بسیاری از بلایای طبیعی نتیجه تعامل نادرست‌مان با طبیعت است

طغيان طبيعت عليه دستكاری‌ انسان

گاهی سیل و طغیان رودخانه‌ها استان‌ها را در می‌نوردد و ده‌ها نفر کشته‌ و هزاران نفر بی‌خانمان می‌شوند و گاهی نیز با وقوع زلزله و یا هر حادثه طبیعی دیگر بسیاری آواره شده و جانشان را از دست می‌دهند. واقعیت این است که حادثه‌ طبیعی از منظر جامعه‌شناسی چندان هم طبیعی نیست و مهم‌تر از آن، به‌خودی‌خود فاجعه نیست. جامعه‌شناسی فاجعه می‌گوید حادثه‌ی طبیعی در چارچوب عوامل فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی به بحران منجر می‌شود. 
ایران در فهرست ۱۰ کشوری قرار دارد که در طول سال بیشترین بلایای طبیعی را دارند. بنابراین، آمادگی برای مواجهه با بحران یک بحث مقطعی نیست، یک‌روند طولانی‌مدت است که به آن مدیریت چرخه‌ای می‌گویند. این مقوله هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد و در هیچ نقطه‌ای متوقف نمی‌شود.
ما حق نداریم به طبیعت تعرض کنیم 
بهزاد دهزاد، کارشناس محیط‌زیست، با تأکید بر این موضوع می‌گوید: «همواره تصور می‌شود که «بلایای طبیعی از طبیعت می‌آیند و سر انسان خراب می‌شوند! اما این‌گونه نیست. باید حوادث و رخدادهای طبیعی را به‌منزله‌ هشداری در نظر گرفت، چون ما آسیب‌پذیریم. ما باید شهرها را در برابر همه‌ انواع حوادث انعطاف‌پذیر بسازیم‌. باید بدانیم که کشوری داریم با انواع حوادث و مخاطرات که نیاز به مدیریت بحران کارآمد دارد و باید یاد بگیریم که دیگر در حاشیه و بستر رودخانه ساختمان‌سازی نکنیم یا  در مسیر آب راه‌آهن نسازیم. جاده‌سازی وسط دریاچه ارومیه نباید تکرار شود. ما حق نداریم به طبیعت تعرض کنیم. طبیعت مسیر طبیعی خودش را طی می‌کند و ما بخشی از این طبیعت هستیم، نه مالک و خداوندگارش.»
این کارشناس در ادامه با اشاره به عبارت بلایای طبیعی می‌گوید: «اطلاق واژه‌ «بلا» برای چنین حوادثی کار اشتباهی است و استنباط اشتباهی هم ایجاد می‌کند. طبیعت برای مردم بلا ایجاد نمی‌کند و اگر ایجاد می‌شود مقصر خود انسان است؛ چراکه طبیعت در چارچوب تقویم خود عمل می‌کند و این تقویم ناشی از هزاران عامل است. اگر بارندگی بیش‌تر یا کم‌تر از حد باشد یا زلزله‌ای اتفاق بیفتد همه‌ این‌ها در تقویم طبیعت جایگاه مشخص دارد و آن چیزی که این‌ها را به بلا تبدیل می‌کند، عاملیت ما انسان‌ها بر روی زمین است. ما معمولاً به حوادثی واژه‌ «بلایای طبیعی» را اطلاق می‌کنیم که نشات گرفته از شرایط طبیعی و عملکرد خود طبیعت باشد. مثلا بارش باران سیل‌آسا، برف شدید و یا حرکات صفحات زمین که در بسیاری از نقاط کره‌ زمین منجر به زلزله می‌شود. این‌ها درواقع حرکاتی هستند که نشئت‌گرفته از خود طبیعت هستند و ظاهراً انسان نقشی در آن ندارد اما وقتی دقت می‌کنیم، متوجه نقش بارز انسان می‌شویم. هرچند نامگذاری این سوانح تحت عنوان «بلایای طبیعی» به‌این‌علت است که از طبیعت نشات گرفته‌اند.»
دهزاد تصریح می‌کند: «در بعضی از تعاریف اشاره می‌شود که اطلاق نام «بلای طبیعی» به سوانحی است که در حیطه‌ زیست و سکونت انسانی رخ دهد، اما با این دیدگاه موافق نیستم. بعضی از تعاریف یا برداشت‌های ما مربوط به ده‌ها سال قبل است. زمانی علمی به نام اکولوژی وجود نداشت اما بعدازاین که این علم به وجود آمد، بر اساس ضرورت و پیشرفت شگفت‌انگیزی که داشت این طرز تفکر را اصلاح کرد؛ هم نسبت به خود انسان هم نسبت به طبیعت.
فرقی ندارد که زلزله درجایی خالی از سکنه اتفاق بیفتد یا در منطقه‌ای مسکونی. درواقع علم امروز شناخت ما را از شرایط طبیعت و از چندوچون اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد بسیار بیشتر کرده و بر اساس آن می‌دانیم که نباید در مناطقی که زلزله‌خیز هستند یا استعداد زلزله‌خیزی دارند مراکز مسکونی بر پا کنیم. بنابراین اگر زلزله‌ای منطقه‌ای مسکونی را ویران می‌کند یا منجر به تلفات جانی و مالی می‌شود اشتباه انسان است و طبیعت هیچ تقصیری ندارد. طبیعت به ما نشان داده که در این منطقه خطر زلزله وجود دارد و نباید آنجا را برای سکونت انتخاب کرد. بنابراین ما بهتر است که تعاریف‌مان را بر اساس دانسته‌های جدیدمان بنا کنیم و مورداستفاده قرار دهیم. قبل از این‌ها چون علمش را نداشتیم و نمی‌دانستیم، چنین اشتباهاتی کردیم. مناطق بزرگ مسکونی مثل شهر لس‌آنجلس هرلحظه درتهدید انهدام کامل است، زیرا روی یکی از بزرگ‌ترین گسل‌های زمین بنا شده یا تهران که وضعش بدتر است و چهار گسل بزرگ از زیر این شهر عبور می‌کنند. خوب آن موقع کسی این چیزها را نمی‌دانست. اما اکنون‌که می‌دانیم باید صورت‌مسئله را تغییر بدهیم و از تراکم بیش‌تر این مراکز جلوگیری کنیم و در کوتاه مدت تمهیدات ایمنی را برای ساکنین چنین مناطقی فراهم کنیم. اتفاقی که در این چرخه می‌افتد این است که در وهله‌ اول جامعه نسبت به انواع و اقسام حوادثی که ممکن است برایش اتفاق بیفتد آگاه شود. مثلاً پیش‌بینی‌ها می‌گویند زلزله‌ تهران احتمالاً چندین میلیون نفر را در همان دقایق اول خواهد کشت. الان می‌توانیم از مدیریت بحران تهران بپرسیم چه کرده؟ چه تدابیری اندیشیده؟ چه اطلاع‌رسانی‌ای کرده و در مرحله‌ آموزش در کجاست؟ مردم چه چیزهایی می‌دانند؟ آیا روی ساختمان‌ها کار کرده‌اند؟ می‌دانیم که بعضی از گران‌ترین برج‌های شمال تهران روی گسل ساخته شده‌اند. چه کسی قرار است این قضیه را در دوران پیشگیری و آمادگی مدیریت کند؟ آمادگی یعنی من بدانم شهر من روی گسل است. اگر گسل تکان خورد من باید چه‌کار کنم؟ اگر زلزله آمد و من فهمیدم نباید در خانه باشم به کجا بروم یا بعد از فروریختن ساختمان‌ها چه حمایت‌هایی از من می‌شود؟ برای کمک به خودم و همسایه‌ام چه‌کارهایی می‌توانم انجام بدهم. ما اطلاعات درستی نداریم.»
لزوم تربیت متخصصان و کارشناسان زبده‌ باهدف ارتقاء ایمنی 
دهزاد در تبیین وضعیت کشورمان به لحاظ وقوع حوادث طبیعی توضیح می‌دهد: «این را همه ما می‌دانیم که ایران، سرزمین مواجهه با بسیاری از این مسائل مثل زلزله، سیل، طوفان‌های سهمگین و غیره است. دلیل آن‌هم مربوط می‌شود به جغرافیای خاص این کشور که مزایای خاص خودش را هم دارد. چنین کشوری می‌بایست در رابطه با چیزی که ما به‌عنوان بلایای طبیعی می‌شناسیم، عملکرد بسیار بهتری داشته باشد. ایران کشوری است بسیار سانحه‌خیز. سه‌چهارم این کشور کوهستانی است، ما چندین صفحه یا زیر صفحه‌ تکتونیک در فلات ایران داریم، ضمن این‌که صفحه‌ ایران در برخورد با صفحه‌ عربستان است در زیر خلیج‌فارس که بسیار فعال است و هرلحظه ممکن است این فعالیت نمود پیدا کند و اتفاقات فاجعه‌آمیزی رخ دهد. ما در خصوص این مورد بسیار شبیه ایالات‌متحده هستیم چون آن کشور هم بسیار سانحه خیز است. درنتیجه یکی از کارهای اساسی ما مانند آن‌ها باید این باشد که مراکز تحقیقاتی و علمی خودمان را در رابطه با مطالعات چگونگی وقوع چنین حوادثی و استعداد مناطق مختلف ایران نسبت به این نوع حوادث، که به زبان دیگر «آمایش سرزمینی» نام دارد، غنی کنیم. باید کوشا باشیم و سرمایه‌گذاری کنیم. قبلا این سرمایه‌گذاری انجام شده بود و نتایج بسیار خوبی داشت. ما زمین‌شناسان، زلزله‌شناسان و متخصصان منابع آب خیلی خوبی داشتیم. اما متأسفانه در حال حاضر از این نظر منابع ضعیفی داریم. این در حالی است که ما باید این‌گونه منابع مان را تقویت کنیم. باید شناختمان را نسبت به وقع زلزله و چگونگی آن در مناطق مختلف و هم‌چنین وقوع سیل، بیش‌ازپیش افزایش دهیم (البته من به‌شدت با این مسئله که بگوییم وقع سیل جزء بلایای طبیعی است، مخالفم. چون سیل دقیقاً نتیجه‌ عملکرد ما در سطح زمین است). لازمه این کار، تربیت متخصصان و کارشناسان زبده‌ در این زمینه است که در آینده بتوانند خدمات خودشان را در جهت ایمنی سرزمینمان ارائه بدهند. تا این‌ها را نداشته باشیم، همچنان از این نظر خیلی فقیر هستیم و متأسفانه از این به بعد شاید تا کی‌اش را نمی‌دانم اما باید هزینه‌های هنگفت صرف کنیم تا بتوانیم وقایع را درست پیش‌بینی کنیم یا راه‌حل کارآمدی برای رویارویی با آن‌ها پیدا کنیم. در این راستا توجه اول من به آموزش‌وپرورش کارشناسانی است که بتوانیم در حوزه بلایای طبیعی در آینده از خدمات آن‌ها استفاده کنیم. البته تمام زمینه‌های علمی مهم هستند، اما هر کشوری باید بر اساس نیازهای ناگزیر خود به علوم مختلف و پیشبرد آن علوم و تربیت کارشناس بپردازد. ما باید بپذیریم که درزمینه‌ موردبحثمان بسیار ضعیفیم و نیاز به کار کردن داریم.»
این کارشناس در بخش دیگری از اظهاراتش در پاسخ به این پرسش که یکی از ابعاد مسئله‌ «بلایای طبیعی» بحث میدانی و مدیریت بحران آن است، در این زمینه تجربه‌ کشورمان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ می‌گوید: «مقابله با چنین حوادثی و ارائه‌ راهکاری مثبت و مؤثر برای آن‌ها احتیاج به یک ذهنیت سازنده دارد. به مسئولان و مدیرانی نیاز دارد که ذهنیتی آماده و پرورش‌یافته در راستای علم داشته باشند و بتوانند بر اساس آن یعنی بر اصول علم، تصمیمات لازم را بگیرند، اقدامات را تدارک دیده و چاره‌اندیشی کنند. من چنین ذهنیتی را در مدیرانمان نمی‌بینم. البته تغییر ذهنیت هم بسیار مشکل است. پیش‌تر سعی کرده‌ام از طریق صحبت کردن با مسئولان راه‌حل این مسائل را یادآوری کنم. در برخی موارد مدیریت بحران کاری است بسیار تخصصی و در تمام کشورهای پیشرفته و نیمه پیشرفته که مطالعه کرده‌ام مدیران بحران آن‌ها کسانی بوده‌اند که علاوه بر تخصص و علم لازم، تجربه‌ بسیار زیادی در این زمینه داشته‌اند. در کشور ما، ایجاد ذهنیت درست و منطبق با واقعیت بر اساس علم، باید اولین راهکار در نزد مدیران ما باشد؛ به‌خصوص مدیرانی که در بخش‌های بسیار حساسی مثل ایمنی مردم، سلامت و به‌کل امنیت هستند و باید از هم‌اکنون در فکر این باشند که اگر زلزله‌ای در یک منطقه رخ داد باید از الف تا ی چه‌کاری انجام دهند، باید افراد مسئول از پیش تعیین‌شده باشند و مسئولیت‌ها برای افراد کاملاً تقسیم‌شده و مشخص باشد. به نظرم مسئولین ما باید این مسئله را خیلی جدی بگیرند.»
قانون داریم اما آن‌طور که باید اجرا نمی‌شود
وی در خصوص سازوکار قانونی و حقوقی جامع در حوزه بلایای طبیعی می‌گوید: «ما ازنظر داشتن قوانین پیشرو و مترقی خیلی وضعمان خوب است. یعنی هر نوع قانونی که شما بگویید ما داریم. این باعث تعجب من هم بود، اما واقعا داریم. درزمینه حفاظت از محیط‌زیست، درزمینه حفاظت از امنیت شهروندان، هر چیزی که فکر کنید ما قانونش را داریم. ولی اجرا نمی‌شود. مشکل ما این است که قوانینمان یا روح این قوانین توسط کسانی که اجرایش می‌کنند درک نمی‌شود یا به‌صرفه نیست که اجرا شوند. می‌دانید که اکنون بخش بزرگی از تصمیم‌‌گیری‌ها چه اقتصادی و چه اجتماعی در کشور ما اصطلاحاً به دست کسانی افتاده که اهمیت این مسئله را درک نمی‌کنند. درنتیجه از این نظر داریم ضربه می‌بینیم. قانون داریم اما آن‌طور که باید اجرا نمی‌شود یا اصلاً اجرا نمی‌شود. مثلا همین شهرک‌سازی‌ها را در اطراف شهرهای مختلف ببینید؛ برخی از این شهرک‌ها در ناحیه و منطقه‌ای ساخته شده که مخروط افکنه‌ نواحی اطراف شهر است. مخروط افکنه وظیفه‌اش جذب آب باران و نفوذ آن به سفره‌های زیرزمینی است و اگر منطقه‌ای که در آن شهرک‌سازی‌ شده، از بین برود این سفره‌ها نمی‌توانند آبگیری کنند. نمونه‌های زیادی در این زمینه هست. این‌ موارد معمولا در دانشگاه‌های مهندسی راه و ساختمان آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان با فیلم و اسلاید تدریس می‌شوند که ببینید عاقبت یک پروژه‌ غلط نتیجه‌اش می‌شود این! درواقع عنوان‌های درسی دانشجویان رشته‌های راه و ساختمان است.»
وی تأکید می‌کند: «طبق اصل ۵۰ قانون اساسی حفاظت از محیط‌زیست وظیفه‌ای عمومی است و تخریبش ممنوع. ماده‌ ۶  آیین دادرسی کیفری هم می‌گوید نهادهای مردمی می‌توانند درباره‌ تخریب محیط‌زیست اعلام‌جرم کنند. مثلاً نهادهای مدنی می‌توانند وارد شوند و از این حقوق قانونی استفاده کنند. فشار برای پاسخ‌گو کردن دولت کاری است که تمام نهادهای مدنی و شهروندان می‌توانند بکنند. بحران‌ها فرصتی است که از دولت بپرسیم برای حوادث احتمالی آینده چه برنامه‌ای دارد؟ برای سیل‌، خشک‌سالی یا زلزله‌ احتمالی تهران و تبریز چه برنامه‌ای دارد؟ الان بهترین فرصت است که دولت را وادار به پاسخ‌گویی و ارائه برنامه کنیم. متأسفانه برخی افراد هرکار دلشان بخواهد می‌کنند، برایشان مهم نیست اگر درختانی که تنها باقی‌مانده‌ جنگل‌های ششصد سال پیش کره‌ زمین است از بین برود چه اتفاقی رخ خواهد داد. نتیجه‌اش می‌شود این‌که یک بارندگی ساده می‌تواند تبدیل به یک سیل مخرب شود.»
طبیعت می‌تواند خودش را بازسازی کند
این کارشناس محیط‌زیست در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان به آینده‌ای بهتر در حوزه منابع طبیعی امید داشت؟ خاطرنشان می‌کند: «کشوری که بزرگ‌ترین آسیب‌ها و لطمات را به محیط‌زیست خودش زد ایالات‌متحده آمریکا بود. در نیمه‌ اول قرن بیستم میلادی بیش از 90 درصد تالاب‌هایش را خشکاند برای این‌که زمین کشاورزی به دست بیاورد. تمام رودخانه‌های آن از بس فاضلاب‌های صنعتی در آن می‌ریختند آلوده شدند، طوری که به‌سختی ماهی در آن‌ها پیدا می‌شد. زمین‌های کشاورزی آن به خاطر استفاده بی‌رویه از کودهای شیمیایی از بین رفت و دیگر بازدهی نداشت و ضمن اینکه اولین و بزرگ‌ترین آلودگی هوای شهری هم در این کشور اتفاق افتاد که در شهر لس‌آنجلس بود و همیشه در تاریخ آلودگی هوا این شهر را مثال می‌زنند. همانطور که می‌بینید این کشور بزرگ‌ترین ضربه‌ها را به منابع خود زد اما از آن‌طرف تنها کشوری که بزرگ‌ترین خدمات را به محیط‌زیست و منابع طبیعی خود کرد بازهم ایالات‌متحده آمریکا بود. این کشور بعدازآن بهره‌برداری‌های غلط و یک‌سویه که منجر به از بین رفتن رودخانه‌ها، چشمه‌ها و تالاب‌ها شد دچار رکود اقتصادی شدیدی شد که در دهه‌ سی میلادی معروف است. می‌گویند چیزی نمانده بود که این کشور چندپاره شود یعنی درواقع داشت کار تجزیه تمام می‌شد، اما فهمیدند و دوزاری‌شان افتاد! مسئولان آن کشور، مسئولان آن کشور فهمیدند که اشتباه کجا بوده و از آن به بعد تصمیم گرفتند که هم جلوی اشتباه را بگیرند و هم نتایج آن را اصلاح کنند. الان هم من هر مثالی در موفقیت و پاکسازی شهرها بزنم از کشور آمریکاست؛ از احیای رودخانه‌ها و تبدیل آن‌ها به رودخانه‌های سالم گرفته تا احیای دریاچه‌ها و بارور کردن آن‌ها. بنابراین ما هم می‌توانیم این امید را داشته باشیم که علیرغم تمام این صدمات و لطماتی که کشور ما دچارش شده است، افرادی پیدا شوند که از این اشتباهات درس بگیرند و سعی در رفع آن‌ها و سازندگی داشته باشند. این امید همیشه با من هست و خواهد بود، چون حیات قدرت شگفت‌انگیزی دارد و می‌تواند خودش را بازسازی کند.» 
طغيان طبيعت  عليه دستكاری‌ انسان