صحنه نبرد نشان میدهد که زمان به ضرر واشنگتن و ابتکار عمل در دست ایران است
چماق هرمز بر سر راهزن ارزی
مشاهدات میدانی و دادههای تحلیلی از دوازدهمین هفته از درگیریهای منطقهای نشان میدهد که تقابل چندجانبه میان جبهه مقاومت و ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی وارد مرحلهای بیسابقه و تعیینکننده شده است. برخلاف تصور اولیه اتاقهای فکر در واشنگتن و تلآویو که نبرد را در قالب یک تهاجم سریع و کنترلشده برآورد میکردند، اکنون ماشین جنگی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در یک تله فرسایشی عمیق گرفتار شده است. همزمانی بحران شدید پشتیبانی در پنتاگون با ابتکار عملهای جدید ایران و نیروهای متحدش، روند تحولات را از حالت دفاعی به سمت «املا و دیکتهکردن شروط پایان جنگ» سوق داده است.
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب در پاسخ به مواضع حزبالله لبنان، خطوط معمارانه این مرحله جدید را کاملاً روشن ساخت. این پیام فارغ از جنبههای معنوی، نقشه راه کلان جبهه مقاومت برای موازنه قدرت در منطقه است. تعیین شرط «خروج کامل، بدون قید و شرط و فوری نیروهای اشغالگر از تمام خاک لبنان» و «حفظ کامل تمامیت ارضی این کشور» بهعنوان گام اول هرگونه تفاهم، در واقع شلیک نهایی به الگوی دیپلماسی اجبارآمیز آمریکا بود. واشنگتن قصد داشت با ایجاد فشار نظامی، امتیازات ارضی یا امنیتی یکطرفهای را برای تلآویو نقد کند، اما تثبیت این خط قرمز صریح، امکان مانور سیاسی را از کاخ سفید سلب کرد و تمام توافقهای گامبهگام و مشروط را از اعتبار ساقط ساخت.
این موضعگیری مقتدرانه بر روی بستر واقعیات عینی میدان شکل گرفته است؛ جایی که ارتش آمریکا با یکی از جدیترین بنبستهای عملیاتی تاریخ مدرن خود دستوپنجه نرم میکند. گزارشهای درزیافته از جلسات محرمانه ستاد مشترک ارتش آمریکا با دونالد ترامپ و پیت هگست، وزیر جنگ این کشور، از یک تخلیه بحرانی در ذخایر موشکهای پدافندی نظیر سامانههای پاتریوت و ثاد حکایت دارد. تداوم درگیریها در جبهههای متعدد سبب شده توانایی واشنگتن برای حفاظت از پایگاههای منطقهای خود به نقطهای شکننده برسد. تعلیق برنامههای پنتاگون برای تشدید حملات هوایی، اعتراف نیویورکتایمز به ناکامی استراتژی تهاجم سریع، و توصیه دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، مبنی بر لزوم توقف عملیات در حوضه خلیج فارس به دلیل رسیدن به سقف اثربخشی، همگی نشانههایی آشکار از عقبنشینی تاکتیکی ناخواسته آمریکا است. حتی مواضع انفعالی مایک والتز در سازمان ملل و تلاش برای سرکوب افشاگران این دادهها نیز نتوانسته آشفتگی ساختاری در لایههای فرماندهی واشنگتن را پنهان کند.
در همین حال، توسل کاخ سفید به ابزارهای غیرقانونی برای جبران خسارات نظامی، واکنش متقابل و سنگینتری را از سوی ایران به همراه داشته است. بیانیه هشدارآمیز قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص) در پاسخ به تهدید رئیسجمهور آمریکا مبنی بر برداشت از داراییهای بلوکهشده ایران برای پرداخت غرامت به شناورهای متخلف، موازنه دریانوردی در خلیج فارس را کاملاً دگرگون ساخت. اعلام رسمی این موضوع که هر کشور یا شرکت ذینفع در این مصادره غیرقانونی، حق عبور و تردد از تنگه هرمز را برای شناورهای خود از دست خواهد داد، نشاندهنده ارتقای تسلط ایران بر شریانهای زیستی و تجاری غرب است. این اقدام، اهرم مالی آمریکا را مستقیم هدف قرار داده و هرگونه ریسکپذیری برای شرکتهای بیمه و کشتیرانی بینالمللی را به صفر رسانده است. گستره این نبرد فرسایشی که ابعاد اقتصادی آن اکنون بر ابعاد نظامی سایه افکنده، با اقدامات مکمل جبهه جنوب و دریای سرخ ابعاد تازهای یافته است. ضربات موشکی و پهپادی انصارالله یمن به تأسیسات پالایشگاهی آرامکو در جیزان و ینبع و ناامنسازی خطوط مواصلاتی البحر الاحمر، ریاض را ناچار کرده با تحمل هزینههای هنگفت، خطوط صادراتی خود را به سمت سواحل مدیترانه در مصر تغییر دهد. این مسئله گواهی بر صحت این واقعیت است که معیارهای پیروزی در نبردهای معاصر از تسخیر جغرافیا به تحمیل هزینههای تجدیدناپذیر اقتصادی و روانشناختی تغییر یافته است.
همزمان با سانسور شدید پنتاگون درباره آمار واقعی تلفات نیروهای خود که بنا بر ارزیابیهای میدانی سپاه پاسداران از مرز ۲۰۰ کشته گذشته است، انزوای بینالمللی رژیم صهیونیستی نیز شدت یافته است. طومار بیسابقه دهها نماینده پارلمان بریتانیا برای تحریم کامل تسلیحاتی تلآویو و اعتراف رسانههای صهیونیستی به عدم تمایل کاخ سفید برای همراهی با آتشافروزیهای بیشتر، نشان از شکافهای عمیق استراتژیک در جبهه غربی دارد.
با تحلیل مجموع این متغیرها، پیشبینی روندهای آتی نشان میدهد که ایالات متحده توان تداوم این تقابل را در کوتاه و میانمدت نخواهد داشت. کاخ سفید دو راه بیشتر پیشرو ندارد: یا تندادن به پذیرش شروط اعلامشده از سوی جبهه مقاومت مبنی بر پایان تجاوزات و خروج کامل از لبنان، یا مواجهه با تعمیق بحران اقتصادی ناشی از ناامنی شریانهای انرژی و فلجشدن کامل سامانههای دفاعی در منطقه. ابتکار عمل مجدداً به تهران و هستههای اصلی مقاومت بازگشته و هرگونه محاسبه اشتباه بعدی از سوی واشنگتن، تنها سرعت فروپاشی الگوی امنیت غربی در منطقه را شتاب خواهد بخشید.
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب در پاسخ به مواضع حزبالله لبنان، خطوط معمارانه این مرحله جدید را کاملاً روشن ساخت. این پیام فارغ از جنبههای معنوی، نقشه راه کلان جبهه مقاومت برای موازنه قدرت در منطقه است. تعیین شرط «خروج کامل، بدون قید و شرط و فوری نیروهای اشغالگر از تمام خاک لبنان» و «حفظ کامل تمامیت ارضی این کشور» بهعنوان گام اول هرگونه تفاهم، در واقع شلیک نهایی به الگوی دیپلماسی اجبارآمیز آمریکا بود. واشنگتن قصد داشت با ایجاد فشار نظامی، امتیازات ارضی یا امنیتی یکطرفهای را برای تلآویو نقد کند، اما تثبیت این خط قرمز صریح، امکان مانور سیاسی را از کاخ سفید سلب کرد و تمام توافقهای گامبهگام و مشروط را از اعتبار ساقط ساخت.
این موضعگیری مقتدرانه بر روی بستر واقعیات عینی میدان شکل گرفته است؛ جایی که ارتش آمریکا با یکی از جدیترین بنبستهای عملیاتی تاریخ مدرن خود دستوپنجه نرم میکند. گزارشهای درزیافته از جلسات محرمانه ستاد مشترک ارتش آمریکا با دونالد ترامپ و پیت هگست، وزیر جنگ این کشور، از یک تخلیه بحرانی در ذخایر موشکهای پدافندی نظیر سامانههای پاتریوت و ثاد حکایت دارد. تداوم درگیریها در جبهههای متعدد سبب شده توانایی واشنگتن برای حفاظت از پایگاههای منطقهای خود به نقطهای شکننده برسد. تعلیق برنامههای پنتاگون برای تشدید حملات هوایی، اعتراف نیویورکتایمز به ناکامی استراتژی تهاجم سریع، و توصیه دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، مبنی بر لزوم توقف عملیات در حوضه خلیج فارس به دلیل رسیدن به سقف اثربخشی، همگی نشانههایی آشکار از عقبنشینی تاکتیکی ناخواسته آمریکا است. حتی مواضع انفعالی مایک والتز در سازمان ملل و تلاش برای سرکوب افشاگران این دادهها نیز نتوانسته آشفتگی ساختاری در لایههای فرماندهی واشنگتن را پنهان کند.
در همین حال، توسل کاخ سفید به ابزارهای غیرقانونی برای جبران خسارات نظامی، واکنش متقابل و سنگینتری را از سوی ایران به همراه داشته است. بیانیه هشدارآمیز قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص) در پاسخ به تهدید رئیسجمهور آمریکا مبنی بر برداشت از داراییهای بلوکهشده ایران برای پرداخت غرامت به شناورهای متخلف، موازنه دریانوردی در خلیج فارس را کاملاً دگرگون ساخت. اعلام رسمی این موضوع که هر کشور یا شرکت ذینفع در این مصادره غیرقانونی، حق عبور و تردد از تنگه هرمز را برای شناورهای خود از دست خواهد داد، نشاندهنده ارتقای تسلط ایران بر شریانهای زیستی و تجاری غرب است. این اقدام، اهرم مالی آمریکا را مستقیم هدف قرار داده و هرگونه ریسکپذیری برای شرکتهای بیمه و کشتیرانی بینالمللی را به صفر رسانده است. گستره این نبرد فرسایشی که ابعاد اقتصادی آن اکنون بر ابعاد نظامی سایه افکنده، با اقدامات مکمل جبهه جنوب و دریای سرخ ابعاد تازهای یافته است. ضربات موشکی و پهپادی انصارالله یمن به تأسیسات پالایشگاهی آرامکو در جیزان و ینبع و ناامنسازی خطوط مواصلاتی البحر الاحمر، ریاض را ناچار کرده با تحمل هزینههای هنگفت، خطوط صادراتی خود را به سمت سواحل مدیترانه در مصر تغییر دهد. این مسئله گواهی بر صحت این واقعیت است که معیارهای پیروزی در نبردهای معاصر از تسخیر جغرافیا به تحمیل هزینههای تجدیدناپذیر اقتصادی و روانشناختی تغییر یافته است.
همزمان با سانسور شدید پنتاگون درباره آمار واقعی تلفات نیروهای خود که بنا بر ارزیابیهای میدانی سپاه پاسداران از مرز ۲۰۰ کشته گذشته است، انزوای بینالمللی رژیم صهیونیستی نیز شدت یافته است. طومار بیسابقه دهها نماینده پارلمان بریتانیا برای تحریم کامل تسلیحاتی تلآویو و اعتراف رسانههای صهیونیستی به عدم تمایل کاخ سفید برای همراهی با آتشافروزیهای بیشتر، نشان از شکافهای عمیق استراتژیک در جبهه غربی دارد.
با تحلیل مجموع این متغیرها، پیشبینی روندهای آتی نشان میدهد که ایالات متحده توان تداوم این تقابل را در کوتاه و میانمدت نخواهد داشت. کاخ سفید دو راه بیشتر پیشرو ندارد: یا تندادن به پذیرش شروط اعلامشده از سوی جبهه مقاومت مبنی بر پایان تجاوزات و خروج کامل از لبنان، یا مواجهه با تعمیق بحران اقتصادی ناشی از ناامنی شریانهای انرژی و فلجشدن کامل سامانههای دفاعی در منطقه. ابتکار عمل مجدداً به تهران و هستههای اصلی مقاومت بازگشته و هرگونه محاسبه اشتباه بعدی از سوی واشنگتن، تنها سرعت فروپاشی الگوی امنیت غربی در منطقه را شتاب خواهد بخشید.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



