نسخه Pdf

حقوق بشر یا امتیازی برای صاحبان قدرت؟

مسعود پیرهادی
در جهان امروز، یکی از پرسش‌های اساسی این است که آیا حقوق بشر و قوانین بین‌المللی، معیارهایی جهان‌شمول برای داوری درباره رفتار دولت‌ها هستند یا ابزارهایی که صاحبان قدرت، متناسب با منافع خود، از آنها استفاده می‌کنند؟ پاسخ را نه فقط در متن اسناد و معاهدات، بلکه در نحوه مواجهه قدرت‌های بزرگ با رفتار خود و دیگران باید جست‌وجو کرد؛ آنجا که فاصله میان ادعا و عمل، به اندازه‌ای آشکار می‌شود که دیگر نمی‌توان آن را صرفا یک اختلاف سیاسی دانست.
در فرانسه، کشوری که خود را از خاستگاه‌های تاریخی آزادی، برابری و حقوق شهروندی معرفی می‌کند، برخورد پلیس با معترضان بارها به موضوع انتقاد نهادهای حقوق بشری تبدیل شده است. در روزهای اخیر نیز برخوردهای خشونت‌آمیز با اعتراضات دانش‌آموزی، از جمله مجروح شدن نوجوانان بر اثر استفاده از تجهیزات پلیسی، بار دیگر ضرورت رعایت تناسب در استفاده از زور را به موضوعی جدی تبدیل کرده است. عفو بین‌الملل در پنجم اکتبر ۲۰۲۶ خواستار توقف برخورد نامتناسب پلیس فرانسه با معترضان دانش‌آموز شد. اما چرا چنین مواردی، با وجود همه حساسیت‌های اعلام‌شده درباره حقوق بشر، به همان سطح از فشار سیاسی و بین‌المللی که علیه برخی کشورهای دیگر اعمال می‌شود، نمی‌رسد.
اگر در ایران، برخوردی مشابه با معترضان رخ دهد، آیا رسانه‌های بزرگ جهان، دولت‌های غربی و نهادهای سیاسی آنها به همین اندازه به بررسی زمینه‌ها، شرایط و حدود قانونی استفاده از زور خواهند پرداخت؟ آیا میان یک واقعه، عملکرد یک مأمور و سیاست رسمی یک حکومت تمایز خواهند گذاشت؟ یا پیش از تکمیل بررسی‌ها، حکم نهایی صادر می‌شود و حادثه‌ای مشخص به سندی برای زیر سؤال بردن کلیت یک نظام سیاسی تبدیل خواهد شد؟
نمی‌توان در یک کشور، تصویر یک مأمور متخلف را به نماد ماهیت کل حکومت تبدیل کرد و در کشوری دیگر، همان رفتار را به خطای موردی تقلیل داد. معیار اگر جهان‌شمول است، باید برای همه جهان‌شمول باشد.
این دوگانگی در موضوع هسته‌ای نیز صورت پیچیده‌تری پیدا می‌کند. فرانسه و آمریکا دارای سلاح هسته‌ای هستند و زرادخانه‌هایشان را حفظ می‌کنند اما درباره خطرهای احتمالی برنامه هسته‌ای ایران که تحت نظارت آژانس است موضع می‌گیرند و برخورداری خودشان از تسلیحات هسته‌ای را بخشی از سیاست امنیتی مشروعشان معرفی می‌کنند.
اگر گسترش سلاح هسته‌ای خطری برای امنیت بشریت است، این خطر چگونه فقط در برنامه کشوری برجسته می‌شود که هنوز سلاح هسته‌ای ندارد، اما زرادخانه کشورهای دارنده سلاح هسته‌ای به عنوان واقعیتی پذیرفته‌شده در معادلات قدرت باقی می‌ماند؟ اگر هدف نهایی، جهانی عاری از سلاح هسته‌ای است، چرا فشارها متوجه محدود کردن ظرفیت‌های دیگران است و نه ایجاد یک مسیر معتبر، متوازن و قابل سنجش برای خلع سلاح قدرت‌های موجود؟
مسئله فقط هسته‌ای نیست؛ مسئله، منطق حاکم بر نظم بین‌المللی است. نظمی که در آن، قدرت نظامی می‌تواند برای برخی کشورها تضمین امنیت تلقی شود و همان ظرفیت، برای دیگران نشانه تهدید؛ برخورد پلیس در یک کشور می‌تواند موضوعی داخلی قلمداد شود و رفتاری مشابه در کشوری دیگر، به مسئله‌ای جهانی تبدیل شود. در چنین نظمی، قانون وجود دارد، اما اجرای آن همواره از مناسبات قدرت مستقل نیست.
ایران باید در مجامع بین‌المللی، با مستندات دقیق، موارد استفاده نامتناسب از زور در کشورهای غربی، تناقض‌های سیاست هسته‌ای و فاصله میان تعهدات خلع سلاح و عملکرد قدرت‌های اتمی را پیگیری کند. اعتراض کلی و شعاری، به آسانی نادیده گرفته می‌شود؛ اما پرونده مستند، مقایسه حقوقی و مطالبه پاسخ روشن، هزینه بی‌اعتنایی را افزایش می‌دهد. این پیگیری باید از مسیر نهادهای حقوقی، دیپلماتیک و چندجانبه انجام شود تا به یک موضع تبلیغاتی زودگذر تقلیل پیدا نکند.
باید میان اعتراض به بی‌عدالتی و افتادن در دام انزوای سیاسی تفاوت گذاشت. ایران برای دفاع از حقوق خود به ائتلاف‌های موضوعی، همکاری با کشورهای مستقل، ارتباط با افکار عمومی جهان و ارائه پیشنهادهای عملی نیاز دارد. طرح ابتکارهای روشن درباره خلع سلاح هسته‌ای، منع تهدید به استفاده از این سلاح‌ها و ایجاد سازوکارهای غیرتبعیض‌آمیز نظارتی، می‌تواند ادعای ایران درباره ضرورت اصلاح نظم بین‌المللی را از سطح اعتراض به سطح پیشنهاد ارتقا دهد.
قدرت واقعی تنها در توان پاسخ‌گویی به فشارها خلاصه نمی‌شود؛ در توان ساختن وضعیتی است که فشار سیاسی نتواند به آسانی حقوق و منافع ملی را فرسوده کند. پیشرفت علمی، تقویت زیرساخت‌های اقتصادی، انسجام اجتماعی، دیپلماسی فعال و اعتماد عمومی، اجزای یک منظومه واحد از قدرت ملی‌اند. کشوری که از درون توانمند باشد، در بیرون نیز با دست بازتری مذاکره می‌کند و کمتر ناچار می‌شود برای اثبات حقوق خود، صرفا به اعتراض لفظی بسنده کند.
حقوق بشر یا امتیازی برای صاحبان قدرت؟