نسخه Pdf

در جنگ‌ ترکیبی امروز فقط سیاستمدار یا فرمانده نظامی ترور نمی‌شود؛ بلکه هنرمند اصیل و وطن‌گرایی مثل پرواز همای هم هدف ترور شخصیتی است

صدایت گرم؛ نایت گرم

گروه فرهنگی
در روزگاری که بعضی‌ها برای چند لایک بیشتر، حاضرند از ریشه‌های خود عبور کنند و هویت ملی‌شان را در بازار سیاست‌زدگی و هیاهوی رسانه‌ای حراج کنند، هنوز هنرمندانی هستند که می‌دانند ایران فقط یک جغرافیا نیست؛ یک حافظه تاریخی، یک تمدن و یک عشق عمیق است. پرواز همای از همان معدود هنرمندانی است که سال‌ها تلاش کرده مستقل بماند؛ نه به ابتذال بازار تن داده، نه خود را به اتاق‌های فرمان رسانه‌ای و پروژه‌های سیاسی فروخته است. او راه خودش را رفته؛ با صدایی که هم ریشه در موسیقی اصیل ایرانی دارد و هم روح حماسی و روایت‌گر این سرزمین را حمل می‌کند.
این روزها، پس از اجرای سرود تیم ملی فوتبال ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶، موجی از حملات علیه او به راه افتاده است؛ حملاتی که بیش از آنکه فرهنگی یا هنری باشد، رنگ‌وبوی عملیات روانی دارد. رسانه‌های فارسی‌زبان معاند و شبکه‌های وابسته به جریان‌های ضدایرانی، از همان لحظه رونمایی این قطعه، تلاش کردند اجرای همای را نه یک اثر هنری، بلکه یک «موضع سیاسی» معرفی کنند؛ انگار در قاموس آنان، دوست داشتن ایران و ایستادن کنار تیم ملی، جرم نابخشودنی است. رونمایی این قطعه در مراسم بدرقه تیم ملی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد و نام همای بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفت.
اما مسئله دقیقاً همین‌جاست؛ پرواز همای از آن جنس هنرمندانی نیست که با چند هشتگ و هجمه مجازی، مسیرش را عوض کند. او سال‌هاست نشان داده که تعلقش به ایران، نمایشی و مناسبتی نیست. وقتی می‌گوید «ایران خط قرمز ماست»، این فقط یک جمله تبلیغاتی نیست؛ امتداد همان نگاهی است که در بسیاری از آثارش دیده می‌شود؛ نگاهی آمیخته به ریشه، خاک، تاریخ و مردم. حتی در نخستین واکنش رسمی خود به همکاری با تیم ملی نیز تأکید کرد که خواندن برای نام ایران و مردم این سرزمین، برایش افتخار است.
هنر همای دقیقاً از همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. او خواننده‌ای صرفاً پاپ یا تجاری نیست که موسیقی را به محصول مصرفی تقلیل دهد. موسیقی او، چه در فرم ارکسترال و چه در فضای تلفیقی و سنتی، حامل روایت است؛ روایتی از رنج، عشق، وطن و هویت. صدای خش‌دار و پرطنینش، در کنار نوع آهنگسازی‌اش، نوعی حماسه درونی می‌سازد که به‌راحتی قابل تقلید نیست. او از معدود هنرمندانی است که توانسته میان موسیقی دستگاهی ایران، ادبیات کلاسیک و ذائقه نسل جدید پلی واقعی بزند؛ بدون آنکه به ابتذال فرمال یا شعارزدگی بیفتد.
دقیقاً به همین دلیل است که پروژه تخریب او برای برخی جریان‌ها اهمیت پیدا می‌کند. در جنگ‌های ترکیبی امروز، فقط سیاستمدار و فرمانده نظامی هدف نیست؛ هنرمند وطن‌گرا هم هدف است. هر صدایی که بتواند احساس تعلق ملی را زنده نگه دارد، برای اتاق‌های عملیات رسانه‌ای خطرناک تلقی می‌شود. آنان به‌خوبی می‌دانند جامعه‌ای که هنوز هنرمندانش از ایران حرف می‌زنند، هنوز کاملاً فرو نپاشیده است. به همین خاطر، هر هنرمندی که حاضر نشود در زمین نفرت‌پراکنی علیه وطن بازی کند، فوراً با برچسب، تخریب و فشار رسانه‌ای مواجه می‌شود.
با این حال، پرواز همای نشان داده که فراتر از این بازی‌ها ایستاده است. او نه محصول پروژه‌های سیاسی است و نه محتاج تأیید ارتش‌های مجازی. اعتبارش را از مردم گرفته؛ از سالن‌هایی که سال‌ها با صدای او پر شده‌اند و از مخاطبانی که موسیقی‌اش را نه به‌عنوان یک کالای زودگذر، بلکه به‌عنوان بخشی از احساس جمعی خود شنیده‌اند. همین استقلال، ارزش او را بیشتر می‌کند. در فضایی که بسیاری از چهره‌ها میان «بازار» و «هویت» اولی را انتخاب می‌کنند، همای هنوز از ایران حرف می‌زند؛ بی‌لکنت، بی‌ترس و بی‌نیاز به کف‌زدن رسانه‌های بیرونی.
این روزها باید، فارغ از سلیقه موسیقایی‌مان، یک جمله مشترک برای او داشته باشیم: به قول اخوان، آقای پرواز! صدایت گرم؛ نایت گرم.

 صدایت گرم؛ نایت گرم
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو