نسخه Pdf

منهجِ تفکرِ «علی الاصول»

سیدمقدام حیدری 
هم آقای شهید، هم آقای رشید، علی رغم مخالفت‌شان با مذاکره با آمریکا، اجازه‌اش را صادر کردند. شاید یکی از علل چربیدن کفه‌ی مذاکره‌خواهان بر خواستِ دلِ امام امّت، تحلیل‌ها و موضع‌گیری‌های ما بچه‌های انقلابی باشد. 
دیربازی است که امام شهید، هرازگاهی علیه مذاکره سخن می‌گفت، ولی ما بچه‌های انقلابی مذاکره را توجیه می‌کردیم و برایش دلیل‌ها می‌تراشیدیم. 
مثل این که الآن مذاکره لازم است تا ایران در افکار عمومی دنیا و داخل، سفید و صلح‌طلب شناخته شود. یا این که این مذاکرات، غیر مستقیم است، اما سخنان آقا ناظر به مذاکرات مستقیم است. یا این مذاکرات، از جنس بده‌بستان نیست؛ ارائه‌ی راهی آبرومندانه به آمریکا برای خالی کردن عرصه‌ی جنگ است. یا این مذاکرات، برای تثبیت دست‌آوردهای جنگ است؛ نه بده بستان. یا این مذاکره پوششی برای زمان خریدن است. یا این یکی از موضع قدرت است، پس اشکال ندارد. یا این مذاکرات با ره‌بری هم‌آهنگ است. یا در شرایط جنگی هم‌چین مسائلی صددرصد به دست ره‌بر جامعه است و کسی نمی‌تواند نظر خودش را بر خلاف ره‌بر اعمال کند. یا این بار، شورای عالی امنیت ملی پای کار است و همه چیز درست پیش می‌رود. یا لفظ مذاکرات، بین این مذاکرات با مذاکرات برجام، صرفا یک اشتراکِ لفظی است که حکم آن بر این جاری نیست. یا هر چه حضرت آقا درباره‌ی نفی مذاکرات فرمودند، ناظر به نوع خاصی از مذاکرات با آمریکاست، نه این مذاکرات! باور کنید، تمامِ این استدلال‌ها را من از رفقای خوبِ انقلابی خودم شنیدم که باز هم هست. جنسِ این تیپ استدلال‌ها بر پایه‌ی ظن و گمان یا بر اساس اطلاعات و متغیراتِ هر چند درست، ولی خارجی و سطحی است. بر اساس مبانی و اصول نیست. در حالی که شماری از آیات و روایات، در کنار سخنانِ پرشمارِ امام راحل و امام شهید در نفیِ من الأساسِ مذاکره با آمریکا، در حدی بوده است که برای ممنوعیت مذاکره با آمریکا اصلی محکم شکل دهد.
اصل، موجب می‌شود که متغیرات سطحی و فریبنده ما را به دیدگاه‌های چپ و راست نکشانند. اصول، ما را از فکر کردنِ زیادی در پیِ هر تغییر و رخ‌دادی معاف می‌دارند. شناختِ اصول، تکلیف انسان را در شرایط گوناگون روشن می‌کند. مشت، که از اصول پر باشد، با هر جابه‌جایی و بالا پایین شدنی، انسان نظرِ خلق الساعه‌ای نمی‌دهد و دم به دقیقه نظرش را عوض نمی‌کند. با تمسک به اصولِ محکم، انباشتِ اطلاعات و داده‌ها، ما را به در و دیوار نمی‌کوبد.  دشمن، هر روز برای ما شرایطِ به ظاهر جدید می‌سازد و هر روز بهانه‌ی جدیدی برای مذاکره می‌تراشد. مسئولین ما هم که با دشمن درگیرند، هرازگاهی احساس می‌کنند این بار، قضیه فرق می‌کند و گریزی از مذاکره نیست. اما ره‌بر رشید و جوان‌مان با پیامِ کوتاه و پرنکته و تاریخی‌شان، پرده از سبک تفکرشان در این زمینه برداشتند. ایشان فارغ از رخ‌دادها، تهدیدها، چالش‌ها و مهره‌چینی‌ها «علی الأصول» با مذاکرات مخالفت کردند. این سبکِ تفکر، منهج حکما و انبیاست که البته قابل یادگیری و بکارگیری است. ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های خودش را دارد، ولی بسیار راه‌گشا و نقطه‌زن است.  سال‌هاست که کشور، در ایست‌گاهِ نه به مذاکره با آمریکا متوقف مانده و معطل فهم و شناخت مسئولین، مردم و حتی بدنه‌ی انقلابی است. شاید اگر، فقط ما انقلابی‌ها به اصلِ خویش برگردیم و به اقتدای ره‌بر عزیزمان «علی الأصول» بیندیشیم و موضع بگیریم، کار در می‌آید و این گردنه هم به سلامت طی می‌شود.
منهجِ تفکرِ «علی الاصول»