما مسئله اصلی آن است که حاضر نیستند این واقعیت را به صراحت بیان کنند.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در همین زمینه تأکید کرد که اروپاییها به «شجاعت اخلاقی» برای بیان آنچه میدانند نیاز دارند. ایران معتقد است اروپا از یک سو آثار جنگ را بر اقتصاد خود مشاهده میکند و از سوی دیگر، در سطح سیاسی همچنان تلاش میکند میان واقعیت اقتصادی و موضع رسمی خود فاصله ایجاد کند. اما این فاصله هر روز دشوارتر میشود. وقتی قیمت انرژی بالا میرود، تورم افزایش مییابد، رشد اقتصادی کاهش پیدا میکند و دولت مجبور میشود برای تأمین مالی با نرخهای بالاتری استقراض کند، دیگر نمیتوان جنگ را صرفاً یک بحران «دور از اروپا» تلقی کرد.
با این وجود آنچه اکنون در برابر اروپا قرار دارد یک انتخاب ساده اما تعیینکننده است: ادامه سیاستی که هزینههای آن روزبهروز بیشتر به اقتصاد اروپا منتقل میشود، یا حرکت به سمت سیاستی مستقلتر که بتواند میان امنیت، اقتصاد و منافع ملی توازن برقرار کند. از نگاه تهران، اروپا برای عبور از این بحران به چیزی بیش از بیانیههای دیپلماتیک نیاز دارد؛ به همان چیزی که سخنگوی وزارت امور خارجه از آن با عنوان «شجاعت اخلاقی» یاد کرد. تا زمانی که اروپا حاضر نباشد درباره منشأ بحران صریح سخن بگوید، حتی اگر قیمت انرژی، تورم و هزینه استقراض را هم بپردازد، از نگاه تهران همچنان در حال مدیریت پیامدهاست، نه حل مسئله.
«اسرائیل کار کثیف را برای همه ما انجام میدهد»؛ این جمله فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در سال گذشته شاید یکی از صریحترین نشانههای نگاه امنیتی برلین به جنگ علیه ایران بود؛ نگاهی که در آن، تلآویو در جایگاه مجری و اروپا در جایگاه ناظر و حامی قرار میگرفت. اما اکنون، با گذشت زمان و نمایانتر شدن تبعات اقتصادی جنگ، ادبیات برلین از دفاع از عملیات نظامی و تأکید بر ملاحظات امنیتی، به سخن گفتن از ضرورت پایان جنگ و هشدار درباره تبعات اقتصادی آن تغییر کرده است. این تغییر لحن را نمیتوان صرفاً یک تحول سیاسی یا دیپلماتیک دانست؛ اقتصاد آلمان اکنون خود به یکی از قربانیان مستقیم بیثباتی ناشی از جنگ تبدیل شده است.اقتصاد آلمان، بهعنوان موتور صنعتی اروپا، بیش از بسیاری از اقتصادهای اروپایی نسبت به قیمت و امنیت انرژی حساس است. صنایع بزرگ، بخش تولید، حملونقل و زنجیرههای تأمین همگی از افزایش هزینه انرژی و بیثباتی بازارها تأثیر میپذیرند. بر اساس گزارشهای اقتصادی اخیر، تورم آلمان در اوت ۲۰۲۶ به ۲.۹ درصد رسید و تورم انرژی نیز به ۱۰.۵ درصد افزایش یافت. وزیر دارایی آلمان اخیراً افزایش نرخ اوراق قرضه این کشور را به نااطمینانی جهانی ناشی از جنگ آمریکا و ایران نسبت داده است؛ بازده اوراق ۳۰ ساله دولت آلمان در مقطعی به ۳.۷۹ درصد رسید که بالاترین سطح از سال ۲۰۱۱ بود. دولت آلمان در سال جاری پیشبینی رشد اقتصادی خود را از یک درصد به ۰.۵ درصد کاهش داده و برای سال ۲۰۲۷ نیز پیشبینی رشد را از ۱.۳ درصد به ۰.۹ درصد رسانده است.در چنین شرایطی، پرسش درباره تغییر رویکرد آلمان، پرسشی فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک است. آیا برلین واقعاً به این نتیجه رسیده است که ادامه جنگ هزینههایی دارد که دیگر نمیتوان آنها را صرفاً با استدلالهای امنیتی توجیه کرد؟ پاسخ سخنگوی وزارت امور خارجه به این پرسش، قابل تأمل بود: «امیدواریم که اینگونه باشد.» این پاسخ در واقع نشان میدهد تهران تغییر ادبیات اروپا را مشاهده میکند، اما هنوز آن را تغییر راهبردی نمیداند. از نگاه جمهوری اسلامی ایران، کشورهای اروپایی مدتهاست از منشأ مشکلات اقتصادی و انرژی خود اطلاع دارند، اما مسئله اصلی آن است که حاضر نیستند این واقعیت را به صراحت بیان کنند.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در همین زمینه تأکید کرد که اروپاییها به «شجاعت اخلاقی» برای بیان آنچه میدانند نیاز دارند. ایران معتقد است اروپا از یک سو آثار جنگ را بر اقتصاد خود مشاهده میکند و از سوی دیگر، در سطح سیاسی همچنان تلاش میکند میان واقعیت اقتصادی و موضع رسمی خود فاصله ایجاد کند. اما این فاصله هر روز دشوارتر میشود. وقتی قیمت انرژی بالا میرود، تورم افزایش مییابد، رشد اقتصادی کاهش پیدا میکند و دولت مجبور میشود برای تأمین مالی با نرخهای بالاتری استقراض کند، دیگر نمیتوان جنگ را صرفاً یک بحران «دور از اروپا» تلقی کرد.
با این وجود آنچه اکنون در برابر اروپا قرار دارد یک انتخاب ساده اما تعیینکننده است: ادامه سیاستی که هزینههای آن روزبهروز بیشتر به اقتصاد اروپا منتقل میشود، یا حرکت به سمت سیاستی مستقلتر که بتواند میان امنیت، اقتصاد و منافع ملی توازن برقرار کند. از نگاه تهران، اروپا برای عبور از این بحران به چیزی بیش از بیانیههای دیپلماتیک نیاز دارد؛ به همان چیزی که سخنگوی وزارت امور خارجه از آن با عنوان «شجاعت اخلاقی» یاد کرد. تا زمانی که اروپا حاضر نباشد درباره منشأ بحران صریح سخن بگوید، حتی اگر قیمت انرژی، تورم و هزینه استقراض را هم بپردازد، از نگاه تهران همچنان در حال مدیریت پیامدهاست، نه حل مسئله.



