بنبست جنایتکار مست
یک روزنامه آمریکا همگام با بسیاری از رسانههای این کشور در انتقاد از سیاستهای کاخ سفید و ورود به جنگ «غیر ضروری» با ایران، تهدیدهای رئیس جمهوری آمریکا برای «بمباران دوباره ایران پس از انتخابات میاندورهای» را «بسیار احمقانه» توصیف و به کنگره منتخب در انتخابات پیش رو توصیه کرد تا برای جلوگیری از واردشدن خسارت بیشتر نظامی و اقتصادی به آمریکا، دونالد ترامپ را مهار کند.
به گزارش ایرنا، روزنامه «فیلادلفیا اینکوایرر/ The Inquirer» در این گزارش مینویسد: دونالد ترامپ در نطق خود پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴، ادعایی را مطرح کرد که به نظر نمیرسد کسی آن را فراموش کرده باشد؛ او مدعی شد که «جنگی را آغاز نخواهم کرد؛ جنگها را متوقف خواهم کرد» و پیش از آن نیز بارها نیز «جنگهای بیپایانی» که رؤسای جمهور پیشین آمریکا به راه انداخته بودند را محکوم کرده بود.
ترامپ در گردهمایی انتخاباتیاش در اکتبر ۲۰۲۴ در استیت کالج ایالت پنسیلوانیا، درباره نخستین دوره ریاست جمهوریاش نیز مدعی شد که «ما هیچ جنگی نداشتیم. از طریق قدرت، صلح برقرار کردیم. فرزندان شما را به جنگی احمقانه و بیپایان در خارج از کشور نمیفرستم تا بجنگند و کشته شوند.»
با این تفاصیل، بزرگترین طنز انتخابات میاندورهای سال ۲۰۲۶ این است که پیامدهای جنگ ترامپ با ایران، چشمانداز انتخاباتی جمهوریخواهان را زیر ضربات «چکش» قرار داده؛ جنگی که هشت ماه است که ادامه دارد و هیچ نشانهای از پایان آن در افق دید نیست.با این حال، ماجرای واقعی این جنگ برخاسته از روی کژفهمی، بسیار فراتر از خسارتهای اقتصادی آن به بازارهای انرژی جهان و هزینه زندگی آمریکاییهاست. جنگی که ترامپ به خواست خود به راه انداخته، درست مشابه لحظهای در داستان «جادوگر شهر اُز» که پرده میفتد و حقیقت نمایان میشود، واقعیتی را آشکار کرده است؛ «رئیس جمهوری که هیچ تصور و سرنخی ندارد که چگونه میتوان از طریق قدرت، صلح برقرار کرد.»
جنگ علیه ایران با تصمیمی شتابزده آغاز شد، بدون آنکه پیامدهای راهبردی آن بهدرستی سنجیده شده باشد و بر این فرض نادرست استوار بود که جنگ بهسرعت پایان خواهد یافت. و همچنین، رئیس جمهور هیچ «پلن بی/ نقشه جایگزین» منسجمی برای رهانیدن خود از خرابکاری خودساختهاش، ندارد.
پیش از آنکه رایدهندگان آمریکایی پای صندوقها بروند، باید بهدقت به پیامدهایی نگاه کنند که ترامپ تاکنون در خاورمیانه به بار آورده است. اگر کنگره جدید نتواند افسار او را به دست بگیرد، به نظر میرسد که ترامپ آماده است تا بار دیگر به ایران حمله کند؛ حملهای که تنها و تنها بر مشکلات نظامی و اقتصادی آمریکا خواهد افزود.
گرفتار در جنگ در نتیجه کوچکپنداری و تحقیر تخصص و نظر کارشناسان نظامی
ترامپ با کوچکپنداری و تحقیر تخصص و نظر کارشناسان نظامی، در اوایل سال جاری بهسرعت تصمیم گرفت با ایران وارد جنگ شود؛ تصمیمی که پس از به اصطلاح اطمینانبخشی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر (رژیم) اسرائیل گرفته شد. نتانیاهو به ترامپ اطمینان داده بود که میتوان حکومت ایران را بهسرعت تغییر داد و دستنشاندهای همسو با خواستههای آمریکا را بر سر کار آورد(!)
پیشزمینه این ماجرا که در این گزارش، پرداختن به جزئیات آن مقدور نیست، بهاندازهای سرشار از دیوانگی و (حماقت) است که هر کسی با ذرهای شناخت از ایران، میتوانست دریابد که این طرح از همان ابتدا غیرممکن و محکوم به شکست است. البته ترامپ به زیرکی خودش زیاد تکیه میکند!
حمله غافلگیرکننده ماه فوریه در حالی انجام شد که مذاکرات ایران و آمریکا همچنان در جریان بود و عمان به عنوان میانجی مذاکرات، باور داشت که گفتوگوها پیشرفت قابلتوجهی داشتهاند.
با این حال، ترامپ مدهوش از عملیات سریع «ربایش» نیکلاس مادورو(رئیس جمهوری وقت ونزوئلا) از کاراکاس در ماه ژانویه، ایران را با ونزوئلا اشتباه گرفت. خلاف خیالپردازی او و نتانیاهو درباره گماردن حکومتی همسو با آمریکا در تهران، اکنون پس از ترور آیتالله علی خامنهای (رهبر شهید انقلاب)، زمام رهبری ایران در دستانی مصممتر و بیباکتر قرار گرفته است.
کریم سجادپور، تحلیلگر مسائل ایران، بهتازگی در نشست وبیناری اندیشکده «بنیاد کارنگی» گفت که «درسی که تهران از سال گذشته گرفته، این است که با مصالحه و عقبنشینی نمیتوان از ترامپ امتیاز گرفت.»
اکنون خلاف ادعاهای ترامپ، هدف اصلی جنگ آمریکا و ایران، نابودی برنامه هستهای ایران نیست؛ بلکه پایان دادن به درگیری بر سر تنگه هرمز است، جایی که ایران همچنان دست بالا را دارد. تهران پیش از جنگ هرگز تنگه هرمز را مسدود نکرده بود، اما پس از آغاز جنگ به این نتیجه رسید که میتواند تردد از خلیج فارس را بهاندازهای پرخطر کند که هزینه بیمه و حملونقل نفتکشها همچنان سرسامآور باقی بماند. این موضوع درباره قیمت بنزین و نفت نیز صادق است.
افزون بر این، هر زمان که آمریکا ایران را بمباران میکند، تهران با حمله به داراییها و تجهیرات آمریکا در کشورهای نفتخیز حاشیه خلیج فارس که متحدان آمریکا محسوب میشوند، تلافی میکند و این اقدام تلافیجویانه عملا به مثابه این است که قیمت انرژی کاهش چندانی پیدا نمیکند.
به باور نگارنده، «به همین دلیل است که طرح ظاهری ترامپ برای بمباران دوباره ایران پس از انتخابات میاندورهای، تا این حد خطرناک و در عین حال احمقانه است.» حملات هوایی نمیتوانند اورانیوم غنیشده که واشنگتن مدعی است در اعماق زمین پنهان شده را بیرون بیاورد. افزون بر این، تهدید رئیس جمهوری آمریکا به استفاده از بمب «سنگرشکن» توخالی به نظر میرسد زیرا این سلاح فاقد توان کافی برای نفوذ به عمق زمین برای نابودی تاسیسات هستهای ایران در «کوه کلنگ» است.
حملات هوایی بیشتر، به حملات تلافیجویانه ایران علیه تجهیزات و دارایی و پایگاههای آمریکا در کشورهای نفتخیز خلیج فارس منجر خواهد شد. تلاش ترامپ برای یافتن علاج فوری، بدون داشتن نقشه جایگزین یا راهبردی منسجم، روشی «خودویرانگر» برای در پیشگرفتن جنگ است.
به باور سجادپور، «هیچ احتمالی وجود ندارد که ترامپ بتواند به آنچه دنبالش است، یعنی یک ضربه کاری و قاطع نظامی که ایرانیها را وادار به مصالحه یا تسلیم کند، دست یابد.»
به نوشته نگارنده، «در عوض، احتمال بیشتری وجود دارد که حمله (احتمالی) پس از انتخابات میاندورهای، آشفتگی خاورمیانه و بازارهای انرژی را تشدید کند؛ مگر آنکه کنگره جدید و افکار عمومی خشمگین سرانجام بتوانند افسار ترامپ را بکشند.»
در تسخیر وسوسه پیروزی آسان
نکته آزاردهنده و کلافهکننده این است که ترامپ برای آنکه بدون گرفتار کردن آمریکا در یک جنگ بیپایان دیگر، برنامه هستهای ایران را (به ادعای واشنگتن) مهار کند، ابزارهای لازم را در اختیار داشت. اما وسوسه ترامپ برای کسب پیروزی آسان باعث میشود که گزینه نظامی را ترجیح دهد. توهم او درباره زیرکی خودش، ارتش و اقتصاد آمریکا را در معرض خطر قرار داده است.
هر بار که ترامپ به دستاوردهای ادعایی خود در زمینه «برقراری صلح از طریق قدرت» لاف میزند، بار دیگر همین توهمات درباره امکان یافتن راهحلهای فوری را میتوان به وضوح دید. او پیوسته ادعا میکند که به هشت جنگ پایان داده است اما صحتسنجی بلافاصله پوچ بودن این ادعاها را ثابت میکند.
به نوشته نگارنده، «دو مورد از هشت به اصطلاح جنگی که او در فهرست خود آورده، اساسا جنگ نبودهاند؛ پنج مورد، از جمله جنگ غزه، به بنبست رسیدهاند و نقش ترامپ در مورد هشتم، یعنی آتشبس مرزی بین هند و پاکستان، نیز دولت هند آن را به چالش کشیده و همچنان محل مناقشه است.»
ترامپ همچنین در گفتوگویی با برنامه «مورنینگ جو/ Moning Joe» در شبکه اماسانبیسی، جمله اظهارنظر مشهور دیگری کرد و گفت «مشاور اصلی من، خودم هستم و در این جور مسائل(جنگها) غریزه خوبی دارم»(!)
به همین دلیل است که اگر کنگره منتخب در انتخابات پیش رو، نتواند از فرو رفتن هرچه بیشتر ترامپ (و آمریکا) در این جنگ غیرضروری جلوگیری و او را مهار کند، باید واقعا نگران باشیم و بترسم.
به گزارش ایرنا، روزنامه «فیلادلفیا اینکوایرر/ The Inquirer» در این گزارش مینویسد: دونالد ترامپ در نطق خود پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴، ادعایی را مطرح کرد که به نظر نمیرسد کسی آن را فراموش کرده باشد؛ او مدعی شد که «جنگی را آغاز نخواهم کرد؛ جنگها را متوقف خواهم کرد» و پیش از آن نیز بارها نیز «جنگهای بیپایانی» که رؤسای جمهور پیشین آمریکا به راه انداخته بودند را محکوم کرده بود.
ترامپ در گردهمایی انتخاباتیاش در اکتبر ۲۰۲۴ در استیت کالج ایالت پنسیلوانیا، درباره نخستین دوره ریاست جمهوریاش نیز مدعی شد که «ما هیچ جنگی نداشتیم. از طریق قدرت، صلح برقرار کردیم. فرزندان شما را به جنگی احمقانه و بیپایان در خارج از کشور نمیفرستم تا بجنگند و کشته شوند.»
با این تفاصیل، بزرگترین طنز انتخابات میاندورهای سال ۲۰۲۶ این است که پیامدهای جنگ ترامپ با ایران، چشمانداز انتخاباتی جمهوریخواهان را زیر ضربات «چکش» قرار داده؛ جنگی که هشت ماه است که ادامه دارد و هیچ نشانهای از پایان آن در افق دید نیست.با این حال، ماجرای واقعی این جنگ برخاسته از روی کژفهمی، بسیار فراتر از خسارتهای اقتصادی آن به بازارهای انرژی جهان و هزینه زندگی آمریکاییهاست. جنگی که ترامپ به خواست خود به راه انداخته، درست مشابه لحظهای در داستان «جادوگر شهر اُز» که پرده میفتد و حقیقت نمایان میشود، واقعیتی را آشکار کرده است؛ «رئیس جمهوری که هیچ تصور و سرنخی ندارد که چگونه میتوان از طریق قدرت، صلح برقرار کرد.»
جنگ علیه ایران با تصمیمی شتابزده آغاز شد، بدون آنکه پیامدهای راهبردی آن بهدرستی سنجیده شده باشد و بر این فرض نادرست استوار بود که جنگ بهسرعت پایان خواهد یافت. و همچنین، رئیس جمهور هیچ «پلن بی/ نقشه جایگزین» منسجمی برای رهانیدن خود از خرابکاری خودساختهاش، ندارد.
پیش از آنکه رایدهندگان آمریکایی پای صندوقها بروند، باید بهدقت به پیامدهایی نگاه کنند که ترامپ تاکنون در خاورمیانه به بار آورده است. اگر کنگره جدید نتواند افسار او را به دست بگیرد، به نظر میرسد که ترامپ آماده است تا بار دیگر به ایران حمله کند؛ حملهای که تنها و تنها بر مشکلات نظامی و اقتصادی آمریکا خواهد افزود.
گرفتار در جنگ در نتیجه کوچکپنداری و تحقیر تخصص و نظر کارشناسان نظامی
ترامپ با کوچکپنداری و تحقیر تخصص و نظر کارشناسان نظامی، در اوایل سال جاری بهسرعت تصمیم گرفت با ایران وارد جنگ شود؛ تصمیمی که پس از به اصطلاح اطمینانبخشی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر (رژیم) اسرائیل گرفته شد. نتانیاهو به ترامپ اطمینان داده بود که میتوان حکومت ایران را بهسرعت تغییر داد و دستنشاندهای همسو با خواستههای آمریکا را بر سر کار آورد(!)
پیشزمینه این ماجرا که در این گزارش، پرداختن به جزئیات آن مقدور نیست، بهاندازهای سرشار از دیوانگی و (حماقت) است که هر کسی با ذرهای شناخت از ایران، میتوانست دریابد که این طرح از همان ابتدا غیرممکن و محکوم به شکست است. البته ترامپ به زیرکی خودش زیاد تکیه میکند!
حمله غافلگیرکننده ماه فوریه در حالی انجام شد که مذاکرات ایران و آمریکا همچنان در جریان بود و عمان به عنوان میانجی مذاکرات، باور داشت که گفتوگوها پیشرفت قابلتوجهی داشتهاند.
با این حال، ترامپ مدهوش از عملیات سریع «ربایش» نیکلاس مادورو(رئیس جمهوری وقت ونزوئلا) از کاراکاس در ماه ژانویه، ایران را با ونزوئلا اشتباه گرفت. خلاف خیالپردازی او و نتانیاهو درباره گماردن حکومتی همسو با آمریکا در تهران، اکنون پس از ترور آیتالله علی خامنهای (رهبر شهید انقلاب)، زمام رهبری ایران در دستانی مصممتر و بیباکتر قرار گرفته است.
کریم سجادپور، تحلیلگر مسائل ایران، بهتازگی در نشست وبیناری اندیشکده «بنیاد کارنگی» گفت که «درسی که تهران از سال گذشته گرفته، این است که با مصالحه و عقبنشینی نمیتوان از ترامپ امتیاز گرفت.»
اکنون خلاف ادعاهای ترامپ، هدف اصلی جنگ آمریکا و ایران، نابودی برنامه هستهای ایران نیست؛ بلکه پایان دادن به درگیری بر سر تنگه هرمز است، جایی که ایران همچنان دست بالا را دارد. تهران پیش از جنگ هرگز تنگه هرمز را مسدود نکرده بود، اما پس از آغاز جنگ به این نتیجه رسید که میتواند تردد از خلیج فارس را بهاندازهای پرخطر کند که هزینه بیمه و حملونقل نفتکشها همچنان سرسامآور باقی بماند. این موضوع درباره قیمت بنزین و نفت نیز صادق است.
افزون بر این، هر زمان که آمریکا ایران را بمباران میکند، تهران با حمله به داراییها و تجهیرات آمریکا در کشورهای نفتخیز حاشیه خلیج فارس که متحدان آمریکا محسوب میشوند، تلافی میکند و این اقدام تلافیجویانه عملا به مثابه این است که قیمت انرژی کاهش چندانی پیدا نمیکند.
به باور نگارنده، «به همین دلیل است که طرح ظاهری ترامپ برای بمباران دوباره ایران پس از انتخابات میاندورهای، تا این حد خطرناک و در عین حال احمقانه است.» حملات هوایی نمیتوانند اورانیوم غنیشده که واشنگتن مدعی است در اعماق زمین پنهان شده را بیرون بیاورد. افزون بر این، تهدید رئیس جمهوری آمریکا به استفاده از بمب «سنگرشکن» توخالی به نظر میرسد زیرا این سلاح فاقد توان کافی برای نفوذ به عمق زمین برای نابودی تاسیسات هستهای ایران در «کوه کلنگ» است.
حملات هوایی بیشتر، به حملات تلافیجویانه ایران علیه تجهیزات و دارایی و پایگاههای آمریکا در کشورهای نفتخیز خلیج فارس منجر خواهد شد. تلاش ترامپ برای یافتن علاج فوری، بدون داشتن نقشه جایگزین یا راهبردی منسجم، روشی «خودویرانگر» برای در پیشگرفتن جنگ است.
به باور سجادپور، «هیچ احتمالی وجود ندارد که ترامپ بتواند به آنچه دنبالش است، یعنی یک ضربه کاری و قاطع نظامی که ایرانیها را وادار به مصالحه یا تسلیم کند، دست یابد.»
به نوشته نگارنده، «در عوض، احتمال بیشتری وجود دارد که حمله (احتمالی) پس از انتخابات میاندورهای، آشفتگی خاورمیانه و بازارهای انرژی را تشدید کند؛ مگر آنکه کنگره جدید و افکار عمومی خشمگین سرانجام بتوانند افسار ترامپ را بکشند.»
در تسخیر وسوسه پیروزی آسان
نکته آزاردهنده و کلافهکننده این است که ترامپ برای آنکه بدون گرفتار کردن آمریکا در یک جنگ بیپایان دیگر، برنامه هستهای ایران را (به ادعای واشنگتن) مهار کند، ابزارهای لازم را در اختیار داشت. اما وسوسه ترامپ برای کسب پیروزی آسان باعث میشود که گزینه نظامی را ترجیح دهد. توهم او درباره زیرکی خودش، ارتش و اقتصاد آمریکا را در معرض خطر قرار داده است.
هر بار که ترامپ به دستاوردهای ادعایی خود در زمینه «برقراری صلح از طریق قدرت» لاف میزند، بار دیگر همین توهمات درباره امکان یافتن راهحلهای فوری را میتوان به وضوح دید. او پیوسته ادعا میکند که به هشت جنگ پایان داده است اما صحتسنجی بلافاصله پوچ بودن این ادعاها را ثابت میکند.
به نوشته نگارنده، «دو مورد از هشت به اصطلاح جنگی که او در فهرست خود آورده، اساسا جنگ نبودهاند؛ پنج مورد، از جمله جنگ غزه، به بنبست رسیدهاند و نقش ترامپ در مورد هشتم، یعنی آتشبس مرزی بین هند و پاکستان، نیز دولت هند آن را به چالش کشیده و همچنان محل مناقشه است.»
ترامپ همچنین در گفتوگویی با برنامه «مورنینگ جو/ Moning Joe» در شبکه اماسانبیسی، جمله اظهارنظر مشهور دیگری کرد و گفت «مشاور اصلی من، خودم هستم و در این جور مسائل(جنگها) غریزه خوبی دارم»(!)
به همین دلیل است که اگر کنگره منتخب در انتخابات پیش رو، نتواند از فرو رفتن هرچه بیشتر ترامپ (و آمریکا) در این جنگ غیرضروری جلوگیری و او را مهار کند، باید واقعا نگران باشیم و بترسم.



