تجمعات شبانه مردم در خونخواهی رهبر شهید و بیعت با رهبر رشید، به ایستگاه هفتادم رسید
هفتاد شب شور و شعور ملت مبعوث
گروه سیاسی
در طول تاریخ هرگز نمونه داشته که ملتی در سرتاسر پهنه یک کشور دست به قیامی خیابانی بزنند که حتی یک شب قضا نمیشود. این اجتماعات خستهکننده است. ساعتها سر پا ایستادن، زیر باران و بمباران پرچم گرداندن، دود ماشینها را استنشاق کردن و با تمام وجود فریاد زدن و شعار دادن، آن هم وقتی تبدیل به برنامه هر شب شود کار راحتی نیست. تک تک این مردان و زنان یا شاغلاند و یا خانهدار و باید وظایف خود را انجام دهند، اما باز هم با خستگی خود را به خیابانها میرسانند و گذشت هفتاد شب که طبیعتاً باید منجر به خستگی و فرسودگی شود را به روی خود نمیآورند. نیروی محرک این مردمِ بیآرام، برخلاف گفته آن آدم بیادب، هیچگونه رانتی نیست. اصلا چطور میتوان مردم را رانتی خواند؟ کدام رانت؟ این مردم سوختن صدها مسجد و صدها جلد قرآن کریم را ندیدند که دیدند!مثله کردن و قتل صبر هزاران نیروی بیگناه و مؤمنِ حافظ امنیت را ندیدند که دیدند! جنگ و تیراندازی در خیابانها را ندیدند که دیدند! حمله قلدرهای جهان به کشور را ندیدند که دیدند! شهادت رهبر سالخورده به همراه اهل و عیالش در روز روشن را ندیدند که دیدند! فرمان رهبر رشید انقلاب مبنی بر وجوب حضور خیابانی را نشنیدند که شنیدند! بریده باد زبانی و شکسته باد دهانی که بخواهد این ملت داغدیده را به باد طعنه و کنایه و ناسزا بگیرد. جرم این ملت مبعوث آن است که برخلاف منافقان، کور و کر و لال نیستند. تهدید دشمن را میبینند، جنایت مزدوران را میبینند و فرمان رهبر را به گوش سر و قلب میشنوند و اطاعت میکنند. شما اما نمیبینید. جان عالم به فدای حرف به حرف کتاب خدا، مگر در سوره بقره وصف منافقان را اینگونه نمیفرماید که «صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم لا يَرجِعونَ»؟ چه کسی جز آنکه کور و کر و لال باشد همچنان به عهد آمریکا و رحم آمریکا و قول آمریکا و فعل آمریکا دل میبندد و راه سازش و تسلیم را بر مقاومت رجحان مینهد و گمان میکند ایران از این دشمنیِ افسارگسیخته مَفَرّی جز ایستادگی، مقاومت، اراده و ایمان دارد؟ احمق مردا آنکه نفهمد حضور مردم در خیابانها مطالبه جنگ نیست، فریاد اتحاد ملی است و هدفی جز حفظ و استمرار امنیتی ندارد که پارادایم غربگرا بیشترین ضربه را به آن زده و هنوز سر توبه و رهایی از بختک غربزدگی ندارد. ایستگاه هفتادم، نمادی از یک «عقلانیت انقلابی» است که محاسباتِ اتاقهای فکر دشمن را به بنبست کشانده است. در دانش تحلیلِ سیاسی، استمرار یک حرکت جمعی برای هفتاد شب متوالی، نشاندهنده عبور از فاز «هیجانات گذرا» و ورود به مرحله «ثبات استراتژیک» است. این حضورِ بیانقطاع، پیامی روشن به نظمِ خودخوانده جهانی دارد: اینکه اراده ملت مبعوث، تابعی از متغیرهای کوتاهمدت یا فشارهای رسانهای نیست.
کسانی که این سیل خروشان را «رانتی» مینامند، در واقع درک درستی از مفهوم «سرمایه اجتماعی» ندارند. کدام رانت میتواند پدری را پس از یک روز سخت کاری یا مادری را با فرزند خردسالش، راهیِ سنگفرشهای سخت خیابان کند؟ رانتِ این مردم، «ایمان» به حقیقتی است که در خونِ شهدایشان جاری است. آنها آمدهاند تا بگویند اگر دشمن بر طبلِ «فرسودگی» میکوبد، این ملت بر وترِ «تجدید قوا» زخمه میزند. هر شب حضور، یک رفراندومِ زنده و هر شعار، یک تیرِ کاری بر قلبِ پروژههایی است که برای فروپاشیِ اجتماعیِ ایران طراحی شده بودند.
تقابل دو پارادایم: مقاومت در برابر سرسپردگی
امروز در خیابانهای ما، نبرد میان دو نگاه در جریان است؛ نگاهی که امنیت را در لبخندِ بدعهدانِ تاریخ جستوجو میکند و نگاهی که امنیت را از لوله تفنگِ غیرت و ایستادگیِ تودهها میجوید. پارادایمِ غربگرا که سالها با وعده «تعامل»، چرخهای پیشرفت ملی را به کندی کشاند، اکنون در برابرِ این «دیپلماسیِ خیابانی» رنگ باخته است. تجمعات این هفتاد شب ثابت کرد که برخلاف تصورِ شبهروشنفکران، «مقاومت» نه یک انتخابِ پرهزینه، بلکه منطقیترین راه برای «بقا» در دنیایِ وحشیِ امروز است.
این ملت به خوبی درک کرده است که هر قدم عقبنشینی در برابر قلدرهای بینالمللی، به معنای پیشرویِ صد قدمیِ دشمن به سمت مرزهای جغرافیایی و فرهنگی ماست. ایستادگی در ایستگاه هفتادم، یعنی ما از تاریخ آموختهایم که هزینه تسلیم به مراتب سنگینتر از هزینه ایستادگی است. دشمن میخواست با ترورِ رهبران و تهدیدِ زیرساختها، میانِ «حاکمیت» و «مردم» گسست ایجاد کند، اما آنچه در این شبها رخ داد، جوش خوردنِ دوباره استخوانهای قدرتِ ملی بود.
پیوندِ بصیرت و امنیت
حضورِ مردم، یک مانورِ قدرتِ واقعی است که بر تمام معادلات منطقهای سایه انداخته. وقتی جهان میبیند که حتی پس از هفتاد شب، از شور و شعور این جمعیت کاسته نشده، در محاسبات خود برای فشار بر ایران تجدیدنظر میکند. این همان «امنیتِ مردمپایه» است که هیچ تکنولوژی و سلاحی نمیتواند جایگزین آن شود.
گذشته از تمام اینها، طبق نظرسنجی مرکز آماری «اتود» ۲۰ درصد پاسخدهندگان بیش از ۱۰ بار در تجمعات شبانه پس از جنگ تحمیلی سوم شرکت کردند؛ اما حدود ۶۰ درصد دستکم یک بار در این تجمعات شرکت به عمل آوردهاند.
مطابق این پژوهش اکثریت جامعه ایران با این تجمعات همراهی نشان دادهاند. حتی در میان کسانی که شرکتی در تجمعات نداشتهاند، بیش از ۳۵ درصد افراد حس بسیار مثبت و یا مثبتی به افراد حاضر در تجمعات داشتهاند.
افرادی که در تجمعات مطلقا شرکت نکردهاند ۳۸ درصد جامعه را شکل میدهند و از بین این ۳۸ درصد، تنها ۳۱ درصد افراد حس منفیای نسبت به مردم حاضر در تجمعات داشتهاند. از این پژوهش میتوان نتیجه گرفت کلیت حضور در خیابانها پس از وقوع جنگ، در مجموع مردمپایه بوده است و سویه حاکمیتی این پدیده وزن کمتری از سویه مردمی آن داشته است.
در پایان، باید گفت این تجمعات، تنها برای گریستن بر مظلومیتِ شهدا نیست؛ بلکه برای فریاد زدنِ اقتداری است که از دلِ این مظلومیت جوشیده است. ما در ایستگاه هفتادم ایستادهایم تا به دنیا بفهمانیم که ایران، نه با تهدید لرزیده و نه با تحریف از مسیرش خارج میشود. این مسیر، تا طلوعِ صبحِ صادق و تحققِ کاملِ اهدافِ بلندِ انقلاب، با گامهایی استوارتر از پیش ادامه خواهد یافت، چرا که این ملت، راهِ بازگشت به عقب را برای همیشه مسدود کرده است.
در طول تاریخ هرگز نمونه داشته که ملتی در سرتاسر پهنه یک کشور دست به قیامی خیابانی بزنند که حتی یک شب قضا نمیشود. این اجتماعات خستهکننده است. ساعتها سر پا ایستادن، زیر باران و بمباران پرچم گرداندن، دود ماشینها را استنشاق کردن و با تمام وجود فریاد زدن و شعار دادن، آن هم وقتی تبدیل به برنامه هر شب شود کار راحتی نیست. تک تک این مردان و زنان یا شاغلاند و یا خانهدار و باید وظایف خود را انجام دهند، اما باز هم با خستگی خود را به خیابانها میرسانند و گذشت هفتاد شب که طبیعتاً باید منجر به خستگی و فرسودگی شود را به روی خود نمیآورند. نیروی محرک این مردمِ بیآرام، برخلاف گفته آن آدم بیادب، هیچگونه رانتی نیست. اصلا چطور میتوان مردم را رانتی خواند؟ کدام رانت؟ این مردم سوختن صدها مسجد و صدها جلد قرآن کریم را ندیدند که دیدند!مثله کردن و قتل صبر هزاران نیروی بیگناه و مؤمنِ حافظ امنیت را ندیدند که دیدند! جنگ و تیراندازی در خیابانها را ندیدند که دیدند! حمله قلدرهای جهان به کشور را ندیدند که دیدند! شهادت رهبر سالخورده به همراه اهل و عیالش در روز روشن را ندیدند که دیدند! فرمان رهبر رشید انقلاب مبنی بر وجوب حضور خیابانی را نشنیدند که شنیدند! بریده باد زبانی و شکسته باد دهانی که بخواهد این ملت داغدیده را به باد طعنه و کنایه و ناسزا بگیرد. جرم این ملت مبعوث آن است که برخلاف منافقان، کور و کر و لال نیستند. تهدید دشمن را میبینند، جنایت مزدوران را میبینند و فرمان رهبر را به گوش سر و قلب میشنوند و اطاعت میکنند. شما اما نمیبینید. جان عالم به فدای حرف به حرف کتاب خدا، مگر در سوره بقره وصف منافقان را اینگونه نمیفرماید که «صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم لا يَرجِعونَ»؟ چه کسی جز آنکه کور و کر و لال باشد همچنان به عهد آمریکا و رحم آمریکا و قول آمریکا و فعل آمریکا دل میبندد و راه سازش و تسلیم را بر مقاومت رجحان مینهد و گمان میکند ایران از این دشمنیِ افسارگسیخته مَفَرّی جز ایستادگی، مقاومت، اراده و ایمان دارد؟ احمق مردا آنکه نفهمد حضور مردم در خیابانها مطالبه جنگ نیست، فریاد اتحاد ملی است و هدفی جز حفظ و استمرار امنیتی ندارد که پارادایم غربگرا بیشترین ضربه را به آن زده و هنوز سر توبه و رهایی از بختک غربزدگی ندارد. ایستگاه هفتادم، نمادی از یک «عقلانیت انقلابی» است که محاسباتِ اتاقهای فکر دشمن را به بنبست کشانده است. در دانش تحلیلِ سیاسی، استمرار یک حرکت جمعی برای هفتاد شب متوالی، نشاندهنده عبور از فاز «هیجانات گذرا» و ورود به مرحله «ثبات استراتژیک» است. این حضورِ بیانقطاع، پیامی روشن به نظمِ خودخوانده جهانی دارد: اینکه اراده ملت مبعوث، تابعی از متغیرهای کوتاهمدت یا فشارهای رسانهای نیست.
کسانی که این سیل خروشان را «رانتی» مینامند، در واقع درک درستی از مفهوم «سرمایه اجتماعی» ندارند. کدام رانت میتواند پدری را پس از یک روز سخت کاری یا مادری را با فرزند خردسالش، راهیِ سنگفرشهای سخت خیابان کند؟ رانتِ این مردم، «ایمان» به حقیقتی است که در خونِ شهدایشان جاری است. آنها آمدهاند تا بگویند اگر دشمن بر طبلِ «فرسودگی» میکوبد، این ملت بر وترِ «تجدید قوا» زخمه میزند. هر شب حضور، یک رفراندومِ زنده و هر شعار، یک تیرِ کاری بر قلبِ پروژههایی است که برای فروپاشیِ اجتماعیِ ایران طراحی شده بودند.
تقابل دو پارادایم: مقاومت در برابر سرسپردگی
امروز در خیابانهای ما، نبرد میان دو نگاه در جریان است؛ نگاهی که امنیت را در لبخندِ بدعهدانِ تاریخ جستوجو میکند و نگاهی که امنیت را از لوله تفنگِ غیرت و ایستادگیِ تودهها میجوید. پارادایمِ غربگرا که سالها با وعده «تعامل»، چرخهای پیشرفت ملی را به کندی کشاند، اکنون در برابرِ این «دیپلماسیِ خیابانی» رنگ باخته است. تجمعات این هفتاد شب ثابت کرد که برخلاف تصورِ شبهروشنفکران، «مقاومت» نه یک انتخابِ پرهزینه، بلکه منطقیترین راه برای «بقا» در دنیایِ وحشیِ امروز است.
این ملت به خوبی درک کرده است که هر قدم عقبنشینی در برابر قلدرهای بینالمللی، به معنای پیشرویِ صد قدمیِ دشمن به سمت مرزهای جغرافیایی و فرهنگی ماست. ایستادگی در ایستگاه هفتادم، یعنی ما از تاریخ آموختهایم که هزینه تسلیم به مراتب سنگینتر از هزینه ایستادگی است. دشمن میخواست با ترورِ رهبران و تهدیدِ زیرساختها، میانِ «حاکمیت» و «مردم» گسست ایجاد کند، اما آنچه در این شبها رخ داد، جوش خوردنِ دوباره استخوانهای قدرتِ ملی بود.
پیوندِ بصیرت و امنیت
حضورِ مردم، یک مانورِ قدرتِ واقعی است که بر تمام معادلات منطقهای سایه انداخته. وقتی جهان میبیند که حتی پس از هفتاد شب، از شور و شعور این جمعیت کاسته نشده، در محاسبات خود برای فشار بر ایران تجدیدنظر میکند. این همان «امنیتِ مردمپایه» است که هیچ تکنولوژی و سلاحی نمیتواند جایگزین آن شود.
گذشته از تمام اینها، طبق نظرسنجی مرکز آماری «اتود» ۲۰ درصد پاسخدهندگان بیش از ۱۰ بار در تجمعات شبانه پس از جنگ تحمیلی سوم شرکت کردند؛ اما حدود ۶۰ درصد دستکم یک بار در این تجمعات شرکت به عمل آوردهاند.
مطابق این پژوهش اکثریت جامعه ایران با این تجمعات همراهی نشان دادهاند. حتی در میان کسانی که شرکتی در تجمعات نداشتهاند، بیش از ۳۵ درصد افراد حس بسیار مثبت و یا مثبتی به افراد حاضر در تجمعات داشتهاند.
افرادی که در تجمعات مطلقا شرکت نکردهاند ۳۸ درصد جامعه را شکل میدهند و از بین این ۳۸ درصد، تنها ۳۱ درصد افراد حس منفیای نسبت به مردم حاضر در تجمعات داشتهاند. از این پژوهش میتوان نتیجه گرفت کلیت حضور در خیابانها پس از وقوع جنگ، در مجموع مردمپایه بوده است و سویه حاکمیتی این پدیده وزن کمتری از سویه مردمی آن داشته است.
در پایان، باید گفت این تجمعات، تنها برای گریستن بر مظلومیتِ شهدا نیست؛ بلکه برای فریاد زدنِ اقتداری است که از دلِ این مظلومیت جوشیده است. ما در ایستگاه هفتادم ایستادهایم تا به دنیا بفهمانیم که ایران، نه با تهدید لرزیده و نه با تحریف از مسیرش خارج میشود. این مسیر، تا طلوعِ صبحِ صادق و تحققِ کاملِ اهدافِ بلندِ انقلاب، با گامهایی استوارتر از پیش ادامه خواهد یافت، چرا که این ملت، راهِ بازگشت به عقب را برای همیشه مسدود کرده است.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
ضرورت تغییر ریل اقتصادی در پساجنگ
-
بازار با ما !
-
هفتاد شب شور و شعور ملت مبعوث
-
مسئولان از معیشت مردم غافل نشوند
-
محمدرضا عارف: تنگه هرمز ملک طلق ایران است
-
سخنگوی حماس: مقاومت هرگز در برابر صهیونیستها عقبنشینی نمیکند
-
بزرگترین دروغ مکرون
-
مرگ شیطان بزرگ در تنگه هرمز
-
ایران بدون کوچکترین تردید به هرگونه تعرض و تجاوز پاسخی کوبنده میدهد
-
نقشههای بر آب آمریکا زیر آتش ایران



