نسخه Pdf

معادله‌سازی ایران بن‌بست آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز را وارد مرحله تازه‌ای کرده است

دشمن در وادی بی‌انتخابی

تحولات نظامی و تبادل آتش روزهای اخیر در آسمان جنوب ایران و آب‌راه‌های راهبردی منطقه، فراتر از یک رویارویی کلاسیک، پرده از یک تغییر فاز کلیدی در تقابل با واشنگتن و تل‌آویو برمی‌دارد. با گذشت چند ماه از آغاز این دور از درگیری‌ها و ترور رهبر پیشین، بن‌بست نظامی و راهبردی ایالات متحده و اسرائیل در مهار شبکه بازدارندگی ایران و نیروهای مقاومت بیش از پیش آشکار شده است. این ناکامی ملموس در میدان نبرد سخت و ناتوانی در تغییر معادلات منطقه‌ای، محور غربی را وادار کرده تا برای جبران استیصال خود، تمرکزش را به سمت جنگ اطلاعاتی، عملیات‌های ویژه و فعال‌سازی شبکه‌های نفوذ و کودتا در داخل کشور معطوف کند؛ تحولی که نشان می‌دهد میدان اصلی نبرد در مقطع حساس کنونی، نه فقط در پهنه دریاها و پایگاه‌های نظامی، بلکه در عمق ساختارهای امنیتی و برای حفظ ثبات داخلی رقم خواهد خورد. خطرناک‌ترین وجه این تغییر استراتژی، اتکای سرویس‌های غربی به بازوهای داخلی است.
مروری بر وقایع هفته گذشته در آسمان و خاک جنوب ایران
پس از حدود پنج روز آرامش نسبی، حملات هوایی آمریکا از بامداد پنجشنبه ۸ مرداد (۳۰ ژوئیه) بار دیگر از سر گرفته شد. به گفته مقام‌های استانی، در این دور از حملات، مناطقی در اهواز، آبادان، شادگان و اروندکنار در خوزستان، بندرعباس و جزیره قشم در هرمزگان، جزیره کیش، بندر انزلی، و نقاطی در کازرون و فراشبند در فارس و همچنین حوالی چغادک در بوشهر هدف قرار گرفتندو در حمله به یک منزل مسکونی در جزیره قشم، سه عضو یک خانواده جان باختند. واشنگتن این موج از حملات را واکنشی به عملیات هفته پیش از آن سپاه علیه پایگاه‌های آمریکایی در اردن و کویت اعلام کردو تأکید کرد این ضربات پاسخی به حمله سپاه به پایگاه آمریکا در اردن بوده است. در بندرعباس نیز صدای انفجار در محله‌های مسکونی و در سواحل جزایر قشم و ابوموسی شنیده شد و قطعی برق مقطعی در قشم رخ داد که با تلاش نیروهای فنی محلی رفع شد. این حملات، در ادامه الگویی است که از اواخر فوریه در جریان است؛ در آن زمان، حملات مشترک آمریکا و اسرائیل که با ترور رهبر وقت انقلاب همراه بود، جنگی را آغاز کرد که تاکنون ادامه یافته و پس از آن، مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنه‌ای را به عنوان رهبر جدید برگزید.
پاسخ به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای میزبان
در واکنش به این حملات، نیروهای مسلح ایران در همان روز، عملیاتی با پهپاد و موشک علیه چند پایگاه آمریکایی در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس انجام دادند. ارتش ایران اعلام کرد در «مرحله بیست‌وششم عملیات صاعقه»، پهپادهای انهدامی، مولدهای برق، سامانه‌های ناوبری و ساختمان‌های اداری و پشتیبانی نیروهای آمریکایی در پایگاه هوایی شیخ عیسی در جنوب بحرین را هدف قرار دادند، در حالی که پیش‌تر سپاه نیز اعلام کرده بود دارایی‌های آمریکا در پایگاه هوایی علی‌السالم کویت و پایگاه هوایی الأزرق در اردن را هدف گرفته است. رسانه‌های نزدیک به سپاه همچنین از هدف قرار گرفتن مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در پایگاه جفیر بحرین با انبارهای پشتیبانی تسلیحاتی، مرکز ارتباطات ماهواره‌ای و ساختمان اقامتی نیروهای آمریکایی خبر دادند. برخی گزارش‌ها نیز از شنیده شدن صدای انفجار در ابوظبی و تعلیق موقت خدمات کنسولی آمریکا در امارات حکایت داشت، هرچند در بیانیه رسمی ارتش، عمان و امارات در فهرست کشورهای هدف این دور از عملیات قرار نداشتند. وزارت کشور قطر نیز با صدور اطلاعیه‌ای سطح هشدار امنیتی را افزایش داد و از شهروندان خواست در خانه بمانند. همزمان، عربستان سعودی از راه‌اندازی طرح یک ائتلاف دریایی چندملیتی در دریای سرخ خبر داد که نشان‌دهنده نگرانی فزاینده کشورهای عربی میزبان پایگاه‌های آمریکایی از گسترش دامنه درگیری به خاک خودشان است.
تنگه هرمز، همچنان کانون بحران
تنگه هرمز کماکان محور اصلی تنش باقی مانده است. اگرچه عبور کشتی‌های تجاری کاملاً متوقف نشده، بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی مسیرهای خود را تغییر داده یا با احتیاط بیشتری حرکت می‌کنند و افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها و کاهش حجم عبور نفتکش‌ها بازار جهانی انرژی را ناآرام نگه داشته است. آمریکا از میانه فروردین محاصره دریایی بنادر ایران را دوباره برقرار کرده و به گفته سنتکام ده‌ها فروند کشتی را بازرسی کرده است، در حالی که ایران نیز در واکنش، چند کشتی باری را توقیف کرده است. در سطح دیپلماتیک اما هفته گذشته حامل نشانه‌های امیدوارکننده‌تری بود؛ ایران و عمان روزهای جمعه و شنبه در تهران در سطح معاونان وزرای خارجه گفت‌وگو کردند با هدف یافتن راهکاری دیپلماتیک برای بازگشایی این آبراه حیاتی و کاهش تنش‌های نظامی، و به گفته منابع نزدیک به این مذاکرات، دیپلماسی برای دستیابی به توافق نهایی هنوز به زمان بیشتری نیاز دارد. در همین حال، به گزارش شبکه‌های آمریکایی، حملات هوایی به عمد متوقف شده تا مانع این گفت‌وگوهای حساس نشود. قیمت نفت نیز بازتاب مستقیم این نوسانات بوده است؛ بهای نفت برنت در اواخر ژوئیه یک‌بار دیگر از مرز ۹۰ دلار عبور کرد، اما پس از اعلام از سرگیری مذاکرات صلح در روزهای اخیر با افت حدود پنج درصدی به زیر ۸۰ دلار در هر بشکه رسید.
تحرکات یمن و انصارالله
جبهه یمن نیز طی هفته‌های اخیر فعال‌تر شده است. انصارالله که از ۲۸ مارس بار دیگر حملات موشکی خود علیه اسرائیل را از سر گرفته و اعلام کرده بود «دست ما همیشه روی ماشه است»، از ۲۰ ژوئیه نیز محاصره دریایی کاملی علیه عربستان سعودی اعلام کرد، اقدامی که مستقیماً منطقه راهبردی تنگه باب‌المندب در جنوب دریای سرخ را که مسیر اصلی صادرات نفت سعودی است، تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر اساس گزارش‌های امنیتی دریایی، این گروه پیش‌تر استقرار موشک و پهپاد در نزدیکی باب‌المندب را برای اجرای این تهدید تکمیل کرده بود. دبیرکل سازمان ملل نیز نسبت به این وضعیت هشدار داد و از سر گرفتن حملات یمن به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ و تهدیدهای تازه علیه کشتیرانی ابراز نگرانی عمیق کرد. به این ترتیب، در کنار هرمز، باب‌المندب نیز به کانون دومی برای تهدید جریان انرژی جهانی تبدیل شده که فرماندهان نظامی منطقه از آن با عنوان تلاش برای ایجاد یک «کمربند امنیتی» از هرمز تا باب‌المندب یاد کرده‌اند.
ترامپ: میان تهدید و دیپلماسی
رفتار دونالد ترامپ در روزهای اخیر بین دو قطب تهدید نظامی و ابراز تمایل به توافق در نوسان بوده است. به گزارش سی‌ان‌ان، ترامپ روز شنبه اعلام کرد حمله برنامه‌ریزی‌شده آخر هفته به ایران را به درخواست عربستان سعودی، امارات، قطر و همچنین خود ایران لغو کرده و ارتش آمریکا را «آماده و مسلح» برای اقدام علیه جمهوری اسلامی ایران توصیف کرد، اما گفت این تعلیق در چارچوب توافقی است که چارچوب کلی آن پذیرفته شده و شامل بازگشایی فوری تنگه هرمز و پایان دادن به آنچه او «تهدید هسته‌ای ایران» خواند، می‌شود. روز بعد او از «نزدیک بودن» یک توافق تازه سخن گفت و اعلام کرد مذاکرات میان دو طرف از دوشنبه از سر گرفته می‌شود. با این حال به فاصله کوتاهی، پس از آنکه ایران رسماً هرگونه مذاکره مستقیم با واشنگتن را تکذیب کرد و گفت‌وگوهایش با عمان را در چارچوب یافتن مسیری «موقت» برای تردد کشتی‌ها توصیف کرد، ترامپ در واکنشی تند ادعاهای تهران را «همان یاوه‌های همیشگی» خواند و گفت تنگه هرمز هم‌اکنون کاملاً تحت کنترل نیروی دریایی آمریکاست، و تأکید کرد محاصره بنادر ایران ادامه خواهد داشت مگر آنکه «توافق یا تسلیم کامل» محقق شود. این نوسان کلامی نشان می‌دهد که واشنگتن هنوز میان فشار حداکثری و طلب یک راه‌حل دیپلماتیک مردد است.
دیدار واشنگتنی نتانیاهو و ترامپ
سه‌شنبه ۲۸ ژوئیه، بنیامین نتانیاهو در نخستین سفر خود به واشنگتن از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، در کاخ سفید با دونالد ترامپ دیدار کرد؛ دیداری که هفتمین سفر او به کاخ سفید در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ بود. بر اساس گزارش‌ها، این سفر رسماً برای شرکت در مراسم تشییع سناتور جمهوری‌خواه لیندزی گراهام از نزدیک‌ترین متحدان اسرائیل در کنگره ترتیب داده شده بود، اما محور اصلی گفت‌وگوی دو طرف، مدیریت جنگ ایران، حملات و اشغال ادامه‌دار اسرائیل در لبنان، و همچنین توافقات ابراهیم بود. به گفته تحلیلگران نزدیک به الجزیره، نتانیاهو در این دیدار به‌دنبال طرح دوباره ایده «تغییر حکومت» در تهران بود، اما به گفته یک کارشناس مؤسسه خاورمیانه، به‌نظر نمی‌رسید این ایده با استقبال ترامپ روبه‌رو شود، چرا که او خواهان چنین اقدامی نیست. اختلاف دو طرف بر سر لبنان نیز آشکار بود؛ به گزارش الجزیره، به گفته یک مقام اسرائیلی، نتانیاهو به کابینه امنیتی خود گفته بود دولت ترامپ خواهان خروج اسرائیل از لبنان، سوریه و غزه است، اما او با این ایده مخالفت خواهد کرد. ماه گذشته نیز ترامپ در تماسی تلفنی، به‌شدت از نتانیاهو انتقاد کرده و او را به تضعیف تلاش‌های دیپلماتیک واشنگتن برای پایان جنگ با ایران، از جمله با تداوم حملات به لبنان، متهم کرده بود؛ ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال پذیرش توافق صلح با ایران از سوی نتانیاهو نیز به فایننشال‌تایمز گفته بود «او چاره‌ای نخواهد داشت... این من هستم که تصمیم می‌گیرم، من همه تصمیم‌ها را می‌گیرم؛ او تصمیم‌گیرنده نیست.» در آن سوی ماجرا، به گفته ناظران سیاسی، نتانیاهو با نگاه به انتخابات ۲۷ اکتبر و افت محبوبیت در نظرسنجی‌های داخلی، از این سفر برای جلب حمایت علنی ترامپ پیش از انتخابات بهره برد؛ هرچند به گفته منابع نزدیک به دیدار، جزئیات نتیجه نهایی این نشست به‌طور رسمی اعلام نشد.
نتانیاهو در سایه بحران انتخاباتی
در جبهه اسرائیل، فشارهای سیاسی داخلی بر بنیامین نتانیاهو در هفته‌های اخیر شدت گرفته است. با نزدیک شدن به انتخابات زودهنگام کنست که برای ۲۷ اکتبر تعیین شده، نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد حدود ۶۰ درصد از اسرائیلی‌ها دیگر به نتانیاهو اعتماد ندارند. تحلیلگران این وضعیت را ناشی از ترکیبی از پرونده‌های داخلی، از جمله اختلاف بر سر تشکیل کمیته تحقیق درباره ناکامی هفتم اکتبر و مناقشه بر سر قانون خدمت سربازی، در کنار فرسایش جنگ‌های غزه، لبنان و ایران می‌دانند. برخی رسانه‌های عبری پیش‌تر گزارش داده بودند نتانیاهو در پی یافتن راهی برای به تعویق انداختن رقابت‌های انتخاباتی داخلی حزب لیکود با استناد به شرایط امنیتی و احتمال جنگ بوده است. در همین حال، شکاف میان او و ترامپ نیز رو به گسترش گذاشته؛ یک منبع دولتی اسرائیلی به‌تازگی فاش کرده بود که دولت اسرائیل حتی از متن یادداشت تفاهم پایان‌دهنده به جنگ که میان واشنگتن و تهران تنظیم شده بود، مطلع نشده بود، مسئله‌ای که به گفته ناظران، بر انزوای فزاینده نتانیاهو در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای افزوده است.
در مجموع، تصویر هفته گذشته تصویری از یک آتش‌بس شکننده و بارها نقض‌شده است: حملات هوایی به شهرهای جنوبی ایران و پاسخ‌های موشکی و پهپادی به پایگاه‌های آمریکایی در بحرین، کویت و اردن هم‌زمان با گفت‌وگوهای دیپلماتیک ایران و عمان درباره تنگه هرمز پیش رفته، تهدید انصارالله علیه کشتیرانی سعودی در باب‌المندب یک جبهه دوم گشوده، و در پس همه این تحولات، دو رهبر سیاسی -ترامپ با نوسان میان تهدید و ادعای نزدیکی به توافق، و نتانیاهو با محاسبات بقای سیاسی پیش از انتخابات اکتبر- نقشی تعیین‌کننده در جهت‌گیری آینده این بحران ایفا می‌کنند.
نخستین و محتمل‌ترین سناریو برای روزهای آینده، تداوم همان الگوی نوسانی است که هفته گذشته را تعریف کرد: توقف موقت حملات هم‌زمان با ادعای پیشرفت دیپلماتیک، و سپس بازگشت به تنش با نخستین حادثه دریایی یا اختلاف تفسیری. نشانه این الگو همین امروز هم دیده شد؛ در حالی که ترامپ از جریان داشتن مذاکرات و «آخرین فرصت» برای تهران سخن گفت، سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد هیچ مذاکره‌ای با آمریکا در جریان نیست و قرار هم نیست برگزار شود، و درست در همین بازه، خبر اصابت پرتابه به یک کشتی دیگر در تنگه هرمز منتشر شد. این تناقض‌گویی مکرر نشان می‌دهد حتی اگر روی «هرمز» تفاهم فنی محدودی شکل بگیرد -به احتمال زیاد از مسیر کانال ایران-عمان که به گفته وزیر خارجه ایران وارد مراحل پایانی شده، نه از مسیر مذاکره مستقیم با واشنگتن- این توافق به‌احتمال زیاد یک ترتیب فنی و موقت برای مدیریت تردد خواهد بود، نه بازگشایی کامل و بی‌قید و شرطی که ترامپ ادعا می‌کند. ریشه این اختلاف صرفاً لفظی نیست: واشنگتن می‌گوید یادداشت تفاهم ژوئن، ایران را ملزم به بازگشایی کامل تنگه کرده، در حالی که تهران معتقد است متن آن توافق، اختیار ایران بر تردد کشتیرانی را به رسمیت شناخته است. تا این شکاف تفسیری حل نشود، هر آرامش نسبی شکننده باقی خواهد ماند. 
در سطح اقتصادی، نوسان شدید قیمت نفت -از افت ۷ درصدی در امیدهای دیپلماتیک تا جهش‌های ناگهانی پس از هر حادثه- به‌خوبی بازتاب همین بی‌ثباتی است و به نظر می‌رسد در هفته‌های آینده هم ادامه یابد، چرا که هیچ‌یک از طرفین انگیزه کافی برای بستن کامل پرونده ندارند: ایران زیر فشار محاصره اقتصادی سنگین قرار دارد و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم به‌شدت خواهان کاهش تنش‌اند، اما در تهران نیز رهبری تازه، که هنوز در حال تثبیت جایگاه خود است، به‌سختی می‌تواند امتیازی را که به‌نوعی عقب‌نشینی جلوه کند بپذیرد.
متغیر یمن، جبهه‌ای مستقل و رو به رشد است. تهدید انصارالله علیه کشتیرانی سعودی و آماده‌سازی موشک و پهپاد در نزدیکی باب‌المندب، صرف‌نظر از سرنوشت مذاکرات هرمز، می‌تواند به یک بحران دریایی دوم بدل شود؛ به‌ویژه که ائتلاف دریایی چندملیتی‌ای که عربستان اعلام کرده، احتمال درگیری مستقیم میان نیروهای سعودی و انصارالله را نیز بالا می‌برد. این جبهه به احتمال زیاد در کوتاه‌مدت مستقل از روند هرمز پیش خواهد رفت. اما شاید مهم‌ترین متغیر تعیین‌کننده مسیر آینده، نه در تهران یا واشنگتن، بلکه در تل‌آویو باشد. با نزدیک‌شدن به انتخابات ۲۷ اکتبر و افت محسوس محبوبیت نتانیاهو، دیدار اخیر او با ترامپ نشان داد اختلاف دو طرف -به‌ویژه بر سر ایده «تغییر حکومت» در ایران و ادامه عملیات اسرائیل در لبنان- حل نشده باقی مانده است. اگر نظرسنجی‌های داخلی اسرائیل در هفته‌های آینده بهبود نیابد، احتمال دارد نتانیاهو برای حفظ پایگاه رأی راست افراطی، به تشدید عملیات نظامی (چه در لبنان و چه به‌طور بالقوه در قبال ایران) روی بیاورد، حتی اگر این امر با اولویت ترامپ برای بستن سریع پرونده و کاهش هزینه سیاسی داخلی جنگ در آمریکا در تضاد باشد. این شکاف منافع میان دو متحد، خود یکی از منابع اصلی عدم‌قطعیت برای هفته‌های پیش‌رو است.
در مجموع، سناریوی محتمل‌تر برای افق نزدیک، نه پایان کامل جنگ و نه بازگشت به تشدید تمام‌عیار، بلکه تداوم همین وضعیت بینابینی است: توافق‌های فنی و موضعی و موقت (به‌ویژه درباره مدیریت ترانزیت در هرمز از کانال عمان)، در کنار تنش پراکنده و متناوب در جنوب ایران، پایگاه‌های آمریکایی منطقه و آب‌های یمن. تحقق یک آتش‌بس پایدار و جامع در کوتاه‌مدت، با توجه به شکاف تفسیری بر سر هرمز، رقابت انتخاباتی نتانیاهو، و نیاز رهبری تازه ایران به نشان‌دادن اقتدار داخلی، بعید به نظر می‌رسد؛ در عوض احتمال بیشتری دارد که هر دو مسیر -دیپلماسی و درگیری محدود- تا اطلاع ثانوی به‌موازات هم ادامه یابند.
دشمن در وادی بی‌انتخابی
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو