مقصر کیست؟ مسئله این نیست!

مسعود پیرهادی
در روزهای سخت، یکی از نخستین واکنش‌ها همیشه پیدا کردن مقصر است. طبیعی است که در هر ناکامی، سهمی از خطا یا ترک فعل متوجه برخی مسئولان باشد. بی‌شک آنان که در بهترین حالت با بی‌دقتی و خوش‌خیالی از کنار موضوعاتی همچون اسنپ‌بک گذشتند، امروز بیشترین تقصیر را بر دوش دارند و باید به جای فرافکنی، اندکی حیا پیشه کنند و از متهم کردن دیگران دست بردارند. همان‌گونه که آنان که تحریم‌ها را بی‌اثر می‌خواندند و بی‌اعتنا به ضرورت رفع یا خنثی‌سازی آن‌ها، فرصت‌های تاریخی را سوزاندند، اکنون باید در برابر وجدان مردم و تاریخ، شرمنده باشند.
اما نکته مهم اینجاست که تعیین مقصر و سهم تقصیر، اگرچه لازم است، ولی مسئله اصلی ما نیست. امروز جامعه و اقتصاد ما بیش از هر زمان دیگری به اطمینان‌بخشی نیاز دارد. مردم و فعالان اقتصادی باید حس کنند که فارغ از کشمکش‌های سیاسی، مسیر آینده روشن است و تصمیم‌های قاطع و درست برای عبور از شرایط موجود در حال اتخاذ است. بلاتکلیفی بدتر از هر فشار و محدودیتی است؛ و اعتماد، سرمایه‌ای است که اگر تقویت شود، موتور تولید و سرمایه‌گذاری را دوباره به حرکت درمی‌آورد.
از این رو، لازم است مسئولان به جای تداوم مجادلات، برنامه‌های شفاف و قابل سنجش ارائه دهند. تثبیت سیاست‌های اقتصادی، اولویت دادن به خنثی‌سازی تحریم‌ها در کنار تلاش برای رفع آن‌ها، حمایت از تولید داخلی، و ایجاد سازوکارهای پایدار برای جذب سرمایه ایرانیان خارج از کشور، بخشی از اقداماتی است که می‌تواند هم اعتماد عمومی را ترمیم کند و هم اقتصاد ملی را در مسیر درست قرار دهد. به‌ویژه، باید از فرصت‌های منطقه‌ای و جهانی با هوشمندی استفاده کرد تا کشور نه در موضع تدافعی، که در جایگاه یک بازیگر فعال و ابتکارآفرین ظاهر شود.
امروز بیش از هر زمان دیگر باید باور کنیم که یافتن مقصر، اگرچه بخشی از راه است، اما مقصد نهایی نیست.
مقصد ما گذر از وضعیت کنونی و ساختن آینده‌ای استوارتر برای ملت ایران است؛ آینده‌ای که جز با اتحاد، شفافیت و تدبیر، دست‌یافتنی نخواهد بود.
در عین حال باید هوشیار باشیم که در فضای رقابت‌های سیاسی، جای دشمن اصلی با رقیب داخلی جابه‌جا نشود. دشمنی که سال‌هاست با تحریم‌های ظالمانه و فشارهای اقتصادی به دنبال تضعیف ایران و ایرانی است، همچنان همان دشمن بیرونی است و نباید در هیاهوی رقابت‌های جناحی فراموش شود. خطای بزرگ این است که به جای تمرکز بر مقابله با فشار خارجی و تقویت جبهه داخلی، انرژی ملی صرف درگیری‌های بی‌حاصل شود. 

مقصر کیست؟  مسئله این نیست!