نسخه Pdf

شکست ترکیبی کاخ سفید در جنگ رمضان

مذاکرات اسلام آباد، نقطه آشکارساز شکست دوجانبه واشنگتن در تقابل با تهران، در عرصه نظامی و دیپلماتیک محسوب می شود. درک این گزاره از آن جهت قابل اهمیت است که انعکاس دهنده واقعیات همزمان جنگ رمضان و تحولات پس از آتش بس موقت می باشد. در این خصوص دو نکته مهم وجود دارد که باید نسبت به آن توجه ویژه داشت:
نخست اینکه اساسا واشنگتن با هدف و نیت مذاکره واقعی راهی مذاکرات اسلام آباد نشده بود. تغییر نام مذاکره کننده آمریکا ( دی ونس) تاثیری در رویکرد تحکم آمیز و متوهمانه دشمن آمریکایی در درک واقعیات میدان نداشت. واقعیت میدان کاملا مسلم است: آمریکا در طول جنگ 40 روزه در برابر قدرت آفندی و پدافندی جمهوری اسلامی ایران دچار شکست شده و به هیچ یک از اهداف اعلامی خود از جمله تغییر نظام ، تسلط بر تنگه هرمز، خروج مواد غنی سازی شده از ایران و .....دست پیدا نکرده است. در چنین شرایطی اساسا آمریکا در جایگاهی قرار ندارد که قصد مذاکره با پیروز جنگ یعنی ایران، آن هم از موضع بالاتر را داشته باشد. این واقعیت مسلمی است که حتی محافل راهبردی و رسانه ای در غرب به ترامپ و تیم مستقر در کاخ سفید یادآوری نموده اند اما کماکان شاهد مقاومت رئیس جمهور آمریکا و همراهانش در قبال آن هستیم. بدون شک اگر ترامپ نخواهد واقعیت شکست خود در میدان را بپذیرد، در آینده ای نزدیک ضربات به مراتب سخت تر و دردناک تری از سوی جمهوری اسلامی ایران دریافت خواهد کرد. 
نکته دوم اینکه تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران به سرپرستی دکتر قالیباف ، به وضوح نشان داد که حامی و حافظ دستاوردهای گرانقدر کشورمان در میدان نبرد با دشمن متجاوز آمریکایی-صهیونیستی است. همان گونه که از نتیجه مذاکرات بر می آید، دشمن آنچه را که در عرصه نبرد نظامی با ایران به دست نیاورده، نتوانسته در پشت میز مذاکره به دست بیاورد. این همان رمز عصبانیت اخیر ترامپ و ونس نسبت به خروجی  مذاکرات اسلام آباد است. در چنین شرایطی آمریکا در میدان و دیپلماسی بازی را به رزمندگان جنگ سخت و جنگ نرم در کشورمان باخته است. شکستی که آثار و تبعات آن تا سالها معادلات راهبردی و سیاسی در واشنگتن را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد.

شکست ترکیبی کاخ سفید  در جنگ رمضان