به مناسبت هفته منابع طبیعی مطرح شد

چالش‌های پیشروی بیابان

«روند توسعه بیابانی شدن مناطق مختلف ایران نسبت به کشورهای منطقه سرعت بیشتری دارد و به باور کارشناسان،  با تداوم وضعیت کنونی اگر سالانه یک‌میلیون هکتار بیابان در ایران ایجاد شود، مساحت یک‌میلیون و ۶۴۸هزار و ۱۹۶کیلومترمربعی ایران،  تا حدود ۱۶۴ سال آینده سراسر بیابانی خواهد شد.»
بیابان‌زایی یا تخریب سرزمین پدیده‌ای است که محدود به جغرافیای بیابان نیست. بسیاری از مناطق و اراضی حاصلخیز کشور یا حتی مناطقی که ازنظر اقلیمی پتانسیل بالایی دارند، مانند جنگل‌های شمال و زاگرس مستعد بیابان‌زایی هستند. بنابراین هیچ نقطه‌ای در سرزمین از تیررس گسترش بیابان در امان نیست. بیابان‌زایی معادل تخریب سرزمین است. اصطلاحی که به معنای از بین رفتن پتانسیل‌های سرزمین و خاک ازلحاظ اقتصادی به‌خصوص تولید بیولوژیکی و سبز است. وقتی تخریب سرزمین اتفاق می‌افتد جبران کردن آن بسیار مشکل است. یکی از عناصر سرزمین، خاک است و هنگامی‌که خاک شسته شده و زوال پیدا کند، تشکیل آن به‌ویژه در مناطق خشک صدها سال به طول می‌انجامد. بنابراین اگر بیابان‌زایی اتفاق بیفتد و روندهای توسعه به سمتی باشد که از تخریب سرزمین پیشگیری نشود، جبران آن به این آسانی نخواهد بود. بیابان‌زایی، خاک را غیرقابل بهره‌برداری می‌کند و هرگونه رویش و عمل‌آوری سبز در سرزمین به صفر میل می‌کند. بنا بر اظهارنظر کارشناسان امور بیابان، در کنار ضروریات تغییرات اقلیمی، مدیریت ناپایدار و برنامه‌ریزی نامنطبق بر توان اکولوژیک سرزمین، چرای بی‌رویه دام‌ها و فرسایش خاک از مهم‌ترین دلایل بیابانی‌ شدن عرصه‌های طبیعی‌اند. براین اساس سیاست‌های جامع مدیریت منابع طبیعی به‌صورت پایدار می‌تواند از تخریب اراضی جلوگیری کند یا دست‌کم از سرعت آن بکاهد. به عبارت بهتر، مدیریت پایدار سرزمین می‌تواند به جلوگیری، کاهش یا معکوس کردن بیابان‌زایی سرعت ببخشد و به کاهش و سازگار شدن با تغییرات اقلیمی کمک کند. شیوه‌های پایدار مدیریت سرزمین شامل روش‌های کم‌خاک‌ورزی و حفظ بقایای گیاهی برای پوشاندن خاک، کاشت درختان در اراضی تخریب‌شده، رشد محصولات زراعی متنوع، استفاده از روش‌های آبیاری کارآمد، بهبود چرای مرتع توسط دام و بسیاری روش‌های دیگر است.
اما یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل بیابانی شدن نیز خشکی تالاب‌ها و امتناع وزارت نیرو از تأمین حقابه پهنه‌های آبی است. شواهد حاکی از آن است که با خشک شدن هر تالاب، کیلومترها دورتر از آن نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد و بر وسعت بیابان‌ها افزوده می‌شود.
 جلوگیری از بیابان‌زایی با توجه مضاعف به وضعیت تالاب‌ها
علی ارواحی، پژوهشگر حوزه تالاب‌ها، در گفت‌وگو با پیام ما، برخی مصادیق بیابانی شدن درنتیجه خشک شدن تالاب‌ها را یادآوری کرده و می‌گوید: «زمانی‌ که تالاب‌ها و دریاچه‌ها در یزد و کرمان خشک شدند، پیشروی بیابان تا استان فارس هم رسید.» او در ادامه، به پیامدهای خشکی تالاب‌ها و بیابان‌زایی پرداخته و تأکید می‌کند با خشکی تالاب‌ها، آبخوان‌ها و سفره‌های زیرزمینی تغذیه نمی‌شوند و سطح منابع زیرزمینی به‌مرور کاهش می‌یابد. هنگامی‌که این پدیده اتفاق می‌افتد، شاید بتوان سرعت و نرخ فرونشست را کم کرد اما آنچه اتفاق افتاده است، دیگر قابل بازگشت نیست.
ازنظر علی ارواحی، نکته دیگر این است که وقتی تالاب برای بازه طولانی خشک می‌شود، پوشش‌گیاهی اطراف آن از بین می‌رود. این موضوع می‌تواند فرسایش خاک را تشدید کند. این مسئله وقتی بیشتر تشدید می‌شود که عرصه‌ تالاب‌ها به محل عبورومرور خودروها تبدیل شوند یا به تصرف عوامل انسانی دربیایند. در این صورت احتمال تبدیل شدن تالاب‌ها به کانون‌های گردوغبار افزایش می‌یابد.
به گفته این کارشناس، وسعت تالاب‌های کشور در حال حاضر سه میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار است که نیمی از آن پتانسیل تبدیل شدن به کانون گردوغبار و بیابان را دارد؛ بنابراین یکی از مهم‌ترین کارها برای جلوگیری از بیابان‌زایی توجه مضاعف به وضعیت تالاب‌هاست. 
نادیده‌ گرفتن روند خشک‌‌شدن رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و تالاب‌ها طی سه دهه گذشته، امروز آثار مخرب اقلیمی خود را نمایان کرده است و بخش‌هایی که به دلیل وجود تالاب‌ها مانع توسعه پهنه بیابانی در ایران بودند، 
به محدوده بیابانی افزوده شده‌اند. رسانه‌ها در این زمینه به خشک‌‌شدن تالاب جازموریان در بخش جنوبی استان کرمان اشاره دارند. خشک‌ شدن این باتلاق نتیجه سدسازی روی رودخانه هلیل‌رود در جیرفت و بمپور سیستان است که ورود آب به جازموریان را متوقف و این بخش را به کانون گردوغبار منطقه‌ای بدل کرده است. 
خشک‌ شدن تالاب‌های خوزستان نیز درنتیجه پرداخت‌ نشدن حقابه و دست‌ بردن در مسیر آن‌ها باهدف بهره‌برداری از میدان‌های نفتی، به افزایش نقاط کانونی تولید گردوغبار منتهی شده و در حال حاضر ۳۴۵هزار هکتار از عرصه‌های این استان جنوبی، بیابانی و به کانون تولید گردوغبار تبدیل شده‌ است. 
 احداث سدهای بزرگ در بالادست، اقدامی تأثیرگذار بر بیابان‌زایی
قنبر احدزاده، فعال و کارشناس محیط‌زیست و عضو کمیته استانداردسازی نهال‌های جنگلی در گفت‌و‌گو با «رسانه‌ها» ضمن اشاره به مسئله بی‌توجهی به حقابه‌های عرصه‌های پایین‌دست، سوءمدیریت منابع آبی، احداث سدهای بزرگ در بالادست، تغییر کاربری‌های بی‌ملاحظه، نبود برنامه روشن آمایش سرزمین و محدودیت‌های اکوسیستم‌های آسیب‌پذیر مناطق بیابانی و کشاورزی غیرحفاظتی را از عمده فعالیت‌های انسانی تأثیرگذار بر بیابان‌زایی دانسته و می‌گوید: «حفاظت و پایش منابع آب شرب از اصول توسعه پایدار زیست‌محیطی هر کشوری است اما متأسفانه غلبه تفکر سازه‌ای بر کشور موجب شده تا برای ساخت سازه‌هایی مانند سد و جاده، بخش زیادی از جنگل‌ها از بین برود. رویکرد سازه‌ای در مدیریت منابع آب (سدسازی‌های فراوان)، با به اسارت کشیدن رودها یکی از علت‌های اصلی خشکیدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها و به‌تبع آن از بین رفتن جنگل‌ها و مراتع بوده است. باید توجه داشت که ذات رویکرد سازه‌ای در تأمین منابع آب، توهم فراوانی آب و افزایش مصرف و تقاضا را در پی داشته است.»
این فعال و کارشناس محیط‌زیست ادامه می‌دهد: «صرف‌نظر از موضوع سدسازی، طی دهه‌های گذشته پایش‌هایی به‌منظور بهره‌برداری از منابع آب‌های سطحی و زیرزمینی صورت گرفته است، اما اکنون با توجه به محدودیت منابع آب لازم است این پایش‌ها به شکل هوشمند انجام شوند، بنابراین برای بهره‌برداری از منابع آب‌های زیرزمینی می‌توان با هوشمندسازی چاه‌ها و میزان برداشت از ذخایر آب زیرزمینی میزان بهره‌برداری خود از این منابع را مدیریت کرد.»
وی با اشاره به این‌که بیش از ۸۰ درصد وسعت ایران در مناطق نیمه‌خشک، خشک و فراخشک قرار گرفته که باید بازنگری در تمام اصول استفاده از آب در کشور انجام شود، می‌گوید: «آمار سازمان‌ها و وزارتخانه‌های متولی یا متأثر از منابع آبی کشور بیان کننده شرایط نامساعد و گاه خطرناک کشور درخصوص نبود توجه به آب و استفاده از آن است، این آمار به‌ویژه در آبخوان‌ها، سفره‌های آب زیرزمینی، چاه‌های مجاز و غیرمجاز یا فرونشست زمین بیش‌ازپیش نگران‌کننده است.»
احدزاده با بیان این‌که خشکسالی‌های دهه‌های اخیر که روند پوشش گیاهی را در بیشتر مناطق کشور کاهش داده است بر خشکی مراتع، تخلیه آب‌های زیرزمینی و جریان نداشتن دائمی آب در تالاب‌ها بر منشأ گردوغبار کانون‌های داخلی و گسترش بیابان‌زایی اضافه کرده است، تصریح می‌کند: «در چند سال گذشته به دلیل کمبود بارش، خشکسالی، تغییرات کاربری اراضی و به‌طورکلی اقدامات انسان، پوشش گیاهی دچار بیابان‌زایی شده است، بنابراین به‌منظور کاهش آثار مخرب فرسایش بادی لازم است اقدامات پیشگیرانه و کنترلی در اراضی به‌ویژه حفاظت سطح خاک به‌وسیله باقی‌مانده محصول یا گیاهان در حال رشد صورت بگیرد.»
 ناسازگاری توسعه با توانایی اکولوژیکی سرزمین 
«بیابان‌ها دسته‌های مختلفی دارند. باید میان بیابان‌هایی که از منظر جغرافیایی- اکولوژیکی و اقلیمی به وجود آمده‌اند با بیابان‌زایی که به دلیل تخریب سرزمین ایجاد شده‌اند، تفکیک قائل شویم.»
 محسن عبدالحسینی از کارشناسان منابع طبیعی با بیان این عبارت می‌گوید: «بیابان‌ها بسته به یکسری شرایط ژئوفورمولوژیکی و اقلیمی به وجود می‌آیند. تمدن ما در سرزمین ایران به‌نوعی در طول تاریخ در این شرایط شکل گرفته است و منابع اقتصادی و اجتماعی و زیستی در این مناطق وجود دارند و در دوران جدید به دلیل شرایط جدید توسعه، ما مجبور هستیم بیشتر از این مناطق استفاده کنیم، بنابراین گسترش بیابان امری جدید محسوب می‌شود. بااین‌حال ما می‌توانیم با کنترل آثار سوء بیابان‌زایی مانند جلوگیری از گسترش فرسایش بادی، مهار طوفان‌های شن و گردوغبار و... وضعیت زیستی را بهبود ببخشیم. واقعیت این است که مستعدترین مناطق کشاورزی و اراضی جنگلی و مرتعی در معرض بیابان‌زایی قرار دارند. بنابراین گسترش بیابان می‌تواند زیرساخت‌های گردشگری، کشاورزی و حتی مراکز تمرکز جمعیتی را تهدید کند و ضربات جبران‌ناپذیری به اقتصاد کشور وارد کند. بیابان‌زایی می‌تواند باعث تشدید بلایایی مثل سیل و خشکسالی و... شود که این اتفاقات خود خسارات زیادی برای کشورها
 به بار می‌آورند. با گسترش بیابان‌ها باید منتظر نابودی زیرساخت‌های اجتماعی نیز باشیم. افزایش مهاجرت ناشی از غیرقابل زیست شدن مناطق و افزایش هزینه سلامت خود معضل بسیار خطرناکی است که جمعیت مناطق بیابانی یا در حال بیابانی شدن را در غالب مناطق کشور تهدید می‌کند. 
بر اساس آمارها، طی دو سال اخیر۸۰۰ هزار نفر به‌دلیل تغییرات آب‌وهوایی و خشکسالی به مهاجرت درون‌سرزمینی روی آورده‌اند که‌ اکثر این مهاجرت‌ها از فلات مرکزی به استان‌های شمالی، تهران و البرز بوده است؛ این روند، در صورت تداوم، می‌تواند توازن جمعیتی را بر هم‌ زند و با افزایش تخلیه بخشی از روستاهای مرزی، نگرانی‌های امنیتی ایجاد کند.»
عبدالحسینی در ادامه به نقش انسان اشاره کرده و عنوان می‌کند: «نقش انسان در شکل‌گیری و گسترش بیابان‌زایی بسیار بالاست. این نقش به دلیل استفاده ناصحیح از سرزمین به مراحل تازه‌ای رسیده است. بیشترین تأکید برای مقابله با بیابان‌زایی بحث تخریب‌هایی است که انسان در آن‌ها نقش دارد. عواملی که باعث می‌شود، سرزمین ایران بیش از همیشه در معرض گسترش بیابان باشد، عوامل متعددی است که غالبا در اختیار ما نیستند. مثلاقرار گرفتن ایران در مناطق خشک و نیمه‌خشک، باعث شده پدیده بیابان‌زایی گسترش یابد. غالب مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان ازنظر ویژگی‌های بارندگی، پوشش گیاهی نامتراکم و در دشت‌ها به دلیل چیره بودن بادهای شدید و در ارتفاعات، بروز باران‌های رگباری و شدید سبب شده ازنظر اقلیمی در معرض تخریب بیشتری باشند. متوسط بارندگی سالانه ایران ۲۵۱ میلیمتر و متوسط تبخیر آن حدود ۷۲ درصد بارندگی سالیانه کشور به میزان ۲۹۶ میلیارد مترمکعب گزارش شده و این کشور جز مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان است. با توجه به مقدار کم بارندگی سالیانه و پراکنش نامناسب، برداشت از منابع آب‌های زیرزمینی و کشاورزی باید با رعایت تمام اصول و موازین علمی باشد. ازنظر انسانی، شیوه‌های زندگی و توسعه نقش بسیار مهمی دارد. مهم‌ترین شیوه‌ زندگی که تأثیر نامطلوبی بر منابع طبیعی دارد، دانش پایین برنامه‌ریزان و نسل‌های امروزی است که می‌خواهند از سرزمین حداکثر بهره‌برداری را داشته باشند و منافعی آنی کسب کنند. متأسفانه به دلیل در اولویت نبودن منافع درازمدت در مدیریت سرزمین، ما در مدیریت بوم‌سازگان خود دچار مشکلاتی هستیم. برخلاف نسل‌های قبل که به دلیل فهم بوم‌شناختی که از سرزمین داشتند، از آب و منابع حیاتی به‌درستی استفاده می‌کردند. نسل جدید در عرصه‌های مختلف این درک از سازگاری را ندارند و دلیل بروز برخی از پدیده‌های شدید اقلیمی و سرزمینی در ایران، به همین ناسازگاری سبک زندگی و توسعه با توانایی اکولوژیکی سرزمین برمی‌گردد. از سوی دیگر، شیوه‌های دامداری سنتی با تراکم بسیار زیاد، یکی از نمونه‌های متأخر است. دامداران برخلاف گذشته که تراکم دام کم بود، سعی می‌کنند از سرزمین بهره‌برداری کنند. شخم زدن اراضی شیب‌دار و استفاده بیش‌ازحد از آب‌های زیرزمینی سبب خشک شدن تالاب‌ها و از بین رفتن پوشش گیاهی و رسیدن به آب‌های شور و تلخ شده است. از طرفی آبیاری اراضی با آب‌شور هم سبب از بین رفتن توان باروری سرزمین می‌شود و به‌مرور این مناطق به بیابان تبدیل می‌شوند. تمام مناطق خشک دنیا ازاین‌دست مشکلات دارند و در ایران نیز این مسئله بسیار شدید دارد عمل می‌کند.»
 بهره‌برداری پایدار، راهی برای مهار بیابان‌زایی
این کارشناس منابع طبیعی معتقد است که راه مهار بیابان‌زایی در ایران، بهره‌برداری پایدار است و دراین‌باره خاطرنشان می‌کند: «بهره‌برداری پایدار بر روی تعادل میان انسان و محیط‌زیست تأکید دارد. درعین‌حال که ما سعی می‌کنیم از امکانات حداکثری که در اختیارمان قرار دارد، استفاده کنیم، باید بهره‌برداری از منابع طبیعی به شکلی باشد که در درازمدت برای نسل‌های آینده، این منابع و منافع آن محفوظ بماند. درواقع بیشترین چیزی که ما برای مدیریت سرزمین در ایران نیاز داریم، آگاهی است. آگاهی دادن سبب می‌شود استفاده‌کنندگان بدانند این منابع ابدی نیستند و ممکن است از بین بروند. منابع طبیعی، پتانسیلی برای بهره‌برداری دارند و نمی‌شود از آن‌ها بیش‌ازحد مفرط استفاده کرد. درروند مدیریت پایدار هم دستگاه‌های دولتی و نهادهای قانون‌گذاری و نظارتی و اجرایی نقش دارند و می‌توانند به این مسئله کمک کنند و هم مردم می‌توانند به بهره‌برداری پایدار کمک کنند. هر دو این موارد دارای اهمیت است. آگاهی ضروری است و محوری‌ترین موضوع برای مدیریت پایدار به شمار می‌رود. آگاهی می‌تواند در نحوه برنامه‌ریزی چه در سطح خانواده و افراد و چه در سطح نهادهای قانون‌گذار و اجرایی تأثیرات خود را داشته باشد. برنامه‌ریزی برای توسعه و بهره‌برداری نیاز به دانش و آگاهی از سرزمین و توانایی‌ها و کمبودهایش دارد. به نظر می‌رسد بدون آینده‌نگری و دوراندیشی نمی‌توان بر مخاطرات بیابان‌زایی و تخریب سرزمین فائق آمد. ایران سرزمینی شکننده ازنظر اقلیمی است و هرگونه بی‌مبالاتی در برخورد با طبیعت در ایران می‌تواند خسارت‌بار و جبران‌ناپذیر باشد.»  
چالش‌های پیشروی بیابان