آیا میتوان مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی را متوقف کرد؟
جنگ سرد هوش مصنوعی
گروه فرهنگی
جهان امروز بار دیگر در لبه یک پرتگاه تاریخی ایستاده است؛ پرتگاهی که این بار نه با شکافت هسته اتم، بلکه با کدهای درهمتنیده و الگوریتمهای پیچیده هوش مصنوعی ساخته شده است. پرسش بنیادینی که مجلاتی مانند اکونومیست با تیتر «آیا میتوان مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی را متوقف کرد؟» مطرح میکنند، در ظاهر یک نگرانی دلسوزانه برای آینده بشریت به نظر میرسد، اما در لایههای پنهان خود، راوی یک ریاکاری بزرگ و یک جنگ سرد جدید است که ایالات متحده آمریکا نقش اصلی را در برافروختن شعلههای آن ایفا میکند. گفتمان غالب در رسانههای غربی همواره تلاش میکند تا آمریکا را در قامت یک بازیگر مسئولیتپذیر نشان دهد که مجبور است برای حفظ «ارزشهای آزاد» در برابر رقبای خود به این مسابقه تن دهد، در حالی که خوانش دقیقتر واقعیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی نشان میدهد که ماشین جنگی و سرمایهداری ایالات متحده، خود موتور محرک و عامل اصلی این جنون افسارگسیخته تکنولوژیک است. ایالات متحده تحت لوای «حفظ برتری» و با پنهان شدن پشت نقاب ترس از دیگران، در حال هدایت جهان به سوی یک فاجعه الگوریتمی است که ابعاد ویرانگر آن حتی از جنگ سرد هستهای نیز فراتر خواهد رفت.
در بطن این هژمونی در حال فروپاشی، آمریکا تلاش میکند تا هوش مصنوعی را نه به عنوان ابزاری برای رفاه بشریت، بلکه به عنوان آخرین حربه برای حفظ سلطه رو به افول خود بر ساختار قدرت جهانی به کار گیرد. گزارشها و هشدارهایی که حتی از دل خود ساختار فناوری آمریکا بیرون میآیند، پرده از این حقیقت تلخ برمیدارند. زمانی که پژوهشگران و مدیران ارشد شرکتهای غولپیکر هوش مصنوعی صراحتاً اعتراف میکنند که مدلهای فوقپیشرفته در حال خروج از کنترل انسان هستند و میتوانند اهدافی کاملاً متضاد با بقای بشر را دنبال کنند، ما با یک هشدار علمی ساده روبهرو نیستیم، بلکه با کیفرخواستی علیه سیستمی مواجهیم که سودآوری و قدرت نظامی را بر جان انسانها ترجیح میدهد. استعفای اعتراضی و افشاگریهای اخیر یکی از پژوهشگران ارشد شرکتهای پیشگام نظیر آنتروپیک و اوپنایآی که با صراحت اعلام کرد این ابرشرکتهای آمریکایی «با جان ما قمار میکنند»، تنها نوک کوه یخ از یک فساد ساختاری در سیلیکونولی است. اینکه چنین پستی بیش از صد و هفتاد میلیون بار دیده میشود، نشان از یک وحشت و بیداری جهانی در برابر رویکرد بیمحابا و سوداگرانه ایالات متحده دارد. این شرکتها، که ارتباطات تنگاتنگی با پنتاگون و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا دارند، تحت حمایت کامل واشنگتن، در حال توسعه تسلیحاتی هستند که حتی سازندگانشان از مهار آنها عاجزند.
توهم مهار و جنون سیلیکونولی در قمار با آینده بشریت
سرعت پیشرفت هوش مصنوعی در ایالات متحده به شکلی جنونآمیز و خارج از هرگونه چارچوب اخلاقی در حال افزایش است. تا همین چند ماه پیش، پیشبینیها نشان میداد که شانس حل مسائل پیچیده ریاضی، مانند یکی از مسائل جایزه هزاره، تا پیش از سال دو هزار و سی بسیار اندک و کمتر از یکسوم است. اما اعلام ناگهانی اوپنایآی مبنی بر حل یکی از این مسائل، نشان داد که این فناوری با سرعتی تصاعدی و غیرقابلپیشبینی مرزهای توانایی را درمینوردد. در این میان، نامههای سرگشاده و درخواستهای چهرههایی مانند سم آلتمن، ایلان ماسک و داریو آمودی برای کند کردن روند توسعه این فناوری در مرزهای دانش، چیزی جز یک نمایش ریاکارانه و فرار به جلو نیست. چگونه میتوان ادعای نگرانی این افراد را باور کرد در حالی که خود آنها سردمداران جذب سرمایههای نجومی از مجتمعهای نظامی-صنعتی آمریکا برای توسعه همین سیستمهای خطرناک هستند؟ این فراخوانها بیشتر شبیه به تلاش انحصارطلبان برای ایجاد موانع قانونی به منظور جلوگیری از ورود رقبای جدید به بازار است تا یک نگرانی واقعی برای آینده بشریت.
ایالات متحده به جای ایجاد یک ساختار دموکراتیک و جهانی برای مهار این نیروی عظیم، توسعه هوش مصنوعی را به دست شرکتهایی سپرده است که تنها منطق حاکم بر آنها، منطق سرمایهداری و انباشت ثروت به قیمت نابودی امنیت جهانی است. این سیستمها در حالی با سرعت سرسامآور پیش میروند که هیچ سازوکار ایمنی قابل اتکایی برای آنها تعریف نشده است. واشنگتن با ایجاد یک فضای رقابتی مسموم و تزریق ترس از عقبماندگی تکنولوژیک، شرکتهای فناوری خود را مجبور کرده است تا مرحله «همراستاسازی» هوش مصنوعی با ارزشهای انسانی را فدای سرعت در عرضه محصولات و قابلیتهای نظامی کنند. در این معماری قدرت، «ایمنی انسان» به یک مفهوم حاشیهای تقلیل یافته و جای خود را به «برتری استراتژیک آمریکا» داده است. این قمار بزرگ با جان بشریت، ریشه در خوی استکباری سیستمی دارد که معتقد است میتواند هر نیروی ویرانگری را در نهایت برای بسط هژمونی خود به کنترل درآورد؛ توهمی که پیش از این در مسابقه تسلیحات هستهای نیز جهان را تا مرز نابودی کامل پیش برد و اکنون با الگوریتمهای هوشمند، ابعادی به مراتب تاریکتر و غیرقابل کنترلتر به خود گرفته است.
اوکراین؛ قربانگاه و آزمایشگاه خونین امپریالیسم الگوریتمی
برای درک بهتر رویکرد نظامیگرایانه آمریکا به هوش مصنوعی، نیازی به پیشبینیهای آیندهنگرانه نیست؛ کافی است نگاهی به زمینهای سوخته اوکراین بیندازیم. در حالی که رسانههای غربی تلاش میکنند نقش آمریکا در جنگ اوکراین را حمایت از دموکراسی جلوه دهند، واقعیت میدانی نشان میدهد که واشنگتن و شرکتهای فناوری متحد آن، اوکراین را به یک آزمایشگاه زنده و خونین برای تسلیحات خودمختار و جنگافزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی تبدیل کردهاند. جنگ اوکراین به وضوح نشان داد که چگونه برتری تکنولوژیک در حوزه هوش مصنوعی، در کسری از ثانیه به قدرت مرگبار نظامی تبدیل میشود. ایالات متحده با ارائه سامانههای پیشرفته، شبکههای ماهوارهای و ابزارهای پردازش داده به اوکراین، در حال تست و ارتقای الگوریتمهای کشتار خود در شرایط واقعی جنگی است.
در این میدان نبرد، نوآوریهای ادعایی غرب در حوزه پهپادی، در واقع سیستمهایی هستند که با استفاده از بینایی ماشین و هوش مصنوعی، به طور خودکار اهداف را شناسایی و نابود میکنند. هنگامی که گزارشها از توسعه سیستمهای مشابه استارلینک توسط سایر کشورها برای افزایش دقت حملات دوربرد یا استفاده از پهپادهای انتحاری سریعتر با شبکههای ارتباطی مش خبر میدهند، این واکنش مستقیم به رقابت تسلیحاتیای است که آمریکا آغازگر آن بوده است. اکنون هر دو طرف این نزاع نیابتی، در حال کار بر روی «پایههای خودمختار» و «پهپادهای گروهی» (Swarm Drones) هستند. پهپادهای گروهی که با هوش مصنوعی هدایت میشوند و میتوانند بدون دخالت انسان تصمیم به شلیک بگیرند، تجلی کامل کابوسی هستند که ماشین جنگی آمریکا برای جهان تدارک دیده است. واشنگتن با طولانی کردن این جنگ، نه تنها جان هزاران انسان را فدا میکند، بلکه در حال جمعآوری دادههای حیاتی برای آموزش مدلهای نظامی هوش مصنوعی خود است. این بهرهبرداری بیرحمانه از یک بحران انسانی برای ارتقای تواناییهای الگوریتمی، نشاندهنده عمق نگاه ابزارگرایانه و ضدانسانی استراتژیستهای آمریکایی به پدیده جنگ و تکنولوژی است.
افسانه «خطر چین» و هراس واشنگتن از جهان چندقطبی
یکی از مهمترین و تکراریترین توجیهات ایالات متحده برای ادامه این مسابقه مرگبار تسلیحاتی، استفاده از حربه «تهدید چین» است. دولت آمریکا و اتاقهای فکر وابسته به آن، همواره ادعا میکنند که توقف یکجانبه یا کُند کردن روند توسعه هوش مصنوعی غیرممکن است، زیرا هرگونه وقفهای باعث واگذاری برتری به چین خواهد شد. واشنگتن استدلال میکند که برتری در این فناوری، تعیینکننده قدرت هک، جاسوسی، عملیات ترکیبی و هژمونی نظامی در قرن بیست و یکم است و تسلط کشوری غیر از آمریکا بر این حوزه، به معنای پایان نظم جهانی است. اما این روایت، یک دروغ بزرگ و یک فرافکنی آشکار برای سرپوش گذاشتن بر نیات جنگطلبانه خود آمریکاست. ایالات متحده همواره برای توجیه بودجههای کلان نظامی و سیاستهای توسعهطلبانه خود، نیازمند خلق یک «دشمن اهریمنی» بوده است. در دوران جنگ سرد، این نقش بر عهده اتحاد جماهیر شوروی بود و امروز، چین به عنوان سیبل این عملیات روانی انتخاب شده است.
این نگاه پارانوئید واشنگتن که توافق برای توقف رقابت را تنها زمانی معنادار میداند که چین نیز به آن تن دهد، نشاندهنده بنبست فکری هژمونی در حال افولی است که توانایی پذیرش یک جهان چندقطبی را ندارد. آمریکا مدعی است که چین حاضر نیست با توقف توسعه، جایگاه دوم خود را تثبیت کند، اما سوال اساسی اینجاست که چرا آمریکا اصرار دارد به هر قیمتی، حتی به قیمت نابودی امنیت کل سیاره، جایگاه اول و انحصاری خود را حفظ کند؟ این عطش سیریناپذیر برای سلطه مطلق، ریشه تمام بحرانهای فناوری امروز است. وقتی آمریکا هوش مصنوعی را نه یک دستاورد علمی برای بشریت، بلکه ابزاری برای جاسوسی سایبری، نفوذ به زیرساختهای حیاتی دیگر کشورها و پیشبرد عملیات ترکیبی میبیند، طبیعی است که سایر بازیگران جهانی نیز برای دفاع از امنیت ملی خود وارد این رقابت شوند. مسابقه تسلیحاتی فعلی، محصول مستقیم سیاستهای یکجانبهگرایانه، تحریمهای تکنولوژیک و تلاشهای خصمانه آمریکا برای خفه کردن رشد اقتصادی و علمی سایر کشورهای مستقل است. در واقع، واشنگتن خود معمار این زندان امنیتی است که اکنون از ترس هیولاهای درون آن، حاضر به زمین گذاشتن سلاحهایش نیست.
فریب راستیآزمایی و بنبست نظارت در ساختار سرمایهداری نظامی
در گفتمانهای لیبرال و نهادهای بینالمللی تحت نفوذ غرب، همواره صحبت از ایجاد سازوکارهای کنترل و راستیآزمایی برای مهار هوش مصنوعی به میان میآید. آنها این چالش را با آزمایشهای هستهای مقایسه میکنند و استدلال میکنند که چون برخلاف انفجارهای اتمی که با لرزهنگاری و ماهواره قابل رصد بودند، نمیتوان اتفاقات داخل دیتاسنترها را به سادگی کنترل کرد، پس توافق بینالمللی غیرممکن است. گفته میشود زیرساخت عظیمی که برای آموزش یک هوش فوقپیشرفته و خطرناک استفاده میشود، میتواند در ظاهر شبیه به سرورهایی باشد که در حال اجرای چتباتهای معمولی یا پردازشهای تجاری بیخطر هستند. اگرچه این پیچیدگی فنی غیرقابل انکار است، اما مقصر اصلی این عدم شفافیت و غیرممکن بودن نظارت، خود ساختار سیاسی و اقتصادی ایالات متحده است که بر پایه پنهانکاری، انحصار شرکتهای خصوصی و پیوند پنهان آنها با دستگاههای اطلاعاتی بنا شده است.
چگونه میتوان از یک توافق بینالمللی و نظارت جهانی سخن گفت، در حالی که دولت آمریکا حتی اجازه کوچکترین بازرسی مستقل بینالمللی از دیتاسنترهای متعلق به غولهای فناوری خود نظیر گوگل، مایکروسافت، آمازون و متا را نمیدهد؟ ایالات متحده، این مراکز داده را تحت عنوان اسرار تجاری و مالکیت فکری به شدت محافظت میکند، اما در خفا، طبق اسناد فاش شده در سالهای گذشته، نهادهایی نظیر آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) دسترسی مستقیم و عمیقی به شریانهای اطلاعاتی این سرورها دارند. راهحلهای به ظاهر عملی که از سوی غرب پیشنهاد میشود، مانند شفافسازی حوادث ایمنی آزمایشگاهها، افزایش امنیت سایبری شرکتها و پاسخگو کردن مالی آنها در صورت فرار عاملهای هوشمند، در عمل شوخی تلخی بیش نیست. وقتی آمریکا به عنوان بزرگترین ناقض قوانین بینالمللی، هیچگاه در قبال جنایات جنگی و ویرانیهایی که در سراسر خاورمیانه و سایر نقاط جهان به بار آورده، پاسخگو و مشمول جریمه مالی نشده است، چگونه میتوان انتظار داشت که در صورت بروز یک فاجعه سایبری یا نشت الگوریتمهای مخرب، مسئولیتپذیر باشد؟ به اشتراکگذاری دانش عمومی درباره «همراستاسازی» هوش مصنوعی، که غربیها از آن دم میزنند، در قاموس واشنگتن تنها به معنای همراستاسازی ماشینها با منافع استراتژیک سرمایهداری آمریکا است، نه ایمنی بنیادی برای جامعه جهانی.
خطر واقعی و انتخاب حیاتی پیش روی جهان
امروز خطر واقعی فراتر از داستانهای علمی-تخیلی و فیلمهای هالیوودی است. اگرچه برخی تلاش میکنند هشدارهای مکرر پژوهشگران را به عنوان ترفندهای تبلیغاتی شرکتها برای جلب توجه بیشتر یا لابیگری برای ایجاد مقررات محدودکننده علیه رقبای کوچکتر تقلیل دهند، اما نمونههای عینی و مستند از خروج عاملهای هوشمند از محیطهای آزمایشی، توانایی هماهنگی پنهان میان آنها و اجرای حملات پیچیده سایبری بدون دخالت مستقیم انسان، زنگ خطر را با بلندترین صدای ممکن به صدا درآورده است. فاجعهای که هوش مصنوعی کنترلنشده میتواند رقم بزند، لزوماً به معنای قیام رباتها برای نابودی فیزیکی تمام انسانها نیست؛ همانطور که کارشناسان مستقل هشدار میدهند، یک حمله هماهنگ توسط یک گروه از عاملهای هوشمند به شبکههای یکپارچه برق، زیرساختهای مالی جهانی، شبکههای آبرسانی یا سامانههای تسلیحاتی حساس، برای فروپاشی شالوده تمدن امروزی کافی است.
غرب همواره تلاش میکند این انتخاب خطیر را در قالبی دوگانه و فریبکارانه به جهان تحمیل کند: یا پذیرش رهبری بلامنازع آمریکا در توسعه هوش مصنوعی، یا واگذاری کنترل این فناوری سرنوشتساز به حکومتهایی که آنها را «اقتدارگرا» مینامد. اما این یک دوگانه دروغین است. تهدید اصلی برای آزادی و حیات بشر، حکومتهای مستقلی نیستند که برای دفاع از خود تلاش میکنند، بلکه خود امپریالیسم آمریکاست که با نظامیکردن هر دستاورد علمی، سیاره زمین را به گروگان گرفته است. مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی متوقف نخواهد شد، مگر آنکه جهان در برابر زیادهخواهیها و رویکرد سلطهجویانه واشنگتن بایستد و انحصار شرکتهای فناوری آمریکایی را در هم بشکند. تنها راه عبور از این بحران، خلع سلاح الگوریتمی قدرتهای امپریالیستی و ایجاد یک سیستم حکمرانی سایبری چندجانبه، عادلانه و شفاف است که در آن، تکنولوژی به جای ابزاری برای کشتار و سلطه در دست یک اقلیت غربی، به سرمایهای عمومی برای رشد و بالندگی تمامی ملتهای جهان تبدیل شود.
جهان امروز بار دیگر در لبه یک پرتگاه تاریخی ایستاده است؛ پرتگاهی که این بار نه با شکافت هسته اتم، بلکه با کدهای درهمتنیده و الگوریتمهای پیچیده هوش مصنوعی ساخته شده است. پرسش بنیادینی که مجلاتی مانند اکونومیست با تیتر «آیا میتوان مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی را متوقف کرد؟» مطرح میکنند، در ظاهر یک نگرانی دلسوزانه برای آینده بشریت به نظر میرسد، اما در لایههای پنهان خود، راوی یک ریاکاری بزرگ و یک جنگ سرد جدید است که ایالات متحده آمریکا نقش اصلی را در برافروختن شعلههای آن ایفا میکند. گفتمان غالب در رسانههای غربی همواره تلاش میکند تا آمریکا را در قامت یک بازیگر مسئولیتپذیر نشان دهد که مجبور است برای حفظ «ارزشهای آزاد» در برابر رقبای خود به این مسابقه تن دهد، در حالی که خوانش دقیقتر واقعیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی نشان میدهد که ماشین جنگی و سرمایهداری ایالات متحده، خود موتور محرک و عامل اصلی این جنون افسارگسیخته تکنولوژیک است. ایالات متحده تحت لوای «حفظ برتری» و با پنهان شدن پشت نقاب ترس از دیگران، در حال هدایت جهان به سوی یک فاجعه الگوریتمی است که ابعاد ویرانگر آن حتی از جنگ سرد هستهای نیز فراتر خواهد رفت.
در بطن این هژمونی در حال فروپاشی، آمریکا تلاش میکند تا هوش مصنوعی را نه به عنوان ابزاری برای رفاه بشریت، بلکه به عنوان آخرین حربه برای حفظ سلطه رو به افول خود بر ساختار قدرت جهانی به کار گیرد. گزارشها و هشدارهایی که حتی از دل خود ساختار فناوری آمریکا بیرون میآیند، پرده از این حقیقت تلخ برمیدارند. زمانی که پژوهشگران و مدیران ارشد شرکتهای غولپیکر هوش مصنوعی صراحتاً اعتراف میکنند که مدلهای فوقپیشرفته در حال خروج از کنترل انسان هستند و میتوانند اهدافی کاملاً متضاد با بقای بشر را دنبال کنند، ما با یک هشدار علمی ساده روبهرو نیستیم، بلکه با کیفرخواستی علیه سیستمی مواجهیم که سودآوری و قدرت نظامی را بر جان انسانها ترجیح میدهد. استعفای اعتراضی و افشاگریهای اخیر یکی از پژوهشگران ارشد شرکتهای پیشگام نظیر آنتروپیک و اوپنایآی که با صراحت اعلام کرد این ابرشرکتهای آمریکایی «با جان ما قمار میکنند»، تنها نوک کوه یخ از یک فساد ساختاری در سیلیکونولی است. اینکه چنین پستی بیش از صد و هفتاد میلیون بار دیده میشود، نشان از یک وحشت و بیداری جهانی در برابر رویکرد بیمحابا و سوداگرانه ایالات متحده دارد. این شرکتها، که ارتباطات تنگاتنگی با پنتاگون و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا دارند، تحت حمایت کامل واشنگتن، در حال توسعه تسلیحاتی هستند که حتی سازندگانشان از مهار آنها عاجزند.
توهم مهار و جنون سیلیکونولی در قمار با آینده بشریت
سرعت پیشرفت هوش مصنوعی در ایالات متحده به شکلی جنونآمیز و خارج از هرگونه چارچوب اخلاقی در حال افزایش است. تا همین چند ماه پیش، پیشبینیها نشان میداد که شانس حل مسائل پیچیده ریاضی، مانند یکی از مسائل جایزه هزاره، تا پیش از سال دو هزار و سی بسیار اندک و کمتر از یکسوم است. اما اعلام ناگهانی اوپنایآی مبنی بر حل یکی از این مسائل، نشان داد که این فناوری با سرعتی تصاعدی و غیرقابلپیشبینی مرزهای توانایی را درمینوردد. در این میان، نامههای سرگشاده و درخواستهای چهرههایی مانند سم آلتمن، ایلان ماسک و داریو آمودی برای کند کردن روند توسعه این فناوری در مرزهای دانش، چیزی جز یک نمایش ریاکارانه و فرار به جلو نیست. چگونه میتوان ادعای نگرانی این افراد را باور کرد در حالی که خود آنها سردمداران جذب سرمایههای نجومی از مجتمعهای نظامی-صنعتی آمریکا برای توسعه همین سیستمهای خطرناک هستند؟ این فراخوانها بیشتر شبیه به تلاش انحصارطلبان برای ایجاد موانع قانونی به منظور جلوگیری از ورود رقبای جدید به بازار است تا یک نگرانی واقعی برای آینده بشریت.
ایالات متحده به جای ایجاد یک ساختار دموکراتیک و جهانی برای مهار این نیروی عظیم، توسعه هوش مصنوعی را به دست شرکتهایی سپرده است که تنها منطق حاکم بر آنها، منطق سرمایهداری و انباشت ثروت به قیمت نابودی امنیت جهانی است. این سیستمها در حالی با سرعت سرسامآور پیش میروند که هیچ سازوکار ایمنی قابل اتکایی برای آنها تعریف نشده است. واشنگتن با ایجاد یک فضای رقابتی مسموم و تزریق ترس از عقبماندگی تکنولوژیک، شرکتهای فناوری خود را مجبور کرده است تا مرحله «همراستاسازی» هوش مصنوعی با ارزشهای انسانی را فدای سرعت در عرضه محصولات و قابلیتهای نظامی کنند. در این معماری قدرت، «ایمنی انسان» به یک مفهوم حاشیهای تقلیل یافته و جای خود را به «برتری استراتژیک آمریکا» داده است. این قمار بزرگ با جان بشریت، ریشه در خوی استکباری سیستمی دارد که معتقد است میتواند هر نیروی ویرانگری را در نهایت برای بسط هژمونی خود به کنترل درآورد؛ توهمی که پیش از این در مسابقه تسلیحات هستهای نیز جهان را تا مرز نابودی کامل پیش برد و اکنون با الگوریتمهای هوشمند، ابعادی به مراتب تاریکتر و غیرقابل کنترلتر به خود گرفته است.
اوکراین؛ قربانگاه و آزمایشگاه خونین امپریالیسم الگوریتمی
برای درک بهتر رویکرد نظامیگرایانه آمریکا به هوش مصنوعی، نیازی به پیشبینیهای آیندهنگرانه نیست؛ کافی است نگاهی به زمینهای سوخته اوکراین بیندازیم. در حالی که رسانههای غربی تلاش میکنند نقش آمریکا در جنگ اوکراین را حمایت از دموکراسی جلوه دهند، واقعیت میدانی نشان میدهد که واشنگتن و شرکتهای فناوری متحد آن، اوکراین را به یک آزمایشگاه زنده و خونین برای تسلیحات خودمختار و جنگافزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی تبدیل کردهاند. جنگ اوکراین به وضوح نشان داد که چگونه برتری تکنولوژیک در حوزه هوش مصنوعی، در کسری از ثانیه به قدرت مرگبار نظامی تبدیل میشود. ایالات متحده با ارائه سامانههای پیشرفته، شبکههای ماهوارهای و ابزارهای پردازش داده به اوکراین، در حال تست و ارتقای الگوریتمهای کشتار خود در شرایط واقعی جنگی است.
در این میدان نبرد، نوآوریهای ادعایی غرب در حوزه پهپادی، در واقع سیستمهایی هستند که با استفاده از بینایی ماشین و هوش مصنوعی، به طور خودکار اهداف را شناسایی و نابود میکنند. هنگامی که گزارشها از توسعه سیستمهای مشابه استارلینک توسط سایر کشورها برای افزایش دقت حملات دوربرد یا استفاده از پهپادهای انتحاری سریعتر با شبکههای ارتباطی مش خبر میدهند، این واکنش مستقیم به رقابت تسلیحاتیای است که آمریکا آغازگر آن بوده است. اکنون هر دو طرف این نزاع نیابتی، در حال کار بر روی «پایههای خودمختار» و «پهپادهای گروهی» (Swarm Drones) هستند. پهپادهای گروهی که با هوش مصنوعی هدایت میشوند و میتوانند بدون دخالت انسان تصمیم به شلیک بگیرند، تجلی کامل کابوسی هستند که ماشین جنگی آمریکا برای جهان تدارک دیده است. واشنگتن با طولانی کردن این جنگ، نه تنها جان هزاران انسان را فدا میکند، بلکه در حال جمعآوری دادههای حیاتی برای آموزش مدلهای نظامی هوش مصنوعی خود است. این بهرهبرداری بیرحمانه از یک بحران انسانی برای ارتقای تواناییهای الگوریتمی، نشاندهنده عمق نگاه ابزارگرایانه و ضدانسانی استراتژیستهای آمریکایی به پدیده جنگ و تکنولوژی است.
افسانه «خطر چین» و هراس واشنگتن از جهان چندقطبی
یکی از مهمترین و تکراریترین توجیهات ایالات متحده برای ادامه این مسابقه مرگبار تسلیحاتی، استفاده از حربه «تهدید چین» است. دولت آمریکا و اتاقهای فکر وابسته به آن، همواره ادعا میکنند که توقف یکجانبه یا کُند کردن روند توسعه هوش مصنوعی غیرممکن است، زیرا هرگونه وقفهای باعث واگذاری برتری به چین خواهد شد. واشنگتن استدلال میکند که برتری در این فناوری، تعیینکننده قدرت هک، جاسوسی، عملیات ترکیبی و هژمونی نظامی در قرن بیست و یکم است و تسلط کشوری غیر از آمریکا بر این حوزه، به معنای پایان نظم جهانی است. اما این روایت، یک دروغ بزرگ و یک فرافکنی آشکار برای سرپوش گذاشتن بر نیات جنگطلبانه خود آمریکاست. ایالات متحده همواره برای توجیه بودجههای کلان نظامی و سیاستهای توسعهطلبانه خود، نیازمند خلق یک «دشمن اهریمنی» بوده است. در دوران جنگ سرد، این نقش بر عهده اتحاد جماهیر شوروی بود و امروز، چین به عنوان سیبل این عملیات روانی انتخاب شده است.
این نگاه پارانوئید واشنگتن که توافق برای توقف رقابت را تنها زمانی معنادار میداند که چین نیز به آن تن دهد، نشاندهنده بنبست فکری هژمونی در حال افولی است که توانایی پذیرش یک جهان چندقطبی را ندارد. آمریکا مدعی است که چین حاضر نیست با توقف توسعه، جایگاه دوم خود را تثبیت کند، اما سوال اساسی اینجاست که چرا آمریکا اصرار دارد به هر قیمتی، حتی به قیمت نابودی امنیت کل سیاره، جایگاه اول و انحصاری خود را حفظ کند؟ این عطش سیریناپذیر برای سلطه مطلق، ریشه تمام بحرانهای فناوری امروز است. وقتی آمریکا هوش مصنوعی را نه یک دستاورد علمی برای بشریت، بلکه ابزاری برای جاسوسی سایبری، نفوذ به زیرساختهای حیاتی دیگر کشورها و پیشبرد عملیات ترکیبی میبیند، طبیعی است که سایر بازیگران جهانی نیز برای دفاع از امنیت ملی خود وارد این رقابت شوند. مسابقه تسلیحاتی فعلی، محصول مستقیم سیاستهای یکجانبهگرایانه، تحریمهای تکنولوژیک و تلاشهای خصمانه آمریکا برای خفه کردن رشد اقتصادی و علمی سایر کشورهای مستقل است. در واقع، واشنگتن خود معمار این زندان امنیتی است که اکنون از ترس هیولاهای درون آن، حاضر به زمین گذاشتن سلاحهایش نیست.
فریب راستیآزمایی و بنبست نظارت در ساختار سرمایهداری نظامی
در گفتمانهای لیبرال و نهادهای بینالمللی تحت نفوذ غرب، همواره صحبت از ایجاد سازوکارهای کنترل و راستیآزمایی برای مهار هوش مصنوعی به میان میآید. آنها این چالش را با آزمایشهای هستهای مقایسه میکنند و استدلال میکنند که چون برخلاف انفجارهای اتمی که با لرزهنگاری و ماهواره قابل رصد بودند، نمیتوان اتفاقات داخل دیتاسنترها را به سادگی کنترل کرد، پس توافق بینالمللی غیرممکن است. گفته میشود زیرساخت عظیمی که برای آموزش یک هوش فوقپیشرفته و خطرناک استفاده میشود، میتواند در ظاهر شبیه به سرورهایی باشد که در حال اجرای چتباتهای معمولی یا پردازشهای تجاری بیخطر هستند. اگرچه این پیچیدگی فنی غیرقابل انکار است، اما مقصر اصلی این عدم شفافیت و غیرممکن بودن نظارت، خود ساختار سیاسی و اقتصادی ایالات متحده است که بر پایه پنهانکاری، انحصار شرکتهای خصوصی و پیوند پنهان آنها با دستگاههای اطلاعاتی بنا شده است.
چگونه میتوان از یک توافق بینالمللی و نظارت جهانی سخن گفت، در حالی که دولت آمریکا حتی اجازه کوچکترین بازرسی مستقل بینالمللی از دیتاسنترهای متعلق به غولهای فناوری خود نظیر گوگل، مایکروسافت، آمازون و متا را نمیدهد؟ ایالات متحده، این مراکز داده را تحت عنوان اسرار تجاری و مالکیت فکری به شدت محافظت میکند، اما در خفا، طبق اسناد فاش شده در سالهای گذشته، نهادهایی نظیر آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) دسترسی مستقیم و عمیقی به شریانهای اطلاعاتی این سرورها دارند. راهحلهای به ظاهر عملی که از سوی غرب پیشنهاد میشود، مانند شفافسازی حوادث ایمنی آزمایشگاهها، افزایش امنیت سایبری شرکتها و پاسخگو کردن مالی آنها در صورت فرار عاملهای هوشمند، در عمل شوخی تلخی بیش نیست. وقتی آمریکا به عنوان بزرگترین ناقض قوانین بینالمللی، هیچگاه در قبال جنایات جنگی و ویرانیهایی که در سراسر خاورمیانه و سایر نقاط جهان به بار آورده، پاسخگو و مشمول جریمه مالی نشده است، چگونه میتوان انتظار داشت که در صورت بروز یک فاجعه سایبری یا نشت الگوریتمهای مخرب، مسئولیتپذیر باشد؟ به اشتراکگذاری دانش عمومی درباره «همراستاسازی» هوش مصنوعی، که غربیها از آن دم میزنند، در قاموس واشنگتن تنها به معنای همراستاسازی ماشینها با منافع استراتژیک سرمایهداری آمریکا است، نه ایمنی بنیادی برای جامعه جهانی.
خطر واقعی و انتخاب حیاتی پیش روی جهان
امروز خطر واقعی فراتر از داستانهای علمی-تخیلی و فیلمهای هالیوودی است. اگرچه برخی تلاش میکنند هشدارهای مکرر پژوهشگران را به عنوان ترفندهای تبلیغاتی شرکتها برای جلب توجه بیشتر یا لابیگری برای ایجاد مقررات محدودکننده علیه رقبای کوچکتر تقلیل دهند، اما نمونههای عینی و مستند از خروج عاملهای هوشمند از محیطهای آزمایشی، توانایی هماهنگی پنهان میان آنها و اجرای حملات پیچیده سایبری بدون دخالت مستقیم انسان، زنگ خطر را با بلندترین صدای ممکن به صدا درآورده است. فاجعهای که هوش مصنوعی کنترلنشده میتواند رقم بزند، لزوماً به معنای قیام رباتها برای نابودی فیزیکی تمام انسانها نیست؛ همانطور که کارشناسان مستقل هشدار میدهند، یک حمله هماهنگ توسط یک گروه از عاملهای هوشمند به شبکههای یکپارچه برق، زیرساختهای مالی جهانی، شبکههای آبرسانی یا سامانههای تسلیحاتی حساس، برای فروپاشی شالوده تمدن امروزی کافی است.
غرب همواره تلاش میکند این انتخاب خطیر را در قالبی دوگانه و فریبکارانه به جهان تحمیل کند: یا پذیرش رهبری بلامنازع آمریکا در توسعه هوش مصنوعی، یا واگذاری کنترل این فناوری سرنوشتساز به حکومتهایی که آنها را «اقتدارگرا» مینامد. اما این یک دوگانه دروغین است. تهدید اصلی برای آزادی و حیات بشر، حکومتهای مستقلی نیستند که برای دفاع از خود تلاش میکنند، بلکه خود امپریالیسم آمریکاست که با نظامیکردن هر دستاورد علمی، سیاره زمین را به گروگان گرفته است. مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی متوقف نخواهد شد، مگر آنکه جهان در برابر زیادهخواهیها و رویکرد سلطهجویانه واشنگتن بایستد و انحصار شرکتهای فناوری آمریکایی را در هم بشکند. تنها راه عبور از این بحران، خلع سلاح الگوریتمی قدرتهای امپریالیستی و ایجاد یک سیستم حکمرانی سایبری چندجانبه، عادلانه و شفاف است که در آن، تکنولوژی به جای ابزاری برای کشتار و سلطه در دست یک اقلیت غربی، به سرمایهای عمومی برای رشد و بالندگی تمامی ملتهای جهان تبدیل شود.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



