فناوری‌های نوین تا چه حد می‌توانند اقتصاد را شفاف کنند؟

داده‌محوری در خدمت عدالت مالیاتی

گروه اقتصادی
در سال‌های اخیر نظام مالیاتی کشور بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه سیاست‌گذاران اقتصادی قرار گرفته است. کاهش اتکای بودجه به درآمدهای نفتی، ضرورت تأمین منابع پایدار برای اداره کشور و مقابله با نابرابری‌های اقتصادی همگی نظام مالیاتی را به یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکمرانی اقتصادی بدل کرده‌اند. در این میان، تقویت فناوری‌های نوین و حرکت به‌سوی حکمرانی داده‌محور، به‌عنوان یک راهبرد کلیدی، نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش شفافیت اقتصادی و تحقق عدالت مالیاتی ایفا می‌کند. نظام مالیاتی سنتی متکی بر اظهارنامه‌های دستی، اطلاعات پراکنده و نظارت‌های محدود انسانی، همواره با چالش‌هایی نظیر فرار مالیاتی، خطای محاسباتی، فساد اداری و نابرابری در اخذ مالیات روبه‌رو بوده است. در چنین ساختاری، بخش قابل‌توجهی از فعالان اقتصادی شفاف و حقوق‌بگیران، بار اصلی مالیات را به دوش می‌کشند، در حالی که برخی دانه‌درشت‌ها و فعالیت‌های غیرشفاف از چتر مالیاتی خارج می‌مانند. تحول دیجیتال در نظام مالیاتی، با تکیه بر فناوری‌هایی مانند پایگاه‌های داده یکپارچه، هوش مصنوعی، تحلیل کلان‌داده‌ها و سامانه‌های هوشمند، این معادله ناعادلانه را هدف گرفته است. حکمرانی داده‌محور به دولت این امکان را می‌دهد که به‌جای تصمیم‌گیری‌های سلیقه‌ای و جزیره‌ای، بر مبنای داده‌های واقعی، جامع و به‌روز عمل کند. به گزارش مهر؛ درحال حاضر با توسعه سامانه‌های الکترونیکی و اتصال پایگاه‌های اطلاعاتی مختلف، امکان رصد دقیق‌تر فعالیت‌های اقتصادی فراهم شده و تصویر شفاف‌تری از گردش مالی در اقتصاد شکل گرفته است و تحول دیجیتال در نظام مالیاتی، پیش از هر چیز به ارتقای شفافیت اقتصادی منجر شده است. شفافیت، یکی از پیش‌نیازهای اصلی تحقق عدالت مالیاتی و مقابله با پدیده‌هایی نظیر فرار مالیاتی و اقتصاد زیرزمینی به شمار می‌رود. زمانی که داده‌های مالی از منابع مختلف تجمیع و تحلیل می‌شود، امکان پنهان‌سازی درآمدها یا فعالیت‌های اقتصادی غیررسمی به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابد. این امر نه‌تنها به افزایش درآمدهای پایدار دولت کمک می‌کند، بلکه حس عدالت و اعتماد عمومی نسبت به نظام مالیاتی را نیز تقویت می‌کند. در کنار شفافیت، افزایش کارایی از دیگر دستاوردهای مهم دیجیتالی شدن نظام مالیاتی است. الکترونیکی شدن فرآیندها، از مرحله ثبت‌نام مؤدیان و ارسال اظهارنامه‌ها گرفته تا تشخیص، اعتراض و وصول مالیات، باعث کاهش بوروکراسی اداری و تسریع در انجام امور شده است. حذف مراجعات حضوری غیرضروری، کاهش زمان رسیدگی به پرونده‌ها و استانداردسازی فرآیندها، نه‌تنها هزینه‌های اجرایی دولت را کاهش داده، بلکه تجربه مؤدیان در تعامل با نظام مالیاتی را نیز بهبود بخشیده است. در واقع، فناوری اطلاعات توانسته است رابطه‌ای کارآمدتر، شفاف‌تر و کم‌هزینه‌تر میان دولت و شهروندان ایجاد کند.
داده محوری، ستون فقرات نظام مالیاتی نوین
در نظام مالیاتی هوشمند، داده به‌مثابه ستون فقرات تصمیم‌سازی عمل می‌کند. اتصال پایگاه‌های اطلاعاتی مختلف از جمله اطلاعات بانکی، گمرکی، املاک، خودرو، معاملات تجاری و تراکنش‌های مالی، تصویری شفاف از وضعیت اقتصادی اشخاص حقیقی و حقوقی ترسیم می‌کند. این تصویر، امکان شناسایی دقیق درآمدها، تشخیص فعالیت‌های مشمول مالیات و کشف فرارهای مالیاتی را فراهم می‌سازد. حکمرانی داده‌محور، به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد گاه با فعالیت‌های غیررسمی مواجه است، یک ابزار راهبردی محسوب می‌شود. درحقیقت باید بگوییم که هرچه دامنه و کیفیت داده‌ها افزایش یابد، فضای مانور برای پنهان‌کاری اقتصادی محدودتر شده و عدالت در اخذ مالیات تقویت می‌شود.
نقش فناوری‌های نوین در مقابله با فرار مالیاتی
فرار مالیاتی یکی از معضلات مزمن اقتصاد است که سالانه سبب هدررفت بخش قابل توجهی از منابع عمومی می‌شود. فناوری‌های نوین، به‌ویژه الگوریتم‌های هوشمند و تحلیل‌گر، امکان شناسایی الگوهای مشکوک و رفتارهای غیرعادی مالی را فراهم کرده‌اند. درتشریح بیش‌تر این موضوع مطلوب است تا عنوان بداریم که این فناوری‌ها می‌توانند بدون مداخله مستقیم انسانی، ریسک فرار مالیاتی را ارزیابی کرده و پرونده‌های پرریسک را برای رسیدگی دقیق‌تر مشخص کنند. کاهش وابستگی به تشخیص‌های فردی، علاوه بر افزایش دقت، همانطور که پیش‌تر نیز عنوان گشت؛ زمینه‌ساز کاهش فساد اداری نیز هست. هنگامی که فرآیند تشخیص و وصول مالیات به سامانه‌های شفاف و قابل رصد سپرده می‌شود، امکان اعمال نفوذ و تبعیض به حداقل می‌رسد؛ موضوعی که با اصول عدالت‌خواهانه اقتصادی نیز هم‌خوانی کامل دارد.
شفافیت اقتصادی، پیش‌شرط اعتماد عمومی
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای حکمرانی داده‌محور در نظام مالیاتی، افزایش شفافیت اقتصادی است. شفافیت، نه‌تنها به معنای روشن شدن جریان‌های مالی، بلکه به مفهوم قابل پیش‌بینی شدن قواعد بازی اقتصادی است. فعالان اقتصادی زمانی با رغبت بیشتری به پرداخت مالیات تن می‌دهند که اطمینان داشته باشند نظام مالیاتی عادلانه، شفاف و بدون تبعیض عمل می‌کند. فناوری‌های نوین با استانداردسازی فرآیندها، کاهش برخوردهای سلیقه‌ای و تسهیل دسترسی مؤدیان به اطلاعات و خدمات مالیاتی، به تقویت این اعتماد کمک می‌کنند. سامانه‌های الکترونیکی، امکان مشاهده وضعیت پرونده مالیاتی، نحوه محاسبه مالیات و سوابق پرداخت را برای مؤدیان فراهم کرده و احساس مشارکت و مسئولیت‌پذیری اقتصادی را افزایش می‌دهد.
مالیات هوشمند و تحقق اقتصاد مقاومتی
در گفتمان اقتصاد مقاومتی، تأمین منابع پایدار و درون‌زا برای اداره اقتصاد، جایگاه ویژه‌ای دارد. مالیات، سالم‌ترین و پایدارترین منبع درآمدی محسوب می‌شود، به شرط آنکه عادلانه و کارآمد وصول شود. حکمرانی داده‌محور در نظام مالیاتی، با گسترش پایه‌های مالیاتی و کاهش فرار می‌تواند بدون افزایش فشار بر اقشار متوسط و ضعیف، درآمدهای دولت را افزایش دهد. این رویکرد، امکان شناسایی فعالیت‌های سوداگرانه و غیرمولد را نیز فراهم می‌کند؛ فعالیت‌هایی که نه‌تنها ارزش افزوده‌ای برای اقتصاد ایجاد نمی‌کنند، بلکه به تشدید تورم و نابرابری دامن می‌زنند. مالیات‌ستانی هوشمند از این بخش‌ها در عمل به هدایت سرمایه‌ها به سمت تولید و اشتغال کمک خواهد کرد.
الزامات و چالش‌های پیش‌رو
البته حرکت به‌سوی حکمرانی داده‌محور بدون چالش نیست. حفظ امنیت داده‌ها، ارتقای زیرساخت‌های فنی، آموزش نیروی انسانی متخصص و فرهنگ‌سازی در میان مؤدیان، از جمله الزامات این مسیر است. اعتماد عمومی زمانی تقویت می‌شود که مردم اطمینان داشته باشند داده‌های اقتصادی آنان تنها در چارچوب قانون و برای تحقق منافع عمومی مورد استفاده قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، هماهنگی بین دستگاه‌های مختلف و پرهیز از نگاه‌های جزیره‌ای شرط موفقیت این تحول است. حکمرانی داده‌محور، نیازمند عزم ملی و نگاه کلان حاکمیتی است؛ نگاهی که فناوری را نه یک ابزار تجملی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای اداره اقتصاد می‌داند.
سخن پایانی
تقویت فناوری‌های نوین و استقرار حکمرانی داده‌محور در نظام مالیاتی، یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای آینده اقتصاد است. این رویکرد، با افزایش شفافیت اقتصادی، کاهش فرار مالیاتی، مقابله با فساد و تحقق عدالت مالیاتی، می‌تواند پیشران اعتماد عمومی و کارآمدی حکمرانی باشد. در شرایطی که کشور نیازمند انسجام هرچه تمام‌تر اقتصادی و مشارکت همگانی در تأمین هزینه‌های عمومی است، نظام مالیاتی هوشمند و داده‌محور، مصداقی عینی از عدالت در عمل و گامی مهم در مسیر تحقق آرمان‌های اقتصادی به شمار می‌رود. درحقیقت این روند نه‌تنها به افزایش درآمدهای پایدار دولت می‌انجامد، بلکه گامی مهم در جهت تحقق عدالت اقتصادی، شفافیت مالی و حکمرانی هوشمند در کشور خواهد بود و با کاهش هزینه‌های دولت، بستر افزایش تمایل به همکاری و تمکین مالیاتی را نیز رقم خواهد زد.
داده‌محوری در خدمت عدالت مالیاتی