نسخه Pdf

نقش بی‌ارادگی کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر آمریکا در ایجاد دوباره تنش‌ها بررسی شد

باخت مسقط در آزمون استقلال

بازگشت به ایستگاه قبل، نزدیک‌ترین توصیف از شرایط جنگ میان ایران و آمریکاست؛ جایی که نقض بندهای یادداشت تفاهم اسلام‌آباد، از سوی آمریکا این تفاهم را کمتر از یک ماه پس از امضای آن، به کما برده و بار دیگر منطقه را درگیر دور تازه‌ای از تنش‌های نظامی ساخته است. دور جدید این درگیری‌های تازه در حالی آغاز می‌شود که منطقه و جهان همچنان با یک تناقض قدیمی روبروست؛ تناقضی که ریشه در دوگانه تمایل به صلح در میان کشورهای منطقه و اقدامات و تصمیمات آن‌ها در این زمینه دارد.
به گزارش ایرنا حاشیه‌نشین‌های خلیج‌فارس از زمان آغاز درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، همواره خواستار پایان آن و بازگشت به مسیر دیپلماسی بودند و هستند اما این خواست و تمایل درحالی مطرح می‌شود که آن‌ها همچنان در سرزمین خود پذیرای آمریکا به عنوان کشور متجاوز هستند و پایگاه‌های آمریکا در خاک این کشورها، محل نشست و برخاست جنگنده‌ها و پرتاب موشک‌های آمریکایی به سوی ایران است. تبعیت از آمریکا به هر دلیلی به انتخاب کشورهای منطقه تبدیل شده و به نظر می‌رسد عمان هم به تحریک واشنگتن در مسیر مشابه گام برداشته است.
تنگه هرمز و آزمون استقلال مسقط
اتخاذ ترتیباتی به منظور عبور و مرور امن کشتی‌ها در تنگه هرمز، نص مصرح یادداشت تفاهم اسلام‌آباد در بند ۵ آن است. بندی که به صراحت ایران را به عنوان کشور ساحلی و دارای حق حاکمیت بر تنگه هرمز موظف می‌کند تا با توجه به مجموع شرایط پس از جنگ مسیری را در این تنگه برای تردد کشتی‌ها و نفت‌کش‌ها مشخص و به منظور تعیین آینده کشتیرانی در این آبراهه با دیگر کشور ساحلی یعنی سلطنت عمان گفت‌وگو کند. این متن روشن و واضح در نزدیک به یک ماه گذشته از سوی ایران در حال اجرا بود و تهران پس از امضای توافق تنگه را باز و عبور و مرور را برقرار کرد، جلساتی با طرف عمانی برای رسیدن به سازوکار موردنیاز برگزار شد که آخرین آن روز شنبه ۲۰ تیرماه در مسقط عمان بود. این تلاش تهران در اجرای توافق در حالی بود که واشنگتن تصمیم گرفته بود نه تنها به مفاد این تفاهم عمل نکند بلکه درصدد ایجاد مسیری موازی برای تردد کشتی‌ها از مسیر جنوبی و در بخش عمانی تنگه بود. روند شکل‌گرفته در تنگه بار دیگر شرایط ناامنی را به وجود آورد، شماری از شناورها مورد هدف قرار گرفتند و عبور و مرور به‌رغم ادعاهای «دونالد ترامپ» عملا متوقف شد.
ایجاد مسیر موازی در تنگه هرمز به تحریک آمریکا و تبعیت آمریکا، واکنش تهران را در پی داشت. «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری روز دوشنبه ۲۲ تیرماه در این زمینه گفت: «تلاش ما این بود که با مشورت عمان به سازوکاری دست پیدا کنیم که عبور ایمن کشتی‌ها از تنگه هرمز را فراهم کند. متاسفیم که به دلیل فشارهای پیدا و پنهان آمریکا بر عمان، این امر محقق نشد».
فشارهای آمریکا و تحریک عمان از سوی کاخ سفید در حالی است که ایران معتقد است که تامین امنیت این تنگه و ایجاد ترتیبات عبور و مرور از سوی دو کشور ساحلی نه فقط به نفع ایران که برای حفظ و حرمت‌گذاری به سیادت عمان هم خواهد بود و انتظار از مسقط این بود که همکاری لازم را در مسیر صیانت از امنیت و حاکمیت ملی هر دو کشور ساحلی تنگه به کار گیرد.
انتظار ایران از عمان برای همکاری در این زمینه منطقی به نظر می‌رسد؛ سلطنت عمان به عنوان دولتی که بیش از هر دولت دیگری در یک سال گذشته شاهد عهدشکنی و زیاده‌خواهی‌های آمریکا بوده، بهتر می‌داند که ایجاد مسیر موازی با مسیر ایران در شرایط فعلی نمی‌تواند به تامین امنیت در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز کمک کند. در همین راستا، تهران معتقد است هرگونه اقدام و تحرکی بدون در نظر گرفتن دیدگاه ایران، به نوعی امنیتش را تهدید می‌کند. در توضیح این دیدگاه سخنگوی وزارت امور خارجه تصریح می‌کند که «از دهه ۷۰ میلادی و از سال ۱۹۶۸، مسیر عبور دریایی و کشتیرانی، آن چیزی که موسوم به TSS است، عمدتاً از آب‌های سرزمینی عمان بوده است و هیچ‌گاه ما متعرض این موضوع نشده‌ایم اما از ۲۸ فوریه، مصادف با ۱۰ اسفند و پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، از این تنگه برای حمله به ایران سوءاستفاده شد و شرایط تغییر کرد. بنابراین ما خود را ملزم می‌دانیم که تدابیر لازم را برای جلوگیری از تکرار فجایعی که موجب حمله به ایران و ایجاد ناامنی در منطقه شد، اتخاذ کنیم». استدلال تهران قوی‌تر و منطقی‌تر از آن است که عمان یا هر کشور دیگری بتواند درباره آن اما واگر مطرح کند. هیچ دولت و نظام سیاسی مستقر و مستقلی در جهان اجازه نخواهد داد امنیت مرزهای دریایی، هوایی یا زمینی خود از سوی دیگر کشورها و همسایگان خود به خطر افتد و این اساس اقدامات ایران در مواجه با سناریوهایی است که آمریکا آن‌ها را طراحی و با کمک همسایگان ایران اجرا می‌کند.
با این همه اما تهران هم از فشار امنیتی وارد شده از سوی آمریکا، هم از نگرانی عمان از بسته شدن هرمز با توجه به نیاز این کشور به تجارت دریایی و هم از فشار کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بر مسقط آگاه است. درک هریک از این موارد، سبب شد که تهران با حداکثر حسن‌نیت یادداشت تفاهمی را با آمریکا امضا کرده و جلساتی را با طرف عمانی درباره ترتیبات اداره این آبراه برگزار کند اما این مهم تا زمانی منطقی به نظر می‌رسد که واشنگتن بر تعهدات خود در آن یادداشت تفاهم پایبند بماند و مسقط هم دغدغه‌ها و نگرانی‌های تهران را پیرامون ترتیباتی که بدون حضورش اتخاذ شده درک کند.
کشورهای منطقه و ضرورت پاسخ به یک پارادوکس
همزمان با آغاز مجدد درگیری‌های نظامی میران ایران و آمریکا، دولت‌های منطقه حملات صورت گرفته از سوی ایران به پایگاه های امریکا در این کشورها را محکوم کردند. ایران در واکنش به نقض آتش بس از سوی آمریکا در چند روز اخیر، پایگاه العدید در قطر را که مرکز سنتکام (فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا)، پایگاه علی‌السالم در کویت که موشک‌های آمریکا به طور معمول از آنجا پرتاب می‌شود و پایگاه نظامی آمریکا در بحرین را که ناوگان پنجم نیروی دریایی این کشور در آنجا مستقر هستند را هدف قرار داده است.
این روایت از آنچه در منطقه در حال روی دادن است؛ این پرسش را به وجود خواهد آورد که کشورهای منطقه چرا و چگونه از ایران انتظار دارند که در برابر حملات صورت گرفته از این پایگاه‌ها اقدامی انجام ندهد؟ مگر جز این است که ارتش آمریکا به دلیل وجود این پایگاه‌ها در خاک آن‌ها امکان و توان حملات نظامی به ایران را یافته است؟ پرسش مهمتر این خواهد بود که اگر دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس به جد و در عمل خواستار توقف جنگ و برقراری صلح در منطقه هستند؛ چرا آمریکا را از استفاده از خاک خود منع و فعالیت این پایگاه‌ها را متوقف نمی‌کنند. شیخ‌ و سلطان‌نشین‌های منطقه ممکن است در پاسخ به تمام این پرسش‌ها استدلال‌های خود از ناچاری تا ناسازگاری با ایران را اعلام کنند و تهران هم ناچاری و اجبار تحمیل شده بر آن‌ها را درک کند اما هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند مسئولیت مستقیم، قانونی و حقوقی این کشورها در قبال تامین امنیت همسایه خود را نفی کند و نیز حق ایران در پاسخ به تهدیدات دریافتی از سوی آن‌ها را.
از این منظر خاورمیانه نیازمند حل این موقعیت پارادوکسیکال است؛ یا امنیت منطقه یا پایگاه‌هایی که قرار بود چتر امنیتی باشند اما همچنان نابودگر این مفهوم هستند. واقعیت آن است که آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، تنها رقابت بر سر یک گذرگاه آبی نیست؛ بلکه رقابت میان دو الگوی امنیتی است. الگوی نخست، امنیت را در افزایش حضور و بازدارندگی نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای تفسیر می‌کند و الگوی دوم، بر این فرض استوار است که امنیت پایدار تنها از مسیر همکاری کشورهای ساحلی و گفت‌وگوهای منطقه‌ای به دست می‌آید.

باخت مسقط در آزمون استقلال