نسخه Pdf

فشار تازه واشنگتن نشان می‌دهد میدان تقابل اقتصادی ایران و آمریکا وارد مرحله پیچیده‌تری شده است

جنگ اقتصادی در ایستگاه بانک‌ها

تحولات روزهای اخیر در عرصه بین‌الملل و مواضع اتخاذ شده از سوی مقامات کاخ سفید، به وضوح نشان می‌دهد که فشار اقتصادی و تروریسم مالی ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در حال ورود به مرحله‌ای تازه، اما در عین حال نشان‌دهنده استیصال عمیق واشنگتن است. وزارت خزانه‌داری آمریکا روز دوشنبه در اقدامی که بیش از هر چیز نمایانگر خلع سلاح شدن این کشور در برابر سازوکارهای خنثی‌سازی تحریم‌ها توسط ایران است، به مؤسسات مالی خارجی هشدار داد که در صورت ادامه همکاری با شبکه بانکی ایران، ممکن است بدون دریافت اخطار قبلی هدف تحریم قرار گیرند. این اقدام خصمانه در ادامه مجموعه‌ای از تحریم‌های تکراری، نمایشی و جدید واشنگتن علیه شبکه‌های مالی، صنعتی و تجاری مرتبط با ایران انجام شده است و پرده از روی این واقعیت برمی‌دارد که ابزار تحریم، کارایی ذاتی خود را از دست داده و اکنون آمریکا تنها به ابزار «هراس‌افکنی» متوسل شده است.
معنای دقیق و نهفته این سیاست جدید آن است که هیئت حاکمه آمریکا، پس از آزمودن تمامی راه‌های ممکن برای به زانو درآوردن اقتصاد مستقل ایران و مواجهه با شکست‌های پی‌درپی، اکنون تلاش می‌کند دامنه فشار خود را از تحریم مستقیم نهادهای داخلی ایرانی، به ایجاد رعب و هراس در میان طرف‌های خارجی معامله با ایران گسترش دهد. در واقع، واشنگتن به این نتیجه رسیده است که تحریم‌های مستقیم دیگر اثری بر بدنه اقتصادی ایران ندارد، لذا با تمرکز بر جنگ روانی، سعی دارد به مؤسسات مالی و بانک‌های کشورهای دیگر القا کند که برای حفظ ارتباط خود با اقتصاد پویای ایران باید با هزینه و ریسک‌های گزافی روبه‌رو شوند. این راهبرد، اعتراف آشکار نظام سلطه به ناکارآمدی تحریم‌های اولیه و ثانویه پیشین و اذعان به توانمندی جمهوری اسلامی ایران در دور زدن و بی‌اثر کردن این موانع ظالمانه است.
با این حال، تجربه سال‌های طولانی مقاومت و ایستادگی ملت بزرگ ایران در برابر طوفان تحریم‌ها نشان داده است که اقتصاد جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارهای خارجی صرفاً یک اقتصاد منفعل و آسیب‌پذیر نیست، بلکه اقتصادی مستحکم، درون‌زا و دارای سازوکارهای هوشمند و متعدد برای حفظ تجارت، گسترش صادرات غیرنفتی و تداوم ارتباطات مالی با جهان است. دوران فشار حداکثری که با توهم فروپاشی اقتصاد ایران در عرض چند ماه طراحی شده بود، با هدایت‌های داهیانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و پایداری کم‌نظیر مردم و کارآفرینان، به دوران «مقاومت حداکثری» و سپس «پیشرفت در شرایط تحریم» تبدیل شد. مسئله اصلی و حیاتی در این مرحله حساس تاریخی، نه هراس از تهدیدهای توخالی خزانه‌داری آمریکا، بلکه افزایش سطح هماهنگی و هم‌افزایی میان دستگاه‌های دیپلماسی اقتصادی، تجاری، نهادهای سیاست‌گذار پولی و بانکی، و از همه مهم‌تر کاهش هزینه‌های مبادلاتی برای خط‌شکنان این جنگ اقتصادی، یعنی بخش خصوصی و تولیدکنندگان غیرتمند داخلی است.
این شرایط بیش از هر چیز ضرورت تقویت بنیادین و همه‌جانبه «تاب‌آوری اقتصادی» و تحقق کامل سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را یادآوری می‌کند؛ مسیری نورانی و استراتژیک که در آن توسعه هدفمند تجارت با همسایگان، استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های بی‌نظیر اقتصاد منطقه‌ای، تنوع‌بخشی به روش‌های مبادله پولی فراتر از سیطره دلار، و حمایت همه‌جانبه و عملی از تولید داخلی و شرکت‌های دانش‌بنیان، می‌تواند نه تنها آثار فشارهای خارجی را به طور کامل خنثی کند، بلکه اقتصاد ایران را در برابر هرگونه تکانه خارجی در آینده بیمه نماید. در چنین بستری، تحریم تازه را به هیچ وجه نباید صرفاً یک تهدید تلقی کرد؛ بلکه باید آن را نشانه‌ای قطعی از اهمیت یافتن اقتصاد ایران در معادلات جهانی، شکست پروژه انزوای تهران و هم‌زمان فرصتی طلایی برای فعال‌تر کردن ظرفیت‌های نهفته داخلی و منطقه‌ای دانست.
برای درک بهتر ابعاد این تقابل همه‌جانبه، باید نگاهی به تاریخچه و سیر تطور تروریسم اقتصادی آمریکا علیه ملت ایران بیندازیم. از همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، زمانی که دست غارتگران غربی از منابع عظیم ثروت این مرز و بوم کوتاه شد، حربه تحریم به عنوان سلاح اصلی واشنگتن برای مقابله با استقلال‌طلبی مردم ایران به کار گرفته شد. اما آنچه در دهه‌های اخیر، به ویژه پس از خروج یک‌جانبه و غیرقانونی آمریکا از توافق هسته‌ای رخ داد، شکل بی‌سابقه‌ای از جنگ تمام‌عیار مالی بود که مقامات آمریکایی با وقاحت تمام از آن به عنوان جایگزینی برای جنگ نظامی یاد می‌کردند. اتاق جنگ اقتصادی آمریکا در وزارت خزانه‌داری این کشور، با رصد دقیق تراکنش‌های بین‌المللی و سوءاستفاده از جایگاه دلار در مبادلات جهانی، تلاش کرد تا شریان‌های حیاتی اقتصاد ایران را مسدود کند. هدف صریح آن‌ها به صفر رساندن صادرات نفت ایران و قطع کامل دسترسی سیستم بانکی کشور به نظام پرداخت‌های بین‌المللی بود. با این وجود، نتیجه این کارزار بی‌رحمانه چه بود؟ امروز پس از گذشت چندین سال از آن روزهای سخت، نه‌تنها صادرات نفت ایران متوقف نشده، بلکه بازارهای جدیدی نیز فتح شده و جریان ورود ارز به کشور از مسیرهای امن و ابتکاری تداوم یافته است.
دلیل اصلی روی آوردن آمریکا به تهدیدات جدید و بدون اخطار قبلی علیه مؤسسات مالی خارجی، دقیقاً ریشه در همین موفقیت‌های شگرف جمهوری اسلامی ایران دارد. واشنگتن با چشمان خود می‌بیند که شبکه مویرگی تجارت خارجی ایران، با دور زدن ساختارهای سنتی تحت سلطه غرب نظیر سوئیفت، مسیرهای جایگزینی را برای تسویه مالی ایجاد کرده است. استفاده از ارزهای محلی در مبادلات دوجانبه با شرکای راهبردی، توسعه سامانه‌های پیام‌رسان بانکی بومی و اتصال آن به سامانه‌های کشورهای هم‌پیمان نظیر روسیه، استفاده از ظرفیت تهاتر کالا با کالا، و بهره‌گیری از شبکه‌های غیررسمی اما امن صرافی، تمام محاسبات دشمن را بر هم زده است. هنگامی که ماشین تحریم آمریکا متوجه می‌شود نمی‌تواند این شبکه‌های پیچیده و غیرمتمرکز را رهگیری و متوقف کند، چاره‌ای جز کلی‌گویی و تهدیدهای فراگیر ندارد. هشدارهای اخیر وزارت خزانه‌داری مبنی بر تحریم ناگهانی، در واقع یک عملیات روانی است تا بذر تردید و ترس را در دل شرکای اقتصادی فعلی و آینده ایران بکارد. آن‌ها می‌خواهند با ایجاد یک فضای غبارآلود، هزینه ریسک هم‌کاری با ایران را به صورت کاذب بالا ببرند، حتی اگر در عمل توانایی شناسایی و تحریم تک‌تک این تراکنش‌ها را نداشته باشند.
در برابر این جنگ شناختی و اقتصادی، جمهوری اسلامی ایران دست‌بسته نبوده و نیست. راهبرد کلان نظام، مبتنی بر دکترین اقتصاد مقاومتی، بر دو پایه اساسی استوار است: نگاه به درون برای استحکام ساخت قدرت اقتصادی و نگاه به بیرون برای توسعه شبکه‌های ارتباطی پایدار در جهانِ در حال گذار. در عرصه داخلی، شاه‌کلید خنثی‌سازی تحریم‌ها، حمایت واقعی از تولید ملی است. همان‌گونه که بارها از سوی عالی‌ترین مقامات نظام تأکید شده است، تولیدکنندگان خط مقدم این جبهه هستند. هر کارخانه‌ای که فعال می‌ماند، هر محصول جدیدی که در شرکت‌های دانش‌بنیان جوانان ایرانی تولید می‌شود و هر بشکه نفتی که به فرآورده‌های باارزش پتروشیمی تبدیل می‌گردد، تیری است که بر پیکره سیاست تحریم آمریکا شلیک می‌شود. دولت و نهادهای حاکمیتی وظیفه دارند با رفع موانع کسب‌وکار، تأمین سرمایه در گردش، جلوگیری از واردات بی‌رویه کالاهایی که مشابه داخلی دارند و ارائه تسهیلات ارزان‌قیمت، هزینه تولید را کاهش دهند. زمانی که اقتصاد داخلی به درجه‌ای از تنوع و پیچیدگی برسد که بتواند نیازهای اساسی خود را تأمین کند و محصولات رقابت‌پذیری برای صادرات داشته باشد، تحریم‌پذیری آن به شدت کاهش می‌یابد.
در عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی نیز، جمهوری اسلامی ایران با درکی عمیق از تغییرات ژئوپلیتیک جهانی و افول هژمونی آمریکا، رویکرد همگرایی با شرق و توسعه روابط با همسایگان را در پیش گرفته است. پیوستن رسمی ایران به سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس، که اقتصادهای نوظهور و قدرت‌های بزرگ غیرغربی را در خود جای داده‌اند، یک پیروزی استراتژیک و یک ضربه مهلک به پروژه انزوای اقتصادی ایران بود. نهادهایی نظیر بریکس، با سرعت در حال ایجاد زیرساخت‌های مالی مستقل از غرب هستند. تلاش برای راه‌اندازی ارز مشترک، تأسیس بانک توسعه جدید برای تأمین مالی پروژه‌ها بدون نیاز به نهادهای تحت سیطره آمریکا نظیر صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، و ایجاد مکانیسم‌های پرداخت مستقل، دقیقاً همان پادزهری است که تحریم‌های ثانویه آمریکا را بی‌اثر خواهد کرد. ایران با قرار گرفتن در این بلوک‌های قدرتمند، نه تنها به بازارهای جدیدی برای صادرات محصولات خود دسترسی پیدا می‌کند، بلکه از چتر حمایتی دیپلماتیک و اقتصادی کشورهایی بهره‌مند می‌شود که خود نیز از یک‌جانبه‌گرایی و سلاح‌سازی دلار توسط آمریکا به ستوه آمده‌اند.
علاوه بر نهادهای چندجانبه، توسعه روابط دوجانبه با پانزده کشور همسایه، یکی از درخشان‌ترین دستاوردهای سال‌های اخیر بوده است. بازار بزرگ چند صد میلیونی کشورهای همسایه، با توجه به اشتراکات فرهنگی، مذهبی، تاریخی و مرزهای طولانی زمینی و دریایی، بستر بی‌نظیری برای توسعه تجارت و ترانزیت فراهم آورده است. دشمنان نمی‌توانند مرزهای طولانی ایران را مسدود کنند. صادرات خدمات فنی و مهندسی، محصولات کشاورزی، مصالح ساختمانی و کالاهای مصرفی به کشورهای منطقه، ضمن ارزآوری قابل توجه برای کشور، پیوندهای امنیتی و اقتصادی ایران را با همسایگان چنان در هم می‌تند که هیچ قدرت فرامنطقه‌ای توان گسستن آن را نخواهد داشت. در این میان، دیپلماسی انرژی و تبدیل شدن ایران به هاب انرژی منطقه از طریق سوآپ گاز و برق، اهمیت استراتژیک کشور را در تأمین امنیت انرژی منطقه افزایش داده و ابزار قدرتمندی برای چانه‌زنی و بازدارندگی اقتصادی ایجاد می‌کند.
باید به این نکته بسیار مهم توجه داشت که استفاده افراطی و جنون‌آمیز ایالات متحده از ابزار تحریم، در حال ایجاد یک نتیجه معکوس و یک اثر بومرنگی در سطح اقتصاد جهانی است. اندیشمندان و اقتصاددانان برجسته حتی در خود جهان غرب نیز هشدار می‌دهند که تبدیل کردن سیستم مالی آمریکا و دلار به یک سلاح جنگی، در درازمدت به ضرر خود واشنگتن تمام خواهد شد. وقتی آمریکا با هر بهانه‌ای دسترسی کشورها به دارایی‌هایشان را مسدود می‌کند و بانک‌ها را جریمه‌های سنگین می‌نماید، پیام واضحی به تمام کشورهای جهان مخابره می‌کند: «سیستم مالی آمریکا امن نیست». این هراس باعث شده است تا روند «دلارزدایی» در اقتصاد جهانی که پیشتر تنها یک ایده نظری بود، امروز به یک واقعیت عملی و پرشتاب تبدیل شود. بانک‌های مرکزی کشورهای مختلف، از چین و روسیه گرفته تا هند و حتی متحدان سنتی غرب در حاشیه خلیج فارس، در حال متنوع کردن ذخایر ارزی خود، افزایش خرید طلا و توافق برای انجام تجارت با ارزهای ملی هستند. مقاومت سرسختانه و قهرمانانه جمهوری اسلامی ایران در برابر تحریم‌ها، نقش مهمی در شکستن این تابو در سطح بین‌المللی داشت. ایران نشان داد که می‌توان بدون وابستگی به دلار و سیستم مالی آمریکا به حیات و پیشرفت خود ادامه داد. این الگو، اکنون مورد توجه بسیاری از کشورهای مستقل قرار گرفته است و هر قدمی که جهان به سمت دلارزدایی برمی‌دارد، تیغ تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا کندتر و بی‌اثرتر می‌شود.
بنابراین، هشدارها و تهدیدات اخیر آمریکا علیه مؤسسات مالی بین‌المللی که با ایران کار می‌کنند، نه از موضع قدرت، بلکه واکنشی از سر ضعف به این روند گریزناپذیر جهانی است. آن‌ها تلاش می‌کنند با ارعاب، فروپاشی معماری مالی تحت سلطه خود را به تأخیر بیندازند. اما تاریخ ثابت کرده است که اراده ملت‌های مستقل همواره بر ماشین سرکوب و تهدید پیروز می‌شود. نظام بانکی و اقتصادی ایران، با اتکا به نخبگان جوان، مدیران جهادی و پشتوانه عظیم مردمی، در حال معماری ساختار جدیدی است که اساساً تحریم‌ناپذیر باشد. این ساختار جدید، بر پایه‌های شفافیت داخلی برای جلوگیری از فساد، حمایت قطعی از تولید ثروت حلال، توزیع عادلانه فرصت‌ها و پیوند خوردن با اقتصادهای همسو در جهان چندقطبی آینده استوار است.
در این نبرد اراده‌ها، رسالت رسانه‌ها، روشنفکران و دانشگاهیان متعهد آن است که با تبیین دقیق دستاوردها و تشریح واقعیت‌های میدانی نبرد اقتصادی، اجازه ندهند امپراتوری رسانه‌ای غرب با پمپاژ دروغ و ناامیدی، روحیه مردم و فعالان اقتصادی را تضعیف کند. باید با صدای بلند اعلام کرد که تحریم‌ها اگرچه زحماتی را برای ملت عزیز ایران ایجاد کرده و ظالمانه‌ترین نقض حقوق بشر در عصر حاضر به شمار می‌روند، اما نتوانسته‌اند قطار پیشرفت کشور را متوقف کنند. هر قطعه‌ای که به دلیل تحریم وارد نشد، بهانه‌ای شد تا مهندسان ایرانی آن را در داخل بومی‌سازی کنند. هر بازاری که در غرب به روی ما بسته شد، دروازه‌ای به سوی بازارهای بزرگ‌تر در شرق و منطقه گشود. این سنت الهی است که پس از هر سختی، آسانی و پس از هر ایستادگی، پیروزی است.
دستگاه‌های مسئول در قوای سه‌گانه باید با درک فوریت این شرایط خطیر، موانع بوروکراتیک و خودتحریمی‌های داخلی را که گاه بیش از تحریم‌های خارجی بر پیکر تولید ضربه می‌زنند، با قاطعیت برطرف کنند. مبارزه با فساد و ویژه‌خواری، هدایت نقدینگی سرگردان به سمت بخش‌های مولد اقتصاد، مدیریت صحیح منابع ارزی کشور، جلوگیری از خام‌فروشی و حمایت از دیپلماسی فعال منطقه‌ای، از جمله ضروریاتی است که می‌تواند این پیچ تاریخی را به سلامت طی کند. اگر دولت و بخش خصوصی دوشادوش یکدیگر و در یک سنگر واحد به مقابله با این جنگ ناجوانمردانه بپردازند، هیچ قدرت خارجی توان غلبه بر این اراده پولادین را نخواهد داشت.
تصویری که از آینده اقتصاد ایران ترسیم می‌شود، تصویری از یک اقتصاد درون‌زای برون‌گراست؛ اقتصادی که ریشه‌هایش در خاک حاصلخیز استعدادهای داخلی محکم شده و شاخ و برگ‌های آن در آسمان تجارت منطقه‌ای و جهانی گسترده است. اقدام اخیر آمریکا در تهدید بانک‌های خارجی، تنها پرده‌ای دیگر از نمایش مکرر خصومت آن‌هاست که با هوشیاری، تدبیر، مقاومت و برنامه‌ریزی دقیق، به یکی دیگر از شکست‌های ثبت‌شده در کارنامه سیاه استکبار جهانی در مواجهه با انقلاب اسلامی تبدیل خواهد شد. این مسیر پرفراز و نشیب، با قدرت و صلابت تا رسیدن به قله‌های استقلال اقتصادی و رفاه عمومی برای ملت شریف ایران ادامه خواهد یافت و روسیاهی آن برای دشمنانی خواهد ماند که گمان می‌کردند با ابزار پول و بانک می‌توانند یک ملت تاریخ‌ساز را به تسلیم وادار کنند.
در تحلیل لایه‌های عمیق‌تر این تقابل، باید به این واقعیت اذعان کرد که دشمن با یک جنگ ترکیبی به میدان آمده است. آن‌ها از یک سو با تحریم‌های بی‌رحمانه سعی در ایجاد نارضایتی اقتصادی و معیشتی دارند و از سوی دیگر با ماشین رسانه‌ای خود، این مشکلات را ده‌ها برابر بزرگ‌تر جلوه می‌دهند تا سرمایه اجتماعی نظام اسلامی را هدف قرار دهند. اما تجربه ثابت کرده است که بصیرت مردم ایران، همواره این توطئه‌های پیچیده را نقش بر آب کرده است. هرگاه که فشار دشمن به اوج رسیده، نوآوری و ابتکار عمل جوانان ایرانی در عرصه‌های مختلف اقتصادی، صنعتی و فناوری، راهگشای بن‌بست‌ها بوده است. امروز ما شاهد آن هستیم که قطعات پیچیده صنعتی، داروهای نوترکیب و تجهیزات پیشرفته دفاعی و پزشکی که تا چند سال پیش واردات آن‌ها حتی با پرداخت هزینه‌های مضاعف غیرممکن بود، به دست توانمند متخصصان داخلی تولید و حتی به دیگر کشورها صادر می‌شود. این همان تجلی عینی اقتصاد مقاومتی است که دشمن از آن به شدت هراس دارد.
باید به مقامات کاخ سفید یادآوری کرد که اقتصاد ایران، یک اقتصاد تک‌محصولی و متکی به یک شریان خاص نیست که با مسدود کردن آن، حیات کشور به خطر بیفتد. تنوع اقلیمی، منابع غنی زیرزمینی، موقعیت بی‌نظیر ژئوپلیتیکی در تقاطع کریدورهای حیاتی شمال-جنوب و شرق-غرب، و از همه مهم‌تر نیروی کار جوان و تحصیل‌کرده، مؤلفه‌های قدرتی هستند که با هیچ بخشنامه و تحریمی قابل حذف نیستند. وقتی خزانه‌داری آمریکا مؤسسات مالی خارجی را تهدید می‌کند، در واقع در حال بستن درهای اقتصاد جهانی به روی خود و تسریع روند جایگزینی سیستم‌های مالی غیرآمریکایی است. کشورهایی که امروز برای همکاری با ایران مورد تهدید قرار می‌گیرند، فردا خودشان به دنبال ایجاد سازوکارهایی خواهند بود تا از تیررس این تهدیدات کور در امان بمانند و این همان نقطه آغاز پایان امپراتوری دلار است.
همکاری‌های راهبردی و بلندمدت جمهوری اسلامی ایران با قدرت‌های نوظهور اقتصادی، پیام روشنی برای واشنگتن دارد: معماری نظم نوین جهانی در حال شکل‌گیری است و در این نظم جدید، آمریکا دیگر تنها بازیگر تعیین‌کننده نیست. توافقنامه‌های جامع همکاری، توسعه زیرساخت‌های مشترک ترانزیتی مانند توسعه بندر چابهار، سرمایه‌گذاری‌های مشترک در بخش انرژی و فناوری، نشان‌دهنده آن است که اقتصاد ایران نه تنها منزوی نشده، بلکه در حال تبدیل شدن به یک قطب مهم در شبکه‌های اقتصادی اوراسیا و غرب آسیاست. دشمن تلاش می‌کند با تحریم بانک‌ها، این روند پیوند خوردن ایران با اقتصاد جهانی را کُند کند، اما واقعیت این است که آب مسیر خود را پیدا خواهد کرد و منافع متقابل اقتصادی، راه را برای عبور از سدهای تحریمی باز می‌کند.
در این کارزار، نقش بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و شبکه بانکی کشور در صیانت از ارزش پول ملی، مدیریت بهینه منابع ارزی و پشتیبانی مالی از بخش‌های تولیدی، بسیار کلیدی و تعیین‌کننده است. باید با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین مالی، ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی و پیمان‌های پولی دوجانبه، شبکه‌های پرداخت جایگزین و امنی را توسعه داد تا نیاز به استفاده از ارزهای مسلط غربی و پیام‌رسان‌های تحت کنترل آن‌ها به حداقل برسد. این همان مسیری است که با جدیت در حال پیگیری است و هر روز خبرهای امیدوارکننده‌ای از اتصال شبکه‌های بانکی ایران به کشورهای همسایه و شرکای تجاری به گوش می‌رسد که لرزه بر اندام طراحان تحریم در واشنگتن می‌اندازد.
در نهایت، باید تأکید کرد که رمز پیروزی نهایی در این جنگ تمام‌عیار اقتصادی، حفظ وحدت، انسجام ملی و تکیه بر ظرفیت‌های لایزال داخلی با هدایت‌های حکیمانه ولایت فقیه است. دشمن با تمام قوا به میدان آمده است تا اراده ما را در هم بشکند، اما غافل از آن است که ملتی که شهادت را افتخار خود می‌داند و با فرهنگ عاشورایی تربیت شده است، هرگز در برابر ظلم و استکبار سر خم نخواهد کرد. تحریم‌های جدید و تهدیدات خزانه‌داری آمریکا، تنها برگ‌های زرد و خشکیده‌ای از درختی است که ریشه‌هایش در حال پوسیدن است. در مقابل، شجره طیبه انقلاب اسلامی روز به روز تناورتر و پرثمرتر می‌شود. با همت مسئولان، تلاش کارگران و کشاورزان، نوآوری نخبگان و مقاومت آگاهانه آحاد مردم، از این گردنه تاریخی نیز با سرافرازی عبور خواهیم کرد و طلوع صبح روشن پیروزی و استقلال کامل اقتصادی را به کوری چشم دشمنان کینه‌توز، جشن خواهیم گرفت. این وعده الهی است که حق بر باطل پیروز است و اقتصاد ایران، با عبور از کوره ذوب تحریم‌ها، به فولادی آبدیده و شکست‌ناپذیر تبدیل شده است که آینده درخشان این مرز و بوم را تضمین خواهد کرد.
جنگ اقتصادی در ایستگاه بانک‌ها