نسخه Pdf

رمزگشایی از یک نظرسنجی در سالگرد طوفان الاقصی

فروپاشی هژمونی روایت در تل‌آویو

حنیف غفاری
نتایج جدیدترین افکارسنجی شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی، فراتر از یک سنجش آماری ساده، به مثابه بیانیه‌ای آشکار از یک زلزله سیاسی و ادراکی درون اراضی اشغالی است. بر اساس این داده‌ها، ۸۷ درصد از شهروندان صهیونیست، بنیامین نتانیاهو را مستقیماً مسئول فاجعه‌بارترین شکست تاریخی رژیم در جریان عملیات غافلگیرکننده ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (طوفان‌الاقصی) قلمداد می‌کنند. از این میان، ۶۵ درصد معتقدند شخص نخست‌وزیر «مسئولیت بسیار زیادی» بر دوش دارد و ۲۲ درصد نیز او را «تا حدی مسئول» می‌دانند. همچنین در ارزیابی ساختاری، ۴۷ درصد پاسخ‌دهندگان بار این قصور مفتضحانه را به صورت مشترک و مساوی بر دوش ارتش و دولت نهاده‌اند، در حالی که ۲۵ درصد به‌طور انحصاری ساختار سیاسی و کابینه را متهم ردیف اول معرفی کرده‌اند. هرچند این نظرسنجی از تفکیک نقش دستگاه‌های جاسوسی و امنیتی نظیر موساد و شاباک اجتناب ورزیده، اما پیام کلی آن صریح، قطعی و غیرقابل انکار است: بنیامین نتانیاهو در قلب بحرانی گرفتار آمده که گریز از آن به لحاظ ساختاری ناممکن است. تحلیل این وضعیت در پرتو سه متغیر کلیدی، ابعاد واقعی استیصال ائتلاف حاکم بر تل‌آویو را روشن می‌سازد.
طوفان‌الاقصی؛ پاشنه آشیل و بن‌بست تنفسی صهیونیستها 
رویداد تاریخی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ صرفاً یک شوک امنیتی و نظامی زودگذر نبود، بلکه نقطه‌عطفی استراتژیک به شمار می‌رود که کل محاسبات دکترین امنیت ملی رژیم صهیونیستی را دگرگون ساخت. از همان ساعات نخست عملیات مقاومت فلسطین، طوفان‌الاقصی به «پاشنه آشیل» ترمیم‌ناپذیر نتانیاهو بدل شد؛ زخمی کاری و باز که هیچ سیاست، لفاظی رسانه‌ای یا تداوم جنگ‌افروزی قادر به التیام آن نیست.افشای تدریجی ابعاد پشت پرده، هشدار‌های نادیده گرفته‌شده توسط مقامات ارشد، سوءمدیریت کابینه ائتلافی در تل آویو،  فروپاشی سامانه بازدارندگی و شکاف‌های فاحش درون دستگاه‌های اطلاعاتی، عملاً فضای تنفس سیاسی را برای نخست‌وزیر و شرکای افراطی‌اش مسدود کرده است. نتانیاهو به وضوح  می داند  که هرگونه اعلام رسمی پایان جنگ ، مترادف با تشکیل بلادرنگ کمیسیون‌های حقیقت‌یاب مستقل دولتی خواهد بود؛ کمیسیون‌هایی که نتیجه قطعی آن‌ها، محاکمه قضایی، پایان قطعی حیات سیاسی و فرستادن او و همراهانش به زباله‌دان تاریخ است. بنابراین، اصرار کورکورانه بر طولانی کردن جنگ، نه یک تصمیم راهبردی برای منافع رژیم، بلکه تلاشی انفرادی و مذبوحانه جهت به تاخیر انداختن روز حسابرسی به شمار می‌رود؛ رویکردی که داده‌های نظرسنجی شبکه ۱۲ اثبات می‌کند  اکثر ساکنان اراضی اشغالی کاملاً متوجه ماهیت فرصت‌طلبانه آن شده‌اند. یعنی حتی افرادی که به صورت سنتی طرفدار حزب لیکود و دیگر احزاب دست راستی در اراضی اشغالی هستند، نسبت به رویکرد کلان نتانیاهو نسبت به موضوع جنگ غزه و تحولات تبعی آن آگاه هستند. این بدترین خبر ممکن برای جلاد غزه و همراهانش در تل آویو محسوب می شود. 
دوم: فروپاشی اهداف سه‌گانه و سراب «خاورمیانه جدید» صهیونیستی
نتانیاهو در آغاز این تجاوز خونین، سه هدف راهبردی و بزرگ‌نمایانه را به عنوان مانیفست پیروزی به جامعه صهیونیستی و حامیان غربی خود وعده داده بود: نخست «نابودی کامل و ریشه‌کنی جنبش مقاومت حماس»، دوم «اشغال مجدد، خلع سلاح و تسلط امنیتی کامل بر نوار غزه» و در نهایت، هدفی کلان‌تر و ژئوپلیتیک تحت عنوان «بازطراحی نظم امنیتی خاورمیانه جدید بر اساس متدهای سلطه نامشروع صهیونیستی».
امروز با گذشت مدت مدیدی از  کشتار، بمباران وحشیانه و نسل‌کشی آشکار، هیچ‌یک از این اهداف اصلی و اعلامی نتانیاهو  محقق نشده است. ساختار نظامی، سیاسی و میدانی  حماس علیرغم تقدیم فرماندهان بزرگ، زنده، پویا و عملیاتی در میدان ایستاده و تلفات سنگینی را بر ماشین جنگی ارتش رژیم صهیونیستی  تحمیل می‌کند. نوار غزه نه‌تنها اشغال‌پذیر و مهارشدنی نبوده، بلکه به یک باتلاق فرسایشی عمیق بدل شده است که ادوات و نظامیان رژیم را در خود می‌بلعد. مهم‌تر از آن، سراب رویاییِ تغییر نقشه خاورمیانه به سود منافع تل‌آویو با بازتولید موج جهانی آگاهی و انزوای دیپلماتیک رژیم به کلی بر باد رفته است. منطقه‌ای که نتانیاهو قصد داشت بر ویرانه‌های آرمان فلسطین و با تکیه بر سازوکارهای تحمیلی خود هدایت کند، اکنون در وضعیتی متضاد قرار دارد؛ جبهه‌های متعدد مقاومت هم‌افزا شده‌اند و رژیم بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ ۷۶ ساله حیات نامشروع خود، در حصار آتش و ناامنی بنیادین گرفتار شده است.
شکست  فاحش  صهیونیستها در جنگ شناختی و ادراکی
نکته راهبردی و بنیادین دیگر که نظرسنجی اخیر آن را بی‌پرده عیان ساخته، شکست قاطع رژیم در عرصه «جنگ ادراکی و شناختی» است. ماشین پروپاگاندای تل‌آویو هم‌زمان با میدان نبرد، میلیاردها دلار را صرف القای پیروزی، بازسازی ابهت از دست رفته ارتش و توجیه جنگ فرسایشی برای ساکنان اراضی اشغالی کرده بود. مثلث حاکم،بنیامین نتانیاهو، ایتامار بن‌گویر و بتسلئیل اسموتریچ،طی ماه‌های متمادی کوشیدند تا با گفتمان‌سازی رادیکال، وعده «پیروزی مطلق» را در اذهان عمومی تثبیت کرده و منتقدان را خائن به امنیت قلمداد کنند.اما ارقام نظرسنجی شبکه ۱۲رژیم صهیونیستی  پرده از گسست شدید برمی‌دارد: اکثریت ساکنان اراضی اشغالی، روایت این تثلیث افراطی از جنگ و دستاوردهای ادعایی آن را به طور کامل رد کرده‌اند. حتی ساکنان اراضی اشغالی  دیگر خریدار سناریوسازی‌های باسمه‌ای و مانورهای رسانه‌ای نخست‌وزیر متوحش خود نیستند. وقتی ۸۷ درصد یک جامعه، رهبر ارشد خود را مقصر اصلی بزرگ‌ترین فاجعه امنیتی علیه خود بدانند و ۶۵ درصد تقصیر او را حداکثری ارزیابی کنند، این بدین معناست که «سرمایه ادراکی» حاکمیت نامشروع و غیرقانونی  صهیونیستی به نقطه صفر رسیده است. نتانیاهو نه‌تنها در عرصه میدانی در برابر استقامت پولادین غزه شکست خورده، بلکه دژ مشروعیت و اعتماد درونی خود را نیز کاملاً از دست داده است. در این نبرد ادراکی، روایت مقاومت که بر اصالت، حقانیت و پایداری استوار است، موفق شد توهمات بافته‌شده توسط رسانه‌های جریان اصلی عبری را پوچ و بی‌اعتبار سازد.
فرجام سخن
برآیند این تحولات و نظرسنجی‌های پی‌درپی نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی و در رأس آن بنیامین نتانیاهو، در یک مخمصه وجودی و بدون بازگشت به دام افتاده‌اند. طوفان‌الاقصی تنها دیوارهای حائل مرزی پیرامون غزه را در هم نکوبید، بلکه ستون‌های ادراکی، امنیتی و روانی رژیم صهیونیستی را دچار ترکی ساختاری و ترمیم‌ناپذیر کرد. نتانیاهو که روزگاری خود را «نماد  امنیت» لقب داده بود، اکنون در میان ساکنان اراضی اشغالی به عنوان «معمار نابودی امنیت» شناخته می‌شود؛ رهبری بی‌آینده که با انکار شکست و قربانی کردن منافع بلندمدت، صرفاً به دنبال خرید زمان برای تعویق سقوط قطعی خویش است. افول این هژمونی ادراکی، سرآغاز فروپاشی زنجیره‌ای در ساختار سیاسی تل‌آویو و سندی تاریخی بر پیروزی اراده مقاومت بر دستگاه فریب و اشغالگری است.
فروپاشی هژمونی روایت در تل‌آویو