نسخه Pdf

در شب‌های پرالتهاب نبرد با متجاوزان آمریکایی، استان‌های جنوبی کشور همچون همیشه سپر بلای امنیت ایران شده‌اند

هرمز؛ خاکریز آینده ایران

گروه سیاسی
جنوب ایران بار دیگر همچون سال‌های حماسه و خون دفاع مقدس هشت‌ساله، قامت برافراشته و به سنگر تسخیرناپذیر امنیت و استقلال پهنه‌ی ایران‌زمین بدل شده است. این خطه که همواره در درازنای تاریخ نماد توأمان مظلومیت و استکبارستیزی بوده، در این کارزار تاریخی نیز در دل گرم‌ترین روزهای سال و طاقت‌فرساترین شرایط آب‌وهوایی، فشار و التهاب جنگ را صبورانه به جان خریده است تا گزندی به حریم وطن نرسد. جنوب؛ این خطه‌ی اسرارآمیز و گیرا با آن نخل‌های ایستاده و امواج خروشانش، و با آن مردمان خون‌گرم، دریادل و سرزنده‌اش که سینه در برابر آتش کینه‌توزانه‌ی متجاوزان سپر کرده‌اند، دگربار ثابت کرد که نبض غیرت کشور در رگ‌های او می‌تپد و امروز، فداکارانه و باصلابت، بار دیگر مایه فخر و مباهات تمام ایرانیان شده است.
برای سومین شب پیاپی، آسمان جنوب ایران و متقابلاً پایگاه‌های اشغالی آمریکا در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، صحنه رویارویی‌های نظامی ایران و آمریکا بود. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با اذعان به آغاز حملات به دستور مستقیم دونالد ترامپ، عملاً پرده از استیصال راهبردی واشنگتن برداشت. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به دکترین «بازدارندگی فعال» و اصل «پاسخ نامتقارن و قاطع»، موج دوم عملیات غرورآفرین «نصر ۲» را کلید زد. این عملیات ترکیبی، که با هماهنگی بی‌نظیر و هم‌افزایی راهبردی میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران به اجرا درآمد، نشان داد که تهران نه تنها در برابر هرگونه تجاوزی دست‌بسته نیست، بلکه از ظرفیت و اراده لازم برای تحمیل اراده خود بر ماشین جنگی غرب برخوردار است. تحولات این ساعات پرالتهاب، از هدف قرار گرفتن پایگاه‌های کلیدی آمریکا در بحرین، کویت و اردن تا انسداد کامل و هوشمندانه تنگه هرمز به روی شناورهای متخاصم، حامل پیام‌های روشنی برای نظام بین‌الملل بود: دوران بزن و دررو در خلیج فارس برای همیشه پایان یافته و هرگونه ماجراجویی با پاسخی ویرانگر در عمق استراتژیک دشمن مواجه خواهد شد.
 کالبدشکافی تجاوزات استکبار و جنایت جنگی در میناب به مثابه تروریسم دولتی
بررسی دقیق سلسله رویدادهای بامداد سه‌شنبه نشان می‌دهد که ایالات متحده در پی شکست‌های متوالی در عرصه‌های دیپلماتیک و میدانی، به رویکردی مبتنی بر تروریسم دولتی و ایجاد رعب و وحشت کور روی آورده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که از حدود ساعت دو و ده دقیقه بامداد، نقاطی در شهرستان امیدیه در استان خوزستان هدف قرار گرفت که به مجروحیت دست‌کم چهار نفر از هم‌وطنانمان انجامید. در ادامه، دامنه این حملات کور به غرب بندرعباس، جزایر راهبردی قشم و کیش، و همچنین شهرهای بوشهر، جم و کنگان نیز کشیده شد. اگرچه پدافند هوایی هوشیار کشور توانست بسیاری از این تهدیدات را خنثی کند و مقامات محلی از جمله در منطقه آزاد کیش هرگونه اختلال در زیرساخت‌های حیاتی نظیر آب و برق را تکذیب کردند، اما اوج رذالت و توحش ماشین جنگی آمریکا در جنایت هولناک میناب متجلی شد. استفاده ارتش تروریستی آمریکا از پایگاه‌های هوایی خود در منطقه برای حمله به میناب که منجر به شهادت مظلومانه ۱۸۶ نفر از دانش‌آموزان و معلمان بی‌گناه شد، نقض آشکار و وحشیانه تمامی کنوانسیون‌های بین‌المللی و حقوق بشری است. این جنایت جنگی که در نخستین روز این دور از درگیری‌ها رخ داد، نقاب از چهره به ظاهر حقوق بشری واشنگتن برداشت و ماهیت خون‌ریز سردمداران کاخ سفید را برای جهانیان عیان ساخت. این کشتار بی‌رحمانه، نه تنها اراده ملت ایران را سست نکرد، بلکه به موتور محرکه‌ای برای مشروعیت‌بخشی و تسریع در روند انتقام سخت و اجرای عملیات‌های کوبنده نصر ۲ تبدیل گردید و خشم مقدس نیروهای مسلح را برای تنبیه متجاوز شعله‌ور ساخت.
 معماری عملیات نصر دو: هم‌افزایی ارتش و سپاه و انهدام نمادهای فناوری نظامی آمریکا
در پاسخ به این شرارت‌ها، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با صدور اطلاعیه‌های پی‌درپی، ابعاد گسترده‌ای از عملیات مقابله‌به‌مثل خود را تشریح کردند که نشان از یک معماری دقیق عملیاتی دارد. بر اساس اطلاعیه شماره ۷ سپاه پاسداران، موج دوم عملیات نصر ۲ مستقیماً قلب تپنده حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، یعنی پایگاه الجفیر در بحرین را که محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست، هدف قرار داد. انتخاب این هدف دارای پیام‌های ژئوپلیتیک و نظامی بی‌شماری است. شلیک موشک‌ها و پهپادهای انتحاری به سمت انبارهای پشتیبانی تسلیحاتی، مرکز ارتباطات ماهواره‌ای و ساختمان اقامتگاه نیروهای آمریکایی در این پایگاه، نشان‌دهنده اشراف دقیق اطلاعاتی بر آسیب‌پذیرترین نقاط دشمن است.
فراتر از آن، در اطلاعیه شماره ۸، به انهدام سیستم‌های راداری پاتریوت، رادار کنترل هوایی ناوگان پنجم و سامانه اخطار اولیه C-RAM اشاره شده است. این دستاورد میدانی، در واقع تیر خلاصی بر اسطوره شکست‌ناپذیری پدافند هوایی غرب بود. سامانه‌هایی که واشنگتن سال‌ها با اتکا به آن‌ها، کشورهای عربی منطقه را دوشیده و میلیاردها دلار از ثروت آن‌ها را به بهانه تأمین امنیت به غارت برده بود، در برابر باران موشک‌ها و پهپادهای رادارگریز ایرانی کاملاً فلج و نابینا عمل کردند. همزمان با عملیات کوبنده سپاه، غرش پهپادهای انهدامی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر فراز پایگاه‌های ارتش تروریستی آمریکا در کویت و انهدام سامانه‌های ارتباطی، مخازن سوخت، برج مراقبت و انبار مهمات، تجلی دکترین «مشت واحد» در نیروهای مسلح ایران بود. این هماهنگی ارگانیک میان ارتش و سپاه، توانایی ایران در اجرای عملیات‌های همزمان، چندوجهی و شبکه‌محور در جغرافیای وسیع غرب آسیا را به رخ کشید.
جنگ ارتباطات، اشراف اطلاعاتی و شکست نبردهای شبکه‌محور آمریکا
یکی از درخشان‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین ابعاد عملیات اخیر، موفقیت چشمگیر ایران در حوزه جنگ الکترونیک و انهدام زیرساخت‌های هدایت‌پذیر دشمن بود. بر اساس گزارش منابع نظامی موثق، دشمن پیش‌تر با استفاده از شناورهای هدایت‌پذیر و بدون سرنشین، یکی از پایگاه‌های ارتش جمهوری اسلامی را هدف قرار داده بود. آمریکا گمان می‌کرد با استفاده از هوش مصنوعی و شناورهای بدون سرنشین می‌تواند بدون تلفات انسانی، موازنه وحشت ایجاد کند. با این حال، در مرحله دوم عملیات نصر ۲، مرکز فرماندهی، کنترل و مانیتورینگ این قایق‌های بدون سرنشین در پایگاه‌های آمریکایی به‌طور کامل شناسایی و از کار افتاده و منهدم شد.
این اقدام، نیازمند سطح فوق‌العاده‌ای از اشراف اطلاعاتی، سیگنالی و سایبری است. این امر ثابت می‌کند که پایش اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران صرفاً محدود به مرزهای فیزیکی نیست، بلکه اعماق شبکه‌های فرماندهی و کنترل دشمن را نیز در بر می‌گیرد. انهدام این مرکز فرماندهی، به معنای کور کردن چشم‌ها و قطع کردن بازوهای رباتیک آمریکا در خلیج فارس است. افزون بر این، رهگیری و انهدام یک فروند پهپاد پیشرفته آمریکایی از نوع MQ-1 در تنگه هرمز توسط سامانه‌های پدافند هوافضای سپاه و تحت شبکه یکپارچه پدافند هوایی کشور، بار دیگر برتری تکنولوژیک و راداری ایران را در حفاظت از آسمان خود به اثبات رساند و نشان داد که هیچ پرنده متجاوزی از چشمان تیزبین پدافند ایران مخفی نخواهد ماند.
تنگه هرمز، دیپلماسی مقاومت و پایان باج‌خواهی دریایی
بخش عمده‌ای از تحولات اخیر، در عرصه دریا و به‌ویژه در شریان حیاتی اقتصاد جهانی، یعنی تنگه هرمز رقم خورد. آخرین وضعیت میدانی حاکی از آن است که هیچ‌گونه ترددی در این آبراه راهبردی انجام نمی‌شود. آمریکا در یک اقدام فریبکارانه و مافیایی، با مالکان شناورها وارد مذاکره شده و پیشنهاد داده بود در ازای دریافت حدود بیست درصد از ارزش کل محموله‌ها، عبور آن‌ها را به صورت چراغ‌خاموش و از مسیرهای غیرقانونی اسکورت کند. این اقدام که مصداق بارز راهزنی دریایی نوین و باج‌گیری بین‌المللی است، با واکنش قاطع و هوشمندانه دستگاه دیپلماسی و میدان مواجه شد.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ مواضعی مقتدرانه و در عین حال کنایه‌آمیز، ضمن به سخره گرفتن پیشنهاد گزاف و کاسب‌کارانه ترامپ، تأکید کرد که ایران به عنوان لنگرگاه ثبات، همواره امنیت این تنگه را تأمین کرده است و برای حفظ این امنیت، نیازی به دخالت قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیست. در عرصه میدان نیز، اطلاعیه شماره ۶ سپاه پاسداران به صراحت اعلام کرد که دو فروند سوپرنفتکش که با خاموش کردن سامانه‌های ناوبری و نادیده گرفتن اخطارها قصد عبور مخفیانه تحت اسکورت نامرئی آمریکا را داشتند، وارد مسیرهای مین‌گذاری‌شده پدافندی شده و مورد اصابت قرار گرفتند. نیروی دریایی ارتش نیز با شلیک موشک‌های کروز، یک شناور متخاصم آمریکایی را در هم کوبید. این رویدادها پیام واضحی داشت: سیستم‌های پنهان‌کار و خاموش کردن رادارها (AIS) نمی‌تواند مانع از رهگیری دقیق توسط نیروهای مسلح ایران شود. خلیج فارس خانه ماست و هیچ تحرکی در این خانه از نگاه میزبان پنهان نمی‌ماند. امارات متحده عربی و بریتانیا نیز با تأیید حوادث دریایی در سواحل عمان و تنگه هرمز، عملاً به شکست پروژه عبور امن آمریکایی اعتراف کردند.
پیامدهای ژئوپلیتیک نبرد برای هم‌پیمانان منطقه‌ای آمریکا و پیوند با مسئله فلسطین
جمهوری اسلامی ایران در خلال این عملیات کوبنده، از جنگ روانی و دیپلماسی عمومی غافل نشد. اطلاعیه شماره ۹ سپاه پاسداران که مستقیماً خطاب به مردم مسلمان اردن صادر شد، یک شاهکار در عرصه عملیات روانی و پیوند دادن جبهه‌های مختلف محور مقاومت است. اعلام انهدام تأسیسات استقرار نیروهای آمریکایی در پایگاه هوایی موفق السلطی اردن با موشک‌های بالستیک، علاوه بر اینکه انتقام خون شهدای دانش‌آموز میناب بود، حامل یک پیام استراتژیک برای دولت‌های میزبان پایگاه‌های آمریکایی است: حضور آمریکا دیگر نه تنها امنیت‌آفرین نیست، بلکه سیبل مستقیم حملات و عامل اصلی ناامنی است. درخواست سپاه از مردم اردن برای مطالبه برچیده شدن پایگاه‌های آمریکایی و پیوند دادن این اقدام با کمک به مردم مظلوم فلسطین و توقف ماشین کشتار صهیونیست‌ها در غزه، نشان‌دهنده عمق راهبردی نگاه تهران به تحولات منطقه است. جمهوری اسلامی ایران با این اقدام، نشان داد که نبرد در خلیج فارس از نبرد در سواحل مدیترانه و غزه جدا نیست. این یک رویارویی همه‌جانبه میان جبهه حق و مقاومت در برابر محور استکبار و صهیونیسم است. فعال شدن آژیرهای هشدار در بحرین و ترس و وحشت حاکم بر پایگاه‌های اشغالی در کویت و امارات، باید حاکمان این کشورها را به این نتیجه قطعی رسانده باشد که گره زدن امنیت ملی خود به قدرت رو به افول واشنگتن، قماری بازنده و خطایی استراتژیک است که تاوانی سنگین در پی خواهد داشت.
تلفیق میدان و دیپلماسی؛ انزوای راهبردی ایالات متحده
در تحلیل کلان این رویدادها، نمی‌توان از همبستگی و هماهنگی بی‌نظیر میان عرصه دیپلماسی و عرصه نبرد (میدان) در ساختار حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران چشم‌پوشی کرد. در حالی که غرش موشک‌ها و پهپادهای سپاه و ارتش، خواب را از چشمان تفنگداران دریایی آمریکا در بحرین، کویت و ناوگان مستقر در دریا ربوده بود، دستگاه دیپلماسی ایران نیز با صلابت و اقتدار کامل، پروژه مشروعیت‌زدایی از حضور آمریکا را در افکار عمومی جهان پیش می‌برد. موضع‌گیری هوشمندانه وزیر خارجه در قبال اظهارات کاسب‌کارانه رئیس‌جمهور آمریکا، در واقع خلع سلاح نرم دشمن پیش از نابودی سخت تجهیزاتش بود. ایالات متحده در این رویارویی تلاش کرد تا با تحریک شناورهای تجاری و استفاده از آن‌ها به عنوان سپر انسانی و ابزاری برای فشار اقتصادی بر ایران، یک ائتلاف دریایی تصنعی ایجاد کند. با این حال، واکنش قاطع نیروهای مسلح ایران در هدف قرار دادن شناورهای متخلف و تأکید بر اشراف کامل اطلاعاتی بر هرگونه تحرک حتی با سامانه‌های ناوبری خاموش، این پیام را به شرکت‌های کشتیرانی جهانی مخابره کرد که عبور از تنگه هرمز تنها با رعایت قوانین حاکمیتی ایران و تحت نظارت و کنترل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی امکان‌پذیر است. این امر عملاً به انزوای بیشتر آمریکا و بی‌اعتباری تضمین‌های امنیتی آن در میان شرکای اقتصادی‌اش منجر شد. زمانی که آمریکا قادر به دفاع از پیشرفته‌ترین سامانه‌های راداری و پدافندی خود (پاتریوت و سی‌رم) در پایگاه‌های نظامی‌اش نیست، چگونه می‌تواند امنیت نفتکش‌های غول‌پیکر را در باریکه‌ای همچون تنگه هرمز تضمین نماید؟
تحلیل دکترین عملیاتی دشمن و چرایی شکست آن در برابر ابتکار عمل ایران
نگاهی به تاکتیک‌های به‌کارگرفته شده توسط ارتش ایالات متحده در این تقابل چندروزه، نشان از سردرگمی و فقدان یک استراتژی منسجم دارد. استفاده کور از قدرت هوایی برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی و مسکونی در شهرهای جنوبی ایران نظیر امیدیه و بوشهر، نشان می‌دهد که ماشین جنگی آمریکا به دلیل ناتوانی در مقابله با توانمندی‌های نقطه‌زن و نامتقارن ایران، به راهبرد "تنبیه جمعی" روی آورده است. از سوی دیگر، اتکای بیش از حد به فناوری‌های کنترل از راه دور و شناورهای بدون سرنشین، با این تصور باطل صورت گرفت که ایران فاقد توانایی جنگ سایبری و جنگ الکترونیک برای مقابله با این تجهیزات است.
اما انهدام دقیق مرکز مانیتورینگ و کنترل این قایق‌های بدون سرنشین در بحرین، به منزله فروپاشی دکترین جنگ شبکه‌محور (Network-Centric Warfare) سنتکام بود. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ثابت کردند که در دکترین نظامی خود، نه تنها بر توسعه کمی تسلیحات تمرکز کرده‌اند، بلکه در لبه تکنولوژی‌های نوین نظیر تسلیحات ضد تشعشع، اخلالگرهای الکترونیکی و موشک‌های بالستیک نقطه‌زن با قابلیت عبور از چترهای پدافندی چندلایه قرار دارند. اصابت دقیق موشک‌ها به مخازن سوخت ناوگان پنجم در بحرین، آن هم در میان انبوهی از سیستم‌های دفاع موشکی ادعایی آمریکا، یک پیروزی مطلق مهندسی و تاکتیکی برای صنعت دفاعی بومی ایران محسوب می‌شود.
چشم‌انداز آینده و تثبیت موازنه جدید قدرت در منطقه
معادلات به شکلی اساسی و غیرقابل بازگشت تغییر یافته است. جمهوری اسلامی ایران با این سطح از پاسخ‌گویی قاطع، چندمرحله‌ای و کاملاً دقیق، دکترین بازدارندگی خود را از فاز تئوریک به فاز عملیاتی تمام‌عیار ارتقا داد. آمریکا اکنون به وضوح می‌داند که هرگونه شلیک به سمت خاک ایران، با شلیک متقابل به سمت حیاتی‌ترین شریان‌های نظامی و اقتصادی‌اش در منطقه پاسخ داده خواهد شد. کشورهای حاشیه خلیج فارس و دولت‌هایی که خاک خود را پایگاه ماجراجویی‌های واشنگتن قرار داده‌اند، اکنون در یک دوراهی تاریخی قرار دارند. استمرار میزبانی از ارتش تروریستی آمریکا، همان‌گونه که در اطلاعیه‌های سپاه پاسداران به صراحت هشدار داده شد، به معنای قرار گرفتن در مدار آتش و پذیرش عواقب ویرانگر آن است. امنیت در خلیج فارس، مفهومی بومی است که تنها از طریق همکاری منطقه‌ای و خروج کامل نیروهای بیگانه محقق خواهد شد. در نهایت، سلسله عملیات‌های ظفرمندانه نصر ۲، انهدام پهپادهای متجاوز، هدف قرار دادن شناورهای متخلف، و در هم کوبیدن زیرساخت‌های نظامی و ارتباطی آمریکا از کویت تا بحرین و اردن، نمادهای انکارناپذیر اراده پولادین و اقتدار بی‌بدیل جمهوری اسلامی ایران است. پیروزی در این نبرد اراده‌ها، از آن ملتی است که با اتکا به ایمان الهی، انسجام ملی و توانمندی‌های بومی نیروهای مسلح خود اعم از غیورمردان ارتش و دلاوران سپاه پاسداران، در برابر استکبار جهانی قامت خم نکرده و با قدرت، معادلات جدید نظم منطقه‌ای را به نفع صلح، ثبات واقعی و حقوق مستضعفین دیکته می‌کند. خلیج فارس تا ابد خلیج فارس باقی خواهد ماند و حاکمیت بلامنازع بر این پهنه آبی، در دستان پرتوان فرزندان ایران اسلامی است. چشم‌انداز پیش‌رو، عاری از هژمونی آمریکا و سرشار از استقلال و قدرت‌نمایی محور مقاومت در سراسر منطقه غرب آسیا خواهد بود.

هرمز؛ خاکریز آینده ایران