سخنرانی نتانیاهو برای صندلی های خالی در نیویورک
لرزه بر اندام جلاد در سازمان ملل
حنیف غفاری
"نمایش توحش "از سوی رئیس کابینه نامشروع و تروریست رژیم صهیونیستی در تالاری بدون مخاطب برگزار شد! ترک سخنرانی نتانیاهو توسط نمایندگان 77 کشور دنیا، نقطه آشکارساز انزوای رژیم اشغالگر قدس در نظام بین الملل محسوب می شود. نتانیاهو در سفر اخیر خود به نیویورک، از ترس دستگیری و بروز حواشی دیگر، در عرض کمتر از 14 ساعت وارد آمریکا شد و پس از سخنرانی، بلافاصله فروگاه جان اف کندی نیویورک را به سوی تل آویو ترک کرد. این اتفاق در خاک کشوری رخ می دهد که اصلی ترین حامی جنایات رژیم منحوس صهیونیستی محسوب می شود و اساسا چینش سناتورهای کنگره و اعضای مجلس نمایندگان آن نیز با دخالت مستقیم یا غیر مستقیم آن صورت می گیرد!
از خواست ملتها تا محاسبات دولتها
رویدادهای جهانی گاه در کلمات و سخنرانیهای پرطمطراق خلاصه نمیشوند، بلکه در سکوتها، غیبتها و کنشهای نمادین تجلی مییابند. صحنه ترک دستهجمعی تالار مجمع عمومی سازمان ملل متحد توسط نمایندگان بیش از ۷۷ کشور جهان در لحظه آغاز سخنرانی نخستوزیر رژیم اشغالگر و جنایتکار صهیونیستی، از آن دست تصاویری است که در تاریخ دیپلماسی قرن بیستویکم به عنوان نقطه عطفی بیبازگشت ثبت خواهد شد. ایستادن یک سیاستمدار خشونتطلب و کودک کش پشت تریبونی که با صندلیهای خالی و سالنی نیمهتعطیل احاطه شده، فراتر از یک اعتراض دیپلماتیک متعارف، پردهبرداری از زلزلهای سهمگین در لایههای زیرین مشروعیت بینالمللی رژیمی است که دههها زیر چتر مصونیت ساختگی غرب تنفس کرده است. این کنش جمعی حامل پیامها، ریشهها و پیامدهای راهبردی عمیقی است که نشان از بازتنظیم موازنه قدرت میان «خواست ملتها» و «محاسبات دولتها» دارد.
فروپاشی تابوی مصونیت و گسست استثناگرایی
برای چندین دهه، ماشین تبلیغاتی و لابیهای صهیونیستی این تصور وهمآلود را تثبیت کرده بودند که این رژیم «استثنایی بر قواعد بینالمللی» است؛ بازیگری که میتواند بمباران کند، قوانین جنگ را نقض نماید، سرزمینها را ببلعد و ترور هدفمند انجام دهد، اما همزمان در معتبرترین محافل بینالمللی به عنوان «دولت دموکراتیک» مورد احترام واقع شود. تحریم سخنرانی توسط نمایندگان ۷۷ کشور جهان، نشانهای صریح از شکست کامل این توهم و پایان عصر استثناگرایی محسوب می شود.
این رویداد نمادین بازتابدهنده آن است که «هزینه اخلاقی و حیثیتی» هرگونه همنشینی، گوشسپردن و تعامل با یک رژیم جنایتکار جنگی، برای جامعه جهانی به سطحی غیرقابل پذیرش رسیده است. هنگامی که نمایندگان نزدیک به نیمی از جمعیت و جغرافیای سیاسی جهان تصمیم میگیرند حضور یک اشغالگر را برنتابند، پیام آن کاملاً روشن است: «دیپلماسی تریبونمحور» رژیم صهیونیستی دیگر بازدارنده و متقاعدکننده نیست. این تحریم، نماد تغییر پارادایم از «انتقاد ملایم در پشت درهای بسته» به «طرد علنی و رسواکننده در برابر دیدگان وجدان بشری» است. رژیمی نفرت انگیز و نامشروع که سالها برای خود شأنیت یک بازیگر عادی قائل بود، اکنون رسماً و عملاً در جایگاه یک "مطرود جهانی" قرار گرفته است.
شکاف ملتها با سیاستمداران
یکی از برجستهترین و مهمترین ابعاد این تحریم گسترده، واکاوی انگیزه برخی دولتهایی است که هیئتهای دیپلماتیک خود را به خروج از تالار فراخواندند. در تحلیل روابط بینالملل، همواره دولتها به عنوان بازیگرانی واقعگرا (Realist) شناخته میشوند که بر پایه منافع ملی، پیوندهای تجاری و محافظهکاری سیاسی حرکت میکنند. بسیاری از این دولتها ممکن بود در شرایط عادی، برای پرهیز از خشم حامیان قدرتمند رژیم صهیونیستی (بهویژه واشنگتن) یا به دلیل تبادلات دیپلماتیک، در سالن باقی بمانند و نظارهگر باشند. اما چه عاملی این موازنه را برهم زد؟
پاسخ صریح و غیرقابل انکار، «خشم غیرقابل مهار ملتها و فوران وجدان عمومی در سراسر گیتی» است. از خیابانهای جاکارتا، سئول و بوگوتا گرفته تا دانشگاهها و میادین لندن، پاریس، مادرید و ملبورن، موجی از تنفر عمیق و انزجار ساختاری علیه خونریزی، اشغالگری و توحش بیمهار صهیونیستها به راه افتاده است. شهروندان در سرتاسر جهان امروز، به لطف شبکههای اجتماعی و جریان آزاد تصویر و واقعیت، جنایات را به شکل زنده بر صفحههای تلفن همراه خود میبینند؛ تصویری که دیگر با هیچ لفاظی رسانهای و اتاقفکرهای جنگ ادراکی صهیونیستها پاک نمیشود.
در چنین وضعیتی، دولتها و رهبران سیاسی به خوبی دریافتند که ماندن بر سر صندلیها و گوش سپردن به سخنرانی تروریستی که دستش به خون هزاران کودک بیگناه آلوده است، برای بقای سیاسی آنان در داخل مرزهایشان بهایی گزاف خواهد داشت. آنها دریافتند که یک عکس یادگاری از حضور در جلسه سخنرانی جلاد، حکم یک انتحار سیاسی در برابر افکار عمومی داخلی را دارد. بنابراین، ترک سالن توسط برخی از این ۷۷ کشور، نه لزوماً برآمده از یک موضع اصولی و ایدئولوژیک در ساختار حکمرانی آنان، بلکه تسلیم ناگزیر در برابر «سیل خروشان خشم ملتها» بود. این رویداد ثابت کرد که وقتی انزجار مردمی به آستانه بحران برسد، حتی دولتهای محافظهکار و عملگرا نیز چارهای جز عقبنشینی از همپیمانی آشکار با اشغالگران ندارند.در اینجاست که متوجه آگاهی ملتها و خروش جهاد تبیین در لایه های گوناگون ادراکی ، شناختی و اجتماعی دنیا می شویم.
بحران تمام عیار برای صهیونیستها
ستون فقرات سیاست خارجی رژیم اشغالگر در سالهای اخیر بر ایده «عادیسازی فراگیر» و ادغام بیدردسر در ساختارهای منطقهای و جهانی بنا شده بود. این صحنه نشان داد که عادیسازی، سرابی بیش نیست و با وجود تحمیلهای خارجی، این رژیم هرگز به یک هویت پذیرفتهشده و به رسمیت شناختهشده نزد وجدان بینالمللی تبدیل نخواهد شد. هر دولتی که به سمت توافق سازش برود، اکنون میداند که با بازیگری در حال غرق شدن و کاملاً مطرود دست به معامله زده است. این بایکوت دیپلماتیک نیروی محرکه عظیمی برای سازوکارهای حقوقی بینالمللی، نظیر دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) و دیوان کیفری بینالمللی (ICC) ایجاد میکند. قضات و دادستانهای بینالمللی اکنون این پشتوانه عینی را میبینند که مواضع آنها علیه جنایات جنگی و صدور احکام بازداشت، نه اقدامی حاشیهای، بلکه پژواک صدای اکثریت قاطع جامعه جهانی است.از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی بخش عمدهای از بقای خود را بر ایجاد هیبت روانی، ارعاب جهانی و قدرتنمایی ادراکی استوار ساخته بود. دیدن چهره منزوی سیاستمداری خونخوار به نام نتانیاهو که در برابری فضایی سرد، تهی و تمسخرآمیز ناچار به سخنرانی بود، تصویری ویرانگر از فروپاشی بازدارندگی سیاسی و روانی رژیم به داخل اراضی اشغالی آن مخابره میکند و به شکافهای بنیادین و مهاجرت معکوس از سرزمینهای اشغالی دامن میزند.
در نهایت، آنچه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و در جریان سخنرانی نتانیاهو رخ داد، نمایش شفاف تقابل میان «منطق زور، موشک و تروریسم دولتی» با «منطق حق، انسانیت و وجدان تاریخ» بود. این رویداد تاریخی ثابت کرد که با سلاحهای کشتارجمعی و بمبهای اهدایی امپریالیسم شاید بتوان خاک سرزمینی را زیر و رو کرد و غیرنظامیان را به خاک و خون کشید، اما هرگز نمیتوان برای توحش «مشروعیت» خرید.صندلیهای خالی تالار ملل متحد، رساترین فریاد تاریخ معاصر بودند؛ پیامی آشکار مبنی بر اینکه خورشید نفوذپذیری روایتهای دروغین صهیونیستی غروب کرده و حتی دولتهای همراه، در برابر توفان بیداری ملتهای خود، ناچارند دست از آلودهکردن دامن خویش به نجاست همراهی با جنایتکاران جنگی بردارند. تاریخ بار دیگر نشان داد که ظالم در نقطه اوج خشونتورزی ، در تنهاترین و شکنندهترین وضعیت موجودیتی خود قرار دارد.
"نمایش توحش "از سوی رئیس کابینه نامشروع و تروریست رژیم صهیونیستی در تالاری بدون مخاطب برگزار شد! ترک سخنرانی نتانیاهو توسط نمایندگان 77 کشور دنیا، نقطه آشکارساز انزوای رژیم اشغالگر قدس در نظام بین الملل محسوب می شود. نتانیاهو در سفر اخیر خود به نیویورک، از ترس دستگیری و بروز حواشی دیگر، در عرض کمتر از 14 ساعت وارد آمریکا شد و پس از سخنرانی، بلافاصله فروگاه جان اف کندی نیویورک را به سوی تل آویو ترک کرد. این اتفاق در خاک کشوری رخ می دهد که اصلی ترین حامی جنایات رژیم منحوس صهیونیستی محسوب می شود و اساسا چینش سناتورهای کنگره و اعضای مجلس نمایندگان آن نیز با دخالت مستقیم یا غیر مستقیم آن صورت می گیرد!
از خواست ملتها تا محاسبات دولتها
رویدادهای جهانی گاه در کلمات و سخنرانیهای پرطمطراق خلاصه نمیشوند، بلکه در سکوتها، غیبتها و کنشهای نمادین تجلی مییابند. صحنه ترک دستهجمعی تالار مجمع عمومی سازمان ملل متحد توسط نمایندگان بیش از ۷۷ کشور جهان در لحظه آغاز سخنرانی نخستوزیر رژیم اشغالگر و جنایتکار صهیونیستی، از آن دست تصاویری است که در تاریخ دیپلماسی قرن بیستویکم به عنوان نقطه عطفی بیبازگشت ثبت خواهد شد. ایستادن یک سیاستمدار خشونتطلب و کودک کش پشت تریبونی که با صندلیهای خالی و سالنی نیمهتعطیل احاطه شده، فراتر از یک اعتراض دیپلماتیک متعارف، پردهبرداری از زلزلهای سهمگین در لایههای زیرین مشروعیت بینالمللی رژیمی است که دههها زیر چتر مصونیت ساختگی غرب تنفس کرده است. این کنش جمعی حامل پیامها، ریشهها و پیامدهای راهبردی عمیقی است که نشان از بازتنظیم موازنه قدرت میان «خواست ملتها» و «محاسبات دولتها» دارد.
فروپاشی تابوی مصونیت و گسست استثناگرایی
برای چندین دهه، ماشین تبلیغاتی و لابیهای صهیونیستی این تصور وهمآلود را تثبیت کرده بودند که این رژیم «استثنایی بر قواعد بینالمللی» است؛ بازیگری که میتواند بمباران کند، قوانین جنگ را نقض نماید، سرزمینها را ببلعد و ترور هدفمند انجام دهد، اما همزمان در معتبرترین محافل بینالمللی به عنوان «دولت دموکراتیک» مورد احترام واقع شود. تحریم سخنرانی توسط نمایندگان ۷۷ کشور جهان، نشانهای صریح از شکست کامل این توهم و پایان عصر استثناگرایی محسوب می شود.
این رویداد نمادین بازتابدهنده آن است که «هزینه اخلاقی و حیثیتی» هرگونه همنشینی، گوشسپردن و تعامل با یک رژیم جنایتکار جنگی، برای جامعه جهانی به سطحی غیرقابل پذیرش رسیده است. هنگامی که نمایندگان نزدیک به نیمی از جمعیت و جغرافیای سیاسی جهان تصمیم میگیرند حضور یک اشغالگر را برنتابند، پیام آن کاملاً روشن است: «دیپلماسی تریبونمحور» رژیم صهیونیستی دیگر بازدارنده و متقاعدکننده نیست. این تحریم، نماد تغییر پارادایم از «انتقاد ملایم در پشت درهای بسته» به «طرد علنی و رسواکننده در برابر دیدگان وجدان بشری» است. رژیمی نفرت انگیز و نامشروع که سالها برای خود شأنیت یک بازیگر عادی قائل بود، اکنون رسماً و عملاً در جایگاه یک "مطرود جهانی" قرار گرفته است.
شکاف ملتها با سیاستمداران
یکی از برجستهترین و مهمترین ابعاد این تحریم گسترده، واکاوی انگیزه برخی دولتهایی است که هیئتهای دیپلماتیک خود را به خروج از تالار فراخواندند. در تحلیل روابط بینالملل، همواره دولتها به عنوان بازیگرانی واقعگرا (Realist) شناخته میشوند که بر پایه منافع ملی، پیوندهای تجاری و محافظهکاری سیاسی حرکت میکنند. بسیاری از این دولتها ممکن بود در شرایط عادی، برای پرهیز از خشم حامیان قدرتمند رژیم صهیونیستی (بهویژه واشنگتن) یا به دلیل تبادلات دیپلماتیک، در سالن باقی بمانند و نظارهگر باشند. اما چه عاملی این موازنه را برهم زد؟
پاسخ صریح و غیرقابل انکار، «خشم غیرقابل مهار ملتها و فوران وجدان عمومی در سراسر گیتی» است. از خیابانهای جاکارتا، سئول و بوگوتا گرفته تا دانشگاهها و میادین لندن، پاریس، مادرید و ملبورن، موجی از تنفر عمیق و انزجار ساختاری علیه خونریزی، اشغالگری و توحش بیمهار صهیونیستها به راه افتاده است. شهروندان در سرتاسر جهان امروز، به لطف شبکههای اجتماعی و جریان آزاد تصویر و واقعیت، جنایات را به شکل زنده بر صفحههای تلفن همراه خود میبینند؛ تصویری که دیگر با هیچ لفاظی رسانهای و اتاقفکرهای جنگ ادراکی صهیونیستها پاک نمیشود.
در چنین وضعیتی، دولتها و رهبران سیاسی به خوبی دریافتند که ماندن بر سر صندلیها و گوش سپردن به سخنرانی تروریستی که دستش به خون هزاران کودک بیگناه آلوده است، برای بقای سیاسی آنان در داخل مرزهایشان بهایی گزاف خواهد داشت. آنها دریافتند که یک عکس یادگاری از حضور در جلسه سخنرانی جلاد، حکم یک انتحار سیاسی در برابر افکار عمومی داخلی را دارد. بنابراین، ترک سالن توسط برخی از این ۷۷ کشور، نه لزوماً برآمده از یک موضع اصولی و ایدئولوژیک در ساختار حکمرانی آنان، بلکه تسلیم ناگزیر در برابر «سیل خروشان خشم ملتها» بود. این رویداد ثابت کرد که وقتی انزجار مردمی به آستانه بحران برسد، حتی دولتهای محافظهکار و عملگرا نیز چارهای جز عقبنشینی از همپیمانی آشکار با اشغالگران ندارند.در اینجاست که متوجه آگاهی ملتها و خروش جهاد تبیین در لایه های گوناگون ادراکی ، شناختی و اجتماعی دنیا می شویم.
بحران تمام عیار برای صهیونیستها
ستون فقرات سیاست خارجی رژیم اشغالگر در سالهای اخیر بر ایده «عادیسازی فراگیر» و ادغام بیدردسر در ساختارهای منطقهای و جهانی بنا شده بود. این صحنه نشان داد که عادیسازی، سرابی بیش نیست و با وجود تحمیلهای خارجی، این رژیم هرگز به یک هویت پذیرفتهشده و به رسمیت شناختهشده نزد وجدان بینالمللی تبدیل نخواهد شد. هر دولتی که به سمت توافق سازش برود، اکنون میداند که با بازیگری در حال غرق شدن و کاملاً مطرود دست به معامله زده است. این بایکوت دیپلماتیک نیروی محرکه عظیمی برای سازوکارهای حقوقی بینالمللی، نظیر دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) و دیوان کیفری بینالمللی (ICC) ایجاد میکند. قضات و دادستانهای بینالمللی اکنون این پشتوانه عینی را میبینند که مواضع آنها علیه جنایات جنگی و صدور احکام بازداشت، نه اقدامی حاشیهای، بلکه پژواک صدای اکثریت قاطع جامعه جهانی است.از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی بخش عمدهای از بقای خود را بر ایجاد هیبت روانی، ارعاب جهانی و قدرتنمایی ادراکی استوار ساخته بود. دیدن چهره منزوی سیاستمداری خونخوار به نام نتانیاهو که در برابری فضایی سرد، تهی و تمسخرآمیز ناچار به سخنرانی بود، تصویری ویرانگر از فروپاشی بازدارندگی سیاسی و روانی رژیم به داخل اراضی اشغالی آن مخابره میکند و به شکافهای بنیادین و مهاجرت معکوس از سرزمینهای اشغالی دامن میزند.
در نهایت، آنچه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و در جریان سخنرانی نتانیاهو رخ داد، نمایش شفاف تقابل میان «منطق زور، موشک و تروریسم دولتی» با «منطق حق، انسانیت و وجدان تاریخ» بود. این رویداد تاریخی ثابت کرد که با سلاحهای کشتارجمعی و بمبهای اهدایی امپریالیسم شاید بتوان خاک سرزمینی را زیر و رو کرد و غیرنظامیان را به خاک و خون کشید، اما هرگز نمیتوان برای توحش «مشروعیت» خرید.صندلیهای خالی تالار ملل متحد، رساترین فریاد تاریخ معاصر بودند؛ پیامی آشکار مبنی بر اینکه خورشید نفوذپذیری روایتهای دروغین صهیونیستی غروب کرده و حتی دولتهای همراه، در برابر توفان بیداری ملتهای خود، ناچارند دست از آلودهکردن دامن خویش به نجاست همراهی با جنایتکاران جنگی بردارند. تاریخ بار دیگر نشان داد که ظالم در نقطه اوج خشونتورزی ، در تنهاترین و شکنندهترین وضعیت موجودیتی خود قرار دارد.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
بعثت رحمانی و بعثت شیطانی
-
مقاومت تا آزادی کامل اراضی اشغالی ادامه خواهد یافت
-
هرمز تنگه عزت ایران است
-
سید حماسههای ماندگار
-
کاخ ویران شاهزاده
-
لرزه بر اندام جلاد در سازمان ملل
-
گزارش جامع دیپلماسی ایران در نیویورک
-
قدرت؛ تنها زبان رسمی کاخ سفید
-
برای رئیسجمهور آمریکا قوانین بینالمللی موضوعی بیاساس است



