نسخه Pdf

گزارشی از خسارات جنگ تحمیلی سوم بر میراث فرهنگی ایران

دشمنی که چشم دیدن تاریخ ایران را نداشت

گروه فرهنگی
آنچه در هفته‌های ابتدایی جنگ تحمیلی سوم بر میراث فرهنگی ایران گذشت، نه تنها یک فاجعه ملی، بلکه تجاوزی آشکار به ارزش‌های مشترک بشری بود. بر اساس سیاهه رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ایران، بیش از ۱۳۱ محوطه باستانی، موزه و بنای تاریخی در سراسر ۱۷ استان کشور آسیب دیدند یا نابود شدند. این آمار تا پایان مارس ۲۰۲۶ به بیش از ۱۲۰ موزه و مکان میراثی رسید و در پایان ماه به رقم ۱۲۰ مورد تأیید شده افزایش یافت. حسن فرتوسی، رئیس کمیسیون ملی ایران برای یونسکو، در پایان این دوره تعداد کل مکان‌های فرهنگی و تاریخی آسیب‌دیده را حداقل ۱۴۰ محوطه اعلام کرد.
از ساسانیان تا صفویه: قلعه فلک‌الافلاک در آتش
در هشتم مارس، قلعه فلک‌الافلاک در خرم‌آباد که با نشان سپر آبی حمایت بین‌المللی آشکارا مشخص شده بود، هدف حمله قرار گرفت. بخش‌هایی از مجموعه آسیب دید، موزه آن به‌طور کامل نابود شد و پنج کارمند موزه زخمی شدند. این قلعه که ریشه‌هایش به دوران ساسانی و قرون سوم تا چهارم میلادی بازمی‌گردد، یکی از قدیمی‌ترین سازه‌های مستحکم ایرانی است که گواه هزاران سال حاکمیت، مقاومت و هویت ملی بوده است. موزه‌های انسان‌شناسی و باستان‌شناسی مجاور این قلعه به‌طور کامل ویران شدند، گرچه بدنه اصلی بنا سالم ماند. این‌که هواپیماهای مهاجم نشان سپر آبی را نادیده گرفتند، خود نشانه‌ای از بی‌اعتنایی آشکار به مقررات بین‌المللی بود.
 قلب اصفهان زیر بمباران
اصفهان که خود یک تمدن کامل در درون یک شهر است، بیشترین آسیب را در حوزه میراث فرهنگی متحمل شد. حملات نهم مارس به اصفهان، میدان نقش‌جهان، کاخ چهل‌ستون، کاخ عالی‌قاپو، مسجد شاه، مسجد جامع و تیموری‌خانه را در خود گرفت.
مسجد جامع اصفهان، قدیمی‌ترین مسجد جامع ایران، یکی از برجسته‌ترین قربانیان این حملات بود. این مسجد که در قرن نهم میلادی پایه‌گذاری شد و ثبت جهانی یونسکو دارد، حاصل قرن‌ها افزوده‌شدن لایه به لایه معماری اسلامی ایران است؛ از دوران عباسیان تا سلجوقیان و صفویان. این بنا در اثر انفجار بمب ۹۰۰ کیلوگرمی در مجاورتش آسیب دید و یونسکو این خسارت را به‌طور رسمی تأیید کرد.
کاخ چهل‌ستون، که شاه‌عباس دوم آن را در سال ۱۶۴۷ میلادی بنا کرد و نگارگری‌های دیواری‌اش از درخشان‌ترین نمونه‌های هنر ایرانی است، نیز از آسیب در امان نماند. یونسکو تأیید کرد که این کاخ از موج انفجار آسیب دید و پنجره‌ها و درهای آن شکسته و از جا کنده شدند. در همین حمله، کاخ عالی‌قاپو نیز آسیب دید و مجموعه نقش‌جهان که در میدان ۹۶۴ هزار فوت مربعی‌اش ضربه خورد.
اما فاجعه‌بارترین رویداد در اصفهان، نابودی کامل رشک‌جنان بود. این بنای تاریخی مربوط به دوره صفوی، که به «کاخ رشک» نیز شناخته می‌شود، در اثر حمله مستقیم نیروهای آمریکایی و اسرائیلی از میان رفت. این ساختمان که سقف‌های طلاکاری‌شده‌اش در دوره قاجار مرمت شده بود، محل استقرار استانداری اصفهان بود. نیروی هوایی اسرائیل این مجموعه چندصدساله را در اثر حمله مستقیم کاملاً نابود کرد. با نابودی رشک‌جنان، یک شاهد زنده از عصر صفوی برای همیشه از صفحه روزگار محو شد.
 کاخ گلستان تهران: آینه‌ها خاموش شدند
در دوم مارس ۲۰۲۶، موج انفجار ناشی از حمله به میدان ارگ تهران، به کاخ گلستان رسید. کاخ گلستان که عمدتاً از قرن نوزدهم میلادی تاریخ دارد اما ریشه‌هایش به قرن شانزدهم می‌رسد، در اثر موج انفجار آسیب دید؛ پنجره‌هایش شکست و کف آن از زیر آوار پوشیده شد. بدترین آسیب به تالار آینه وارد شد؛ موزاییک‌های ظریف آینه‌کاری که سقف‌ها و دیوارهایش را می‌پوشاندند، در اثر انفجار خُرد شدند.
جبار اوج، مدیر موزه‌های کاخ گلستان، به خبرگزاری ایرنا گفت که پنجاه تا شصت درصد درها و پنجره‌های کاخ شکسته‌اند و تالار آینه و تخت مرمر به‌شدت آسیب دیده‌اند. برآوردهای اولیه هزینه مرمت را حدود ۱.۷ میلیون دلار تخمین زدند، هرچند کارشناسان هشدار دادند که ممکن است کار مرمت دو سال یا بیشتر طول بکشد. لازار الوندو آسومو، مدیر مرکز میراث جهانی یونسکو، این کاخ را به «ورسای» فرانسه تشبیه کرد تا اهمیت جهانی‌اش را به مخاطبان غربی گوشزد کند.
 گستره تخریب: از تهران تا کردستان
دامنه آسیب بسیار فراتر از اصفهان و تهران بود. وزارت میراث فرهنگی اعلام کرد که تنها در تهران ۱۹ محوطه تاریخی آسیب دید و استان کردستان با ۱۲ مکان آسیب‌دیده در رده دوم قرار گرفت. در سنندج، دو عمارت تاریخی قرن نوزدهمی به نام‌های «سالار سعید» و «آصف وزیری» آسیب دیدند. این بناها که گنجینه‌های کردی را در خود نگه می‌دارند، به درها و شیشه‌های رنگی‌شان خسارت وارد شد.
در تهران، مجموعه سعدآباد، کاخ مرمر، خانه تیمورتاش و ساختمان سنای سابق نیز در فهرست آسیب‌دیدگان قرار گرفتند. احمد علوی، رئیس کمیته میراث شورای شهر تهران، اعلام کرد که حملات هوایی حداقل ۱۲۰ مکان فرهنگی یا تاریخی مهم را در سراسر کشور از ابتدای جنگ تحت تأثیر قرار داده است. باغ فین کاشان، که قدیمی‌ترین باغ ایرانی موجود است و در سال ۱۵۹۰ میلادی تکمیل شده بود، نیز از این تخریب در امان نماند و کوشک‌ها و سیستم آبرسانی‌اش آسیب دید.
 یونسکو، بلوشیلد و هشدارهای بی‌اثر
یونسکو از همان دوم مارس، بلافاصله پس از گزارش آسیب به کاخ گلستان، بیانیه نگرانی صادر کرد و اعلام کرد که مختصات جغرافیایی تمام مکان‌های میراث جهانی و مکان‌های مهم ملی را برای همه طرف‌های درگیر ارسال کرده است تا از آسیب احتمالی جلوگیری شود. این هشدار از سوی مهاجمان نادیده گرفته شد. در نهم مارس، سازمان میراث فرهنگی ایران اعلام کرد که نشان «سپر آبی» بر روی بیش از ۱۲۰ موزه و چندین بنای تاریخی کشور نصب شده تا از این دارایی‌های فرهنگی محافظت شود.
کمیته آمریکایی سپر آبی در بیانیه‌ای صریح اعلام کرد که این شکست در حفاظت از میراث فرهنگی می‌تواند جرم جنگی محسوب شود؛ نقضی آشکار از کنوانسیون لاهه ۱۹۰۷ که در ماده ۲۷ خود صریحاً از ضرورت حفاظت از ابنیه مذهبی، هنری، علمی و بناهای تاریخی در محاصره‌ها و بمباران‌ها سخن می‌گوید. یونسکو تأکید کرد که اموال فرهنگی تحت حمایت کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ برای حفاظت اموال فرهنگی در زمان مخاصمه مسلحانه، از جمله مکانیسم حمایت تقویت‌شده آن، قرار دارند.
پتی گرستنبلیت، استاد بازنشسته حقوق در دانشگاه دی‌پل شیکاگو و رئیس کمیته آمریکایی سپر آبی بین‌الملل، به اظهارات وزیر دفاع آمریکا اشاره کرد که رویکرد آمریکا در این جنگ شامل «قوانین احمقانه درگیری» نخواهد بود. گرستنبلیت گفت این اظهارات اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند چرا که همین قوانین درگیری هستند که حقوق بشردوستانه بین‌الملل را تجسم می‌بخشند؛ نه فقط حفاظت از میراث فرهنگی، بلکه حفاظت از تمام جمعیت غیرنظامی از جمله بیمارستان‌ها و مدارس.
اکثر کارشناسان حقوقی بررسی‌شده در مطالعات بعدی اعلام کردند که طرف‌های متخاصم اعمالی را مرتکب شدند که نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه تلقی می‌شود و بنابراین موجب آسیب یا تخریب مکان‌های میراث جهانی یونسکو و سایر دارایی‌های فرهنگی شناخته‌شده شده است.
 حافظه بشری در برابر آتش
آنچه در این هفته‌ها نابود شد یا آسیب دید، صرفاً سنگ و ملاط نبود. الگوی آسیب پراکنده نیست؛ یک «جغرافیای تمرکزیافته از تخریب» است که سنگین‌ترین ضربه را بر استان‌هایی وارد کرده که از غنی‌ترین دارایی‌های فرهنگی ایران برخوردارند. تهران و اصفهان از جمله اصلی‌ترین مخازن حافظه معماری ایران، مجموعه‌های موزه‌ای، مجموعه‌های سلطنتی قرن‌های پانزدهم تا نوزدهم، بناهای مذهبی و میراث مدنی کشور هستند. موجتبی نجفی، پژوهشگر ایرانی، پس از انتشار تصاویر کاخ‌های آسیب‌دیده نوشت: «حامیان جنگ می‌گویند هر چه نابود شود بعداً بهتری می‌سازیم. خب، یک عالی‌قاپو و یک چهل‌ستون و یک گلستان تازه بسازید. برای من بناهای تاریخی به اندازه جان آدمیان اهمیت دارند. چون آن‌ها مرا به گذشته‌ام وصل می‌کنند و تخریبشان یعنی حافظه‌ام نابود می‌شود.» این اظهار درد، واقعیت عمیق‌تری را آشکار می‌کند: میراث فرهنگی نه تنها سند تمدن است، بلکه رشته‌ای است که نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهد.
فرتوسی، رئیس کمیسیون ملی یونسکو ایران، نگران این است که حتی پس از مرمت، مکان‌های آسیب‌دیده هرگز شخصیت اصلی خود را بازنیابند. او تأکید کرد که اساس میراث فرهنگی بر «مفهوم اصالت» استوار است و گفت: «حتی اگر با بهترین هنرمندان و متخصصان مرمت این کار را انجام دهیم، اصالت کجا خواهد بود؟»
حملات علیه میراث فرهنگی در مخاصمه مسلحانه نه‌تنها از نظر اخلاقی غیرقابل‌قبول است، بلکه می‌تواند ناقض حقوق بین‌الملل باشد و جرم جنگی محسوب شود، همان‌طور که دیوان کیفری بین‌المللی در پرونده المهدی این امر را تأیید کرد. ایران مستنداتی از این خسارات را به یونسکو ارائه کرده و به نقض کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ استناد کرده است. جامعه بین‌الملل، از یونسکو تا ایکوموس و بلوشیلد، صدایشان را بلند کرده‌اند؛ اما این صداها هنوز با عمل متناسبی برای پاسخگوکردن مهاجمان همراه نشده است. آنچه از این جنگ بر جای خواهد ماند، نه تنها زخم‌های بدن‌های انسانی، که شکاف‌های جبران‌ناپذیر در پیکر حافظه بشری است.

 دشمنی که چشم دیدن تاریخ ایران را نداشت