نسخه Pdf

رمزگشایی از تعارض لایه های قدرت در کاخ سفید

چرا ونس از ترامپ فاصله می‌گیرد؟

حنیف غفاری
تحولات سیاسی درون ایالات متحده آمریکا همواره از لایه‌هایی پیچیده، پنهان و چندبعدی برخوردار بوده است، اما گاهی مواضع صریح و کلیدی چهره‌های ارشد یک دولت، پرده از گسل‌های عمیق‌تری برمی‌دارد که تا پیش از آن در سایه اتحادهای راهبردی و ائتلاف‌های سیاسی پنهان مانده بود. موضع‌گیری اخیر «جی‌دی ونس»، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در قبال انتخابات رژیم صهیونیستی و امتناع آشکار او از حمایت از بنیامین نتانیاهو برخلاف موضع رسمی، قاطع و حمایتی دونالد ترامپ، دقیقاً در همین پازل قابل تحلیل و واکاوی عمیق است. این اختلاف‌نظر فاحش و اعلام موضع صریح، تنها یک تفاوت سلیقه دیپلماتیک یا لحن شخصی نیست، بلکه نقطه عطفی آشکارساز در واگرایی تدریجی و معنادار میان ترامپ و ونس به شمار می‌رود؛ واگرایی که ریشه در تحولات سنگین منطقه‌ای، به‌ویژه شکست‌های زنجیره‌ای ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در آوردگاه‌های راهبردی منطقه غرب آسیا ، به‌ویژه جنگ اخیر با ایران دارد.
 مواضعی که متفاوت هستنند!
برای درک دقیق این رویداد و ریشه‌یابی چرایی این فاصله گرفتن، باید به متن و حاشیه اخبار اخیر رجوع کرد. دونالد ترامپ بلافاصله پس از اعلام فراخوان برگزاری انتخابات سراسری در سرزمین‌های اشغالی، با انتشار پیام‌های پرشور و کاملاً حمایتی، پشتیبانی «کامل و تام» خود را از بنیامین نتانیاهونخست وزیر تروریست رژیم صهیونیستی  اعلام کرد و او را «جنگجویی بزرگ» خواند که بقایش برای منافع غرب حیاتی است. اما در نقطه‌ای کاملاً متناقض و در واکنش به سوال صریح خبرنگاری که پرسید: «ترامپ از نتانیاهو حمایت کرده است، آیا شما هم از او حمایت می‌کنید؟»، جی‌دی ونس پاسخی داد که گویای مرزبندی آشکار بود: «من از نامزدهای انتخابات آمریکا حمایت می‌کنم. قصد ندارم در انتخابات اسرائیل دخالت کنم.» این اظهارنظر، در عمل رد آشکار یا دست‌کم فاصله گرفتن معنا‌داری از خط‌مشتی بود که ترامپ برای اردوگاه جمهوری‌خواهان ترسیم کرده بود.
نگرانی ونس از نارضایتی اعضای ماگا 
این شکاف کلامی و سیاسی، بازتاب‌دهنده واقعیت مطلقی است که اردوگاه جمهوری‌خواهان پس از جنگ اخیر با ایران و تبعات ویرانگر راهبردی آن با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. هزینه‌های سرسام‌آور سیاست‌های مداخله‌جویانه در غرب آسیا و ناکامی مفتضحانه ماشین جنگی آمریکا و صهیونیست‌ها در برابر اراده استوار محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران، موجی از سرخوردگی، خستگی و بی‌اعتمادی را در میان افکار عمومی و لایه‌های گوناگون پایگاه اجتماعی آمریکا ایجاد کرده است. در این میان، پایگاه سنتی رأی‌دهندگان جنبش «ماگا» (MAGA - آمریکا را دوباره عظمت بخشیم) که هسته اصلی و پیشران پیروزی‌های جمهوری‌خواهان محسوب می‌شوند، بیش از پیش نسبت به هزینه‌تراشی‌های واشنگتن برای تل‌آویو دچار تردید و انتقاد شده‌اند. حامیان ماگا شعارشان «اول آمریکا» است و دیگر تمایلی ندارند سرمایه و اعتبار کشورشان فدای بقای سیاسی یک مهره شکست‌خورده خارجی شود.جی‌دی ونس به عنوان چهره‌ای که تلاش می‌کند وام‌دار گفتمان پوپولیستی و در عین حال عمل‌گرای جنبش ماگا باشد و خود را برای آینده سیاسی پس از ترامپ آماده کند، به خوبی خطر این رویگردانی توده‌ای را حس کرده است. نظرسنجی‌های اخیر زنگ‌های خطر را برای حزب جمهوری‌خواه به صدا درآورده است؛ جایی که آمارهای رسمی نشان می‌دهد نزدیک به یک‌چهارم از پایگاه سنتی و حامیان جمهوری‌خواه به انحای مختلف از رویکرد سنتی و بی‌محابای ترامپ در قبال خاورمیانه رویگردان شده‌اند. این ریزش آرا، چشم‌انداز انتخابات میاندوره‌ای کنگره را برای حزب جمهوری‌خواه به شدت تیره و تار کرده و احتمال شکست این حزب در کنترل مجالس قانون‌گذاری را تقویت کرده است.
 نگاه ونس به انتخابات ریاست جمهوری 2028 
ونس که نگاهی کاملاً بلندمدت و استراتژیک به کارزار ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸ دارد و می‌خواهد سبد رأی حامیان سرسخت جنبش ماگا را دست‌نخورده برای خود حفظ کند، به خوبی دریافته است که پیوند زدن سرنوشت سیاسی خود با نتانیاهوی منزوی و منفور در افکار عمومی، می‌تواند هزینه‌ای سنگین، غیرقابل جبران و سیاسی‌مرگبار به همراه داشته باشد. از این رو، مرزبندی روشن با سیاست‌های سنتی ترامپ در قبال اسرائیل، راهبردی گریزناپذیر و حیاتی برای حفظ پایگاه اجتماعی او به شمار می‌رود. او می‌داند نسلی از رأی‌دهندگان آمریکایی که با بحران‌های اقتصادی و امنیتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، دیگر تحمل هزینه‌دادن برای ماجراجویی‌های خارجی تل‌آویو را ندارند.
آیا همه اختلافات ونس-ترامپ واقعی هستند؟!
با این همه، در تحلیل این رویداد نباید دچار خطای دید شد و همه چیز را به یک انشقاق ساده تقلیل داد. «غیریت‌سازی» ونس از ترامپ پدیده‌ای تک‌بعدی نیست، بلکه ترکیبی پیچیده از واقعیت و نمایش است. از یک‌سو، اختلافات منافع، محاسبات متفاوت انتخاباتی برای افق سال ۲۰۲۸ و نگرانی عمیق از آینده حزب در انتخابات میاندوره‌ای، جنبه‌ای کاملاً «واقعی» به این شکاف می‌بخشد. ونس ناگزیر است برای بقای سیاسی خود و پاسخ به مطالبات بدنه خسته از جنگِ حامیان ماگا، هویت مستقل خود را به نمایش بگذارد و نشان دهد که لزوماً تابع مطلق تمام تصمیمات خارجی ترامپ نیست.از سوی دیگر، بخشی از این پروژه می‌تواند دارای ماهیتی «نمایشی و تاکتیکی» باشد؛ یعنی تلاشی هماهنگ و مطلع در درون بدنه ارشد اردوگاه جمهوری‌خواهان برای تقسیم نقش‌ها میان «چهره سنتیِ حامی مطلق اسرائیل» و «چهره عمل‌گرا و متمرکز بر مسائل داخلی»، تا به واسطه آن طیف‌های مختلف و متکثر رأی‌دهندگان آمریکایی در سبد کلان حزب حفظ شوند. این سناریو به حزب اجازه می‌دهد هم‌زمان از حمایت لابی‌های سنتی و رأی بدنه خسته از جنگ بهره‌مند شود.
در هر حال، هرچقدر هم که بخشی از این سناریو رنگ‌وبوی تاکتیکی به خود بگیرد، ترک‌های ایجاد شده بر دیوار اتحاد ترامپ و ونس عمیق‌تر از آن است که بتوان آن را کتمان کرد. بحران‌های زنجیره‌ای ایالات متحده در عرصه بین‌الملل، به‌ویژه شکست راهبردی در برابر ایران و هزینه‌های گزاف واگذاری منافع ملی آمریکا به سرنوشت شکننده رژیم صهیونیستی، شکاف‌های درونی حاکمیت آمریکا را عریان‌تر کرده است. جی‌دی ونس با این موضع‌گیری حساب‌شده نشان داد که دوران چک سفید امضا دادن به تل‌آویو در میان نسل جدید سیاست‌مداران آمریکایی به سر آمده است؛ رویکردی که اگرچه امروز در قالب یک اختلاف‌نظر انتخاباتی بروز یافته، اما فردا می‌تواند نقشه سیاسی حزب جمهوری‌خواه و رویکرد این کشور در قبال غرب آسیا را برای همیشه دگرگون کند. افکار عمومی جهان و نخبگان سیاسی اکنون با وضوح بیشتری شاهد فرسایش درونی بلوک غرب هستند؛ روندی که زوال تدریجی هژمونی سنتی ایالات متحده را بیش از پیش نمایان می‌سازد.
چرا ونس از ترامپ فاصله می‌گیرد؟
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو