رسیدگی به چالشهای جمعیت رو به افزایش سالمندان در کشور هر روز مهمتر میشود
رفاه سالمندان مسئله امروز و آینده
سالمندی یکی از مراحل مهم زندگی است که در تمامی جوامع با چالشهای خاصی همراه است. درکشور ما نیز با توجه به روند و هرم جمعیتی، برنامهریزی برای ارائه هرگونه خدمات، نیازمند شناخت نیازهای واقعی سالمندان است و در صورت بیتفاوتی به این موضوع در سالهای نهچندان دور، سالمندان کشور نهفقط به لحاظ مسائل بهداشتی و درمانی بلکه به لحاظ پوشش بیمه، رفاه و معیشت هم با چالشهای مختلفی مواجه خواهند شد.
با افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ زادوولد، جمعیت سالمندان رو به رشد است. وزارت رفاه در گزارشی با عنوان «چهره سالمندی در ایران: وضع موجود، چالشها و سیاستها» به بررسی دقیق وضعیت سالمندان کشور پرداخته است. این گزارش نشان میدهد که سالمندان بالای ۶۵ سال حدود ۸ درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدهند و بهبود شرایط زندگی آنها نیازمند اجرای سیاستهای حمایتی هدفمند و برنامهریزیهای بلندمدت است. در این گزارش، به بررسی وضعیت جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و چالشهای پیشروی سالمندان پرداخته شده و راهکارهایی برای بهبود شرایط آنها ارائه شده است.
وضعیت جمعیتی سالمندان در ایران
براساس آمارهای پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان، در دیماه ۱۴۰۲، تعداد سالمندان کشور به۶ میلیون و ۷۸۳ هزار و ۳۰۲ نفر رسیده است. این افراد در ۵ میلیون و ۳۲۱ هزار و ۸۰۵ خانوار زندگی میکنند. به عبارت دیگر، ۱۸ درصد از کل خانوارهای کشور دارای عضو سالمند هستند. از این تعداد، حدود ۳۱ درصد از خانوارها، سالمندانی هستند که به تنهایی زندگی میکنند. این آمار نشاندهنده افزایش تعداد سالمندان تنها در کشور است که نیاز به توجه ویژه دارد. از نظر توزیع جغرافیایی، استانهای گیلان، تهران و مازندران بالاترین نسبت جمعیت سالمند را دارند، در حالی که استانهای سیستانوبلوچستان، هرمزگان و خوزستان کمترین نسبت را به خود اختصاص دادهاند. این تفاوتها نشاندهنده نابرابریهای منطقهای در دسترسی به خدمات و امکانات برای سالمندان است.
وضعیت اقتصادی و معیشتی سالمندان
وضعیت اقتصادی سالمندان در ایران یکی از چالشهای اصلی این گروه جمعیتی است. براساس گزارش وزارت رفاه، ۱۶ درصد از سالمندان زیر خط فقر شدید و نزدیک به یک سوم آنها زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند. این آمار نشاندهنده آن است که بسیاری از سالمندان برای تأمین نیازهای اولیه خود با مشکلات جدی مواجه هستند.
خانوارهای زنسرپرست سالمند با مشکلات اقتصادی بیشتری روبهرو هستند. ۳۸ درصد از خانوارهای دارای عضو سالمند، زنسرپرست هستند که بیشترین تعداد آنها در دهکهای اول و دوم درآمدی قرار دارند. این گروه از سالمندان به دلیل نبود درآمد کافی و حمایتهای مالی، در معرض فقر و محرومیت بیشتری قرار دارند.
علاوه بر این، ۹۱ درصد از خانوارهای دارای سرپرست سالمند تنها با مستمری یک نفر بازنشسته امرار معاش میکنند. این در حالی است که تنها ۲۸ درصد از این خانوارها تحت پوشش حمایتهای دولتی قرار دارند. این آمار نشاندهنده ناکافی بودن نظام حمایتی برای سالمندان است.
چالشهای اصلی سالمندان کشور
مطابق بررسیهای صورت گرفته، فقر و نابرابری اقتصادی یکی از بزرگترین چالشهای پیشروی سالمندان است. بسیاری از پیرسالان، به ویژه زنان، در فقر مطلق به سر میبرند. این وضعیت به دلیل نبود درآمد کافی، نبود حمایتهای مالی و افزایش هزینههای زندگی تشدید شده است. از طرفی تنها بخش کوچکی از سالمندان تحت پوشش بیمههای تکمیلی قرار دارند. بسیاری از سالمندان از خدمات بهداشتی و درمانی کافی بهرهمند نیستند. این موضوع باعث شده است که بسیاری از آنها در صورت مواجهه با بیماریها و مشکلات سلامتی، با هزینههای سنگین درمانی روبهرو شوند.
طبق گزارشی که پیشتر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ارائه کرده، سالمندی جمعیت، کشور را با چالشهای عدیدهای روبهرو خواهد کرد که یکی از مهمترین آن، افزایش هزینههای مراقبتهای بهداشتی درمانی است. در دهههای گذشته، ایران با بار اقتصادی بیماریهای واگیر و عفونی روبهرو بوده و فعالیتهای بخش سلامت به پیشگیری، درمان و بازتوانی عوارض ناشی از اینگونه بیماریها معطوف بوده است. در دهههای پیشرو با بروز پدیده گذار اپیدمیولوژیک، بار اقتصادی بیماریها بر بیماریهای غیرواگیر و مزمن متوجه شده است، اما موج سومی در راه است و بهزودی بار اقتصادی بیماریها بر سالمندی جمعیت ایران و عوارض ناشی از آن متمرکز خواهد شد. کمبود زیرساختهای مراقبت از سالمندان یکی دیگر از چالشهای سالمندی جمعیت است؛ بهطوریکه با در نظر داشتن تعداد ۹ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جمعیت سالمند در کشور، باید اذعان داشت که در حال حاضر بهازای هر ۷۰۰ سالمند یک تخت مراقبت از سالمند وجود دارد. این در حالی است که شاخص مذکور در کشورهای توسعهیافته معادل یک تخت بهازای هر ۱۸ سالمند است.
انزوا و تنهایی یکی دیگر از چالشهای اصلی سالمندان در کشور است. ۲۰ درصد از زنان سالمند و ۵ درصد از مردان سالمند به تنهایی زندگی میکنند. این وضعیت به ویژه برای زنان سالمند که طول عمر بیشتری دارند، مشکلساز است. نبود حمایتهای قانونی، انزوا و افسردگی را در میان سالمندان، به ویژه زنان، افزایش داده است. مطابق پژوهشی با عنوان «پیامدهای اجتماعی اقتصادی زندگی زنان سالمند تنها» که به سرپرستی دکتر میرطاهر موسوی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی انجام شده، هم اکنون الگوی تنهازیستی در میان زنان سالمند بیش از چهار برابر مردان سالمند است. با این حال کارشناسان طب سالمندی معتقدند در کنار تربیت پزشک و نیروی انسانی متخصص در حوزه طب سالمندی باید به پیرسالان نیز آموزشهای لازم ارائه شود تا آنها برای خود مراقبانی توانمند باشند، در این شرایط میتوانند با توانایی و انرژی بیشتری در جامعه حضور داشته و چالشهایشان را پشت سر بگذارند. شهرسازی و امکانات عمومی نیز برای سالمندان، به ویژه آنهایی که با مشکلات ناتوانی مواجه هستند، مناسب نیست. فقدان امکاناتی مانند رمپ، آسانسور و حملونقل عمومی مناسب، دسترسی سالمندان به خدمات و امکانات شهری را محدود کرده است.
برنامهریزان، شهر دوستدار سالمند را شهری تعریف میکنند که در آن سالمندان و مردم عادی هر دو به یک اندازه از حقوق شهروندی برخوردارند و شهر با سالمندان غریبه نیست و استانداردها و کدهای طراحی در مناسبسازی آن رعایت میشود، این در حالی است که مطالعات نشان میدهد که در کشور ما و بهویژه شهر تهران سالمندان دارای مشکلات فراوانی هستند. مطابق رویکرد سازمان بهداشت جهانی نیز، شهرهای دوستدار سالمند شامل آن دسته از فضاهای شهریای میشود که توزیع خدمات عمومی در آنها به گونهای است که دارای حداکثر تناسب با نیازها و محدودیتهای افراد سالمند است. طبق این تعریف، خدمات حملونقل، امور اداری، شبکههای مخابراتی و ارتباطات رسانهای، ساختوساز اماکن و طراحی معماری شهری، خدمات فرهنگی و بهداشتی به شکلی ارائه میشود که افراد سالمند بدون وابستگی یا با دریافت حداقل کمک از سوی دیگران بتوانند از آنها بهرهمند شوند. همچنین در چنین شهرهایی توجه به نیازهای تعریف شده فرد سالخورده بهعنوان یک ضرورت در شاخصههای فرهنگی و تعاملات بین فردی لحاظ میشود.
سیاستها و راهکارهای پیشنهادی
سالمندان با بحران معیشتی شدیدی مواجه هستند. ۱۶ درصد زیر خط فقر شدید و یک سوم زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند. بسیاری، به ویژه زنان سالمند، فاقد درآمد و حمایت مالی هستند. تنها ۲۸ درصد از خانوارهای سالمند تحت پوشش حمایتهای دولتی قرار دارند و کمبود پوشش بیمهای دسترسی به خدمات بهداشتی را محدود کرده است. افزایش هزینههای زندگی، نبود درآمد کافی و نابرابریهای اقتصادی، شرایط را برای سالمندان، بهویژه زنان، سختتر کرده است. اگرچه اجرای سیاستهای حمایتی فوری برای بهبود معیشت این گروه ضروری است اما سالمندی جمعیت در ایران بر خلاف کشورهای غربی، قبل از فرآیند توسعه یافتگی اتفاق افتاده است؛ بنابراین احتمالا راهکارهای این کشورها در این خصوص مناسب ایران نباشد، چرا که کشورهای مذکور ابتدا روند توسعه یافتگی را طی کرده و سپس با سالمندی مواجه شدهاند، بنابراین نهادهای رفاهی، قدرت کافی برای اجرای اصلاحات در ابعاد مختلف بازنشستگی، سلامت و حتی جایگاه اجتماعی به منظور دستیابی به دوره سالمندی با کیفیت داشتهاند، اما سالمندی در ایران قبل از توسعه در حال وقوع است و به نوعی یک مهمان ناخوانده به حساب میآید. لذا میبایست راهکارهای متناسب با شرایط ایران را در دستور کار قرار داد. در این راستا وزارت رفاه در گزارش خود مجموعهای از سیاستها و راهکارها را پیشنهاد داده است. این راهکارها به دو دسته بلندمدت و کوتاهمدت تقسیم میشوند. این گزارش در زمینه برنامههای بلندمدت به توسعه طرح بانک زمان اشاره دارد. این بانک بستری برای ارائه خدمات داوطلبانه به سالمندان و تقویت همیاری اجتماعی است. در این طرح، زمان به عنوان شاخص اعتباری استفاده میشود و افراد میتوانند با ارائه خدمات به دیگران، اعتبار کسب کنند. این طرح میتواند به کاهش انزوا و افزایش مشارکت اجتماعی سالمندان کمک کند.
توسعه پنجره واحد خدمات حمایتی نیز از دیگر برنامههای بلندمدت است. این طرح با هدف یکپارچهسازی خدمات حمایتی و افزایش شفافیت و کارآمدی نظام حمایتی طراحی شده است. پنجره واحد خدمات حمایتی میتواند به بهبود توزیع خدمات و کاهش نابرابریها در دسترسی به امکانات کمک کند.
اما تأمین سبد غذایی ۲۱۰۰ کیلوکالری برای سالمندان نیازمند یکی از راهکارهای کوتاهمدت برای کاهش فقر شدید در میان سالمندان است. این طرح میتواند به بهبود وضعیت تغذیه و سلامت سالمندان کمک کند. تحت پوشش قرار دادن سالمندان فاقد بیمه، به ویژه در دهکهای پایین درآمدی، یکی دیگر از راهکارهای پیشنهادی است. این طرح میتواند دسترسی سالمندان به خدمات بهداشتی و درمانی را بهبود بخشد.
اَبَر بحران سالمندی از سال ۱۴۱۸ آغاز میشود
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور پیش از این با اشاره به افزایش سریع جمعیت سالمندان در ایران هشدار داده بود که تا سال ۱۴۱۰، جمعیت سالمندان از ۱۴ درصد عبور خواهد کرد و ایران به عنوان یک کشور سالمند شناخته میشود. این افزایش ناشی از کاهش نرخ باروری، افزایش امید به زندگی و انفجار جمعیتی دهه ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۰ است. مژگان رضازاده تأکید کرده بود که از سال ۱۴۱۸، با ورود متولدین ۱۳۵۸ به سن سالمندی، ابربحران سالمندی آغاز میشود و تا سال ۱۴۳۵، بیش از ۳۳ درصد جمعیت ایران را سالمندان تشکیل خواهند داد. تغییرات سبک زندگی، افزایش طلاق، کاهش بُعد خانوار و ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی از چالشهای پیشرو هستند.
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور گفته است که تنها ۵ درصد سالمندان نیاز به مراقبت دائمی دارند، اما زیرساختهای مراقبتی کشور بسیار محدود است و تنها ۱۴ هزار تخت در مراکز نگهداری وجود دارد. برای مقابله با این بحران، رویکردهای پیشگیرانه مانند توسعه مهارتهای مالی قبل از بازنشستگی، بیمه مراقبت طولانیمدت، تأمین مسکن و ایجاد شبکههای حمایتی محلهمحور ضروری است. بدون اقدامات فوری، ایران با چالشهای جدی در تأمین معیشت و مراقبت از سالمندان مواجه خواهد شد. با توجه به مشکلات یاد شده، تحقق موارد پیشنهادی وزارت رفاه مستلزم هدفگذاری و برنامهریزی دقیق و جامع است.
در یک نگاه کلی
بدون تردید سالمندان، به ویژه زنان سالمند، با چالشهای جدی اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی مواجه هستند. بهبود این شرایط منوط به اجرای سیاستهای حمایتی جامع، توسعه پوشش بیمهای و ایجاد محیطی دوستدار سالمند است. بدون توجه به این نیازها، چالشهای مرتبط با سالمندی در آینده تشدید خواهد شد. شاید اجرای راهکارهای پیشنهادی وزارت رفاه بتواند به بهبود کیفیت زندگی سالمندان و کاهش نابرابریها در این گروه جمعیتی کمک کند.
با افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ زادوولد، جمعیت سالمندان رو به رشد است. وزارت رفاه در گزارشی با عنوان «چهره سالمندی در ایران: وضع موجود، چالشها و سیاستها» به بررسی دقیق وضعیت سالمندان کشور پرداخته است. این گزارش نشان میدهد که سالمندان بالای ۶۵ سال حدود ۸ درصد از جمعیت ایران را تشکیل میدهند و بهبود شرایط زندگی آنها نیازمند اجرای سیاستهای حمایتی هدفمند و برنامهریزیهای بلندمدت است. در این گزارش، به بررسی وضعیت جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و چالشهای پیشروی سالمندان پرداخته شده و راهکارهایی برای بهبود شرایط آنها ارائه شده است.
وضعیت جمعیتی سالمندان در ایران
براساس آمارهای پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان، در دیماه ۱۴۰۲، تعداد سالمندان کشور به۶ میلیون و ۷۸۳ هزار و ۳۰۲ نفر رسیده است. این افراد در ۵ میلیون و ۳۲۱ هزار و ۸۰۵ خانوار زندگی میکنند. به عبارت دیگر، ۱۸ درصد از کل خانوارهای کشور دارای عضو سالمند هستند. از این تعداد، حدود ۳۱ درصد از خانوارها، سالمندانی هستند که به تنهایی زندگی میکنند. این آمار نشاندهنده افزایش تعداد سالمندان تنها در کشور است که نیاز به توجه ویژه دارد. از نظر توزیع جغرافیایی، استانهای گیلان، تهران و مازندران بالاترین نسبت جمعیت سالمند را دارند، در حالی که استانهای سیستانوبلوچستان، هرمزگان و خوزستان کمترین نسبت را به خود اختصاص دادهاند. این تفاوتها نشاندهنده نابرابریهای منطقهای در دسترسی به خدمات و امکانات برای سالمندان است.
وضعیت اقتصادی و معیشتی سالمندان
وضعیت اقتصادی سالمندان در ایران یکی از چالشهای اصلی این گروه جمعیتی است. براساس گزارش وزارت رفاه، ۱۶ درصد از سالمندان زیر خط فقر شدید و نزدیک به یک سوم آنها زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند. این آمار نشاندهنده آن است که بسیاری از سالمندان برای تأمین نیازهای اولیه خود با مشکلات جدی مواجه هستند.
خانوارهای زنسرپرست سالمند با مشکلات اقتصادی بیشتری روبهرو هستند. ۳۸ درصد از خانوارهای دارای عضو سالمند، زنسرپرست هستند که بیشترین تعداد آنها در دهکهای اول و دوم درآمدی قرار دارند. این گروه از سالمندان به دلیل نبود درآمد کافی و حمایتهای مالی، در معرض فقر و محرومیت بیشتری قرار دارند.
علاوه بر این، ۹۱ درصد از خانوارهای دارای سرپرست سالمند تنها با مستمری یک نفر بازنشسته امرار معاش میکنند. این در حالی است که تنها ۲۸ درصد از این خانوارها تحت پوشش حمایتهای دولتی قرار دارند. این آمار نشاندهنده ناکافی بودن نظام حمایتی برای سالمندان است.
چالشهای اصلی سالمندان کشور
مطابق بررسیهای صورت گرفته، فقر و نابرابری اقتصادی یکی از بزرگترین چالشهای پیشروی سالمندان است. بسیاری از پیرسالان، به ویژه زنان، در فقر مطلق به سر میبرند. این وضعیت به دلیل نبود درآمد کافی، نبود حمایتهای مالی و افزایش هزینههای زندگی تشدید شده است. از طرفی تنها بخش کوچکی از سالمندان تحت پوشش بیمههای تکمیلی قرار دارند. بسیاری از سالمندان از خدمات بهداشتی و درمانی کافی بهرهمند نیستند. این موضوع باعث شده است که بسیاری از آنها در صورت مواجهه با بیماریها و مشکلات سلامتی، با هزینههای سنگین درمانی روبهرو شوند.
طبق گزارشی که پیشتر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ارائه کرده، سالمندی جمعیت، کشور را با چالشهای عدیدهای روبهرو خواهد کرد که یکی از مهمترین آن، افزایش هزینههای مراقبتهای بهداشتی درمانی است. در دهههای گذشته، ایران با بار اقتصادی بیماریهای واگیر و عفونی روبهرو بوده و فعالیتهای بخش سلامت به پیشگیری، درمان و بازتوانی عوارض ناشی از اینگونه بیماریها معطوف بوده است. در دهههای پیشرو با بروز پدیده گذار اپیدمیولوژیک، بار اقتصادی بیماریها بر بیماریهای غیرواگیر و مزمن متوجه شده است، اما موج سومی در راه است و بهزودی بار اقتصادی بیماریها بر سالمندی جمعیت ایران و عوارض ناشی از آن متمرکز خواهد شد. کمبود زیرساختهای مراقبت از سالمندان یکی دیگر از چالشهای سالمندی جمعیت است؛ بهطوریکه با در نظر داشتن تعداد ۹ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جمعیت سالمند در کشور، باید اذعان داشت که در حال حاضر بهازای هر ۷۰۰ سالمند یک تخت مراقبت از سالمند وجود دارد. این در حالی است که شاخص مذکور در کشورهای توسعهیافته معادل یک تخت بهازای هر ۱۸ سالمند است.
انزوا و تنهایی یکی دیگر از چالشهای اصلی سالمندان در کشور است. ۲۰ درصد از زنان سالمند و ۵ درصد از مردان سالمند به تنهایی زندگی میکنند. این وضعیت به ویژه برای زنان سالمند که طول عمر بیشتری دارند، مشکلساز است. نبود حمایتهای قانونی، انزوا و افسردگی را در میان سالمندان، به ویژه زنان، افزایش داده است. مطابق پژوهشی با عنوان «پیامدهای اجتماعی اقتصادی زندگی زنان سالمند تنها» که به سرپرستی دکتر میرطاهر موسوی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی انجام شده، هم اکنون الگوی تنهازیستی در میان زنان سالمند بیش از چهار برابر مردان سالمند است. با این حال کارشناسان طب سالمندی معتقدند در کنار تربیت پزشک و نیروی انسانی متخصص در حوزه طب سالمندی باید به پیرسالان نیز آموزشهای لازم ارائه شود تا آنها برای خود مراقبانی توانمند باشند، در این شرایط میتوانند با توانایی و انرژی بیشتری در جامعه حضور داشته و چالشهایشان را پشت سر بگذارند. شهرسازی و امکانات عمومی نیز برای سالمندان، به ویژه آنهایی که با مشکلات ناتوانی مواجه هستند، مناسب نیست. فقدان امکاناتی مانند رمپ، آسانسور و حملونقل عمومی مناسب، دسترسی سالمندان به خدمات و امکانات شهری را محدود کرده است.
برنامهریزان، شهر دوستدار سالمند را شهری تعریف میکنند که در آن سالمندان و مردم عادی هر دو به یک اندازه از حقوق شهروندی برخوردارند و شهر با سالمندان غریبه نیست و استانداردها و کدهای طراحی در مناسبسازی آن رعایت میشود، این در حالی است که مطالعات نشان میدهد که در کشور ما و بهویژه شهر تهران سالمندان دارای مشکلات فراوانی هستند. مطابق رویکرد سازمان بهداشت جهانی نیز، شهرهای دوستدار سالمند شامل آن دسته از فضاهای شهریای میشود که توزیع خدمات عمومی در آنها به گونهای است که دارای حداکثر تناسب با نیازها و محدودیتهای افراد سالمند است. طبق این تعریف، خدمات حملونقل، امور اداری، شبکههای مخابراتی و ارتباطات رسانهای، ساختوساز اماکن و طراحی معماری شهری، خدمات فرهنگی و بهداشتی به شکلی ارائه میشود که افراد سالمند بدون وابستگی یا با دریافت حداقل کمک از سوی دیگران بتوانند از آنها بهرهمند شوند. همچنین در چنین شهرهایی توجه به نیازهای تعریف شده فرد سالخورده بهعنوان یک ضرورت در شاخصههای فرهنگی و تعاملات بین فردی لحاظ میشود.
سیاستها و راهکارهای پیشنهادی
سالمندان با بحران معیشتی شدیدی مواجه هستند. ۱۶ درصد زیر خط فقر شدید و یک سوم زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند. بسیاری، به ویژه زنان سالمند، فاقد درآمد و حمایت مالی هستند. تنها ۲۸ درصد از خانوارهای سالمند تحت پوشش حمایتهای دولتی قرار دارند و کمبود پوشش بیمهای دسترسی به خدمات بهداشتی را محدود کرده است. افزایش هزینههای زندگی، نبود درآمد کافی و نابرابریهای اقتصادی، شرایط را برای سالمندان، بهویژه زنان، سختتر کرده است. اگرچه اجرای سیاستهای حمایتی فوری برای بهبود معیشت این گروه ضروری است اما سالمندی جمعیت در ایران بر خلاف کشورهای غربی، قبل از فرآیند توسعه یافتگی اتفاق افتاده است؛ بنابراین احتمالا راهکارهای این کشورها در این خصوص مناسب ایران نباشد، چرا که کشورهای مذکور ابتدا روند توسعه یافتگی را طی کرده و سپس با سالمندی مواجه شدهاند، بنابراین نهادهای رفاهی، قدرت کافی برای اجرای اصلاحات در ابعاد مختلف بازنشستگی، سلامت و حتی جایگاه اجتماعی به منظور دستیابی به دوره سالمندی با کیفیت داشتهاند، اما سالمندی در ایران قبل از توسعه در حال وقوع است و به نوعی یک مهمان ناخوانده به حساب میآید. لذا میبایست راهکارهای متناسب با شرایط ایران را در دستور کار قرار داد. در این راستا وزارت رفاه در گزارش خود مجموعهای از سیاستها و راهکارها را پیشنهاد داده است. این راهکارها به دو دسته بلندمدت و کوتاهمدت تقسیم میشوند. این گزارش در زمینه برنامههای بلندمدت به توسعه طرح بانک زمان اشاره دارد. این بانک بستری برای ارائه خدمات داوطلبانه به سالمندان و تقویت همیاری اجتماعی است. در این طرح، زمان به عنوان شاخص اعتباری استفاده میشود و افراد میتوانند با ارائه خدمات به دیگران، اعتبار کسب کنند. این طرح میتواند به کاهش انزوا و افزایش مشارکت اجتماعی سالمندان کمک کند.
توسعه پنجره واحد خدمات حمایتی نیز از دیگر برنامههای بلندمدت است. این طرح با هدف یکپارچهسازی خدمات حمایتی و افزایش شفافیت و کارآمدی نظام حمایتی طراحی شده است. پنجره واحد خدمات حمایتی میتواند به بهبود توزیع خدمات و کاهش نابرابریها در دسترسی به امکانات کمک کند.
اما تأمین سبد غذایی ۲۱۰۰ کیلوکالری برای سالمندان نیازمند یکی از راهکارهای کوتاهمدت برای کاهش فقر شدید در میان سالمندان است. این طرح میتواند به بهبود وضعیت تغذیه و سلامت سالمندان کمک کند. تحت پوشش قرار دادن سالمندان فاقد بیمه، به ویژه در دهکهای پایین درآمدی، یکی دیگر از راهکارهای پیشنهادی است. این طرح میتواند دسترسی سالمندان به خدمات بهداشتی و درمانی را بهبود بخشد.
اَبَر بحران سالمندی از سال ۱۴۱۸ آغاز میشود
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور پیش از این با اشاره به افزایش سریع جمعیت سالمندان در ایران هشدار داده بود که تا سال ۱۴۱۰، جمعیت سالمندان از ۱۴ درصد عبور خواهد کرد و ایران به عنوان یک کشور سالمند شناخته میشود. این افزایش ناشی از کاهش نرخ باروری، افزایش امید به زندگی و انفجار جمعیتی دهه ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۰ است. مژگان رضازاده تأکید کرده بود که از سال ۱۴۱۸، با ورود متولدین ۱۳۵۸ به سن سالمندی، ابربحران سالمندی آغاز میشود و تا سال ۱۴۳۵، بیش از ۳۳ درصد جمعیت ایران را سالمندان تشکیل خواهند داد. تغییرات سبک زندگی، افزایش طلاق، کاهش بُعد خانوار و ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی از چالشهای پیشرو هستند.
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور گفته است که تنها ۵ درصد سالمندان نیاز به مراقبت دائمی دارند، اما زیرساختهای مراقبتی کشور بسیار محدود است و تنها ۱۴ هزار تخت در مراکز نگهداری وجود دارد. برای مقابله با این بحران، رویکردهای پیشگیرانه مانند توسعه مهارتهای مالی قبل از بازنشستگی، بیمه مراقبت طولانیمدت، تأمین مسکن و ایجاد شبکههای حمایتی محلهمحور ضروری است. بدون اقدامات فوری، ایران با چالشهای جدی در تأمین معیشت و مراقبت از سالمندان مواجه خواهد شد. با توجه به مشکلات یاد شده، تحقق موارد پیشنهادی وزارت رفاه مستلزم هدفگذاری و برنامهریزی دقیق و جامع است.
در یک نگاه کلی
بدون تردید سالمندان، به ویژه زنان سالمند، با چالشهای جدی اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی مواجه هستند. بهبود این شرایط منوط به اجرای سیاستهای حمایتی جامع، توسعه پوشش بیمهای و ایجاد محیطی دوستدار سالمند است. بدون توجه به این نیازها، چالشهای مرتبط با سالمندی در آینده تشدید خواهد شد. شاید اجرای راهکارهای پیشنهادی وزارت رفاه بتواند به بهبود کیفیت زندگی سالمندان و کاهش نابرابریها در این گروه جمعیتی کمک کند.

تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
تعطیلی پنجشنبهها در گرو رفع ابهام و افزایش بهرهوری
-
ضرورت توجه به صادرات ارزآور و حضور در بازارهای بینالمللی
-
کلید گسترش صادرات غیرنفتی
-
ضرورت دفاع از امنیت فرهنگی
-
سرنوشت سرسپردگان آمریکا سرنوشت زلنسکی است
-
راهی برای ایجاد تعادل در بازار
-
نقشه صهیونیستها علیه امنیت شامات
-
این مذاکره عزتمندانه نیست
-
هیچ تضمینی وجود ندارد!
-
رفاه سالمندان مسئله امروز و آینده