نسخه Pdf

تقویت حس امید می‌تواند به تقویت تاب‌آوری افراد در مواجهه با بحران‌ها کمک کند

اهمیت تاب‌آوری جامعه

گروه اجتماعی 
تاب‌آوری در شرایط جنگ یک ضرورت است، نه یک انتخاب. آمادگی روانی، حمایت اجتماعی، آموزش عمومی و حضور فعال مددکاران اجتماعی و مشاوران، می‌تواند بار روانی جنگ را کاهش داده و بستر بازگشت جامعه به حالت طبیعی را فراهم آورد.
این روزها اخبار جنگ به سرعت منتشر می‌شود و گاه اخبار متناقض و گاهی آشفته درباره درگیری‌ها و نبردهای جاری، بمباران اطلاعاتی بی‌وقفه‌ای را برای افراد جامعه به ارمغان می‌آورد. این جریان بی‌امان اخبار، به‌ویژه اخبار منفی، تأثیرات عمیقی بر اقشار مختلف دارد و می‌تواند به تضعیف تاب‌آوری جامعه منجر شود. 
تاب‌آوری اجتماعی به توانایی یک جامعه برای مقابله، سازگاری و بازسازی پس از وقوع بحران‌ها یا فشارهای اجتماعی گفته می‌شود. برخلاف تاب‌آوری فردی که بر ظرفیت درونی شخص متمرکز است، تاب‌آوری اجتماعی بر روابط میان فردی، ساختارهای اجتماعی، نهادها و منابع جمعی تأکید دارد. جامعه‌ای که تاب‌آوری دارد، نه تنها در مواجهه با مشکلات دچار فروپاشی نمی‌شود، بلکه از دل بحران، قوی‌تر و منسجم‌تر بیرون می‌آید. 
ایجاد پلتفرم‌های حمایت اجتماعی برای شنیدن بدون قضاوت
از این رو گروهی از صاحب‌نظران می‌گویند: «ایجاد مراکز مشاوره و حمایت روانی برای افراد آسیب‌دیده از جنگ، برگزاری جلسات مشاوره فردی و گروهی برای کمک به شهروندان در رویارویی با استرس و اضطراب، ایجاد خطوط تلفن اضطراری و دسترسی آسان به خدمات مشاوره و آموزش مهارت‌های مقابله با استرس، تکنیک‌های تنفس و آرام‌سازی ذهن و برگزاری کارگاه‌های مشارکتی نقش چشمگیری در مدیریت بحران و افزایش تاب‌آوری جمعی دارد. ایجاد پلتفرم‌های حمایت اجتماعی برای شنیدن بدون قضاوت احساسات افراد و ارائه حمایت عاطفی، از اقدامات مهم در کاهش استرس و اضطراب است.»
این گروه از صاحب‌نظران معتقدند که درهریک از شهرهای کشور می‌توان با تأکید بر نقاط قوت و توانایی‌های جامعه، امید را در میان شهروندان تقویت و آن‌ها را به آینده‌ای بهتر دلگرم نمود. ارتباط با خانواده‌های آسیب‌دیده، تلاش برای برقراری ارتباط با خانواده‌های از هم جدا شده، ارائه خدمات و ایجاد حس امنیت و آرامش برای اعضای جامعه نیز بر عهده مسئولان شهری است تا فضایی امن و آرامش‌بخش ایجاد کنند و تأثیرات مخرب جنگ را کاهش داده و میزان تاب‌آوری را بالا ببرند. 
آنطور که بهروز شفیق، کارشناس و تحلیلگر مدیریت بحران می‌گوید: «مشارکت در کارگاه‌ها و کلاس‌های درمانی مدیریت استرس که لازم است توسط دولت‌ها برگزار شود در ارتقاء تاب‌آوری جمعی بسیار مؤثر خواهد بود. ایجاد فضاهای امن و آرامش‌بخش، ارائه خدمات مشاوره روانشناسی، ترویج فعالیت‌های آرامش‌بخش و حمایت از روابط اجتماعی نقش قابل‌توجهی در حفظ سلامت روان ساکنان جوامع در شرایط جنگی دارد. باید توجه داشت که ذهن انسان به‌طور غریزی در مواجهه با تهدید وارد فاز «آماده‌باش» می‌شود و این واکنش در کوتاه‌مدت مفید است زیرا ما را برای مقابله یا محافظت آماده می‌کند. اما زمانی که تهدیدها مداوم، مبهم و خار ج از کنترل فرد باشند، این وضعیت آماده‌باش به فرسودگی روانی منجر می‌شود. در چنین شرایطی، بدن و ذهن فرصت بازیابی پیدا نمی‌کنند و فرد دچار استرس مزمن می‌شود؛ استرسی که به‌تدریج بر خواب، اشتها، تمرکز، روابط خانوادگی و عملکرد شغلی اثر منفی می‌گذارد، درچنین شرایطی  اضطراب تنها تجربه شخصی نیست بلکه به یک هیجان جمعی تبدیل می‌شود. مردم در گفت‌وگوهای روزمره و حتی روابط خانوادگی مدام درباره تهدیدها صحبت می‌کنند و همین بازتولید مداوم نگرانی، اضطراب را تشدید و احتمالا میزان تاب‌آوری را کاهش می‌دهد.»  
تاب‌آوری، دروازه‌ای برای تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها
این کارشناس در ادامه عنوان می‌کند: «تاب‌آوری به عنوان مهارتی چندوجهی، نه تنها ابزار مقابله با بحران‌های فردی و جمعی بلکه دروازه‌ای برای تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها، حفظ همدلی و تقویت انسجام اجتماعی است. به همین دلیل، لازم است این مهارت به صورت نظام‌مند آموزش داده شود تا در مواجهه با بحران‌های آینده، بستر پایداری و امید در جامعه فراهم آید و از بار روانی تحمیل‌شده بر فرد و جمع کاسته شود. این چشم‌انداز ما را فرا می‌خواند تا در نقش رسانه‌ها و نهادهای اجتماعی تجدیدنظر کنیم؛ نقش‌هایی که باید بر پرورش نسلی تاب‌آور و مقاوم متمرکز باشند، نسلی که بتواند در دل بحران‌ها و ناپایداری‌های زمانه، مسیر خود را با امید و آرامش ادامه دهد.»
این کارشناس و تحلیلگر در حوزه مدیریت بحران، بر نیاز به تدوین پروتکل‌های علمی و دقیق در نحوه اطلاع‌رسانی درباره جنگ تأکید کرده و می‌گوید: «پروتکل‌هایی که ضمن رعایت صداقت و شفافیت، از انتشار بی‌رویه و آسیب‌زای اخبار ناامیدکننده جلوگیری کنند بسیار ضروری است.» او هشدار می‌دهد که پخش مکرر صحنه‌های تلخ، به ویژه در کودکان ترس و وحشت ایجاد می‌کند و می‌تواند روان جامعه را به مخاطره اندازد. 
شفیق همچنین اهمیت آموزش تاب‌آوری را به عنوان ضرورتی روانشناختی به ما یادآور می‌شود؛ مهارتی که باید در دل ساختارهای اجتماعی نهادینه گردد تا فرد و جامعه در برابر چالش‌های پیش رو، مقاوم، پایدار و امیدوار باقی بمانند.
امید به عنوان یک عامل محرک و حیاتی در تاب‌آوری افراد شناخته می‌شود. زمانی که افراد به آینده‌ای روشن و مثبت امیدوار باشند، توانایی بیشتری برای مقابله با مشکلات و چالش‌ها دارند. احساس امید باعث تقویت انگیزه و ایجاد انگیزه برای پیدا کردن راه‌حل‌های جدید می‌شود؛ به این ترتیب، امید می‌تواند به عنوان یک نیروی محرکه در دوران بحران عمل کند و از فشارهای روانی بکاهد. بنابراین، تقویت حس امید در جامعه می‌تواند به تقویت تاب‌آوری افراد در مواجهه با چالش‌ها و بحران‌ها کمک کند. 
لزوم بهره‌مندی از منابع محلی
شفیق تصریح می‌کند که «در شرایط جنگ، دسترسی به منابع روانی مناسب بسیار مهم است. خدمات مشاوره‌ای، خط‌های بحران و مراکز بهداشت روانی به عنوان منابع حمایتی می‌توانند به افراد کمک کنند تا احساس امنیت و حمایت کنند. همچنین، بسیاری از سازمان‌های غیر دولتی و خیریه‌ها در این زمینه خدمات روانی ارائه می‌دهند که می‌توانند به کاهش استرس و بهبود کیفیت زندگی افراد کمک کنند. آگاهی از این منابع و استفاده از آن‌ها می‌تواند به تقویت سلامت روانی در شرایط دشوار کمک کند. خانواده‌ها می‌توانند با بهره‌مندی از منابع محلی مانند مراکز اجتماعی، مؤسسات غیرانتفاعی و گروه‌های حمایتی، شبکه‌های حمایتی خود را گسترش دهند. این منابع معمولا برنامه‌ها و خدماتی را ارائه می‌دهند که به خانواده‌ها در شرایط سخت کمک می‌کند. مشارکت در این برنامه‌ها می‌تواند به افزایش آگاهی و مهارت‌های خانواده‌ها در مواجهه با بحران‌ها کمک کند و به آن‌ها اجازه دهد تا از تجارب یکدیگر بهره‌مند شوند. از سوی دیگر باید در نظر داشت که در بسیاری از جوامع، نمونه‌های موفقی از تقویت شبکه‌های حمایتی وجود دارد. به عنوان مثال، گروه‌های محلی در شرایط جنگ به برگزاری جلسات مشاوره و حمایت روانی برای خانواده‌ها اقدام کرده‌اند. در این جلسات، اعضای خانواده می‌توانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و از حمایت یکدیگر برخوردار شوند. این نوع از همبستگی اجتماعی نه تنها به تقویت تاب‌آوری خانواده‌ها کمک می‌کند، بلکه باعث شکل‌گیری روابط عمیق‌تر و معنادارتری نیز می‌شود. ایجاد شبکه‌های حمایتی قوی در خانواده‌ها نه تنها به مقابله با بحران‌ها کمک می‌کند، بلکه می‌تواند کیفیت زندگی و سلامت روان اعضای خانواده را نیز بهبود بخشد. در شرایط جنگ، این شبکه‌ها به عنوان منابع حیاتی برای حمایت عاطفی واجتماعی عمل می‌کنند. از طریق فعال‌سازی این شبکه‌ها و بهبود روابط خانوادگی، خانواده‌ها می‌توانند به سادگی از چالش‌ها عبور کنند و به سمت آینده‌ای امیدبخش‌تر حرکت کنند. با توجه به چالش‌های روزافزون، لازم است خانواده‌ها اقدامات معنادار و کاربردی را برای تقویت تاب‌آوری خود اتخاذ کنند. با همدلی و برنامه‌ریزی مناسب، می‌توانند نه تنها از خود بلکه از یکدیگر حمایت کنند و در این شرایط سخت، امید را زنده نگه دارند.»
تاب‌آوری برای مدیریت احساسات دشوار
رسول دیناروند نیز به عنوان کارشناس حوادث غیرمترقبه براهمیت توسعه تاب‌آوری تأکید کرده و به «ما» می‌گوید: «برای گذر از دنیایی که استرس و عدم قطعیت در آن همه جا حضور دارد، تاب‌آوری بسیار ضروری است. تاب‌آوری به معنای اجتناب از احساسات دشوار نیست، بلکه  به معنای یادگیری مدیریت آن‌هاست. تاب‌آوری نه تنها در زمان جنگ ضروری است، بلکه به ما کمک می‌کند تا به انسان‌هایی قوی‌تر، انعطاف‌پذیرتر و با روحیه‌تری تبدیل شویم. این ویژگی‌ها نه تنها در شرایط بحرانی، بلکه در زندگی روزمره نیز ارزشمند هستند و می‌توانند به رشد شخصی و رفاه کلی ما کمک کنند. تاب‌آوری به ما کمک می‌کند تا روابط اجتماعی خود را تقویت کنیم. در زمان‌های بحرانی، حمایت اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است. افرادی که توانایی تاب‌آوری بالایی دارند، معمولا بهتر می‌توانند از دیگران حمایت کنند و در عوض حمایت دریافت کنند.» 
این کارشناس معتقد است: تاب‌آوری اجتماعی برای ارتقاء توانایی یک جامعه باهدف مقابله با رویداد‌های ناگوار و بازگشت به زندگی عادی ضروری است و دراین زمینه یادآور می‌شود: «درمقوله تاب‌آوری، جامعه باید بتواند زخم‌ها و ضربات سهمگینی را که متحمل شده تاب آورده و ترمیم کند. در چنین شرایطی با شکل‌گیری شبکه‌های حمایتی می‌توان از جامعه حمایت و قدرت انعطاف‌پذیری افراد را بالا برد. هرچه با کمک این شبکه‌ها، آستانه تحمل افراد بالاتر برود، بقای جامعه تضمین شده و راحت‌تر از دل بحران عبور خواهیم کرد.»
دیناروند درادامه با تأکید براینکه تاب‌آوری جامعه تا حدود زیادی به نحوه عملکرد دولت و مسئولان نیز بستگی دارد، می‌گوید: «عملکرد مسئولان دراین شرایط حساس تأثیر مستقیمی بر روحیه و توانایی جامعه در مقابله با سختی‌ها دارد. رهبری قاطع و متمرکز با چشم انداز روشن، می‌تواند امید و ثبات را حفظ و سردرگمی را کاهش دهد. شفافیت در اعلام وضعیت و برنامه‌های دولت، اطلاع رسانی مداوم و حضور فعال مسئولان در رسانه، اضطراب را کاهش و اعتماد عمومی را تقویت می‌کند. همچنین، ایجاد روحیه همبستگی ملی و انگیزه در مسئولان به جامعه منتقل شده و انسجام اجتماعی را افزایش می‌دهد. این عوامل دست به دست هم داده و تاب‌آوری را بهبود می‌بخشد و نقش کلیدی در عبور موفق از بحران دارد.»
او درخصوص تاب‌آوری سیستمی عنوان می‌کند: «تاب‌آوری سیستمی به توانایی زیرساخت‌های حیاتی کشور در ادامه عملکرد یا بازسازی سریع هنگام اختلالات، در شرایط جنگی اشاره دارد. قدرت دفاعی قوی، مانند پدافند موشکی و سازماندهی نیروهای مسلح، باعث اطمینان بخشی جامعه و کاهش اضطراب خواهد شد. تأمین پایدار انرژی و آب، ستون حیاتی جوامع مدرن است و حفظ و بازسازی آن‌ها اولویت دارد تا بحران انسانی و اجتماعی پیش نیاید. زیرساخت‌های ارتباطی نیز نقش کلیدی در هماهنگی عملیات امدادی، اطلاع رسانی و جلوگیری از انزوای اجتماعی دارند. سیستم‌های هشدار زودهنگام به مردم امکان می‌دهند قبل از وقوع خطر، اقدامات لازم را انجام و تلفات را کاهش دهند. همچنین، مدیریت بحران کارآمد و تیم‌های امداد و نجات مجهز و سازمان یافته برای ارائه خدمات حیاتی به آسیب دیدگان اهمیت بالایی دارند و به بازسازی سریع جامعه کمک می‌کنند. این عناصر با هم تاب‌آوری سیستمی را تقویت و بقا و رفاه شهروندان را حفظ می‌کنند.»
تاب‌آوری اجتماعی و نقش رسانه‌ها 
دیناروند بر لزوم تاب‌آوری اجتماعی رسانه‌ها نیز تأکید و خاطرنشان می‌کند: «توانایی جامعه برای حفظ انسجام، همبستگی و سازگاری در بحران بسیار حائز اهمیت بوده که مبتنی بر شبکه‌های حمایتی، اعتماد متقابل و ارزش های مشترک است. دراین میان سرمایه اجتماعی مانند یک ذخیره نامرئی عمل می‌کند که در زمان سختی کمک رسان است و فعالیت‌های داوطلبانه نقش مهمی در تقویت آن دارند. دراین زمینه رسانه‌ها نقش دوگانه دارند: هم می‌توانند با اطلاع رسانی دقیق و ایجاد امید تاب‌آوری را تقویت کنند و هم با انتشار اطلاعات نادرست انسجام اجتماعی را تضعیف کنند؛ بنابراین مدیریت مسئولانه اطلاعات ضروری است. مقابله با شایعات و تقویت سواد رسانه‌ای جامعه نیز از عوامل کلیدی تاب‌آوری اجتماعی است. سازمان‌های مردم نهاد
با سازماندهی ظرفیت‌های مردمی، به افزایش مسئولیت‌پذیری و همبستگی اجتماعی کمک کرده و نقش مهمی در تاب‌آوری دارند.»
تاب‌آوری اجتماعی برای عبور موفق از بحران‌ها حیاتی است
درهمین حال گوهریسنا انزانی، روانشناس نیز در گفت‌وگو با «ایسنا» با تأکید بر اینکه فرد تاب‌آور، ستون جامعه است، می‌گوید: «تاب‌آوری فردی لازمه بقاست، اما تاب‌آوری اجتماعی، کلید پیروزی جامعه در بحران‌هاست. جامعه‌ای که افراد تاب‌آور دارد و همبستگی اجتماعی آن تقویت شده است، ظرفیت خود را برای بازگشت به آرامش و زندگی طبیعی حتی پس از ضربه‌های سنگین افزایش می‌دهد. بدون تردید تاب‌آوری اجتماعی برای عبور موفق از بحران‌ها حیاتی است. افرادی که تاب‌آوری فردی بالایی دارند و در شبکه‌های حمایتی فعال هستند، ستون‌های جامعه می‌شوند و می‌توانند از فروپاشی اجتماعی جلوگیری کنند.»
این روانشناس در ادامه درباره حفظ تاب‌آوری در شرایط ناامنی و بحران‌های شدید از جمله جنگ می‌گوید: «وقتی اضطراب بسیار زیاد است، حفظ تاب‌آوری هم فیزیکی و هم روانی کار سختی است، اما راهکارهایی وجود دارد که می‌تواند به افراد کمک کند تا زندگی روزمره خود را تا حد ممکن حفظ کنند. یکی از مهم‌ترین نکات کاهش اضطراب، کاهش تمرکز روی چیزهایی است که کنترل آن‌ها در اختیار ما نیست.»
این روانشناس درباره عواملی که باعث تاب‌آوری جامعه در شرایط بحران می‌شوند، نیز توضیحاتی ارائه کرده و عنوان می‌کند: «توانایی جامعه برای مقابله با بحران به زیرساخت‌ها و آمادگی قبلی آن بستگی دارد. در روز بحران نمی‌توان به سرعت جامعه را تاب‌آور کرد؛ اعتماد میان افراد، همسایه‌ها و خانواده‌ها، دسترسی سریع به مشاوران و آموزش‌های پیشین، همگی تعیین‌کننده تاب‌آوری هستند. به این نکته نیز باید توجه کرد که در شرایط اضطراب‌آور، بهتر است با افرادی که تاب‌آوری بالاتری دارند در ارتباط بود و اگر کنار کسانی هستید که اضطراب بیشتری دارند، کمی فاصله بگیرید. این تعامل‌ها و شبکه‌های حمایتی باعث افزایش تاب‌آوری فردی و اجتماعی می‌شوند. همچنین تمرین‌های تمرکز و تنفس، ورزش‌های ساده مانند یوگا و فعالیت‌های عملی روزانه باعث می‌شود فرد کنترل بیشتری روی هیجانات خود داشته باشد و اضطراب کاهش یابد.»
وحیدرضا زارعی نیز از اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی با اشاره به اهمیت تاب‌آوری روانی در دوران جنگ، چند راهکار مؤثر را پیشنهاد کرده است. 
او تمرکز بر تنفس را نخستین گام مهم برای آرام‌سازی بدن دانسته و می‌گوید: تنفس عمیق و آهسته باعث کاهش ضربان قلب و فعال شدن سیستم عصبی پاراسمپاتیک می‌شود. استفاده از تمرینات تنفس هدایت‌شده نیز می‌تواند به تنظیم احساسات کمک کند. همچنین پذیرش واقعیت و تمرکز بر آنچه قابل کنترل است از اصول اساسی مدیریت بحران‌های روانی به شمار می‌رود. از طرفی باید بپذیریم که در شرایط دشواری قرار داریم، اما احساسات ما موقتی هستند. تمرکز بر لحظه حال و اقدام در حد توان شخصی، احساس کنترل و آرامش را تقویت می‌کند.
زارعی همچنین بر نقش ارتباطات اجتماعی تأکید و عنوان می‌کند: در شرایط بحرانی، ارتباط با خانواده و دوستان و صحبت درباره احساسات، می‌تواند عامل مهمی در کاهش استرس باشد. حتی کمک به دیگران در ایجاد حس هدفمندی و امید بسیار مؤثر است.
این روانپزشک از تغذیه مناسب، خواب کافی و فعالیت بدنی سبک به عنوان دیگر عوامل حیاتی در حفظ تعادل روانی و جسمی یاد و خاطرنشان می‌کند: افراد با تمرین مدیتیشن، ذهن‌آگاهی و تصویرسازی ذهنی مثبت، ذهن خود را از فشارهای بیرونی رها سازند و البته باید درنظر داشت که دریافت بیش از حد اخبار منفی می‌تواند سطح اضطراب را به شدت افزایش دهد بنابراین بهتر است افراد تنها در زمان‌های مشخص و از منابع معتبر اخبار را دنبال کنند و از بمباران اطلاعاتی پرهیز نمایند.
این روانپزشک یافتن معنا و هدف در فعالیت‌های روزمره را ضروری عنوان و تأکید می‌کند: در صورت نیاز، استفاده از کمک حرفه‌ای روانشناسان، از مهم‌ترین گام‌ها برای عبور سالم از شرایط بحرانی است.حفظ آرامش در بحران یک مهارت است که با تمرین و آگاهی قابل تقویت است؛ مهم این است که فرد خود را در مسیر سازگاری فعال نگه دارد.
 اهمیت تاب‌آوری جامعه